در روز ۲۰۷ جنگ، میدان جنگ به نیویورک منتقل شده است؛ جایی که این هفته ایران و آمریکا برای مشروعیت، ائتلاف و شکل دادن به روایت پایان جنگ رقابت میکنند.
مسعود پزشکیان پیش از عزیمت به مجمع عمومی گفته است در نیویورک «رنجهای مردم ایران، جنایات رخ داده و بیاعتمادی ایجاد شده» پس از حملات آمریکا و اسرائیل را مطرح خواهد کرد. در طرف مقابل، دونالد ترامپ نیز سخنرانی خود در سازمان ملل را به دفاع از جنگ اختصاص داده و آن را اقدامی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای معرفی کرده است. بنابراین نیویورک نه میز مذاکره، بلکه میدان رقابت دو روایت از جنگ است.
ایران؛ پرونده جنگ در برابر جهان
هدف ایران تنها تکرار مواضع سیاسی نیست. ایران تلاش دارد هزینه انسانی و حقوقی جنگ را به یکی از محورهای فشار دیپلماتیک بر واشنگتن تبدیل کند. رئیسجمهور پیش از سفر، حملات به مدرسه میناب و مجموعه ورزشی لامرد را نمونهای از حملاتی دانست که غیرنظامیان را هدف قرار دادهاند. پیشتر نیز یک هیئت حقیقتیاب وابسته به سازمان ملل گفته بود «دلایل معقولی» برای بررسی این حملات بهعنوان جنایت جنگی وجود دارد.
در این چارچوب، تهران در نیویورک میکوشد مسئله را از دوگانه «برنامه هستهای ایران» خارج و به این پرسش تبدیل کند که چه کسی مسئول آغاز و استمرار جنگ و پیامدهای آن است؟
این تغییر قاب برای ایران اهمیت دارد؛ زیرا مجمع عمومی جایی است که آمریکا دیگر تنها با متحدان غربی روبهرو نیست و کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین نیز مخاطب این روایتاند.
واشنگتن؛ دفاع از جنگ و حفظ ائتلاف
آمریکا نیز با دستور کار مشخصی وارد نشست سازمان ملل شده است. ترامپ جنگ را در سخنرانی خود قابل دفاع دانسته و همزمان نشستهایی با رهبران کشورهای خلیج فارس در برنامه دارد. رویترز گزارش کرده نگرانی از جنگ ایران و گسترش بحران یمن یکی از محورهای اصلی این دیدارهاست.
اهمیت این جلسات برای واشنگتن فقط نظامی نیست. پس از حملات به زیرساختهای عربستان و پیشروی انصارالله، آمریکا باید به متحدان خود نشان دهد معماری امنیتی تحت رهبری واشنگتن همچنان کارآمد است. مارکو روبیو نیز دیروز تأکید کرد آمریکا به تعهدات دفاعی خود در قبال عربستان پایبند خواهد ماند. بریتانیا نیز با اعزام هواپیمای سوخترسان برای پشتیبانی دفاعی از عربستان موافقت کرده است. در نتیجه، نیویورک برای واشنگتن صحنه بازسازی اعتماد متحدان نیز هست. اعتمادی که ترک برداشته است.
رقابت بر سر کشورهای خلیج فارس
شاید مهمترین مخاطبان این نبرد دیپلماتیک، کشورهای عربی خلیج فارس باشند. چتمهاوس در تحلیل تازه خود مینویسد جنگ در حال تسریع گذار خلیج فارس به نظمی «چندمحوری» است. کشورهای عربی همچنان به آمریکا وابستگی امنیتی دارند، اما همزمان روابط با چین، ایران، ترکیه و پاکستان را توسعه میدهند. این اندیشکده معتقد است برای عربستان، ثبات و نوعی همزیستی مدیریتشده با ایران به یک ضرورت اقتصادی و امنیتی تبدیل شده است.اندیشکدهCSIS نیز استدلال میکند جنگ میتواند ساختار امنیتی منطقه را تغییر دهد و کشورهای خلیج فارس را به سمت ترتیباتی سوق دهد که صرفاً متکی به آمریکا نباشد. به همین دلیل، رقابت ایران و واشنگتن فقط بر سر افکار عمومی جهان نیست؛ بر سر جهتگیری آینده همسایگان ایران نیز هست.
نبرد بعدی؛ شورای امنیت
نشانه دیگری از انتقال جنگ به عرصه دیپلماتیک، تلاش فرانسه برای تهیه قطعنامهای تازه درباره امنیت کشتیرانی در هرمز است. رویترز به نقل از دیپلماتها گزارش داده پاریس با هماهنگی واشنگتن در حال بررسی مأموریتی بینالمللی برای حفاظت از آزادی کشتیرانی است. تلاشهای قبلی با مخالفت چین و روسیه روبهرو شده بود؛ زیرا این دو کشور آن را بیش از حد علیه ایران میدانستند.
اگر این طرح پیش برود، نبرد بر سر هرمز از آبهای خلیج فارس به شورای امنیت منتقل میشود. واشنگتن پس از ناکامی در عادیسازی تردد در هرمز، تلاش خواهد کرد موضوع را به مسئله «آزادی کشتیرانی جهانی» تبدیل کند.
سازمان ملل؛ محل صلح یا میدان روایت؟
چتمهاوس پیش از آغاز مجمع عمومی نوشته بود سازمان ملل در بسیاری از مذاکرات واقعی پایان جنگها، از جمله جنگ ایران، عملاً به حاشیه رانده شده است. اما این به معنای بیاهمیت بودن نیویورک نیست. کارکرد اصلی این اجلاس نه امضای توافق، بلکه تعیین موازنه سیاسی پیرامون جنگ است. چه کشورهایی روایت آمریکا را میپذیرند، چه کشورهایی با ادامه فشار مخالفاند و کشورهای خلیج فارس تا چه اندازه حاضرند همچنان به تضمین امنیتی آمریکا تکیه کنند.




نظر شما