تحولات منطقه

روز جهانی گردشگری امسال در ایران با صنعتی سپری می‌شود که میان جنگ، بحران اقتصادی، ضعف زیرساخت‌ها و ریزش ورود گردشگران خارجی گرفتار شده؛ صنعتی با جاذبه‌های فراوان اما سهمی دور از ظرفیت واقعی خود.

گردشگری ایران زیر آوار بحران /   جاذبه داریم، گردشگر نداریم
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

۲۷ سپتامبر، روز جهانی گردشگری،امسال بیش ازهر زمان دیگری برای کشور ما فرصتی برای حساب‌کشی از وضعیت این صنعت است؛صنعتی که سال‌ها درباره ظرفیت‌های کم‌ نظیر آن سخن گفته شده،اما فاصله میان «ظرفیت» و «عملکرد» همچنان یکی از جدی‌ترین مسائل آن است. سازمان ملل متحد شعار روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ را «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» انتخاب کرده؛ شعاری که نشان می‌دهد گردشگری جهان وارد مرحله‌ای شده که فناوری، داده، هوش مصنوعی و تجربه دیجیتال مسافر، بخشی از رقابت اصلی مقاصد گردشگری محسوب می‌شود.

ایران ما اما درهمین مقطع با مسئله‌ ای بنیادی‌ تر مواجه است: چگونه باید صنعتی را که هنوز با مشکلات ابتدایی مانند امنیت سفر، پرواز، سرمایه ‌گذاری، تبلیغات بین‌المللی، دسترسی، اقامت، صدور روادید، نوسازی زیرساخت و ثبات اقتصادی دست ‌وپنجه نرم می‌کند، وارد مرحله گردشگری هوشمند و رقابت جهانی کرد؟

آمارهای رسمی منتشرشده درباره ورود و خروج مسافران، تصویر روشنی از عمق بحران ارائه می‌دهد؛براساس داده‌های وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در سال ۱۴۰۳ بیش از ۷ میلیون و ۳۹۹ هزار گردشگر ورودی ثبت شده بود؛ این رقم در سال ۱۴۰۴ به حدود ۶ میلیون و ۲۰۵ هزار نفرکاهش یافت؛ یعنی افتی بیش از ۱۶ درصد؛ وضعیت دربهار ۱۴۰۵ وخیم تر شد و تعداد ورودی‌ها از یک میلیون و ۹۱۴ هزار نفر در بهار سال قبل به حدود ۹۲۹ هزار نفر رسید؛ کاهشی حدود ۵۱.۵ درصدی.

این ارقام البته به تنهایی نمی‌توانند نوع سفر را مشخص کنند و همه ورودی‌ها الزاماً گردشگر تفریحی نیستند؛ بخشی از این آمار می‌تواند مربوط به سفرهای زیارتی، تجاری، درمانی یا دیدار اقوام باشد؛ با این حال، روند نزولی ورودی‌ها نمی‌تواند نادیده گرفته شود.

وقتی امنیت، نخستین شرط سفر می‌شود

گردشگری بیش از بسیاری از صنایع دیگر به «اعتماد» وابسته است؛ مسافر پیش از آنکه درباره قیمت هتل، جاذبه تاریخی یا کیفیت غذا تصمیم بگیرد، درباره امنیت مقصد تصمیم می‌گیرد. به همین دلیل جنگ و تنش‌های امنیتی می‌توانند در کوتاه ‌ترین زمان، رزروهای هتل، تورها، پروازها و برنامه سفر را تحت تأثیر قرار دهند.

در کشور ما نیز جنگ اخیر فشار مستقیمی بر صنعت گردشگری وارد کرد؛ گزارش‌های منتشرشده از آسیب ‌دیدن دست‌کم ۶۲ واحد گردشگری در ۱۲ استان در جریان جنگ حکایت دارد؛ واحدهایی که شامل هتل‌ها، مهمانپذیرها، رستوران‌ها، مجتمع‌های بین‌ راهی و دیگر تأسیسات گردشگری بوده‌اند.

اما خسارت جنگ فقط تخریب یک ساختمان یا توقف چند روزه فعالیت یک هتل نیست؛ گردشگری زنجیره‌ای از کسب‌ وکارهاست؛ از آژانس و راهنمای تور گرفته تا راننده، هتلدار، رستوران، فروشنده صنایع دستی، اقامتگاه بوم‌ گردی، موزه، شرکت حمل ‌ونقل و حتی کسب‌ وکارهای محلی که در اطراف یک مقصد گردشگری فعالیت می‌کنند؛در چنین شرایطی حتی واحدی که از نظر فیزیکی آسیب ندیده، ممکن است با کاهش شدید تقاضا مواجه شود.

انوشیروان محسنی‌ بند پی، معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در اردیبهشت امسال اعلام کرد که برای سال ۱۴۰۵ سه سناریوی «جنگ و بحران»، «نه جنگ نه صلح» و «صلح و ثبات پایدار» برای صنعت گردشگری تدوین شده است. به گفته او، در سناریوی جنگ تمرکز بر مدیریت بحران، امنیت گردشگران، حفظ حداقلی خدمات سفر، تقویت گردشگری داخلی و صیانت از کسب‌ وکارهای گردشگری است و در شرایط ثبات، افزایش ۵۰ درصدی گردشگران ورودی، توسعه روادید الکترونیکی برای ۳۳ کشور و جذب سرمایه‌ گذاری خارجی در گردشگری سلامت و طبیعت ‌گردی دنبال می‌شود.

این تقسیم‌ بندی یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد: گردشگری ایران دیگر نمی‌تواند با فرض ثبات دائمی برنامه‌ ریزی کند و باید برای بحران، تحریم، جنگ، اختلال حمل‌ ونقل و تغییر ناگهانی بازار نیز برنامه داشته باشد.

مشکل فقط جنگ نیست؛ زخم قدیمی اقتصاد گردشگری

اگر جنگ را تنها عامل رکود گردشگری بدانیم، بخشی از واقعیت را حذف کرده‌ایم؛ صنعت گردشگری ایران پیش از جنگ نیز با مجموعه ‌ای از مشکلات ساختاری مواجه بود؛ تورم و کاهش قدرت خرید، سفر داخلی را برای بخشی از خانوارها به کالایی قابل حذف تبدیل کرده است. افزایش هزینه اقامت، حمل‌ ونقل، غذا و خدمات گردشگری باعث شده سفر برای بسیاری از خانواده‌ها کوتاه ‌تر، ارزان‌ تر یا به ‌طور کامل حذف شود.

درسوی دیگر، فعالان گردشگری خارجی با موانعی مانند محدودیت‌های بانکی، دشواری انتقال پول، تحریم‌ها، ضعف ارتباطات بین‌المللی، محدودیت تبلیغات و کاهش دسترسی مستقیم به بازارهای جهانی مواجه‌ اند؛این در حالی است که رقبای منطقه ‌ای ایران در سال‌های اخیر سرمایه ‌گذاری گسترده‌ ای روی هتل، فرودگاه، تبلیغات، رویدادهای بین‌المللی و برند مقصد انجام داده‌اند.

آمارها نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۴ عراق با بیش از ۳.۶ میلیون ورودی، بزرگ ‌ترین مبدأ ثبت‌ شده گردشگران ورودی به ایران بوده و پس از آن افغانستان و ترکیه قرار داشته‌اند. این ترکیب نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از بازار ورودی ایران همچنان به کشورهای همسایه وابسته است.

محسنی‌بندپی نیز برهمین اساس از تمرکز بر بازار کشورهای همسایه در سناریوی «نه جنگ نه صلح» سخن گفته است؛ رویکردی که می‌تواند در کوتاه ‌مدت اهمیت داشته باشد،اما توسعه پایدار گردشگری نیازمند تنوع‌ بخشی به بازارهاست تا صنعت گردشگری کشور به چند بازار محدود وابسته نماند.

مشکل دیگر، فرآیند طولانی و پیچیده سرمایه‌ گذاری است؛زمین، مجوز، تأمین مالی، تغییر کاربری، محیط زیست، شهرداری، منابع طبیعی و دستگاه‌های متعدد می‌توانند یک پروژه گردشگری را ماه‌ها یا حتی سال‌ها درگیر کنند.

علی‌اصغر شالبافیان، رئیس مرکز سرمایه‌ گذاری و امور اقتصادی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، پیش‌تر مأموریت اصلی این مرکز را تسهیل سرمایه‌ گذاری، حمایت از سرمایه‌ گذاران، شناسایی موانع و تعامل با بانک‌ها برای تسریع اعطای تسهیلات اعلام کرده بود. همین شرح مأموریت نشان می‌دهد مسئله سرمایه ‌گذاری و بروکراسی اداری همچنان در مرکز مشکلات این صنعت قرار دارد.

هزاران پروژه روی کاغذ، اما گردشگر کجاست؟

در ظاهر، نشانه‌هایی از سرمایه‌ گذاری گسترده در صنعت گردشگری دیده می‌شود. سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در تازه‌ ترین اظهارات خود اعلام کرده است که اکنون ۳ هزار و ۱۷ پروژه گردشگری درکشور فعال است که مجموع سرمایه‌ گذاری آنها به حدود هزار و ۳۰۰ همت می‌رسد و می‌تواند زمینه ایجاد ۱۰۰ هزار فرصت شغلی را فراهم کند.

او همچنین گفته است در دولت، هزار و ۴۷۱ پروژه با سرمایه‌ گذاری ۱۳۲ همت و اشتغال‌ زایی ۱۹ هزار نفر افتتاح شده و بیش از هزار و ۷۰۰ فرصت سرمایه‌ گذاری نیز شناسایی شده است؛این اعداد اگرچه ظرفیت بالای سرمایه‌ گذاری در گردشگری را نشان می‌دهند، اما یک سؤال جدی باقی می‌ماند: آیا توسعه فیزیکی ظرفیت‌ها همزمان با رشد تقاضا پیش می‌رود؟

ساخت هتل به‌تنهایی گردشگری ایجاد نمی‌کند؛ اگر هواپیما، قطار، جاده، تبلیغات، راهنمای حرفه‌ای، خدمات دیجیتال، رویداد، امنیت، بازار خارجی و قدرت خرید داخلی وجود نداشته باشد، افزایش تعداد اتاق‌ها الزاماً به افزایش درآمد گردشگری منجر نمی‌شود.

صالحی‌امیری نیز در تازه ‌ترین نشست مدیران وزارتخانه برهمین مسئله تأکید کرده و گفته است «رفع موانع، بسترسازی برای آینده و حفظ پویایی جریان سرمایه‌ گذاری» باید در صدر اولویت‌ها قرار گیرد و «قطار گردشگری باید سرعت بگیرد». او همچنین از ضرورت هماهنگی میان وزارت میراث فرهنگی، شهرداری‌ها و وزارت راه برای رفع موانع سرمایه ‌گذاری سخن گفته است.

از سوی دیگر، وزیر میراث فرهنگی اعلام کرده است که ۱۰۲ بسته سرمایه‌ گذاری بی‌نام برای ارائه به سرمایه‌ گذاران آماده شده است؛ اقدامی که اگر با کاهش واقعی زمان صدور مجوز و ثبات مقررات همراه شود، می‌تواند بخشی از مشکل سرمایه‌ گذاری را کاهش دهد؛اما چالش اصلی اینجاست که صنعت گردشگری برای رونق فقط به «پروژه» نیاز ندارد؛ به «مسافر» نیاز دارد.

گردشگری در جنگ؛ از بقا تا بازسازی اعتماد

تجربه ماه‌های اخیر نشان داد گردشگری در شرایط جنگی الزاماً به معنای تعطیلی کامل نیست، اما شکل فعالیت آن تغییر می‌کند؛معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی گفته است سیاست این وزارتخانه بر «تعطیل ‌ناپذیری گردشگری» استوار بوده و در دوران بحران تلاش شده تعامل میان دولت، تشکل‌ها و بخش خصوصی ادامه پیدا کند. او همچنین اعلام کرده که در اسفند ۱۴۰۴ بیش از ۱۴۰ هزار گردشگر سلامت و زیارتی وارد کشور شدند و این رقم در فروردین ۱۴۰۵ به بیش از ۱۷۸ هزار نفر رسید.

این آمار نشان می‌دهد حتی در شرایط بحرانی نیز همه اشکال سفر متوقف نمی‌شوند؛ گردشگری سلامت، زیارت، سفرهای خانوادگی و بازار کشورهای همسایه می‌توانند انعطاف بیشتری نسبت به گردشگری تفریحی دوربرد داشته باشند؛ اما مرحله دشوارتر، «پس از جنگ» است.

بازگشت گردشگر خارجی صرفاً با بازگشایی فرودگاه‌ها اتفاق نمی‌افتد؛ مسافر خارجی باید دوباره احساس کند سفر به ایران قابل پیش‌بینی است. شرکت‌های هواپیمایی باید پرواز برقرار کنند، شرکت‌های بیمه باید پوشش مناسب ارائه دهند، آژانس‌های خارجی باید فروش تور ایران را از سر بگیرند و رسانه‌ها و شبکه‌های گردشگری جهانی باید دوباره مقصد ایران را در برنامه‌های خود قرار دهند.

در چنین شرایطی، تبلیغات گردشگری اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. ایران برای بازگشت به بازار جهانی فقط نیازمند گفتن «ایران امن است» نیست؛ باید تجربه واقعی سفر را برای گردشگر قابل پیش‌بینی کند.

صالحی‌امیری در تازه ‌ترین اظهارات خود نیز برهمین افق پساجنگ تأکید کرده و گفته است سرمایه‌ گذاران همچنان به آینده صنعت گردشگری و ورود موج جدید گردشگران پس از جنگ امیدوارند. او همچنین خواستار تدوین برنامه‌ای جامع برای گردشگری جنوب کشور پس از جنگ شده است.

از سوی دیگر، تجربه جهانی نشان می‌دهد گردشگری از بحران‌ها آسیب ‌پذیر،اما درعین حال دارای ظرفیت بازگشت است. شورای جهانی سفر و گردشگری نیز در تحلیل بحران‌های امنیتی تأکید کرده است که در صورت بازسازی سریع اعتماد مسافران و حمایت دولت و صنعت، تقاضای گردشگری می‌تواند پس از بحران‌های امنیتی با سرعت قابل توجهی بازیابی شود.

آینده گردشگری ایران؛ فرصت هست، اما زمان علیه ماست

ایران از نظر تنوع جاذبه، در موقعیت کم‌ نظیری قرار دارد؛ از میراث تاریخی و فرهنگی تا طبیعت، کویر، سواحل، گردشگری سلامت، زیارت، غذا، روستاها و گردشگری ماجراجویانه، اما مزیت طبیعی و تاریخی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل می‌شود که زیرساخت، سیاست‌گذاری و بازارسازی پشت آن قرار گیرد.

در این میان گردشگری روستایی می‌تواند یکی از مسیرهای مهم آینده باشد. معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی اعلام کرده که در سال ۲۰۲۵ سه روستای ایران در فهرست جهانی گردشگری ثبت شدند و هشت روستای دیگر در سال ۲۰۲۶ در فرآیند رقابت قرار گرفته‌ اند. او همچنین از تسهیلات قرض‌الحسنه برای بوم‌ گردی‌ها و برنامه توسعه گردشگری سبز خبر داده است.

این مسیر اهمیت زیادی دارد، زیرا گردشگری نباید فقط در تهران، اصفهان، شیراز، مشهد یا چند مقصد شناخته‌ شده خلاصه شود؛ اگر گردشگر در روستا بماند، غذای محلی بخورد، صنایع دستی بخرد و از خدمات جامعه محلی استفاده کند، درآمد گردشگری مستقیم ‌تر وارد اقتصاد همان منطقه می‌شود.

گردشگری سلامت نیز یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم ایران است؛ بازاری که می‌تواند وابستگی کمتری به گردشگری تفریحی داشته باشد و در صورت ایجاد سازوکار حرفه‌ ای، بیمه، بازاریابی بین‌المللی و تسهیل روادید، ارزآوری قابل توجهی ایجاد کند.

از سوی دیگر، آینده گردشگری بدون فناوری قابل تصور نیست. شعار روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته است: هوش مصنوعی و تحول دیجیتال قرار است نحوه انتخاب مقصد، رزرو، دریافت اطلاعات و تجربه سفر را تغییر دهند.

ایران اگر بخواهد سهمی از گردشگری آینده داشته باشد، باید از مرحله داشتن یک وب‌ سایت یا تبلیغ در شبکه اجتماعی عبور کند و به سمت داده‌محوری، نقشه‌های هوشمند گردشگری، ترجمه ماشینی، دستیارهای سفر، بازاریابی شخصی‌ سازی‌ شده و خدمات یکپارچه دیجیتال حرکت کند.

در نهایت، مسئله گردشگری ایران کمبود جاذبه نیست؛ مسئله تبدیل جاذبه به تجربه و تجربه به اقتصاد است؛ ایران امروز با یک انتخاب مهم مواجه است: می‌تواند پس از بحران دوباره همان مسیر گذشته را ادامه دهد؛ یعنی برگزاری رویداد، افتتاح پروژه، ساخت هتل و تکرار وعده‌های جذب گردشگر. یا اینکه بحران را به نقطه‌ای برای بازطراحی صنعت گردشگری تبدیل کند؛ صنعتی که در آن امنیت، زیرساخت، سرمایه ‌گذاری، فناوری، تبلیغات، آموزش نیروی انسانی، مشارکت جوامع محلی و ثبات سیاست ‌گذاری در کنار هم قرار بگیرند.

آمارفعلی نشان می‌دهد فاصله میان ظرفیت و واقعیت هنوز زیاد است؛ ورود گردشگران در بهار ۱۴۰۵ بیش از نصف کاهش یافته، بخشی از تأسیسات گردشگری از جنگ آسیب دیده‌اند و فعالان صنعت همچنان با مشکلات اقتصادی و سرمایه ‌گذاری روبه‌ رو هستند؛ در مقابل، دولت از هزاران پروژه فعال، فرصت‌های سرمایه ‌گذاری و برنامه‌ های پساجنگ سخن می‌گوید.

بنابراین روز جهانی گردشگری امسال بیش از آنکه روز جشن گرفتن ظرفیت‌های گردشگری ایران باشد، فرصتی برای طرح یک سؤال ساده اما تعیین‌ کننده است: آیا ایران می‌خواهد همچنان کشوری با جاذبه‌های فراوان و گردشگر کم باشد، یا می‌تواند از این جاذبه‌ها یک صنعت رقابت ‌پذیر، تاب‌ آور و درآمد زا بسازد؟

پاسخ این سؤال نه در تعداد پروژه‌های افتتاح‌ شده، بلکه در تعداد گردشگرانی مشخص خواهد شد که دوباره ایران را انتخاب می‌کنند؛ در مدت اقامت آنها، میزان هزینه ‌ای که در اقتصاد محلی باقی می‌گذارند، رضایتشان از سفر و مهم ‌تر از همه، در اعتمادی که پس از بازگشت به کشور خود درباره ایران منتقل می‌کنند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha