یوزپلنگ آسیایی سالهاست در شمار بحرانیترین گونههای حیات وحش ایران قرار دارد؛ گونهای که امروز بقای آن به جمعیتی بسیار محدود در چند زیستگاه پراکنده گره خورده است. شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست اعلام کرده تعداد یوزهای شناسنامهدار ایران از ۱۷ به ۲۷ قلاده افزایش یافته است و در حال حاضر حدود ۵۰درصد منابع طرح ملی حفاظت از تنوع زیستی کشور در زیستگاههای یوز آسیایی هزینه میشود. این عدد در مقایسه با زمستان ۱۴۰۳ و شناسایی حدود ۱۷قلاده، افزایش قابل توجهی را نشان میدهد.
هرچند این عدد را نباید معادل جمعیت قطعی و نهایی یوزهای کشور دانست. همین محدود بودن جمعیت موجب شده هر تولد، هر توله و در مقابل هر مورد تلفات، برای آینده این گونه اهمیت ویژهای داشته باشد.
بحران یوز فقط به کم بودن تعداد آن خلاصه نمیشود؛ چراکه جادهها همچنان یکی از جدیترین تهدیدها برای این گونهاند و در سالهای گذشته شماری از یوزها در برخورد با خودروها تلف شدهاند. از سوی دیگر، خشکسالی، کاهش طعمه، تخریب و تکهتکه شدن زیستگاهها و گسترش فعالیتهای انسانی در محدوده زیست یوز، شرایطی ایجاد کرده که ادامه حیات این گربهسان را دشوارتر کرده است.
در چنین شرایطی، افزایش خبرهای مربوط به مشاهده یوزها و تولد تولهها اگرچه نشانهای امیدوارکننده است، اما بهتنهایی نمیتواند به معنای خروج این گونه از وضعیت بحرانی باشد. مسئله اصلی این است که چه تعداد از تولههای متولد شده به سن استقلال میرسند، چند ماده یوز توانایی زادآوری دارند و در نهایت چه تعداد از افراد جدید واقعاً به جمعیت زادآور طبیعت ایران اضافه میشوند. فاصله میان «تولد» و «بقای جمعیت» همان نقطهای است که آینده یوز آسیایی در آن تعیین میشود.
قتلگاه یوزها در مسیر تهران ـ مشهد
بر اساس آمارهای رسمی سازمان حفاظت محیط زیست، جمعیت این گونه ارزشمند در خوشبینانهترین حالت کمتر از ۳۰ قلاده برآورد میشود که از این میان، تعداد یوزهای ماده بالغ شناسایی شده به عدد انگشتشماری میرسد. در میان همه تهدیدهایی که یوزپلنگ آسیایی با آن مواجه است، یک خطر کاملاً ملموس و انسانی در برابر آن قرار دارد؛ محور مواصلاتی میامی ـ عباسآباد در شرق استان سمنان، که بخشی از جاده پرتردد تهران ـ مشهد محسوب میشود، در دهههای اخیر به «کریدور مرگ» یوزها شهرت یافته است.
مهدی زارع، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی اداره کل محیط زیست استان سمنان با اشاره به تلفات یوزپلنگ آسیایی در محور تهران - مشهد گفته است جاده ترانزیتی تهران - مشهد که از حاشیه توران عبور می کند، در یک دهه گذشته جان ۱۳ یوزپلنگ ایرانی را گرفته و به عنوان قتلگاه یوزپلنگ ایرانی شناخته شده است. آماری که بهتنهایی نشان میدهد جاده برای یوزهای توران فقط یک مسیر عبور خودرو نیست، بلکه یکی از جدیترین تهدیدهای مستقیم علیه بقای این گونه محسوب میشود.
این وضعیت بحرانی نشان میدهد از دست دادن حتی یک قلاده یوز، میتواند به معنای نزدیکتر شدن به نقطه بازگشتناپذیر انقراض کامل این زیرگونه منحصربهفرد در قاره کهن باشد.
کریدورهای ناامن، مسیر مرگ یوز
از طرفی ارزش اکولوژیک منطقه توران به عنوان زایشگاه اصلی یوزپلنگ آسیایی، اهمیت صیانت از کریدورهای مهاجرتی را دوچندان کرده است و یوزها برای جابهجایی بین ذخیرهگاه زیستکره توران و پناهگاه حیات وحش میاندشت در خراسان شمالی، ناگزیر به عبور از عرض جاده هستند اما فقدان زیرساختهای ایمن و نفوذناپذیر نبودن جاده در نقاط حساس، این گربهسانان باارزش را در برابر خودروهایی که با سرعتهای غیرمجاز حرکت میکنند، کاملاً بیدفاع رها کرده است.
اگرچه نصب دوربینهای کنترل سرعت و کاهش حد مجاز سرعت به ۸۰ و ۹۰ کیلومتر در ساعت در این محدوده به تصویب رسیده، اما چالش اصلی همچنان عدم تمکین برخی رانندگان به این قوانین در ساعات پایانی شب است.
طبق پایشهای صورت گرفته، بیشترین میزان تصادفات یوزها در بازه زمانی غروب تا طلوع آفتاب رخ داده است؛ زمانی که دید رانندگان کاهش یافته و فعالیت شبانه یوزها برای شکار یا جابهجایی به اوج خود میرسد.
باقر نظامی، مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با اشاره به آمار تلفات یوز در حدود ۲۵سال گذشته اظهار کرد: در این مدت حدود ۱۰۰مورد تلفات یوز جمعآوری و بررسی شده و تحلیل این دادهها میتواند در شناسایی تهدیدها و اتخاذ راهکارهای مؤثر برای کاهش تلفات مورد استفاده قرار گیرد.
معاون محیط زیست طبیعی سازمان محیط زیست گفت: ۶۰درصد تولههای یوزپلنگ در ایران به مرحله استقلال رسیدند. در حالی که این میزان در آفریقای جنوبی حدود ۳۵درصد گزارش شده است.
حمید ظهرابی در عین حال تأکید کرد: با توجه به پایین بودن جمعیت یوزپلنگ، هر حادثه میتواند تأثیر قابل توجهی بر جمعیت این گونه داشته باشد و به همین دلیل کاهش تهدیدها، بهویژه تلفات جادهای، اهمیت زیادی دارد.
آخرین فرصت برای حفظ خانه یوزها
در مورد یوزپلنگ ایرانی، بحران فقط به کم شدن تعداد این حیوان ختم نمیشود؛ مسئله بزرگتر، کوچک شدن تدریجی جایی است که یوز میتواند در آن زنده بماند. هر جاده، معدن، چرای دام، طعمهای که از زیستگاه کم میشود و هر بخشی از زیستگاه که از دست میرود، در واقع بخشی از شانس بقای این گونه را از بین میبرد. یوزی که زمانی در پهنهای وسیع حرکت میکرد، امروز برای بقا به جزیرههایی کوچکتر و ناامنتر از زیستگاههای طبیعی وابسته شده است.
از این زاویه، نجات یوز تنها به حفاظت از خود حیوان محدود نیست؛ باید از «سرزمین یوز» حفاظت کرد. یعنی مسیرهای تردد، منابع آب، طعمهها، امنیت جادهها و حتی فعالیتهای انسانی در اطراف زیستگاهها همزمان دیده شوند. اگر زیستگاه برای یوز باقی نماند، افزایش مراقبت از چند قلاده باقیمانده نیز نمیتواند مسئله را برای همیشه حل کند.
پرسش این است که آیا هنوز میتوانیم برای آنها آیندهای بسازیم که در آن بقا فقط به شانس، مراقبتهای مقطعی و زنده ماندن چند توله وابسته نباشد. یوزپلنگ آسیایی تنها یک گونه در فهرست حیات وحش در معرض خطر نیست؛ بخشی از طبیعت ایران است که اگر از دست برود، بازگرداندنش تقریباً ناممکن خواهد بود.
در نهایت، سرنوشت یوز بیش از آنکه به تولد یک توله یا ثبت تصویر یک یوز در دوربینهای تلهای وابسته باشد، به تصمیمهایی وابسته است که امروز درباره زمین و زیستگاه آن گرفته میشود. شاید آخرین فرصت برای نجات یوز، نه در تعقیب آخرین یوزها، بلکه در حفظ آخرین پهنههایی باشد که هنوز میتوانند خانه آنها بمانند.




نظر شما