در سرزمین ما، گاهی صدای انفجار تنها چند لحظه شنیده میشود، اما صدای سکوت برخی افراد و جریانها، مدتها در حافظه جامعه باقی میماند. شهادت دکتر نصرت افتخاری، معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان، در حمله تروریستی محور چشمهزیارت زاهدان، از همان رخدادهایی است که افزون بر اندوه و تأثر، پرسشهایی جدی درباره اخلاق، انصاف و مسئولیت اجتماعی پیش روی ما میگذارد.
بر اساس گزارش خبرگزاری مهر و اظهارات سخنگوی پلیس، دکتر افتخاری هنگام اعزام برای مشارکت در مردمیاری و رسیدگی به مشکلات اقوام و طوایف حاشیه شهر زاهدان هدف اقدام تروریستی قرار گرفت و به شهادت رسید. او از نخبگان بومی استان بود و مسئولیتی بر عهده داشت که یکی از اهداف مهم آن، تقویت پیوندهای فرهنگی و اجتماعی و تحکیم وحدت میان اقوام و مذاهب بود.
این جزئیات، معنای حادثه را عمیقتر میکند: بانویی که مأموریتش کمک به مردم و تقویت پیوندهای اجتماعی بود، قربانی خشونتی شد که هیچ نسبتی با خدمت، انسانیت و اخلاق ندارد.
از سنگ صدا درآمد، اما از برخی مدعیان نه!
با این حال، آنچه در کنار محکومیت قاطع این جنایت باید مورد توجه قرار گیرد، مسئله سکوتها و واکنشهای گزینشی است. چرا برخی افراد و جریانهایی که در حوادث دیگر با سرعت موضع میگیرند، بیانیه صادر میکنند و خود را مدافع حقوق انسانها میدانند، در برابر ترور یک بانوی نخبه و خدمتگزار، واکنشی درخور و روشن نشان نمیدهند؟
البته داوری درباره سکوت هر شخص یا جریان، بدون بررسی مواضع و اطلاع از واقعیتها، منصفانه نیست؛ چهبسا کسانی محکوم کرده باشند و صدایشان به رسانهها نرسیده باشد. اما اصل پرسش همچنان پابرجاست: آیا محکومیت تروریسم باید به هویت قربانی، گرایش سیاسی، وابستگی سازمانی یا میزان همسویی او با ما بستگی داشته باشد؟
اگر ترور قربانیان مورد علاقه ما محکوم و ترور دیگران نادیده گرفته شود، دیگر با یک اصل اخلاقی روبهرو نیستیم؛ با معیاری دوگانه مواجهیم که اعتبار ادعاهای ما را از میان میبرد.
حقوق انسانها را نمیتوان به فهرست دوستان و مخالفان سیاسی محدود کرد. خون انسان بیگناه، صرفنظر از قومیت، مذهب، جنسیت و جایگاه اداری او، حرمت دارد. ترور نیز با تغییر نام و عنوان، از جنایت بودن خارج نمیشود.
تروریسم، دشمن وحدت اقوام و مذاهب
سیستان و بلوچستان، با تنوع قومی و مذهبی و ظرفیتهای ارزشمند فرهنگی خود، نیازمند امنیتی برخاسته از اعتماد عمومی، عدالت، احترام متقابل و حضور مسئولانه در میان مردم است. در چنین محیطی، ترور یک مسئول فرهنگی و اجتماعی صرفاً حمله به یک فرد نیست؛ میتواند تلاشی برای تضعیف اعتماد، گسستن پیوندهای اجتماعی و ایجاد فاصله میان مردم و نهادهای مسئول نیز باشد.
البته مقابله با تروریسم فقط با اقدامات امنیتی به نتیجه پایدار نمیرسد. مبارزه مؤثر با خشونت، همزمان به شناخت ریشههای افراطگرایی، مقابله با نفرتپراکنی، رسیدگی به مطالبات مشروع مردم و تقویت مشارکت اجتماعی نیاز دارد. امنیت پایدار زمانی استوار میشود که مردم خود را در سرنوشت منطقه شریک بدانند و احساس کنند کرامت و حقوقشان مورد احترام است.
در این میان، نباید اجازه داد جنایت تروریستی بهانهای برای بدبینی به یک قوم، مذهب یا جامعه محلی شود. مسئولیت یک گروه مسلح را نمیتوان به پای یک ملت، قوم یا مذهب نوشت. همانگونه که دفاع از امنیت نباید به تبعیض بینجامد، دفاع از حقوق مردم نیز نباید به توجیه خشونت و ترور تبدیل شود.
از منظر اسلامی نیز، حرمت جان انسان و مسئولیت در برابر خون بیگناه، اصلی بنیادین است. قرآن کریم در آیه ۳۲ سوره مائده، کشتن ناحق یک انسان را با تعبیری بسیار سنگین نکوهش میکند. هیچ اختلاف سیاسی، قومی یا مذهبی نمیتواند مجوز سلب جان انسان بیگناه باشد؛ چه رسد به آنکه خشونت به نام دین یا دفاع از مردم توجیه شود.
محکومیت ترور، آزمون صداقت است
از فعالان سیاسی، چهرههای رسانهای، روشنفکران، نخبگان قومی و مذهبی و مدعیان حقوق بشر انتظار میرود در برابر این جنایت موضعی روشن و مسئولانه داشته باشند. این انتظار، مطالبهای جناحی نیست؛ آزمونی برای سنجش صداقت اخلاقی و پایبندی به اصول انسانی است.
محکوم کردن ترور دکتر نصرت افتخاری به معنای تأیید بیقیدوشرط همه سیاستها یا عملکردهای یک نهاد نیست. میتوان درباره عملکرد هر سازمانی پرسشگری کرد، نقد داشت و خواستار اصلاح شد؛ اما نقد سیاسی با سکوت در برابر قتل و ترور تفاوت دارد. مخالفت با یک نهاد، مسئولیت اخلاقی ما را در دفاع از جان انسانها از میان نمیبرد. همچنین محکومیت این جنایت نباید به ابزاری برای تسویهحساب سیاسی یا متهم کردن همه منتقدان تبدیل شود. معیار درست، بررسی مستند مواضع افراد و مطالبه یک اصل مشترک است: هیچکس نباید ترور را توجیه کند و هیچ قربانیای نباید به دلیل تعلق یا عدم تعلق به یک جریان، از همدردی و عدالت محروم بماند.
سخن پایانی
خانم دکتر نصرت افتخاری را باید نه فقط بهعنوان یک مسئول انتظامی، بلکه بهعنوان بانویی از نخبگان بومی سیستان و بلوچستان به یاد آورد که بنا بر گزارشهای رسمی، برای مردمیاری و رسیدگی به مسائل اقوام و طوایف عازم منطقه شده بود. شهادت او یادآور این حقیقت تلخ است که خشونت، حتی کسانی را هدف میگیرد که مأموریتشان ایجاد پیوند و همبستگی است.
در برابر چنین جنایتی، سکوت اگر ناشی از بیخبری باشد، باید با آگاهی جبران شود؛ اگر از ملاحظات سیاسی برخیزد، باید مورد بازنگری قرار گیرد؛ و اگر حاصل معیارهای دوگانه باشد، باید صادقانه به نقد کشیده شود.
از سنگ صدا درآمد، اما از برخی مدعیان نه؛ این جمله، اگرچه تلخ است، باید ما را به تأمل وادارد، نه به قضاوت شتابزده درباره همه. جامعهای که در آن محکومیت ترور به وابستگی قربانی وابسته باشد، بیش از آنکه از کمبود شعار رنج ببرد، با کمبود انصاف روبهروست.
من بهعنوان پژوهشگر ادیان و مذاهب اسلامی، بر این باورم که وحدت واقعی از جایی آغاز میشود که حرمت انسان را بر ملاحظات جناحی مقدم بدانیم. امروز، محکومیت صریح و بیقیدوشرط ترور دکتر نصرت افتخاری، دفاع از امنیت و کرامت انسانی و حمایت از همبستگی اقوام و مذاهب، وظیفهای مشترک است.
تروریسم را باید محکوم کرد، حتی وقتی قربانی از اردوگاه ما نیست؛ زیرا انسانیت، زمانی معنا پیدا میکند که اصولمان را نه فقط برای دوستان، بلکه برای همه انسانها به رسمیت بشناسیم.




نظر شما