ریحانه عامل نیک: به مناسبت ارتحال مرجع عالیقدر جهان تشیع و فقیه اهلبیت عصمت و طهارت (ع)، حضرت آیتاللهالعظمی حاج سید موسی شبیری زنجانی، در گفتگویی تفصیلی با یکی از شاگردان ایشان، حجتالاسلام هادی عجمی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان و دبیر حلقه فقه نظام خانواده مدرسه عالی فقاهت عالم آلمحمد(ع) به بررسی روش تدریس و ویژگیهای شخصیتی این فقیه نامدار پرداختهایم. متن پیشرو حاصل این همکلامی و تبیین جایگاه کمنظیر «شیخالفقهای قم» در حوزههای علمیه است.
حق عظیم بر حوزههای علمیه و لزوم الگوگیری از «تمحض و تمرکز علمی»
حوزههای علمیه و به طور خاص،حوزه علمیه قم، در علم فقه—که علم اهلبیت (ع) است—بهواقع وامدار و مدیون حضرت آیتالله شبیری زنجانی هستند. ایشان یک مسیر واحد را برگزیدند که همانا «فقه» بود و تمام وقت و توان خویش را صرف این مسئله نمودند. این شیوه، الگویی بسیار ارزشمند برای طلاب، دانشجویان و تمامی افرادی است که فضای علمی را برای زیست خود انتخاب کردهاند؛ الگویی مبنی بر اینکه از تشتت فکری دوری جویند و از پرداختن همزمان به علوم متعدد بپرهیزند و در یک حوزه متمرکز شوند.
هنگامی که پژوهشگر بر یک نقطه متمرکز میشود، پیشرفت و دانش او ثمربخشتر خواهد شد و خودش نیز از این رشد علمی حظ و لذت بیشتری خواهد برد. برخلاف کسانی که برای نمونه، کارشناسی را در یک رشته، کارشناسی ارشد را در رشتهای دیگر میگذرانند و موضوع تدریسشان نیز امری متفاوت و گاه نامرتبط با این دو است؛ این قبیل افراد غالباً به مقام تخصص دست نمییابند. فرد زمانی به تخصص حقیقی میرسد که تمرکز کامل و تمحض پیدا کند و در یک قلمرو خاص عمیق شود.
معظمله در این زمینه الگویی کاملاً شایسته مطالعه و تدقیق هستند. اگر بخواهم محور سخن خود را در یک عنوان خلاصه کنم، باید بگویم: حضرت آیتالله شبیری زنجانی؛ الگوی فقهپژوهان. ایشان در دو یا سه مسئله اصلی متمرکز بودند؛ از جمله توجه به اصول فقه را صرفاً در حد ابزاری برای خدمت به فقه و کاربرد در استنباط فقهی قرار دادند، تمرکز زمانی و پژوهشی کامل داشتند و در نهایت اهتمام ویژهای به پرورش شاگرد ورزیدند. شایسته است عنوان «شیخالفقهای قم» در دوره حاضر بهحق به ایشان اختصاص یابد. همچنین شیوه تدریس و تدرّس حضرت آیتالله شبیری زنجانی یقیناً باید بهعنوان یک الگوی موفق، هم در مقام شاگردی و سیر تکاملی خود ایشان (تدرّس) و هم در جایگاه استادی و شاگردپروری (تدریس)، مورد بازخوانی و واکاوی قرار گیرد؛ چرا که هدف ایشان صرفاً القای دستهای از مفاهیم تئوریک نبود، بلکه پرورش واقعی طلاب را مدنظر داشتند و به همین منظور، افزون بر ساعات دروس رسمی، زمانهای دیگری را نیز به این امر مهم اختصاص میدادند. در این میان، یک نکته جانبی نیز وجود دارد و آن اینکه ایشان دست فرزندان خویش را در انتخاب مسیر رشد کاملاً باز گذاشتند؛ هرگز اینگونه نبود که چون خود در یک حوزه به اوج پیشرفت دست یافتهاند، بر فرزندان فشار بیاورند یا مانع فعالیت آنان در سایر زمینهها شوند. این موضوع نیز نشان از یک سیره الگویی دارد و ما حقیقتاً میتوانیم وجود مبارک این استاد برجسته و شیخالفقهای قم را بهعنوان یک الگوی شاخص برای تحقیق و پژوهشهای فقهی مورد اهتمام قرار دهیم.
ولایتمداری، ارادت به رهبر شهید انقلاب و سیره باز در تربیت فرزندان
محور دیگر در ابعاد شخصیتی ایشان، مقوله ولایتمداری بود؛ ولایتمداری عمیقی که ریشه در محبت ویژه ایشان نسبت به رهبر شهید انقلاب داشت. خودِ رهبر شهید انقلاب نیز در دیداری که با معظمله داشتند، بر این مسئله تصریح فرمودند و بیان داشتند که فرزندانم را دعوت و سفارش میکنم تا حتماً از محضر علمی شما بهرهمند شوند. زمانی که شخصیتی در تراز فقاهت و جایگاه مرجعیت، فرزندان خود را—چه در سالهای دور و دوران جوانی فرزندان و چه در سالهای اخیر—به شاگردی و استفاده از محضر حضرت آیتالله شبیری زنجانی در قم ترغیب مینمایند، نشان از مرتبه علمی فوقالعاده و والای ایشان دارد.
نکته دیگر که در زیست خانوادگی ایشان بسیار جالبتوجه است، این بود که با وجود برخورداری از جایگاه رفیع فقاهت، در سیره تربیتی خود اجازه میدادند تا فرزندان بر اساس خواست و تمایل خویش مسیرشان را برگزینند. برای نمونه، دختر محترم ایشان از متخصصان بسیار برجسته حوزه پزشکی بانوان و از پزشکان شاخص شهر قم در این رشته به شمار میروند. حاصل ازدواج ایشان ۱۲ فرزند (۶ پسر و ۶ دختر) است. از میان پسران ایشان، پنج نفر با الگوبرداری از مسیر علمی پدر و جدشان، به سوی روحانیت گام نهادند. از جمله فرزندان ایشان میتوان به حججالاسلام سید محمد شبیری زنجانی و سید محمدجواد (از فضلا و مدرسان حوزه قم)، سید علی (مدیر موسسه فرهنگی یاسین)، سید حسن (مدیر موسسه رایپرداز) و سید احمد اشاره کرد. همچنین فرزند دیگر ایشان، مهندس و از افراد متدین و مقید به آداب شرعی است. دختران ایشان نیز از تحصیلات عالی برخوردارند و پزشک بسیار ماهر و متخصص هستند.
این مسئله نشاندهنده آن است که ایشان بستر را برای شکوفایی استعدادهای فرزندان خود در هر رشتهای فراهم میساختند و فرزندانشان نیز در هر حوزهای که قدم نهادند، به جایگاه برتر دست یافتند. عدم الزام فرزندان به ورود انحصاری به حیطه علوم حوزوی و فقهی، حاکی از وسعت نظر و روشنبینی ایشان و باور عملیشان به این اصل بود که استعدادهای افراد گوناگون است و هر کس باید در راستای استعداد ویژه خود به رشد و بالندگی برسد.
روش شاگردپروری، جلسات صمیمی حلقه اول و اعتلای علمی حوزویان
یکی دیگر از برجستگیهای بارز معظمله، اهتمام عملی به «شاگردپروری» بود. ایشان چه در ایام ماه مبارک رمضان و چه در سایر ایام سال، افزون بر دروس عمومی و رسمی، نشستها و محافلی تخصصی را با شاگردان خاص و حلقه اول خویش برگزار میکردند. ساختار این نشستها بسیار صمیمی، دایرهای و دوستانه بود؛ چای میل میشد، احوالپرسی و مراوده صورت میگرفت و سپس بحثها بهصورت کاملاً پویا و زنجیرهوار آغاز و بسط داده میشد.
جالب اینجاست که بسیاری از شاگردان، بهره علمی و معرفتی خود از این جلسات غیررسمی را شاید فراتر از دستاوردهای کلاسهای عمومی میدانستند؛ چرا که در آن جمعها باب پرسش و پاسخ بیواسطه و طرح مستقیم دیدگاهها و مباحث دقیق فقهی گشوده بود. نشستها چارچوب محدود و محصوری نداشت و هر کس میتوانست هر پرسش فقهی و علمی را که مدنظر دارد به اشتراک بگذارد و در تعاملی زنده، مسائل مطرح و به پاسخهای محققانه منتهی گردد. این رویکرد، گواه روشنی بر توجه عمیق ایشان به کادرسازی و پرورش علمی نخبگان بود؛ تا جایی که بسیاری از اساتید کنونی سطوح عالی حوزه علمیه قم و حوزههای سراسر کشور، از زمره شاگردان خاص ایشان محسوب میشوند.
امثال بنده نیز که توفیق شرکت در جلسات عمومی درس ایشان را داشتیم و خداوند این توفیق را عنایت فرمود که طی یک یا دو سال از دور با محضرشان آشنا شویم، غنا و عمق کمنظیر مباحث ایشان را بهعینه لمس میکردیم. یکی از توانمندیها و مهارتهای برجسته تدریس ایشان این بود که کلاس بهگونهای هدایت میشد که طلاب با سطوح مختلف تحصیلی امکان حضور و استفاده داشتند. به تعبیر حجتالاسلام قرائتی که میفرمایند سخن باید بهگونهای مطرح شود که «خواص بپسندند و عوام بفهمند»—گرچه در متون فقهی استدلالی عمومیت به معنای عرفی آن مصداق ندارد—اما در این درس، طلابی که سطح علمی مناسبی داشتند به درک کاملی از بحث دست مییافتند و همزمان، خواص و اساتید سطوح عالی که در پای درس حضور مییافتند، از عمق و پختگی کلام کاملاً سیراب میشدند و آن را میپسندیدند. از اینرو، بهراستی میتوان ایشان را «شیخالفقهای قم» خواند؛ شخصیتی که فضلای تراز اول و حتی سایر فقهای حوزه علمیه قم خود در درس ایشان زانوی تلمذ میزدند.
عالمی جامعه بهمثابه مدل موفق پژوهشگر در فقه اهل بیت(ع)
مجموعه این ویژگیها نشاندهنده حق سترگی است که ایشان بر دوش حوزههای علمیه دارند؛ حوزههای علمیه در نگاهی کلان در مباحث فقهی و این دانش شریف که معرف معارف ناب اهلبیت (علیهمالسلام) است، خود را وامدار حضرت آیتالله شبیری زنجانی میدانند. ایشان با ارادهای پولادین، مسیر فقاهت را برگزیدند و شبانهروز عمر خویش را صرف این علم شریف کردند. این سلوک، سرمشقی ماندگار برای تمامی دانشپژوهان، فضلا و دانشگاهیان است تا از پراکندهکاری و اشتغال همزمان به شاخههای متعدد علمی بپرهیزند و با پرهیز از تشتت، توان خود را در یک نقطه ویژه کانالیزه کنند؛ چرا که تمرکز و ممارست مداوم، ثمرات فراوانتر و رضایت روحی بیشتری را در مسیر بالندگی به همراه خواهد داشت، بر خلاف الگوهای رایجی که فرد مدارج مختلف یا امور تدریس خود را در رشتههای ناهمگون و نامرتبط سپری میکند و در نهایت نیز به تخصص لازم نائل نمیگردد.
بنابراین، سلوک علمی ایشان الگویی کاملاً قابل پژوهش و بهرهبرداری است و تأکید بر اینکه رویکرد حضرت آیتالله شبیری زنجانی؛ الگوی جامع فقهپژوهان است بر پایه واقعیتهای ملموس بنا شده است؛ تمرکز در خدمتگیری علم اصول برای فقه، انضباط وقت و تمحض علمی، و در نهایت، سرمایهگذاری ویژه برای پرورش شاگردان طراز اول از دلایل این امر است.
روش آموزش ایشان باید از زاویه یک پرونده و الگوی موفق پژوهش فقهی مورد مداقه قرار گیرد؛ روشی که در آن صرفِ تعلیم یک سری مفاهیم و اصطلاحات اصالت نداشت، بلکه تربیت استدلالی و بارور ساختن ذهن شاگردان وجهه همت بود و برای این کار، اوقاتی خارج از ضوابط و ساعتهای متداول درسی اختصاص مییافت. در عین حال، سیره ایشان در ساحت خانواده و ایجاد بستر باز برای رشد و استقلال فرزندان در حوزههای متنوع علمی و حرفهای، بدون تحمیل انحصاری خواستهها یا محدود ساختن آنان، نشان از وسعت دید و توازن در شخصیت ایشان داشت. بدون تردید، میتوان شخصیت این استاد فقید را بهعنوان یک مدل جامع و الگویی شاخص در پژوهش، استنباط و تدریس فقهی به جامعه علمی معرفی کرد.





نظر شما