حجتالاسلام علیرضا قبادی، جامعهشناس و کارشناس دینی، با نگاهی نو و کاربردی، به بازخوانی ابعاد مغفول مانده از زندگی پیامبر اکرم(ص) پرداخت.
در تاریخ اسلام آمده است که پیامبر(ص) آیاتی از قرآن کریم را در پاسخ به پرسشهای «اسعد بن زراره» قرائت کردند. در ادامه مفاد و محتوای آیات تلاوت شده بررسی میشود تا دلائل اقناع ذهن پرسشگر او و در نهایت مسلمان شدنش مشخص شود. از منظر گفتمانی، هر کلامی متناظر به بافت و زمانه ایراد میشود. آیات قرآن کریم نه تنها از این قاعده مستثنا نیستند بلکه در عالیترین شکل در پیوند با بافت و زمینه گفته شدهاند، از این رو آیات قرآن کریم به آیات مکی و مدنی، جهاد و صلح، درباره دنیا و در خصوص آخرت و ... تفکیک میشوند.
شان نزول آیات
افزون بر آنکه فصاحت و بلاغت کلام نیز بر تاثیر کلام وحی میافزاید. اصطلاح «شأن نزول» آیات نیز به زمینه و بافت اجتماعی یا سیاسی نزول آیات دلالت دارد. با توجه به این مقدمه کوتاه، مفاد و محتوای آیات ۱۵۱ و ۱۵۲ سوره انعام که پیامبر(ص) در پاسخ به پرسشهای اسعد تلاوت کردند، تحلیل میشود.
در آغاز آیه ۱۵۱ آمده است: «قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛ بگو بیائید، تا برای شما بخوانم، آنچه را که پروردگار شما بر شما حرام کرده است. همین جمله کوتاه «بیائید و...» از یک سو وضعیت و احوال اسعد بن زراره و از سوی دیگر جذابیت کلام خداوند را به خوبی و زیبایی نشان میدهد. سپس قوانین زیر را برای اداره سعادتمندانه فرد و جامعه ارائه میدهد:
۱.هیچ چیزی را برای او (خدا) شریک نگیرید.
۲. به پدر و مادر احسان کنید.
۳. فرزندان خود را از ترس فقر نکشید.
۴.نزدیک اعمال زشت نشوید.
۵. هیچ کسی را که خدا خونش را حرام کرده به قتل نرسانید.
۶. به مال یتیم نزدیک نشوید.
۷. پیمانه و میزان را به درستی بکشید.
۸. به عدالت سخن گوئید.
۹. به عهد خدا وفا کنید.
تکلیف بنده در حد توان اوست
با توجه به فرصت کوتاه ملاقات اسعد با پیامبر(ص) در مسجدالحرام در این آیات به صورت فهرستوار پنج قانون منع شده و به چهار قانون، فرمان داده شده است.
در اثنای بیان قوانین و اصول مزبور تاکید شده است که خداوند هیچ شخصی را جز به اندازه تواناییاش تکلیف نمیکند.
سپس در پایان آیه ۱۵۱ مردم را به تعقل و در پایان آیه ۱۵۲ آنان را به توجه و تنبه به این قواعد توصیه کرده است. حال باید دید چرا اسعد با شنیدن این آیات مسلمان شد؟
زراره بن اسعد در جامعهای زندگی میکرد که انواع خدایان پرستش میشدند و به چشم خود میدید که برخی جانها چقدر بیارزشاند و چگونه در کمال بیرحمی در خاک مدفون میشوند. او شاهد انتقام جویی، کینه توزیی و تعصب قبائلی بود که غارتگریها و درگیریهای خونین و طولانی در پی داشته است. او در جامعهای زندگی میکرد که انواع تبعیضها، نابرابریها، ضعیف کشیها و اقسام زشت کاریها و نارواهای دیگر در آن به راحتی انجام میگرفت.
اسعد جامعهای را مشاهده میکرد که از هرگونه قانون عادلانه و منصفانه خالی بود. در نهایت او دردها، آسیبها، مسائل و بحرانهای جامعه را به چشم میدید. از قضا او برای درمان همین دردها از مدینه تا مکه آمده بود. اما میسر اشتباهی را برای درمان انتخاب و جستوجو میکرد، از این رو به محض ملاقات با پیامبر(ص) و شنیدن مفاد سخنان آن حضرت، آیین او را تصدیق کرد و مسلمان شد، چرا که او اصول و ضوابطی را در کلام وحی شنیده بود که قانون مداری، رفع تبعیضات نادرست و حفظ کرامت انسانی در آن محقق میشد. به عبارت دیگر او چاره دردها و آسیبها را یافته بود. همان قوانینی که هر فطرت سالم نیز آن را تصدیق و تایید میکند.




نظر شما