در تازهترین تحولات میدان، نیروی دریایی سپاه پاسداران اعلام کرد یک نفتکش متخلف حامل گاز مایع متعلق به شرکت ناتویت را هنگام عبور از جنوب تنگه هرمز هدف قرار داده است. در سوی دیگر اما مهمترین تحول تغییر زبان واشنگتن و صراحت بیشتر آن در روایت تقابل با ایران است. مارکو روبیو در آتن، مقابل آکروپولیس، از غرب بهعنوان تمدنی متمایز سخن گفت که باید قدرت، غرور و «اراده جنگیدن» خود را بازیابد. او از «پیگیری بیپرده قدرت ملی» دفاع کرد و گفت غرب باید از تمدن خود با همان شور گذشتگان دفاع کند. در میانه همین روایت، او تقابل با ایران را به یک تقابل تمدنی پیوند زد. غربی که باید برای بقای خود بجنگد و ایرانی که بهعنوان نقطه مقابل ارزشهای آن تصویر میشود. این تفاوت فقط لفظی نیست.
مسئله سانتریفیوژ نیست
اگر اختلاف واشنگتن با تهران صرفاً درباره غنیسازی، ذخایر اورانیوم و نظارت آژانس باشد، میتوان تصور کرد توافقی فنی روزی این اختلاف را پایان دهد. اما اگر ایران در دستگاه فکری مقام ارشد سیاست خارجی آمریکا بخشی از چالش بزرگتری علیه «تمدن غرب» باشد، معادله برای ایران تغییر میکند. در این صورت، حتی عقبنشینی هستهای نیز الزاماً تضمین نمیکند که فشار نظامی، تحریم، تلاش برای محدود کردن توان موشکی یا مهار منطقهای ایران پایان یابد.
همین سخنرانی روبیو در زمانی انجام شد که آمریکا جنگ مستقیم با ایران دارد، درباره مهار توان موشکی و منطقهای ایران سخن میگوید و حضور نظامی خود را در پیرامون ایران تقویت کرده است. رویترز سخنرانی آتن را بخشی از چارچوبی گستردهتر برای بازسازی قدرت و هویت غرب در سیاست خارجی دولت ترامپ توصیف کرده است.اختلاف هستهای ممکن است موضوع مذاکره باشد، نه تمام علت خصومت.
تضمین؛ مهمتر از یک توافق دیگر
این همان جایی است که اصرار ایران بر «تضمین» معنای بیشتری پیدا میکند. ترامپ گفته پیش از انتخابات سوم نوامبر دوباره به ایران حمله نخواهد کرد. اما همزمان پنتاگون طرح یک کارزار سهروزه را آماده کرده که میتواند تأسیسات موشکی، پهپادی، انرژی و مراکز فرماندهی ایران را هدف قرار دهد.
سومین ناو هواپیمابر نیز به منطقه اعزام شده است. یعنی واشنگتن فعلاً حمله را کنار نگذاشته؛ فقط برای آن وقفه زمانی تعریف کرده است. مرکز سوفان در تحلیل ۸ اکتبر نیز نتیجه گرفته که آمریکا و ایران همزمان با ادامه مذاکرات، برای احتمال بازگشت به نبرد پس از انتخابات آماده میشوند و سطح استقرار نیروهای آمریکایی دوباره افزایش یافته است. برای ایران، چنین فضایی میتواند همان پرسش قدیمی را تقویت کند که چرا باید اهرمهای اصلی خود را کنار گذاشت، وقتی طرف مقابل حتی پس از توافق احتمالی، گزینه حمله را حفظ میکند؟
هرمز؛ اهرمی که تهران نگه داشته
رفتار ایران در هرمز را نیز باید در همین چارچوب دید. سپاه پاسداران اعلام کرد نفتکش NV Sunshine را به دلیل استفاده از مسیری که ایران «غیرمجاز» میداند هدف قرار داده است. مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز اصابت پرتابه به یک کشتی و وقوع آتشسوزی را گزارش کرده است. سپاه همچنین هشدار داده برخورد با کشتیهایی که قواعد اعلامی ایران را رعایت نکنند ممکن است دیگر به خود هرمز محدود نماند.حفظ این فشار فقط برای اخلال در بازار نفت نیست. هرمز یکی از معدود ابزارهایی است که میتواند هزینه ادامه جنگ را مستقیماً وارد محاسبات آمریکا و متحدانش کند. مرکز سوفان نیز در ارزیابی تازه خود میگوید واشنگتن میداند هر دور جدید حملات میتواند با پاسخ موشکی و پهپادی ایران و متحدانش همراه شود و دوباره بازار انرژی و زیرساخت کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار دهد.




نظر شما