تحولات منطقه

پیش از اینکه شمشیر را از رو ببندید و به نسل ‌زد به خاطر پوسیدگی مغزی دسته‌جمعی ناشی از تماشای زیاد محتواهای پوج برچسب بزنید.

چرا نسل زد با وجود آگاهی، باز هم دست از اسکرول‌کردن نمی‌کشد؟/ پناه بردن به محتوای پوچ
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

پیش از اینکه شمشیر را از رو ببندید و به نسل ‌زد به خاطر پوسیدگی مغزی دسته‌جمعی ناشی از تماشای زیاد محتواهای پوج برچسب بزنید، باید بگویم آن‌ها خودشان استادتر از ما هستند و بهتر از ما می‌دانند که دارند در باتلاق ویدئوهای بی‌معنی تیک‌تاک و اینستاگرام دست‌ و پا می‌زنند. یعنی مسئله‌، بی‌خبری از کیفیت محتواها نیست، آن‌ها خوب می‌دانند دارند چه می‌کنند، اما اراده‌شان در برابر الگوریتم، ضعیف است و نمی‌دانند چطور باید بفهمند که پدیده پوسیدگی مغز، درواقع فریادی برای کمک خواستن است.

بیماری همه‌گیر

به نظر شما به وضعیتی که در آن یک نفر گوشی دست گرفته و دارد پشت سر هم ویدئوهای بی‌معنی را می‌بیند، چه می‌گویند؟ آخر تماشای پشت ‌سر هم فنجان قهوه‌ای که می‌رقصد، توالتی که آواز می‌خواند و موزی که عضله دارد و با لهجه غلیظ هوش مصنوعی حرف می‌زند به اندازه کافی مضحک هستند، اما اینکه یک نفر (البته شامل خودمان هم می‌شود) ساعت‌ها درگیر دیدن چنین محتوایی باشد جای نگرانی دارد. ویدئوها رگباری پشت سر هم پخش می‌شوند و ما هم خیلی محترمانه به تماشای این فاجعه ادامه می‌دهیم و تا وقتی فیلترشکن از کار نیفتاده در مسیرمان ثابت قدمیم. اسم این وضعیت را گذاشته‌اند «پوسیدگی مغز». اولش آدم فکر می‌کند با یک بیماری نادر و عجیب و غریب عصبی روبه‌رو است، درحالی که اتفاقاً آن‌قدر همه‌گیر شده است که اگر چند ساعتی در تیک‌تاک، اینستاگرام و یوتیوب بچرخید می‌بینید خودتان هم به آن مبتلا شدید. ناگفته نماند که این اصطلاح، اولین باری نیست که بزرگ‌ترها را نگران می‌کند و فریاد «نسل جوان با این رسانه جدید، مغزش را به باد می‌دهد» را بلند کرده است. هر نسلی، ظاهراً تخریبگر مختص به خودش را دارد که قرار است تمدن را به قهقرا ببرد. یک زمانی کتاب‌های مصور قرار بود بچه‌ها را بزهکار و بی‌فرهنگ کنند. بعد تلویزیون متهم شد که کودکان را تنبل، چاق و بی‌تحرک بار می‌آورد. کمی بعد، نوبت بازی‌های ویدئویی و موسیقی رپ بود که در صدر فهرست عوامل انحراف قرار بگیرند و وقتی هم اینترنت متولد شد، گمان کردند قرار است نسل جدید را در اتاق‌های تاریک حبس کند تا با غریبه‌های خطرناک چت کنند.

ضد رضایت

به هر حال فعلاً مجرم اصلی ما، ویدئوهای کوتاهی هستند که برایتان مثال زدم. حالا جالب است بدانید محققان سراغ خود نسل زد رفته‌اند و با افراد سیزده تا بیست‌وشش ساله درباره تجربه‌شان از «پوسیدگی مغز» صحبت کردند. «مکسی هایت‌مایر» در مقاله‌ای که نیویورک تایمز منتشر کرده است، می‌نویسد: این جوان‌ها اتفاقاً خیلی بیشتر از چیزی که تصور می‌کنید، حواسشان به ماجراست. یعنی آن‌طور نیست که یک مشت جوان بی‌خبر از آثار و مضرات شبکه‌های اجتماعی، نشسته باشند و مغزشان را تحویل الگوریتم داده باشند و خودشان هم نفهمند چه اتفاقی دارد می‌افتد. برعکس؛ خیلی‌هایشان دقیقاً می‌دانند الگوریتم چه می‌کند، می‌دانند چرا ویدئوها پشت سر هم می‌آیند و حتی می‌دانند پس از مدتی دیگر انتخاب نمی‌کنند چه چیزی ببینند، بلکه فقط تماشا می‌کنند.

درواقع می‌شود گفت نسل زد از بیماری‌شان مطلع بودند و احساس پوسیدگی مغز را پس از مدتی اسکرول‌کردن حس می‌کردند. آن‌ها حتی نسبت به این هم آگاه بودند که در شبکه‌های اجتماعی، لزوما بهترین محتوا برنده نمی‌شود، مگر اینکه بتواند توجه آن‌ها را بیشتر نگه دارد. هرچه بیشتر بمانید، بیشتر محتوا می‌بینید، تبلیغ بیشتری می‌بینید و درنهایت ارزش اقتصادی بیشتری برای پلتفرم ایجاد می‌کنید.

پس عجیب نیست که محتوا به سمت چیزهای سریع‌تر، بلندتر، عجیب‌تر و تحریک‌کننده‌تر برود. مغز آدم هم که طفلکی انگار برای خودش حق رأی مستقلی ندارد؛ چیزی که چند ثانیه بیشتر نگهش دارد، احتمالاً برنده است. نسل زد خیلی‌هایشان این بازی را فهمیده‌اند. یکی از شرکت‌کنندگان در پژوهش گفته بود: «شما به هر حال چیزی را تماشا خواهید کرد، پس چرا فیلم پوسیدگی مغز را تماشا نکنید؟ حتی از تبلیغ بهتر است، چون از شما چیزی و کاری را نمی‌خواهد». این جمله برای محققان خیلی عجیب بود؛ چون ما در اینترنت به جایی رسیده‌ایم که تقریباً هر محتوایی انگار می‌خواهد چیزی به ما بفروشد؛ محصولی، سبک زندگی‌ای، دوره‌ای، عقیده‌ای، انگیزه‌ای یا دست‌کم نسخه‌ای بهتر از خودمان.

صبح که چشم باز می‌کنیم، یکی می‌گوید صبحانه سالم بخوریم. یکی می‌گوید ورزش کنیم. یکی می‌گوید کتاب بخوانیم. یکی می‌گوید چطور موفق باشیم. یکی هم در یک ویدئو ۳۰ ثانیه‌ای می‌گوید اگر این پنج کار را انجام دهیم، زندگی‌مان از این رو به آن رو می‌شود.

حالا اگر وسط این همه محتوای تبلیغی، مثلاً دورهمی میوه‌ها را ببینیم شاید برایمان آرامش‌بخش باشد! البته پژوهشگران برای این رفتار اصطلاح «ضدرضایت» را پیشنهاد کرده‌اند؛ یعنی آدم به جای اینکه رسانه را برای رسیدن به یک هدف مشخص مصرف کند، چیزی را انتخاب می‌کند که اساساً هیچ هدفی ندارد. نه قرار است چیزی یاد بدهد، نه قرار است آدم را موفق‌تر کند و نه قرار است الهام‌بخشش باشد. فقط مزخرف است و اتفاقاً همین مزخرف‌بودن ممکن است به ما کمک کند. وقتی تقریباً هر پست جدی و به‌ظاهر طبیعی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند بخشی از یک مدل درآمدی باشد، محتوایی که آشکارا می‌گوید «من هیچ معنایی ندارم» شاید صادقانه‌تر به نظر برسد. یکی از شرکت‌کنندگان گفته بود محتوای آشکارا جعلی یا تولیدشده با هوش مصنوعی، گاهی از پست اینفلوئنسری که وانمود می‌کند دارد زندگی واقعی‌اش را نشان می‌دهد، کمتر دستکاری‌شده به نظر می‌رسد؛ چون دست‌کم دروغش را پنهان نمی‌کند.

تغییر خود سیستم

حالا همان جوان‌هایی که از پوسیدگی مغز به‌عنوان نوعی آزادی حرف می‌زنند، از خستگی و عذاب وجدان و ساعت‌ها اسکرول‌کردن تا لحظه خواب هم می‌گویند. یکی از آن‌ها حتی گفته بود پوسیدگی مغز تنها سرگرمی‌اش است. یعنی آدم هم می‌داند چیزی برایش خوب نیست و هم به آن پناه می‌برد. به همین دلیل، خیلی از جوان‌هایی که در این پژوهش با آن‌ها صحبت شد، به جای اینکه بگویند «ما را نصیحت کنید کمتر گوشی دست بگیریم»، خواهان تغییر خود سیستم بودند. آن‌ها معتقدند محیطی که وجود دارد دائماً آن‌ها را به سمت ماندن بیشتر هل می‌دهد. یکی از آن‌ها این وضعیت را با صنعت دخانیات مقایسه کرده بود: اگر محیط، مصرف چیزی را تشویق کند، صرفاً گفتن اینکه مصرف نکن چندان مسئله را حل نمی‌کند، باید خود محیط هم تغییر کند. این جوان‌ها از ما بهتر فهمیده‌اند که چه اتفاقی دارد می‌افتد. آن‌ها می‌دانند الگوریتم‌ها چه می‌کنند. می‌دانند توجهشان ارزش اقتصادی دارد. می‌دانند بعد از یک ساعت اسکرول احتمالاً احساس بهتری ندارند. حتی برای وضعیتشان اسم گذاشته‌اند و درباره‌اش شوخی می‌کنند اما با این حال ادامه می‌دهند؛ چون سیستمی که در آن زندگی می‌کنند، طوری طراحی شده که ادامه‌دادن آسان‌تر از بیرون‌آمدن باشد. به نظر می‌رسد پوسیدگی مغز نشانه خستگی نسلی است که از کودکی در اقتصادی بزرگ شده که توجهش را اندازه گرفته، فروخته و دوباره برای گرفتن مقدار بیشتری از آن برگشته است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha