با گذشت چهار دهه از دفاع مقدس، تجربه هشت سال ایستادگی ملت ایران همچنان یکی از مهمترین الگوهای مواجهه با تهدیدهای نظامی و غیرنظامی بهشمار میرود؛ بهویژه در شرایطی که ماهیت جنگهای امروز از تقابل صرف نظامی فراتر رفته و ابعاد ترکیبی، رسانهای، شناختی و فرهنگی یافته است.
جنگهای اخیر نیز نشان دادهاند که دشمن در کنار فشارهای نظامی، ذهن، هویت و باورهای جامعه را هدف قرار میدهد. در چنین شرایطی، بازخوانی مؤلفههای مقاومت مردم و رزمندگان در دفاع مقدس میتواند به شناخت راهبردهای مقابله با تهدیدهای جدید کمک کند. در این راستا حبیب زمانیمحجوب ، دانشیار پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) موارد چند را عنوان کرده است که در ادامه آمده است.
مهمترین شباهت و تفاوت ماهوی بین جنگ تحمیلی هشتساله و جنگهای امروز چیست؟
مهمترین شباهت جنگ تحمیلی هشتساله و جنگهای امروز، بهویژه جنگ رمضان، عزم جدی استکبار جهانی به رهبری آمریکا برای نابودی انقلاب اسلامی ایران است و دیگر علتها و دلایل، بیشتر بهانهاند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، استکبار جهانی و ضد انقلاب داخلی، آنگاه که از انواع توطئهها و دشمنیها سودی نبردند، جنگی خارجی را بر ملت ایران تحمیل کردند تا بتوانند به اهداف شوم خود برسند. رژیم بعثی عراق و صدام حسین، رئیسجمهور آن، به گمان اینکه ایران در روزهای اول انقلاب، خود را ضعیف میبیند، با تشویق و حمایت قدرتهای بزرگ، بهویژه آمریکا و شوروی، تجاوز به خاک ایران را آغاز کرد تا به تعبیر خود، با یک حمله کار ایران را تمام کند. صدام در فروردین ۱۳۵۸ گفت: «اکنون موقع آن نیست که من دست روی دست بگذارم و شاهد و ناظر انقلاب ایران باشم. اینک موقع آن رسیده است که از وضع آشفته ایران تضعیفشده حداکثر بهرهبرداری را بکنم و با یک حمله کار ایران را بسازم.» طه یاسین رمضان، معاون نخستوزیر عراق نیز به صراحت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را هدف عراق از جنگ با ایران دانست و گفت: «ما بر این نکته تأکید میکنیم که جنگ به پایان نخواهد رسید، مگر اینکه رژیم حاکم در ایران بهطور کلی منهدم شود؛ زیرا اختلافات اساسی بر سر چندصد کیلومتر مربع زمین یا نصف شطالعرب، که سبب بروز جنگ شده بود، نیست.»
درواقع، رژیم عراق جنگی نیابتی را با ایران آغاز کرده بود؛ جنگی به نیابت از ابرقدرتهای زمان ایالات متحده آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، انگلیس، فرانسه و آلمان و نیز رژیم غاصب صهیونیستی، همراه با کشورهای استبدادی و ارتجاعی منطقه؛ چنانکه صدام خود در مصاحبه با یکی از نشریات غربی به این واقعیت تصریح کرد: «امروز عراق به نمایندگی از سوی تمام جهان متمدن با نظام ایران میجنگد و کشورهای غربی در این زمینه باید از ما سپاسگزار باشند.»
بر این اساس، ابرقدرتهای جهانی و منطقهای عراق را به سلاحهای شیمیایی و امکانات جنگی پیشرفته مجهز کردند و رسانههای خود را در خدمت تبلیغات رژیم بعثی قرار دادند؛ همچنین با هواپیماهای آواکس، اطلاعات نظامی لازم را از جبهههای ایران دریافت میکردند و در اختیار صدام میگذاشتند. از سوی دیگر، شورای امنیت سازمان ملل، با تعللی توجیهناپذیر و مسامحه در محکوم کردن تجاوز و متجاوز، فرصت را در اختیار رژیم عراق قرار داد تا انقلاب و نظام اسلامی را سرنگون کند.
در جنگ رمضان نیز مهمترین هدف دشمن، سقوط جمهوری اسلامی، نابودی و تجزیه ایران بود؛ و چون به این هدف شوم دست نیافتند، برای رهایی از باتلاقی که در آن گرفتار شدند، دست به هر کاری میزنند تا آبروی از دسترفته خویش را در صحنه بینالملل بازیابند.
اما مهمترین تفاوت، جایگاه و قدرت جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی هشتساله و جنگ رمضان است. اگر در آغاز جنگ تحمیلی بخشهایی از سرزمینمان را از دست دادیم و دشمن جرئت دستدرازی به خاک این سرزمین را یافت، در جنگ رمضان ایران در قامت یک ابرقدرت در برابر استکبار جهانی ایستاده و دشمن را به زانو درآورده است؛ دقیقاً همان جملهای که سخنگوی شجاع وزارت خارجه اعلام کرد: «ما هم ابرقدرتیم.»
نکته دیگر آنکه جنگ امروز، جنگ ترکیبی است. در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، دشمنان با اذعان به ناکارآمدی راهبردهای تقابل ساده، بهتدریج الگوی جنگ ترکیبی را بهمثابه پیچیدهترین شکل تهاجم علیه جمهوری اسلامی طراحی و اجرا کردهاند؛ جنگی که در آن، مرزهای میان صلح و جنگ، میدان و دیپلماسی، سختافزار و نرمافزار قدرت چنان در هم تنیده میشود که تشخیص منبع تهدید، تفکیک میدانهای نبرد و پیشبینی گامهای بعدی دشمن را برای جوامع هدف دشوار میکند. دشمن در این میدان، با بهرهگیری همزمان از ابزارهای سخت، نیمهسخت و نرم در عرصههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، رسانهای، شناختی و سایبری، امنیت روانی، سرمایه اجتماعی و باورهای بنیادین جامعه ایرانی را نشانه رفته است.
در برابر چنین تهاجمی، راهبرد جهاد ترکیبی بهمثابه پاسخی همتراز با پیچیدگی دشمن، الگویی جامع، هوشمندانه و برگرفته از مبانی اسلامی ـ انقلابی است که با تکیه بر ارکان سهگانه تلاش خستگیناپذیر، دشمنشناسی عمیق و جهتگیری الهی، پدافند و آفند را هوشمندانه در هم میآمیزد و تصویری تمامعیار از بازدارندگی فعال و دستیابی به تفوق راهبردی نسبت به کانونهای فتنه و تهدید ارائه میدهد.
به نظر شما بزرگترین درس دفاع مقدس برای مدیریت بحرانهای امروز چیست؟
یکی از مهمترین صحنههای ایستادگی تمامعیار ملت ایران، دفاع مقدس هشتساله است. مقاومت شکوهمند و عزتمندانه ملت ایران در یکی از سختترین لحظات تاریخ کشور، دشمن را در هدف خود از تجاوز به ایران ناکام گذاشت و ایران اسلامی را از یکی از بحرانیترین مقاطع خود عبور داد.
در اینجا تنها به دو سند از استقامت رزمندگان اسلام اشاره میکنم. سرلشکر محسن رضایی، فرمانده کل سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس، درباره مقاومت و ایستادگی رزمندگان در عملیات خیبر در جزایر مجنون میگوید: «... دشمن تمامی امکاناتش را به کار گرفت؛ توپولوف آورد؛ ایلیوشین را برای اولین بار در جنگ آورد؛ هر فروندش یک کیلومتر مربع را بمباران کرد. یک میلیون و ۵۰۰ هزار گلوله در این جزیره [مجنون] ریختند؛ دشمن همه تلاشش را انجام داد تا با پاتکهایش جزایر را از ما بگیرد، اما رزمندگان ما ماندند؛ ایستادند و مقاومت کردند.» سردار شهید حاج ابراهیم همت نیز درباره مقاومت بسیجیان در عملیات والفجر ۱ میگوید: «... تعداد ۴۵ هزار نفر از عزیزان بسیجی، که فقط چند نفرشان سالم مانده بودند، به مدت چهار روز در مقابل تپههای روبهروی پاسگاه رشید عراق، در کانالی به عمق یک متر، که کف آن را آب و لجن پوشانده بود، در مقابل نیروهای عراق مقاومت کردند و حاضر به عقبنشینی نشدند. این حرکت برادران چنان جالب بود که هنگام بازگو کردن آن برای امام بزرگوار، ایشان فرمودند: اینها همان ملائکهالله هستند.»
نکته مهم دیگر، ایستادگی مردم در کنار رزمندگان بود. مقاومت مردم مسلمان ایران در برابر تهدیدها و تهاجم دشمن در طول جنگ هشتساله، از جمله باشکوهترین صحنههای ایثار و مقاومت است.
مردم مسلمان ایران، علاوه بر کمکهای مادی و معنوی به جبههها، در مقابل انواع مشکلات و مصائب ناشی از جنگ، از جمله آوارگی، کمبود و حملات موشکی، جانانه مقاومت کردند و تلاش دشمن را برای به تسلیم کشاندن ملت و ایجاد رعب و وحشت در آنها خنثی کردند. دفاع پرشکوه، غیرتمندانه و عاشقانه ملت ایران از انقلاب و نظام اسلامی و تمامیت ارضی کشور، از درخشانترین نمونههای مقاومت، جانفشانی و فداکاری ایرانیان در طول تاریخ است؛ بهطوری که از همان روزهای آغازین جنگ تحمیلی، در پاسخ به ندای امام خمینی(ره)، داوطلبانه پیشروی دشمن را، که خیال فتح سه روزه تا یک هفتهای ایران را در سر میپروراند، متوقف کردند و آنان را زمینگیر ساختند.
با وجود آنکه در قوانین بینالمللی بر مصونیت شهرها حتی در زمان وقوع جنگ تأکید شده است، رژیم بعثی عراق، که به هیچیک از قوانین بینالمللی و انسانی پایبند نبود، پس از تجاوز رسمی به ایران در شهریور ۱۳۵۹، بسیاری از شهرهای کشورمان را در استانهای خوزستان، ایلام، کرمانشاه و کردستان، همزمان با تهاجم زمینی، مورد حمله هوایی و توپخانهای قرار داد؛ چنانکه در شش ماه آغازین جنگ، ۴۱۳ بار به شهرهای ایران حمله کرد.
این حملات در سالهای بعد نیز ادامه یافت؛ بهطوری که ۵۷۱ بار در سال ۱۳۶۰، ۴۷۶ بار در سال ۱۳۶۱، ۲۶۰ بار در سال ۱۳۶۲، ۲۴۶ بار در سال ۱۳۶۳، ۷۹۰ بار در سال ۱۳۶۴، ۹۶۲ بار در سال ۱۳۶۵، ۷۴۵ بار در سال ۱۳۶۶ و ۳۰۶ بار در پنج ماه پایانی جنگ در سال ۱۳۶۷ به شهرهای ایران حمله شد؛ به این ترتیب، شهرهای ایران در مجموع چهار هزار و ۷۶۹ بار هدف حمله هواپیماها، موشکها و سلاحهای سنگین عراقی قرار گرفت.
در این حملات، که به جنگ شهرها شهرت یافت، به بیش از ۱۲۷ شهر ایران حمله شد که از آن میان آبادان با تحمل بیش از یک هزار و ۱۷ حمله، اهواز با تحمل ۳۱۶ حمله و دزفول با تحمل ۲۴۱ حمله در صدر بودند.
در طول جنگ تحمیلی، شهرهای بسیاری از مراکز استانها در مناطق گوناگون کشور، از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب کشور، مورد حمله موشکی رژیم بعثی قرار گرفت، اما مردم در همه این دوران با صلابت در مقابل حملات دشمن ایستادند و در پایان ۷۶ هزار و ۸۷۳ شهید بیگناه، از زن و مرد و کودک و نوجوان و جوان و پیر، تقدیم انقلاب کردند.
در حملات رژیم بعثی عراق نهتنها مناطق مسکونی، بلکه مدارس و مراکز آموزشی و حتی بیمارستانها نیز هدف قرار گرفت، اما با وجود همه این حملات و شهادتها و جراحات و نابودی زیرساختهای کشور، مردم ایران همه رنجها و سختیها را به جان خریدند و قهرمانانه مقاومت کردند.
بنابراین، بزرگترین درس دفاع مقدس برای جنگ امروز، مقاومت همه ایرانیان، اعم از رزمندگان و تکتک مردم، برای دفاع از میهن و پیروزی بر دشمن است. ما این را در جنگ تحمیلی هشتساله آزموده و نتیجه آن را به چشم دیدهایم. در این جنگ نیز تا آخرین لحظه خواهیم ایستاد و مطمئنیم که پیروز خواهیم شد، چراکه خدا به استقامتکنندگان وعده پیروزی داده است. همانگونه که در آیه ۱۳ و ۱۴ سوره مبارکه «احقاف» میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِینَ فِیهَا جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس استقامت کردند، نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند. آنها اهل بهشتند و در آن جاودانه میمانند؛ این پاداش اعمالی است که انجام میدادند.»
در جنگ امروز، دشمن به جای تمرکز صرف بر اشغال سرزمین، بر ذهنها و هویت مردم تمرکز کرده است. دفاع مقدس چه آموزهای برای مقابله با این نوع تهاجم به ما میدهد؟
از مهمترین صحنههای ایستادگی ملت ایران، مقاومت آنان در برابر تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن است. دشمنان اسلام و ایران، پس از آنکه با انواع توطئهها و جنگ سخت نتوانستند ملت ایران را به تسلیم وادارند، کوشیدند با تهاجم به فرهنگ اصیل ایرانی، آنان را از فرهنگ انقلابی تشیع و اسلام ناب محمدی دور کنند و به این ترتیب زمینه را برای دستیابی به اهداف شوم خود فراهم کنند.
در تهاجم فرهنگی و جنگ نرم، دشمنان میکوشند با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای و رایانهای، باورها و ارزشهای مردم را خدشهدار کنند؛ از اینرو، شبکههای رادیویی، تلویزیونی و ماهوارهای و نیز مطبوعات و خبرگزاریهای آنان بهصورت انبوه به شبههپراکنی و تبلیغ بر ضد اسلام و انقلاب و تخریب وجهه نظام جمهوری اسلامی ایران مشغول هستند.
غربیها همچنین با بهرهگیری از سایتهای اینترنتی، وبلاگها و شبکههای اجتماعی، اخلاق و ارزشهای اسلامی و ایرانی را به تمسخر میگیرند و میکوشند اسلام را معادل خشونت، تروریسم، ضدیت با آزادی، دموکراسی و حقوق بشر معرفی کنند.
دشمنان با ساخت فیلمهای گوناگون بر ضد اسلام، به گسترش اسلامهراسی و شیعههراسی میپردازند و با بزرگنمایی صحنههایی از اقدامات گروههای منحرف اسلامی، همچون طالبان، القاعده و داعش، میکوشند چهره اسلام را مخدوش کنند.
از سوی دیگر، در پی القای این نکتهاند که ایران کشوری طرفدار تروریسم، در پی دستیابی به سلاحهای هستهای و ضد حقوق بشر است. آنان با ساخت فیلمهایی ضد ایرانی، همچون «۳۰۰» و «سنگسار ثریا»، درصددند نظام اسلامی ایران را خشن، دیکتاتور و محور شرارت در منطقه معرفی کنند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، با اشاره به جنگ نرم دشمن فرمودند: «همه امروز فهمیدهاند و دانستهاند که مواجهه استکبار با نظام جمهوری اسلامی، دیگر از نوع مواجهه دهه اول انقلاب نیست. در آن مواجهه زورآزمایی کردند؛ شکست خوردند. مواجهه سخت بود، ایجاد جنگ بود، کودتا بود، شورشهای قومی راه انداختند، جنگ تحمیلی را به راه انداختند، شکست خوردند، البته باید همیشه هوشیاری نسبت به همه جوانب باشد، اما این اولویت استکبار در مواجهه با نظام اسلامی نیست. اولویت آن چیزی است که امروز به آن میگویند جنگ نرم.»
روشن است که ایستادگی در برابر این تهاجم، نیازمند هوشمندی و دشمنشناسی است؛ زیرا هجوم دشمن به ذهن، عقل و دل مردم، بهویژه زنان و جوانان، برخلاف جنگ سخت، برای بسیاری از افراد محسوس نیست.
همانگونه که ما در جنگ تحمیلی هشتساله بر جنگ سخت دشمن فائق آمدیم، قطعاً در برابر جنگ نرم دشمن نیز پیروز خواهیم شد. دفاع مقدس، بزرگترین درس میهندوستی و توجه به هویت ایرانی و اسلامی را برای ما به ارمغان گذاشت.
اگر بتوانیم رشادتهای قهرمانان واقعی این سرزمین را در دفاع از آب و خاک، برای جوانان خود بازگو کنیم، بسیاری از نقشههای دشمنان برای سلطه بر ذهنها و تغییر هویت ایرانیان بینتیجه خواهد ماند. دفاع مقدس، بزرگترین چارچوب دفاع از هویت ایرانی ـ اسلامی است و نگاه به آن، بهترین الگو برای هویتیابی جوان امروز است.




نظر شما