جایگاه، آثار و مزار حضرت موسی مُبَرْقَع (ع)
حضرت ابواحمد، موسی مبرقع (حدود ۲۱۴ – ۲۹۶ هـ.ق)، فرزند بلافصل امام نهم شیعیان، حضرت جوادالائمه(ع) و برادر کهتر امام دهم، حضرت علیبنمحمد الهادی(ع) است. ایشان نیای بزرگ شاخههای متعددی از سادات، از جمله سادات رضوی، تقوی، برقعی و رضایی بوده و از چهرههای برجسته، فاضل و شاخص خاندان رسالت در سده سوم هجری قمری به شمار میرود.
مورخان فریقین و صاحبنظران علم رجال، موسی مبرقع را عالمی پارسا، محدثی موثق، پرهیزکار و شخصیتی شریف و متقی توصیف کردهاند. نقش تاریخی و دینی ایشان، بهویژه پس از هجرت از مدینه و کوفه به شهر مقدس قم و تثبیت شاخهای پراهمیت از نسل پاک آل علی (علیهمالسلام) در ایران، شایسته تحلیل و واکاوی دقیق است. نوشتار حاضر بر پایه منابع کهن و معتبر تاریخی، حدیثی و رجالی، در پی تبیین زندگانی، ابعاد علمی، هجرتها، نسبشناسی و بارگاه شریف این ستاره درخشان آسمان امامت تنظیم شده است.
۱. ولادت، تبار و سالهای آغازین زندگی در مدینه
ولادت و نسب مادری
حضرت موسی مبرقع حدود سال ۲۱۴ هجری قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش امام محمدتقی (ع) ملقب به جوادالائمه و مادر بافضیلتش بانویی پارسا و پرهیزگار به نام «سُمانه مغربیه» (ملقب به السیدة) بود که امام هادی (ع) نیز از همین مادر گرامی متولد شدند.
شیخ مفید در کتاب شریف الإرشاد و امینالاسلام طبرسی در إعلام الوری بهروشنی تصریح میکنند که فرزندان پسر امام جواد (ع) منحصر در دو تن بودند: امام علیالنقی الهادی (ع) و ابواحمد موسی مبرقع.
دوران کودکی و شهادت پدر
موسی در اوان خردسالی، سایه پربرکت پدر بزرگوار خویش را از دست داد. در ذیالقعده سال ۲۲۰ هـ.ق، هنگامی که امام جواد (ع) به دستور معتصم عباسی به بغداد احضار شد و در سنین جوانی به شهادت رسید، موسی کودکی حدوداً شش یا هفت ساله بود.
امام جواد (ع) پیش از سفر به عراق، بر اساس نصوص معتبر رواییِ ثبتشده در الکافی مرحوم کلینی (کتاب الحجة، باب الإشارة والنص علی أبی الحسن الثالث)، سرپرستی امور خانه، موقوفات و وصایت خاندان را به فرزند ارشد خود، امام هادی (ع) واگذار فرمود؛ از این رو، موسی در دامن پرمهر و تحت تربیت و کفالت برادر بزرگوارش رشد یافت.
چرا لقب «مُبَرْقَع»؟
شهرت ایشان به «مُبَرْقع» (پوشاننده چهره با برقع و نقاب) در منابع تاریخی و سیره به دو علت عمده بازمیگردد:
1. زیبایی فوقالعاده و پرهیز از خیرگی انظار: مشهورترین گزارش تاریخی حاکی از آن است که وی سیمایی بینهایت دلنشین، جذاب و نورانی داشت؛ چندان که نگاه همگان را به سوی خود جلب میکرد. از این رو، برای جلوگیری از جلب توجه عموم مردم، پیشگیری از ایجاد مزاحمت در کوچه و بازار و مصون ماندن از چشمزخم، چهره خویش را با روبند یا پارچهای رقیق (بُرقُع) میپوشاند.
2. پوشش امنیتی در عصر اختناق عباسی: شماری از تحلیلگران تاریخ اسلام اشاره کردهاند که پوشاندن چهره، حربهای حفاظتی و امنیتی برای تردد سادات و چهرههای طراز اول علوی در دوران حکومت جبارانه بنیعباس (بهویژه عصر اختناق متوکل عباسی) به شمار میرفت تا مأموران و جاسوسان حکومتی هویت آنان را شناسایی نکنند.
۲. رابطه موسی مبرقع با امام هادی (ع)
ناکامی توطئه متوکل عباسی
دستگاه خلافت عباسی پیوسته در کمین بود تا میان فرزندان و برادران ائمه اطهار (علیهمالسلام) شکاف بیندازد و جریانهای موازی و انحرافی در برابر امامت الهی پدید آورد؛ روشی که پیشتر نیز در قبال برخی دیگر از فرزندان ائمه تجربه شده بود. متوکل عباسی تمام توان خود را به کار بست تا از موقعیت اجتماعی و وجاهت خانوادگی موسی مبرقع به عنوان ابزاری علیه امام هادی (ع) بهرهبرداری کند.
بر پایه روایتی معتبر در مناقب آل أبیطالب ابن شهرآشوب و کشف الغمة علی بن عیسی اربلی، متوکل چون دید نفوذ معنوی امام هادی (ع) در مدینه رو به فزونی است، بر آن شد تا موسی مبرقع را به سامرا فراخواند و با واگذاری مناصب رسمی به وی، مرجعیت و امامت امام هادی (ع) را تحتالشعاع قرار دهد. با این حال، هوشمندی، بصیرت و دیانت موسی مبرقع نقشه دستگاه خلافت را نقش بر آب ساخت؛ او هرگز تسلیم مطامع دنیوی نشد، ادعای امامت نکرد و همواره خاضعانه از مقام والای امامت برادر بزرگوارش تبعیت نمود.
پرسشهای یحیی بن اکثم و پاسخهای امام هادی (ع)
از اسناد زرین تاریخ دال بر پیوند عمیق، معرفتی و تسلیم خالصانه موسی در برابر مقام امامت، جریان استفتائات یحیی بن اکثم (قاضیالقضات بغداد) است. وی مسائل بسیار دشوار و پیچیدهای در ابواب مختلف علوم قرآنی، فقهی و کلامی تنظیم کرد و نزد موسی مبرقع فرستاد تا مرتبه علمی بیت رسالت را به چالش بکشد.
موسی مبرقع بدون آنکه خودسرانه به پاسخگویی بپردازد، نامهها را بیدرنگ نزد برادرش امام هادی (ع) برد و عرضه داشت: «این مرد قصد تعجیز و درمانده نشان دادن ما را دارد». امام هادی (ع) پاسخهای مستدل، جامع و راهگشایی مرقوم فرمودند و موسی آنها را به یحیی بن اکثم تحویل داد. این واقعه تاریخی در الإحتجاج طبرسی و تحف العقول ابنشعبه حرانی با ذکر جزئیات پرسشها و پاسخها ثبت شده است.
۳. هجرت تاریخی؛ از مدینه تا کوفه و استقرار در قم
توقف علمی در کوفه
موسی مبرقع پس از شهادت مظلومانه امام هادی (ع) در سال ۲۵۴ هـ.ق و با تشدید فشارهای سیاسی در دوران معتمد عباسی، مدینه منوره را به قصد عراق ترک کرد و به کوفه رفت. کوفه در آن عصر کانون اصلی محدثان و راویان شیعه بود. موسی مدتی در آن دیار رحل اقامت افکند و به تدریس و نشر معارف و احادیث اهلبیت (ع) همت گماشت.
ورود به قم در سال ۲۵۶ هجری
در سال ۲۵۶ هـ.ق، موسی مبرقع عازم شهر قم شد؛ شهری که از اواخر قرن اول هجری با حضور خاندان نامدار اشعری به دژ مستحکم تشیع و ولایت در پهنه ایران تبدیل شده بود. ورود فرزند بلافصل امام معصوم رخدادی بینظیر به شمار میرفت، اما در آغاز با ابهاماتی روبهرو شد.
حسن بن محمد بن حسن قمی در کهنترین سند مکتوب این دیار، یعنی کتاب ارزشمند تاریخ قم (نگاشته سال ۳۷۸ هـ.ق)، ماجرا را چنین بازگو میکند:
«چون ابواحمد موسی بن الامام الجواد وارد قم شد، بر روی خود برقع میافکند و کسی سیمای او را نمیدید. شماری از اعراب اشعری ساکن قم، به دلیل ناآشنا بودن با وی و پوشش دائم چهرهاش، بدگمان شدند و بیم آن بردند که فردی مجهولالهویه یا نفوذیِ خلافت عباسی به جمع آنان وارد شده باشد؛ از این رو، او را از قم بیرون راندند.»
پناه به کاشان و پشیمانی اهالی قم
حضرت موسی پس از این برخورد نامناسب، قم را ترک گفت و رهسپار کاشان گردید. در کاشان، ایشان با استقبال باشکوه مردم و حاکم وقت شهر، «احمد بن عبدالعزیز بن دلف عجلی» روبهرو شد. اهالی کاشان مقدم ایشان را بسیار گرامی داشتند، اکرامش کردند و مقرری شایستهای برای معیشت وی فراهم ساختند.
دیری نپایید که بزرگان و نخبگان خاندان اشعری قم، از جمله «عبدالرحمن بن عریض»، دریافتند شخصیتی که از شهر راندهاند، فرزند بلافصل امام جواد (ع) بوده است. سران قم با ندامت و شرمساری بسیار راهی کاشان شدند، رسماً عذرخواهی کردند و با تکریم فراوان موسی مبرقع را به قم بازگرداندند. آنان خانهای وسیع در محله موسوم به «چهلاختران» در اختیار وی گذاشتند و از موقوفات و زمینها برای تأمین هزینههای ایشان و همراهانش سهمی تعیین نمودند.
۴. هجرت خواهران موسی مبرقع و پیوستن به او در قم
پس از استقرار آرامشبخش موسی در قم، جمعی از بانوان طهارت و نوامیس رسالت نیز مدینه را ترک کرده و به قم آمدند تا در جوار برادر و در نزدیکی مزار عمه بزرگوارشان حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) اقامت گزینند.
منابع رجالی و تاریخی تصریح دارند که بانو زینب، بانو اممحمد و بانو میمونه (دختران والامقام امام جواد علیهالسلام) و همچنین بانو بُرَیهه (دختر مکرمه موسی مبرقع) به قم آمدند. این بانوان در کنار موسی مبرقع پایگاه معنوی کمنظیری در نشر علوم آلمحمد برپا کردند. تمامی این بانوان پس از رحلت، در کنار بارگاه منور حضرت معصومه (س) یا در بقعه چهلاختران مدفون شدند. بر پایه اسناد متقن، نخستین قبه و گنبدی که بر فراز مرقد مطهر حضرت معصومه (س) بنا شد، به همت حضرت زینب دختر امام جواد (ع) و با یاری و همراهی برادرش موسی مبرقع احداث گردید.
۵. جایگاه رجالی، وثاقت و روایات حدیثی
آرای دانشمندان رجال و تراجم
فقها و علمای بزرگ شیعه به اتفاق آرا بر تقوا، جلالت شأن و وثاقت موسی مبرقع مهر تأیید زدهاند:
شیخ طوسی در کتاب الرجال، او را از یاران و اصحاب مورد اعتماد امام هادی (ع) برمیشمارد.
علامه حلی در خلاصة الأقوال، او را شخصیتی «جلیلالقدر، ثقه، صالح و پرهیزگار» معرفی مینماید.
محدث قمی در منتهی الآمال و الکنی والألقاب، مینویسد: «موسی مبرقع رضواناللهعلیه جلیلالقدر، عظیمالشأن و ثقه بود و پیوسته ملازم طاعت الهی و پارسایی زیست.»
در میان بزرگان اهلسنت نیز عالمانی چون ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب و فخر رازی در الشجرة المبارکة* از جایگاه رفیع اخلاقی و وثاقت او با تجلیل یاد کردهاند.
میراث روایی و احادیث منقول
گرچه اثر مکتوب یا رساله فقهی مستقلی از موسی مبرقع به دست ما نرسیده است (که با توجه به تفتیشهای عباسیان و رویدادهای تاریخی امری معمول به شمار میرود)، اما وی از مشایخ معتبر روایت است. شماری از احادیث در ابواب گوناگون از طریق ایشان نقل گردیده است:
1. احادیث اعتقادی و معرفتی: بهویژه روایات ناظر بر پاسخهای امام هادی (ع) به شبهات توحیدی و تفسیری یحیی بن اکثم.
2. فضائل و مناقب أهلبیت (ع): از جمله احادیثی پیرامون منزلت زیارت امام علی بن موسی الرضا (ع).
3. احکام و تکالیف شرعی: نقل برخی مسائل فقهی نماز و مناسک حج از لسان پدرش امام جواد (ع).
۶. ذریه و انساب سادات رضوی، تقوی و برقعی
موسی مبرقع یگانه فرزند ذکور امام جواد(ع) است که نسل پاک آن حضرت از غیر طریق امام هادی(ع) به واسطه او استمرار یافته است. به بیانی دقیق، تمامی ساداتی که در سراسر گیتی به «سادات رضوی»، «تقوی»، «رضایی»، «برقعی» و «ابنالرضا» شناخته میشوند، شجرهنامهشان یا به امام دهم منتهی میشود و یا از مجرای حضرت موسی مبرقع به امام جواد و امام رضا (علیهماالسلام) متصل میگردد.
امامالنسابه فخر رازی در کتاب معتبر الشجرة المبارکة فی أنساب الطالبیة، فرزندان موسی مبرقع را نام برده و تصریح میکند که تداوم نسل مبارک وی از طریق فرزندش «احمد بن موسی» ملقب به «ابوعلی نقاش» رخ داده است. فرزندان و نوادگان موسی مبرقع در سدههای بعد در شهرهای قم، کاشان، ری، نیشابور، مشهد، اصفهان، همدان و همچنین در سرزمینهای هندوستان، شام و عراق پراکنده شدند و از میان آنان چهرههای علمی برجسته، نقیبان نامدار و مجاهدان بزرگی به عالم اسلام عرضه گردید.
۷. وفات، خاکسپاری و بارگاه تاریخی چهلاختران
ارتحال در ۲۲ ربیعالثانی
حضرت موسی مبرقع پس از نزدیک به چهار دهه اقامت پرخیر و برکت در شهر مقدس قم و پرورش نفوس مستعده، در شب چهارشنبه، ۲۲ ربیعالثانی سال ۲۹۶ هجری قمری در حدود ۸۲ سالگی دار فانی را وداع گفت و به اجداد طاهرینش پیوست.
تشییع باشکوه
مؤلف تاریخ قم آورده است که با ارتحال این سلاله پاک رسولالله (ص)، شهر قم در سوگی عمیق فرو رفت و یکپارچه سیاهپوش شد. والی وقت شهر قم، «عباس بن عمرو غنوی»، بر پیکر مطهر وی نماز گزارد و خیل عظیم مردم از تمامی اقشار و طبقات در تشییعی کمنظیر حاضر شدند. پیکر ایشان در باغ و سرای اختصاصی خود در محلهای که امروزه به نام «چهلاختران» (در خیابان آذر قم) شناخته میشود، به خاک سپرده شد.
بقعه و حرم چهلاختران
مجموعه مذهبی و تاریخی چهلاختران، پس از حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س)، از کهنترین و معتبرترین زیارتگاههای قم و ایران به شمار میرود. در جوار مزار موسی مبرقع، فرزندش احمد بن موسی، نوادگان و جمعی کثیر از سادات و بانوان خاندان علوی آرمیدهاند. بنای شکوهمند و گنبد تاریخی این آستانه، شاهکاری برجایمانده از معماری ادوار ایلخانی و صفوی است که قرنهاست مأمن و زیارتگاه شیفتگان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت (علیهمالسلام) قرار دارد.
حضرت موسی مبرقع(ع) تندیسی درخشان از پارسایی، نجابت و پایبندی به ولایت در میان فرزندان ائمه اطهار(ع) بود. او با وجود انتساب مستقیم به امام معصوم و برخورداری از منزلت عظیم اجتماعی، هرگز در دام ادعاهای باطل و فتنههای عباسیان گرفتار نشد و تا واپسین دم، نماد وفاداری و تسلیم در برابر امامت منصوصه باقی ماند. هجرت تمدنساز او به قم، پیوند مذهبی ایران و مدینه را استوارتر ساخت و نقطه عطفی بنیادین در ریشهدواندن مذهب تشیع و گسترش سادات رضوی در جغرافیای مشرقزمین رقم زد.




نظر شما