درحالیکه خروج نیروهای آمریکایی از عراق از پایان یک فصل نظامی خبر میدهد، اسناد افشاشده از تداوم جبههای پنهان حکایت دارند؛ کارزار نفوذ بریتانیا که با میلیونها پوند، رسانههای ظاهراً مستقل را به ابزار تغییر نگرش عراقیها تبدیل کرد.
میلیونها پوند برای رسانهای ظاهراً مستقل
اسناد افشاشده از یک عملیات نفوذ سازمانیافته بریتانیا در عراق پرده برمیدارند؛ عملیاتی که در جریان جنگ علیه داعش شکل گرفت و پلتفرم خبری و اجتماعی «یلا»(Yalla) را به یکی از ابزارهای اصلی خود تبدیل کرد. این رسانه که در سال ۲۰۱۵ به دست روزنامهنگاران جوان عراقی تأسیس شد، با میلیونها دنبالکننده به یکی از بازیگران شناختهشده فضای رسانهای عراق تبدیل شد؛ اما اسناد نشان میدهند پشت ادعای استقلال مالی و تحریریهای آن، حمایت مالی و نظارت بریتانیا قرار داشته است.
بر اساس این اسناد، لندن در سال مالی ۲۰۱۹–۲۰۲۰ مبلغ ۴.۳ میلیون پوند برای یلا هزینه کرد و ۴ میلیون پوند دیگر نیز برای سال بعد اختصاص داد. این منابع مالی وبسایت، حسابهای اینستاگرام و یوتیوب و صفحات فیسبوک این پلتفرم به زبانهای عربی، کردی و انگلیسی را پوشش میدادند. «یلا» بیش از ۵ میلیون دنبالکننده داشت و حدود ۱۰۰ خبرنگار آزاد، اینفلوئنسر و کمدین برای تولید محتوای آن فعالیت میکردند.
اماندسی ساچی؛ مهندسی نفوذ پشت پرده
شرکت تبلیغاتی اماندسی ساچی (M&C Saatchi) در مرکز این سازوکار قرار داشت. این شرکت در پیشنهاد خود به وزارت خارجه بریتانیا، از تجربهاش در اجرای «برنامههای حساس و غیرقابلانتساب برای مشتریان دولتی» سخن گفته بود؛ عبارتی که ماهیت پنهان عملیات را آشکار میکند.
طرح پیشنهادی شامل ایجاد یک شرکت مستقل در ظاهر، استفاده از شبکههای محلی برای جذب روزنامهنگاران و چهرههای تأثیرگذار و بهکارگیری نیروهای مسلط به گویشهای محلی بود. حتی پرداخت هزینهها از طریق واسطهها و استفاده از شبکههای خصوصی مجازی مرتبط با جامعه مهاجران عراقی و کرد نیز برای پنهان نگهداشتن منشأ عملیات پیشبینی شده بود.
هدف، صرفاً انتشار خبر نبود؛ بلکه تغییر نگرش و رفتار مخاطبان بود. «اماندسی ساچی» میخواست محتوایی تولید کند که تجربهای شبیه «مربیگری زندگی»(Life Coaching) داشته باشد و از طریق داستانهای روزمره، برنامههای سرگرمی و روایتهای مثبت، بر برداشت عراقیها از جامعه و دولت تأثیر بگذارد. این محتوا قرار بود از طریق شبکههای تلویزیونی، رادیویی و حسابهای شخصی اینفلوئنسرها نیز گسترش یابد، بدون آنکه مخاطبان لزوماً از حامی مالی واقعی آن اطلاع داشته باشند.
ایران؛ هدف پنهان جنگ روانی در عراق
دامنه عملیات به «یلا» محدود نبود. تحلیل مخاطبان هدف که دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در سال ۲۰۱۵ تهیه کرده بود، بر انتشار «پیامرسانی مستمر»(Sustained Messaging) از طریق کانالهای محلی تأکید داشت. در این راهبرد، رهبران قبایل و روحانیون نیز میتوانستند به ابزار انتقال پیام تبدیل شوند؛ از جمله برای ترویج خودحکمرانی اعراب سنی.
پرونده ایران نیز در این چارچوب اهمیت دارد. بررسی مخاطبان عراقی نشان داده بود ۵۴ درصد پاسخدهندگان ادعای نفوذ بیش از اندازه ایران در عراق را کاملاً بیاساس میدانستند و تنها ۱۸ درصد با آن موافق بودند؛ بااینحال، در میان اهل سنت بررسیشده، ۶۸ درصد این دیدگاه را تأیید میکردند. برنامهریزان بریتانیایی این تفاوت را فرصتی برای هدفگیری افکار عمومی تلقی کردند.
این رویکرد در بستر رقابت بر سر نفوذ سیاسی ایران در عراق معنا پیدا میکند؛ جایی که رسانهها و چهرههای محلی میتوانند به ابزار شکلدهی به برداشت عمومی از روابط بغداد و تهران تبدیل شوند. گزارش همچنین همچنین از عملیات رسانهای پس از ترور سردار «قاسم سلیمانی» در ژانویه ۲۰۲۰ پرده برمیدارند؛ شبکهای مرتبط با دستگاه اطلاعاتی بریتانیا، از طریق یک واسطه، شبکهای از روزنامهنگاران شهروند و امکانات تولید رسانهای در حلب را به کار گرفت تا ویدئویی از توزیع شیرینی میان ساکنان شهر «اَتارِب»(Atarib) استان حلب سوریه در جشنِ ادعاییِ ترور سردار سلیمانی منتشر شود. این ویدئو بهسرعت در شبکههای اجتماعی گسترش یافت، از سوی شبکه العربیه بازنشر شد و حتی «مایک پمپئو»، وزیر خارجه وقت آمریکا، نیز آن را بازنشر کرد.
خروج نظامی، پایان نفوذ نیست
اهمیت این اسناد در زمانی دوچندان میشود که نیروهای آمریکایی در حال خروج از عراق هستند و بغداد با گروههای مقاومت بر سر آینده تسلیحات آنها اختلاف دارد. خروج نظامی بهخودیخود به معنای پایان ابزارهای نفوذ خارجی نیست؛ ابزارهایی که میتوانند از مسیر رسانه، شبکههای اجتماعی و شکافهای قومی و مذهبی به فعالیت ادامه دهند.
بااینحال، اسناد موجود بهتنهایی ثابت نمیکنند که تمام محتوای «یلا» بخشی از عملیات سیاسی بریتانیا بوده یا این سازوکار اکنون همچنان فعال است. پرسش تعیینکننده این است که چه میزان از این عملیات ادامه یافته و مخاطبان عراقی تا چه اندازه از منشأ پیامهایی که دریافت میکنند آگاه هستند. در کشوری که استقلال سیاسی و رسانهای همچنان از مسائل اصلی آن است، شفافیت درباره منابع مالی و هدایت پنهان رسانهها بخشی جداییناپذیر از حاکمیت ملی به شمار میرود.




نظر شما