در روز ۲۱۶ جنگ، دو خبر ظاهراً جدا کنار یکدیگر معنای بیشتری پیدا کردند. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا از اصابت «پرتابههای ناشناس» به نفتکشها در هرمز و آبهای نزدیک عمان خبر داده است. در یکی از موارد، همه خدمه سالم ماندند و خسارت زیست محیطی گزارش نشد؛ منشأ پرتابه نیز مشخص نشده بنابراین نمیتوان حمله را به طرف مشخصی نسبت داد.اما در همان ساعاتی که خطر عبور از تنگه دوباره یادآوری میشد، بغداد و آنکارا مذاکره درباره یک چارچوب بلندمدت نفت و گاز را آغاز کردند؛ چارچوبی شامل خطوط لوله، زیرساخت انرژی، پتروشیمی و تجارت که بخشی از انگیزه آن کاهش آسیبپذیری عراق در برابر اختلال هرمز است.
هرمز قدرت خود را ثابت کرده است
عراق یکی از روشنترین نمونههاست. پیش از جنگ، بخش اعظم نفت عراق از خلیج فارس خارج میشد. اختلال هرمز صادرات این کشور را بهشدت کاهش داد و الجزیره گزارش کرده بغداد از آغاز جنگ حدود ۶۰ میلیارد دلار درآمد نفتی از دست داده است. دولت عراق اکنون به ترکیه، سوریه و حتی مسیر احتمالی اردن نگاه میکند. در ظاهر، این روند به معنای دور شدن منطقه از هرمز است.
اما یک واقعیت دیگر پشت آن قرار دارد. اگر هرمز فاقد قدرت ژئوپلیتیکی بود، کشورها میلیاردها دلار برای دور زدن آن هزینه نمیکردند. از این زاویه، شکلگیری این پروژهها خود تأییدی بر میزان قدرت اهرمی است که جنگ آشکار کرده است.
ضرورت مراقبت از اهرم ژئوپلیتیک
مسئله برای ایران از اینجا پیچیده میشود. چتمهاوس در تحلیل مسیرهای تازه انرژی برآورد کرده طرح اتصال نفت عراق به مدیترانه از مسیر سوریه میتواند حدود ۱۵ میلیارد دلار هزینه داشته باشد و ساخت آن حدود چهار سال طول بکشد. ظرفیت اولیه پیشنهادی نیز حدود ۲میلیون بشکه در روز است. آمریکا، طبق همین تحلیل، از توسعه مسیرهایی که وابستگی منطقه به هرمز را کاهش دهد حمایت میکند.اما چتمهاوس همزمان تأکید میکند این پروژهها جایگزین فوری هرمز نیستند. بخش بزرگی از نفت عراق راهی آسیاست و انتقال آن ابتدا به مدیترانه، مسیر طولانیتر و گرانتری ایجاد میکند؛ امنیت سوریه و عراق نیز تضمینشده نیست.رویترز نیز پیشتر همین نتیجه را گرفته بود که «بیارزش کردن هرمز» پروژهای بلندمدت است و خطوط جایگزین خود میتوانند در معرض حمله و اختلال قرار گیرند. پس برای ایران، معادله دوطرفه است. هر روزی که هرمز اهرم میسازد، انگیزهای هم برای ساختن راهی ایجاد میکند که در آینده از ارزش آن اهرم کم کند و این موضوع نیاز به توجه و مراقبت جدی دارد.
غرب هنوز از ذخایر خرج میکند
فعلاً اما آن آینده نرسیده است. کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی تا امروز ۳۲۵ میلیون بشکه از ۴۰۰ میلیون بشکه ذخایری را که در ماه مارس برای مقابله با شوک جنگ وعده داده بودند، وارد بازار کردهاند. اکنون گروه هفت نیز با آزادسازی تا ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و گازوئیل دیگر موافقت کرده است.
این ارقام نشان میدهد بازار جهانی هنوز صرفاً با افزایش تولید عادی نشده؛ بخشی از ثبات آن با مصرف ذخایری خریداری شده که دقیقاً برای وضعیت اضطراری نگهداری میشدند. اندیشکده کارنگی در تحلیل اول اکتبر نیز میگوید ۶ماه اختلال در هرمز و بابالمندب در حال فرسایش ذخایر تجاری و راهبردی بوده و کمبود گازوئیل و ظرفیت پالایشی، آسیبپذیری اقتصاد جهانی را بیشتر کرده است. بنابراین فشار ناشی از هرمز هنوز واقعی است؛ فقط شکل آن از «نبود نفت» به هزینه حملونقل، پالایش، بیمه و مصرف ذخایر انتقال یافته است.
بابالمندب، مسئله را دشوارتر کرده
مسیرهای جایگزین نیز لزوماً امن نیستند. چتمهاوس در تحلیل تازه ۲ اکتبر، پیشروی انصارالله در ساحل بابالمندب را عاملی میداند که فشار بر مسیر جایگزین دریای سرخ را افزایش داده و در نتیجه دامنه اهرم جغرافیایی ایران و متحدانش را گستردهتر کرده است. خبرهای امروز نیز از ادامه نبرد شدید در تعز و حملات نیروهای دولت یمن به اهدافی در صنعا حکایت دارد. یعنی حتی راهی که قرار بود جایگزین هرمز شود، اکنون با ریسک مستقل خود روبهرو است.
هنوز میز مذاکره کنار نرفته
در همین فضای پرتنش، مسیر سیاسی نیز بسته نشده است. الجزیره امروز به نقل از یک مقام آمریکایی، گفتوگوها را همچنان «سازنده» توصیف کرده اما گزارش داده اختلاف بر سر پرونده هستهای مانع رسیدن به توافق است. همین همزمانی اهمیت دارد. دریا ناامنتر شده، کشورهای صنعتی از ذخایر خود مصرف میکنند و همسایگان خلیج فارس مسیرهای تازه میسازند؛ با این حال مذاکره متوقف نشده است. در محاسبه ایران، این یعنی هرمز هنوز توان ایجاد هزینه و قدرت چانهزنی دارد، اما محیط پیرامون آن ثابت نمیماند.




نظر شما