دیروز و پس از ۱۲سال آمریکا بالاخره به دومین حضور نظامی طولانی مدتش در عراق پایان داد. خروجی که لزوماً به معنای پایان نفوذ واشنگتن در این کشور نیست و این نفوذ را در مجوز یکماههای که در همین روز برای فرودگاه نجف دیکته کرد میتوان به وضوح دید.آمریکا در طول بیش از دو دهه حضور در عراق، شبکهای از مناسبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی را بر بستری از زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری مرتبط ایجاد کرده که دیرپاتر از حضور نظامی او است و همچنان میتواند از طریق مناسبات مالی، تحریمها، همکاریهای امنیتی، روابط دیپلماتیک و ارتباط با گروههای سیاسی بر معادلات این کشور اثرگذار باشد. با وجود این معماری وابستگی، خروج نظامی یک نیروی متخاصم از زمین کشور همسایه میتواند فرصتی برای بازتعریف مناسبات بغداد و تهران و تغییر توازن قدرت در یکی از مهمترین میدانهای رقابت منطقهای را رقم بزند. این فرصت لزوماً به معنای افزایش خودکار نفوذ ایران نیست و چهبسا اگر با درک دقیقی از تحولات داخلی عراق همراه نشود، به تهدیدی برای منافع بلندمدت تهران تبدیل شود. تهدیدی که پیش از این، هم در عراق و هم در سوریه تجربه شده و ذهنیتهای نامناسبی را بر جای گذاشته است.
عراق امروز جامعه متکثری است که حساسیت زیادی نسبت به مداخلات خارجی پیدا کرده و بهنظر میرسد در وهله نخست حفظ ثبات سیاسی و استقلالش را دنبال میکند. حتی طیفهای نزدیک به ایران نیز درباره همه مسائل داخلی و خارجی دیدگاه یکسانی ندارند.
عراق برای ما صرفاً یک همسایه غربی یا شریک تجاری یا حتی بستر نفوذ سیاسی نیست. پیوندهای اجتماعی و مذهبی و همپوشانیهای امنیتی و اقتصادی، فراتر از اکتفا به مناقشه و موازنه سیاسی کوتاهمدت، سیاستگذاری بلندمدتی را بهویژه در حوزههای اقتصادی و اجتماعی میطلبد که بتواند اهداف راهبردی این ارتباط را محقق کند.
شاید بتوان گفت راهبردیترین نگاه در برابر عراق پساآمریکا که با چالش حفظ ثبات، امنیت و توان حکمرانی مواجه خواهد شد، کمک به استقلال و تقویت ظرفیتهای نهادی آن است تا بتواند در برابر فشارهای خارجی مقاومت بیشتری داشته باشد. استقلالی که ممکن است در برخی ساحات لزوماً منطبق بر سیاستهای تهران نباشد، اما برایند آن در بلندمدت با توجه به ترکیب مذهبی و سیاسی عراق، منافع مردم منطقه و از جمله ایران را محقق خواهد کرد.
خبرنگار: محمد ولایی




نظر شما