خدا میگوید: مدام نگویید «شیطان، شیطان، شیطان»! چرا فقط از او میترسید؟ از من بترسید! اجازۀمن در کار است. خودتان را با فکر شیطان پُر نکنید و واهمهتان غالب نشود که از سایۀ خودتان هم بترسید و بگویید: «شیطان، شیطان»!
در سورۀ یوسف آمده است: وَ قالَ لِلَّذی ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنی عِنْدَ رَبِّکَ فَأَنْساهُ الشَّیْطانُ ذِکْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنینَ
و (آنگاه یوسف) به آن زندانی که میدانست آزاد میشود، گفت: «مرا نزد ارباب خود (، پادشاه مصر) به یاد آور.» ولی شیطان یادآوری نزد اربابش را، از خاطرِ او برد و یوسف چند سالی در زندان ماند.
خدا میگوید: کار شیطان این است؛ میتواند کاری کند که آن همبند حضرت یوسف(ع)، چند سال یوسف را فراموش کند. بیشتر از این هنری ندارد! سپس میگوید: پادشاه خوابی دید که هیچکسی نتوانست تعبیر کند. خدا خوابی را در ذهنش انداخته بود که برای آینده مهم است.
پس از این رخداد، یوسف بهعنوان خزانهدار مصر بیرون آمد! ولی اگر همان روز آزاد میشد، همان آش و همان کاسه بود. باید به خانۀ زلیخا میرفت که مالکش بود و دوباره بردۀ زلیخا میشد! رئیس خزانههای مصر شد با اختیارات تام. درحد وزیر نیست، بلکه اختیارات تام دارد.
شیطان این است! نقش شیطان در همین حد است: (فَأَنْساهُ الشَّیْطانُ ذِکْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنینَ).
اگر شیطان آن حرفِ حضرت یوسف(ع) را از یادِ همبند او نمیبُرد، بهتر بود یا اینکه از یادش برد؟
اینکه از یادش برد، برای یوسف(ع) بهتر شد! یعنی آنچنان از شیطان واهمه نداشته باشید؛ غصۀ خودتات را بخورید و از خودتان بترسید! خداوند میگوید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! بر شما باد [حفظ] خودتان. اگر شما هدایت یافتید، آن که گمراه شد، زیانی به شما نمیرساند. بازگشت همه شما به سوی خداست و او شما را به آنچه میکردید، آگاه میسازد.
«من ضلّ» یعنی ابلیس. تو مواظب نفست باش، این، ابلیسِ توست!
حذر از پیروی نفس که در راه خدای
مردمافکنتر ازین غول بیابانی نیست
آیتالله حائری شیرازی




نظر شما