برای نهادینهسازی فرهنگ قرآنی در جامعه، صرفاً افزایش برنامهها و فعالیتهای قرآنی کافی نیست، بلکه سیاستهای فرهنگی باید بهگونهای طراحی شود که نخبگان قرآنی را به ادامه مسیر امیدوار کند و زمینه نقشآفرینی مؤثر آنان را در جامعه فراهم کند. در این میان، توجه به جایگاه اجتماعی نخبگان قرآنی و بهرهگیری از ظرفیت علمی، فرهنگی و تربیتی آنان میتواند در گسترش فرهنگ قرآن و پیوند دادن آموزههای قرآنی با مسائل روز جامعه نقش مؤثری داشته باشد.
نخبه قرآنی نیز صرفاً فردی برخوردار از مهارت در تلاوت، حفظ، پژوهش یا دیگر عرصههای تخصصی قرآن نیست؛ بلکه باید در رفتار و سبک زندگی خود نیز مظهر آموزههای قرآنی باشد و بتواند با بهرهگیری از معارف وحی، برای مسائل و نیازهای جامعه راهکار ارائه دهد. از اینرو، نحوه حمایت از این افراد، میزان بهرهگیری از ظرفیت آنان و جایگاهی که در تصمیمسازیهای فرهنگی برایشان در نظر گرفته میشود، از موضوعات مهم در مسیر قرآنی شدن جامعه است.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا از قم در گفتوگو با محمدامیر کسمایی قاری قرآن و مدرس شورای عالی قرآن کریم به بررسی مفهوم نخبه قرآنی، وضعیت حمایت از نخبگان این عرصه، نقش پژوهشهای قرآنی در اداره جامعه و دلایل فاصله گرفتن بخشی از نسل جوان از قرآن پرداخته است که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
نخبه قرآنی چه ویژگی دارد و جایگاه نخبگان قرآنی در جامعه امروز را چگونه ارزیابی میکنید و برای تقویت نقش و اثرگذاری آنان چه حمایتهایی باید از سوی مسئولان صورت گیرد؟
نخبه قرآنی آن کسی است که به هر طریقی با قرآن انس دارد. اما آنچه در جامعه رایج است، به کسی نخبه میتوان گفت که هنر، مهارت، علم یا فعالیت والایی در ارتباط با قرآن کریم دارد که بهوسیله آن به گسترش و همهگیری قرآن در جامعه کمک میکند و عمل و رفتاری خلاف منش قرآن ندارد و کسی است که بتواند با همین شروط و با بهرهگیری از منظومه وحی، برای مسائل و مشکلات روز جامعه راهحل و راهبرد تولید کند.
یکی از دلایل کمرنگ شدن قرآن در جامعه را بهدلیل کمتوجهی به نخبگان قرآنی میدانم. در دهه ۶۰ و ۷۰ هجری شمسی، شخصیتهای قرآنی و جلسات قرآن میان مردم بسیار شناختهشده و رایج بودند. محافل قرآنی مملو از مردم عادی بود. در حالیکه امروز، علیرغم پیشرفت کیفی قاریان و حافظان و محافل قرآنی و دستیابی به سطوح عالی، اما در بین عامه مردم و جوانان، نفوذ کافی و تأثیرگذاری لازم را ندارند.
البته باید گفت تولید برنامه تلویزیونی محفل، با وجود اشکالات و انتقادات وارده، تأثیرات مثبتی در بازگرداندن مردم به محضر قرآن و بازگرداندن قرآن به خانوادهها داشت. با این حال نمیتوان به این تلاشهای اندک و نتایج حداقلی قانع بود.
لازم به ذکر است، پیشرفتهای کمنظیر ما در عرصههای تخصصی قرآن مانند تلاوت و حفظ و سایر فعالیتهای قرآنی از جمله جنبههای علمی و تفسیر و...، یقیناً مدیون حمایتهای ویژه و توجه خاص و مداوم امام شهید است. اگر امام شهید نبودند، شاید کمتر از یکدهم نتایج فعلی در عرصه حرفهای قرآن کشور را نیز نداشتیم.
یکی از هنرهای ایشان همین تکریم و بزرگداشت نخبگان قرآنی بود؛ چه قراء، چه حفاظ، چه اساتید، چه مفسران و محققان و معلمان. انتظار این است که این تکریمها صرفاً تشریفاتی نباشد و نخبگان عزیز بهعنوان تصمیمسازان فرهنگی در نهادها به رسمیت شناخته شوند.
پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «برترین مردم کسانی هستند که قرآن را فرامیگیرند و به دیگران میآموزند.» بر این اساس قرآنیان باید سرآمد همه اقشار باشند. آیا در جامعه ما چنین است؟ شما جایگاه اجتماعی و اقتصادی یک پزشک یا یک مهندس یا یک کارشناس یا یک مسئول حکومتی یا یک وکیل یا یک کارمند را با قاری یا معلم قرآن مقایسه کنید.
نقش پژوهشهای قرآنی در پیشرفت علمی و فرهنگی کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
متأسفانه باید گفت در حال حاضر پژوهشهای قرآنی نقش حداقلی در امور اداره کشور دارند. علیرغم اتکا و ابتنای نظام جمهوری اسلامی ایران بر مبانی قرآن کریم، اما به همان مبانی و اساسیات اکتفا شده است.
پس از دوره اولیه انقلاب و در حضور حضرت امام خمینی(ره) و با پیشرانی بزرگانی همچون شهید بهشتی و یارانش، اقدامات تأسیسی بسیاری با مرجعیت قرآن کریم برای نظام شکل گرفت؛ اما پس از دفاع مقدس، اداره کشور با الگوگرفتن از جوامع توسعهیافته مادی پیش رفت و برای توسعه کشور، تجارب و نسخههای غربی مرجعیت یافت، حال آنکه منبع شفا و رحمت قرآن کریم است.
در طول قریب به ۴۰ سال زعامت قائد عظیمالشأن و مرجع مجاهد، شهید قرآنی امت، امام سیدعلی خامنهای(قدس الله نفس الزکیه)، پیوسته مبانی قرآنی حکومت، تمدن، جامعه و دولت اسلامی، تبیین، یادآوری و گوشزد میشد. اما در عمل، آنچه بایسته و شایسته نظام اسلامی بود به اندازه کافی عمل نمیشد و مشکلات امروز ما بهدلیل فاصله گرفتن از قرآن و عمل نکردن به نسخه قرآن است.
آنچه که باید رخ دهد، رجوع کامل به نسخه الهی است. بازگشت به این ایمان که جز راهکار خداوند برای زندگی، هیچ توفیقی نخواهد بود. با این نگاه، باید همه برنامهها و تصمیمات براساس قرآن گرفته شود. باید بدانیم پاسخ قرآن به سؤالات چیست، چراکه قرآن برای همه مسئلهها پاسخ دارد.
بسیاری از این پاسخها هم استخراج شده و تحقیقات و پژوهشهای خوبی نیز داریم. اگرچه برای کارآمدی بیشتر در اداره کشور، نیازمند تقویت رویکرد مسئلهمحور و کاربردی در این پژوهشها هستیم، اما همین که وجود دارد نیز راهگشای اکثر مشکلات فعلی است، اما برای حل آن نیازمند ایمان کافی و باور واقعی از سوی مسئولان هستیم.
برای پاسخ به مشکلات جامعه، مسائل سیاسی و یا معضل اقتصادی، دست به دامان نظریات تجربی و مندرس غربی نشویم بلکه باید به نظریات برگرفته از قرآن کریم به شیوههای مختلف تحلیلی و استنطاقی از قرآن کریم، توجه داشته باشیم، چراکه شفای همه بیماریها و پاسخ همه پرسشها در آن است.
برای روشن شدن امر، نمونههایی از مصادیق قرآنی را شاهد میآورم که دستورات مستقیم خداوند است، اما عمل نمیشوند.
خداوند در آیه دوم سوره مبارکه «جمعه» میفرماید: «یُزَکِّیهِم وَ یُعَلِّمُهُم»، همه جا تعلیم را با تزکیه میآورد، بلکه پیش از آن. پس آموزش بدون تزکیه یا پاکیزه کردن فایده ندارد. اما در سیستم آموزشی ما مسابقه برای یادگیری علم و مهارت است و آن هم برای کسب جایگاه و مال و هیچ تلاشی برای صناعت و تزکیه انسان نیست.
همچنین خداوند در آیه ۳۱ سوره مبارکه «اسرا» میفرماید: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبِیرًا؛ فرزندانتان را از بیم تنگدستی نکشید؛ ما به آنان و شما روزی میدهیم، یقیناً کشتن آنان گناهی بزرگ است» یعنی حتی روزی پدر و مادر بهواسطه روزی فرزند بیشتر میشود. اما در جامعه ما چه تفکری غالب است؟ ترساندن از ازدواج و فرزندآوری بهخاطر مشکلات مالی.
همچنین در آیه هفتم سوره مبارکه «محمد» آمده است: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم» و در آیه ۱۶۰ سوره مبارکه «آل عمران» نیز میخوانیم: «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ اگر خدا شما را یاری کند هیچکس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از یاری شما بردارد چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد کرد و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند»؛ برخی سیاستمداران ما تهدیدات زورگویان جهانی را ملاک عملکرد خود قرار داده و از اصول و حقوق نظام و ملت کوتاه میآیند.
خداوند در آیه ۸۵ سوره مبارکه «هود» میفرماید: «وَلا تَبخَسُوا النّاسَ أَشیاءَهُم؛ و اجناس مردم را هنگام خریدن کمشمارتر و کمارزشتر از آنچه که هست به حساب نیاورید»؛ با این دستور، مسئول مسلمان باید کل تلاشش برای حفظ داراییهای مردم باشد، تا ارزش این داراییها حفظ شود.
در عمل به قرآن و زندگی قرآنی هنوز فاصله داریم، اما همین بعثت اعجازآمیز مردم بعد از جنگ تحمیلی و شهادت امام امت نشانهای از رفتن به سوی مسیر و راه قرآنی است.
گاهی میبینیم برخی از مسئولان به اندازه کافی اهتمام لازم به مفاهیم قرآنی ندارند که این مهم در عملکرد افراد تأثیرگذار است و ممکن است در اثر بعضی از تصمیمگیریها برخی از مشکلات را برای کشور بهوجود بیاورد. در این راستا، وجود مبارک ولی فقیه بهعنوان نایب حجت خدا بر زمین، نقش انذاردهنده را ایفا کرده و جلوی بسیاری از مشکلات و مسائلی که به صلاح کشور نیست را میگیرند.
چرا برخی جوانان از قرآن فاصله گرفتهاند و راه بازگشت آنها چیست؟
مشکلات فوقالذکر، غالب عوامل دوری جوانان از قرآن و بهطور کلی دین و معنویت هستند. همین عدم اهتمام کافی به نخبگان قرآنی، یا عدم تقدیر آنها و ایجاد جایگاه اجتماعی والا برای آنها، خود از عوامل دوری است.
همچنین بیتوجهی به قرآن بهعنوان منبع اصلی برای علوم انسانی نیز یکی دیگر از عوامل محسوب میشود. نگاه صرفاً تقدسی برخی مسئولان، باعث شده قرآن را بهعنوان کلماتی مقدس برای تبرک بر زبان جاری کنند و سپس روی طاقچه بگذارند. در حالیکه عمل به دستورات قرآن راهکار نجاتبخش ماست، نه صرفاً تبرکجستن به خط آن.
وقتی حتی برخی از سیاستهای آموزشی و پرورشی ما منطبق بر آموزههای قرآنی نیست، جوانان و نسل جدید ما همان راهی را میروند که سیستم برای آنان ترسیم کرده است.
یکی از مشکلات اصلی دوری جوانان و مردم از قرآن و زندگی قرآنی، آلوده شدن چشمها و گوشها و در نتیجه قلوب آنهاست. عصر فعلی با پیشرفت امکانات و وسایل ارتباطی، رسانهها بهصورت مستقیم و فردی و بدون واسطه میتوانند پیامرسانی کنند و با توجه به اینکه رسانههای جدید در کنترل و اختیار دشمن ماست، طبیعتاً پیامهای منتقلشده در این رسانهها کاملاً برای در اختیار گرفتن چشم و گوش و قلوب ما، مهندسی میشوند.
همانطور که آیتالله سیدمجتبی خامنهای در یکی از پیامهایشان فرمودند: «باید در مقابل رسانههای مختلف از گوشهایمان مراقبت کنیم که پنجره قلب و مغز هستند.» امروزه با وجود برنامههای ارتباطی فردی و جمعی در فضای مجازی و تلفنهای همراه، دیگر نمیتوان مراقبت و مدیریت سابق را از رسانههایی مثل تلویزیون ملی داشت.
ذهن جوانان امروزی ما گاهی آنقدر با جریانهای واقعی و موجود در جامعه تفاوت دارد که گویی در کشور دیگری زندگی میکند. این رسانهها گاهی واقعیتهای رخداده را بهصورت وارونه برای جوانان منعکس میکنند.
جوانی که اینگونه ذهنش در گرو صوت و تصویر این رسانههاست، طبیعی است که نه تنها علقهای به قرآن و دین نداشته باشد، بلکه حتی خودش را بدبختترین بداند و هر خصوصیت کشور و جامعهاش را نماد بیچارگی و مصیبت و سیاهبختی بداند. این حاصل مدیریت پیام رسانهها در ذهن فرزندان ماست.
دشمن همیشه بهدنبال این بوده که اذهان مردم ما را در اختیار بگیرد که اگر محقق شود باعث میشود که افراد آسیبهای زیادی به جامعه اطرافشان بزنند؛ باید تصمیمسازان در تولید فرمهای جذاب و روایتگری قرآنی برای نسل جوان تلاش بیشتری داشته باشند.
امروز، کشورهای پیشرفته غربی که خودشان تولیدکننده این رسانهها و منتشرکنندگان آنها بودند و سردمدار آزادی و دموکراسی هستند، استفاده از شبکههای اجتماعی و برخی برنامههای ارتباطی را برای کودکان و نوجوانان ممنوع کردهاند. جمهوری اسلامی نیز باید این مراقبتها برای افکار و خصوصاً نوجوانان را بهصورت جدی مدنظر قرار دهد و فضای مجازی را مدیریت کند.
در شرایطی که وجود این برنامهها و شبکههای اجتماعی برای ما خطری دوچندان دارند، چه آنکه تولیدکننده و صاحب این برنامهها دشمن ماست. دشمنی که برای نابود کردن ما از هیچ سلاح و ابزاری اعم از بمب و موشک و ناو و هواپیما کوتاهی نکرده و از رهبر کشور که مرجع تقلید شیعیان بود تا کودکان بیگناه میناب را به خاک و خون کشیده و جنگ اقتصادی و فرهنگی همهجانبه علیه ما راه انداخته، آیا از این ابزار حاضر و آماده و پرامکان علیه ما استفاده نمیکند؟
باب استفاده از این برنامههایی که هم برای امنیت جامعه ما و هم برای امنیت فکری و تربیتی جوانان ما خطرناک است، دارای قاعده و قانون جدی باشد.
باید مسئولان تقویت هر چه بیشتر زیرساختهای ارتباطی و برنامههای داخلی را بهصورت جدی دنبال کنند که دیگر برای کسب و کار مردم و ارتباطات و کارهای روزمره به برنامه تحت کنترل دشمن خونخوار نیازمند نباشیم.
تا زمانی که چشم و گوش فرزندان ما از بند رسانههای شیطانی آزاد نشود و جایگزین مناسب و کنترلشده براساس اصول عرفی و اخلاقی و دینی و فرهنگی خودمان برای آنها طراحی نشده، بازگشت جوانان ما به آغوش قرآن کریم و آرامش حاصل از آن، بسیار دشوار است.
تولید محتوای قرآنی، انعکاس زیباییهای قرآن، گسترش تلاوت عمومی قرآن، تکریم نخبههای قرآنی، فراهمسازی امکانات برای یادگیری و افزایش مهارت قرآنی، تولید آثار هنری و فرهنگی قرآنی، ابتنای علوم انسانی اعم از سیاست و اقتصاد و جامعهشناسی و... براساس آموزهها و محتوای قرآن کریم و... همه و همه برای قرآنی کردن جامعه و بازگشت مردم و جوانان به قرآن، ضروری هستند؛ اما پیشنیاز آنها، شروع به تطهیر قلوب مردم است و پیشنیاز این تطهیر، بستن منابع آلودگی است.
بهعنوان سؤال پایانی به نظر شما مهمترین پیام قرآن برای نسل امروز چیست؟
به نظر بنده مهمترین پیام قرآن برای ما این است که ما متعلق به خدا هستیم و باید براساس خواسته او عمل کنیم؛ یعنی برای یک زندگی سالم و درست، باید به نسخه خداوند عمل کنیم تا هم دنیایمان و هم آخرتمان آباد شود. نسل امروز، بهخصوص، باید بداند که در چند قرن اخیر که انسان از معنویت الهی فاصله گرفته است، دچار دشواریها و مشکلات بسیار بیشتری شده است.
البته برای نسل جدید و برخی مردم عصر فعلی که دچار زندگیهای پوچ و بیمعنی شدهاند، بازگشت به خدا از طریق کلام خدا و خویشتن واقعی خود درمان است، همانطور که خداوند در آیه ۱۹ سوره مبارکه «حشر» فرمود: «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ؛ همچون کسانی که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به خود فراموشی گرفتار کرد نباشید، و آنها فاسق و گنهکارند.»




نظر شما