نخست؛ همسوسازی فضای خانه با ایام تحصیلی است. اگر به دنبال افزایش اهتمام فرزندان به امر آموزش هستیم، باید فضای خانه را متناسب با حالوهوای مهرماه تنظیم کنیم. در واقع، سبک زندگی خانواده در این ایام باید بازتابدهندهی جدیت و تکاپوی آموزشی باشد.
دوم؛ حفظ آرامش در روابط میان والدین است. ثبات و صمیمیت در محیط خانه، بسترسازِ امنیت روانی دانشآموزان است؛ تجربه نشان میدهد که تنشزدایی در روابطِ پدر و مادر، مستقیماً به کاهش دغدغههای ذهنی فرزندان و ارتقای تمرکز آنان در محیط مدرسه منجر میشود.
سوم؛ تقویت مهارت شنیداری و همدلی با دانشآموزان
ضروری است والدین در ایام سال تحصیلی، رویکرد همدلانهای با فرزندان خود داشته باشند. بهویژه دانشآموزان دختر پس از بازگشت از مدرسه، تمایل زیادی به اشتراکگذاری تجربیات روزانه خود دارند؛ لذا والدین باید با پرهیز از رفتارهای ناامیدکننده، شنوندهای صبور و مشتاق برای گفتوگوهای آنان باشند تا بستر تخلیه روانی و احساس امنیت عاطفی فرزندان فراهم شود.
چهارم؛ مدیریت و تنظیم ساعت خواب دانشآموزان
سوال:
با گذشت ۱۳ روز از آغاز سال تحصیلی، هنوز بسیاری از خانوادهها با چالش تنظیم ساعت خواب و بیداری فرزندان خود مواجهاند. با چه شیوه و روشی بچه ها به راحتی بخوابند؟
*خواب؛ سلطان مغز و زیربنای سلامت تربیتی کودک:
روایتی از امام رضا علیهالسلام داریم که فرمودند خواب، سلطان مغز و مایه قوام و نیروی بدن است. این نشان میدهد خواب را نباید ساده گرفت. یکی از موضوعات مهم تربیتی این است که بچهها نیروی جسمانی خوبی داشته باشند تا زمینه فعالیتهای خوبشان فراهم شود. بچههایی که خواب خوبی ندارند، معمولاً کسلاند، نشاط لازم را ندارند و به همین دلیل تربیتگریز میشوند. آدم کسل را چه میتوان گفت که بشنود و یاد بگیرد، چه رسد به اینکه انتظار عمل هم داشته باشیم. پس خواب میتواند مسئلهای محوری در تربیت باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم بیشتر با خانوادهها درباره این موضوع صحبت کنیم. اولین بخش این است که چه چیزی مانع خواب خوب میشود و عوامل مختلکننده این سلطان مغز چیست. به نظر میرسد اولین نکته، اضطراب است؛ و اضطراب مشکلی تقریباً فراگیر است.
اضطراب سن و سال نمیشناسد؛ بچه سه ساله هم میتواند اضطراب داشته باشد، آدم نود ساله هم. پس نباید فکر کنیم اضطراب فقط برای بزرگسالان و پدر و مادرهاست؛ در بچهها هم باید به عنوان یک مشکل مورد توجه قرار بگیرد و زمینههایش برطرف شود. در تجربههایی که با خانوادهها دارم، وقتی این را میگویم، میگویند بچهها اضطراب دارند ولی خودشان نمیدانند این اضطراب است. گاهی حتی ما پدر و مادرها هم متوجه نمیشویم؛ مثلاً چرا بچه بیقراری میکند، چرا قبل از خواب آماده خواب نمیشود، هی بدو بدو میکند، نق میزند، بهانهگیری میکند و گاهی رفتار خشن و تند نشان میدهد. اینها نشانههای اضطراب در بچههای ماست.باید سعی کنیم عوامل اضطراب را از روی فرزندانمان برداریم.
مثلاً لازم نیست بچهها را نسبت به فردایشان نگران کنیم. خیلی از ما پدر و مادرها بچهها را نسبت به فردا نگران میکنیم: تو دیر بری مدرسه راه نمیدن، مشقت رو ننویسی معلمت دعوا میکنه. یعنی دائم با این جملات میخواهیم راهش بیندازیم و حرکت ایجاد کنیم، ولی عملاً داریم اضطراب پنهانی را شکل میدهیم.
گاهی نیز مادر میگوید: «نمیری بخوابی، صبح بیدارت نمیکنم.» همین جمله در کودک اضطراب ایجاد میکند. یا کودک را با تهدیدهای دیگر میترسانیم: «امروز که خیلی منو اذیت کردی، فردا پارک نمیبرمت»، «دوچرخه رو دیگه بهت نمیدن»، این تهدیدها را عامل تربیت میپنداریم، در حالی که اضطراب شدید در کودک ایجاد میکند و یکی از نشانههای آن، همین دیرخوابیهاست.
گاهی مدرسه نیز این اضطراب را وارد میکند؛ امتحانهایی که گرفته میشود و تهدیدهایی مثل «امتحانتون خوب نشی فلان میشه» یا در پایههای بالاتر «درس نخونی دانشگاه قبول نمیشی». اینها به بهانه ایجاد انگیزه، اضطراب کودک را بالا میبرد و به بدخوابی منجر میشود.
عامل دیگر، فعالیتهای هیجانی پیش از خواب است. اگر کودک یکی دو ساعت قبل از خواب بدو بدو شدید داشته باشد، فیلم هیجانی ببیند، یا تازه پدر به خانه آمده و بخواهد با او کشتی بگیرد، زمینه بدخوابی فراهم میشود. بله، کودک به تحرک و بازی نیاز دارد، اما نه چسبیده به زمان خواب؛ چنین فعالیتهایی باید یکی دو ساعت پیشتر انجام شود. گاهی خود والدین با هیجانات کلامی، کودک را تحریک میکنند؛ مثلاً میگویند «بدو بدو، پاکبان آمده آشغال رو دم در بذار وگرنه میمونه تو خونه.» بعد از ایجاد این هیجان، انتظار داریم کودک بخوابد، در حالی که خواب از سرش پریده است.
نکته سوم آنکه برخی مسائل جسمی مانند شبادراری یا تخلیه نشدن روده پیش از خواب نیز مانع خواب کودک میشود. کودکانی که شبادراری دارند، این مسئله خودش اضطرابهایی در آنان ایجاد میکند و باید با تدبیری مناسب حل شود. اگر مخاطبان به برنامههای گذشته پرسشهای تربیتی مراجعه کنند، پیشتر درباره راهکارهای درمان شبادراری بهتفصیل صحبت کردهایم.
نکته دیگر، بیشفعالی در کودکان است. کودکانی که دچار اختلال کاهش تمرکز هستند نیز خوابشان از این مشکل تأثیر میگیرد. این موضوع را هم باید حتماً به سمت اصلاح و درمان ببریم؛ زیرا اگر درمان نشود، به مشکلاتی دچار میشوند.
یکی دیگر از عوامل بدخوابی کودکان، بدغذایی است. کودکانی که گرسنه میخوابند یا غذای سنگین میخورند و بلافاصله میخواهند بخوابند، دچار بدخوابی میشوند.
از عوامل دیگر، تماشای تلویزیون یا استفاده از موبایل در ساعتهای نزدیک به خواب است. کودکان باید حتماً یک ساعت پیش از خواب از موبایل و تلویزیون استفاده نکنند.
تعبیری داریم که میگوییم خواب بچهها هلیکوپتری نیست که یکمرتبه چراغها را خاموش کنیم، تلویزیون را خاموش کنیم و بگوییم حالا برو بخواب. اینگونه نیست. مثل همان کابین خلبان که پیش از فرود هواپیما اعلام میکند: «ما الان کابین را آماده میکنیم، پشت صندلیهایتان را صاف کنید، کمربندهایتان را ببندید»، بعد ارتفاع را کم میکند و کمکم روی باند فرودگاه مینشیند. بچهها هم همینطورند؛ خانه را باید از حدود یک ساعت قبل برای خواب آماده کرد.
نکته آخر اینکه خواب عصرگاهی یا خوابهای بدموقع عصر نیز منجر به بدخوابی بچهها میشود. در برنامههای پیشین فرمولی گفتهام: بچهها هر موقع عصر بیدار شوند، هفت ساعت بعدش آماده خواباند. یعنی اگر میخواهید بچه ده شب بخوابد، باید خواب عصرش کاریاش تمام شده و بیدار شده باشد تا ده شب آماده خواب باشد. ولی اگر بچهای تازه ساعت شش بعدازظهر از خواب بیدار شد، هفت ساعت بعد میتواند بخوابد؛ یعنی نیمهشب. در این صورت سخت میخوابد و چرخه خوابش آسیب میبیند.
پرسشی مطرح شده از سوی مادری که میگوید: «پسر شانزدهسالهای دارم که از بچگی شبادراری داشته و این مشکل برایش مسئله بوده است. آن موقع آنطور که باید به این موضوع توجه نکردم و کمکم همین مسئله باعث شد به نماز خواندنش هم توجه لازم را نداشته باشم. الان که به سن تکلیف رسیده، زیاد به نماز اهمیت نمیدهد. ماندهام با چه روشی او را به نماز خواندن وادار کنم. خواهش میکنم در این مورد راهنماییام کنید.»
* شیوههای پنهان برای نهادینهسازی فرهنگ نماز در خانواده
در پاسخ باید گفت برای نماز خواندن بچهها دو نوع راهکار داریم:
راهکارهای پنهان و راهکارهای آشکار.
راهکارهای پنهان یعنی چه؟ یکی از آنها بهموقع خوابیدن بچههاست. بهویژه در مورد این فرزند، احتمالاً مشکل بیشتر بر سر نماز صبح است. یک قاعده را هم اینجا عرض کنم: بچههایی که نماز صبح میخوانند، بقیه نمازهایشان را هم میخوانند.
تجربه ما در فضاهای مشاوره نشان میدهد آغاز بینمازی یا سهلانگاری در نماز بچهها از نماز صبح شروع میشود. یعنی بچهای که نماز صبحش را یکیدرمیان میخواند، این سهلانگاری به نماز ظهر و عصرش هم کشیده میشود و بعد به مغرب و عشایش.
بنابراین اگر اهتمام داشته باشیم نماز صبح بچهها را اصلاح و آنان را مقید کنیم، به بقیه نمازهایشان هم مقید میشوند. این نکته اول که بچهها شب بهموقع بخوابند. مثلاً اگر میخواهیم نزدیک اذان صبح، حدود پنج و نیم، پسر شانزدهساله بیدار شود و نماز بخواند، باید هشت ساعت قبلش خوابیده باشد؛ یعنی حدود ساعت ده شب خوابیده باشد تا بتوانیم راحت بیدارش کنیم. اما اگر تا نیمهشب بیدار بود، سرش با موبایل و تلویزیون گرم بود، معلوم است که سخت بیدار میشود.
گاهی یکی از دلایلی که خود ما هم در بلند کردن بچهها برای نماز صبح با چالش روبهرو میشویم، همین مسئله است. پدری میگفت: «صبحها که میخواهم بچهام را برای نماز صبح بلند کنم، میروم یک پایم را اینور بدنش و یک پا را آنور بدنش میگذارم، دو دستش را میگیرم، اول مینشانمش توی رختخواب، یعنی در حالی که گردنش کج است و در حالت خواب، کمی با او صحبت میکنم: بلند شو بچه، ببین تا اینجای راه آمدی.»
بعد میگفت مرحله بعد بلندش میکنم، سرپا نگهش میدارم. میگفت بعد از مدتی هم کمردرد گرفتم؛ بالاخره پسر سنگین است، در سن چهاردهپانزده سالگی، هر روز این کار. تازه تشویقش میکنم به سمت روشویی برود و وضو بگیرد؛ آنجا هم باید مدام با او حرف بزنم: بابا بیداری، نیفتی، دستت را ول میکنم و.... ببینید چند روز دیگر پدر میتواند این کار را بکند؟ اما اگر همین پدر ساعت و خواب بچه را تنظیم کند، این بچه راحت بلند میشود.
دوم، شامهای سبک به بچهها بدهیم. این خیلی به بیدار شدن صبحشان کمک میکند. ولی بچههایی که شبها فستفود و شامهای سنگین و چرب میخورند، بهخصوص غذاهای دیرهضم، سختتر برای نماز صبح بلند میشوند.
نکته سوم، گاهی باید فضای گفتمانی هم در خانه ایجاد شود. یعنی ما باید به نماز خواندن محوریت بدهیم. مثلاً میخواهیم بعد از نماز صبح، انشاءالله صبحانهمان را هم بخوریم. میدیدید قدیم اینطور بود که وقتها با نماز تنظیم میشد؛ مثلاً برای عروسی که دعوت میکردند، میگفتند با نماز مغرب و عشا یا بلافاصله بعد از نماز مغرب. ولی الان ساعت میدهیم. یعنی آنجا خودِ نماز خواندن را موضوعیت میدادیم و به آن محوریت میبخشیدیم. گاهی باید این محوریت نماز و گفتمان درباره نماز را در خانه داشته باشیم.
ببینید در فضای تربیت بچهها میگوییم بچهها بر اساس چیزهایی که میبینند، میشنوند و میگویند تربیت میشوند. یعنی وقتی در فضای خانه فضای گفتمانی باشد، الگویی باشد و درباره آن موضوع، بهویژه نماز، صحبت شود، میبینید که به تدریج این مسائل در بچهها نهادینه میشود.
من از پدر و مادرها خواهش میکنم این کار را عملی کنند و چکلیستی داشته باشند؛ مثلاً برای همین امروز، از صبحی که بچهشان بیدار شده تا الان که ساعت مثلاً چهار و نیم است، کارهایی که این بچه کرده چیست، چه چیزهایی دیده، چه چیزهایی شنیده و چه چیزهایی گفته است. شاید بگویند همه اینها را ما نمیدانیم، ولی کلیاتش را که میتوانیم ببینیم و بررسی کنیم.
در حالی که در الگوهای دینی و تربیتی، بچهها وقتی نماز خواندن دیگران را میبینند، به تدریج این برایشان تبدیل به باور میشود؛ وقتی سخنانی درباره نماز میشنوند و وقتی خودشان درباره نماز صحبت میکنند. پس این هم نکته سوم از شیوههای پنهانی است: اگر در محیط خانه به نماز اهمیت بدهیم، این مسئله در بچهها تقویت میشود.
نکته چهارم اینکه نمادهایی برای نماز در خانه داشته باشیم. واقعاً گاهی آدم غصهاش میگیرد که ما بچههای شیعه و مسلمان، خانه میسازیم و هزینه میکنیم و همه امکانات را در این خانه قرار میدهیم، ولی یک محل عبادت کوچک در خانه ایجاد نمیکنیم؛ جایی که شکل و شمایلی داشته باشد و محل نماز و عبادت باشد. واقعاً در خانهها باید گوشهای برای عبادت داشته باشیم. ممکن است کنار پذیرایی باشد یا جای خاصی برای آن درست کنیم. من این را قدیمتر در برنامههای رادیو معارف هم گفتهام و بنا شده بنری طراحی شود که روی آن محراب قشنگی به سمت قبله خانه باشد و به دیوار نصب شود. یعنی بچهها این را ببینند. نمیخواهیم مثل هتلها و مهمانپذیرها بنویسیم «قبله اینور» و فلش بزنیم؛ حداقل در خانهمان چیزی داشته باشیم که معلوم باشد قبله این خانه به کدام سمت است. خود این دیدن، آثار پنهانش را روی بچههای ما میگذارد.
چهار نکته درباره روشهای پنهان برای نماز خواندن این فرزند گفتیم. حالا دو نکته هم در روشهای آشکار عرض کنم. البته میدانیم بحث نماز بسیار گسترده است و گاهی باید برنامههای متعددی برای آن داشت.
* بازخوانی پیامهای تربیتی؛ فرصتی برای رشد معنوی خانواده
توصیه میکنم پیامی را که رهبر عزیز انقلاب به مناسبت اجلاسیه نماز صادر فرمودند، واقعاً در خانه بخوانیم. چه اشکالی دارد؟ چرا همیشه بگوییم گوینده تلویزیون یا رادیو آن را بخواند؟ میتوانیم از خود بچهمان بخواهیم آن را بخواند: «مادرجون، میخوای این پیام رو برای ما یه بار بازخوانی کنی تا همه بشنویم؟» گاهی همین ارتباطات، بهویژه نکات نابی که در پیام امسال امام عزیزمان بود و به توجه و دقت و اوج نشان دادن نماز اشاره داشت، میتواند خیلی کمک کند.
کلمات وقتی زیبا و فطری باشند، جای خودشان را پیدا میکنند. بنابراین خواهش میکنم یک بار این را تجربه کنیم. گاهی خواندن روایات درباره نماز در محیط خانه نورانیت میآورد. خدا رحمت کند مرحوم حاج آقای مجتهدی را که میفرمودند کلام اهل بیت نور است. وقتی شما بیان میکنید، خودش جای خودش را پیدا میکند. پس اینها را بچههایمان بخوانند و ما هم بخوانیم. اینها جزو تربیتهای مستقیم و آشکار است.
گاهی نیز درباره فلسفه نماز کتابهای زیادی نوشته شده است. معمولاً علمای بزرگ و شاخص کتابی درباره اسرار نماز دارند؛ مرحوم حضرت امام رضواناللهتعالیعلیه کتاب «اسرار نماز» داشتند. شاید کسی بگوید ممکن است مفهومش سنگین باشد؛ نه، بخوانیم. خواندن اینها گاهی باعث میشود هر کس به اندازه توانش از آنها بهره ببرد و میتواند آثار خوبی روی فرزندان ما بگذارد.







نظر شما