جنگ در دریای سیاه دیگر فقط نبرد روسیه و اوکراین نیست؛ غلات به سلاح فشار سیاسی و اقتصادی تبدیل شدهاند، صادرات اوکراین فرو میریزد و اروپا باید هزینه اختلالی را بپردازد که در شکلگیری آن نقشی نداشته است.
دریای سیاه؛ جبههای تازه در جنگ اقتصادی
درحالیکه توجه جهان به بحران تنگه هرمز و امنیت انتقال انرژی معطوف شده، دریای سیاه نیز به صحنه جنگی تبدیل شده است که مستقیماً تجارت جهانی غذا را تهدید میکند. در اوت، بنادر دریایی اوکراین تنها ۲۱ مورد ورود کشتی را ثبت کردند؛ حدود ۹۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل. همزمان، گسترش محدوده پرخطر بیمه جنگ به تقریباً تمام دریای سیاه، هزینه و ریسک فعالیت تجاری در این منطقه را افزایش داده است.
روسیه با حمله به بنادر اودسا، مسیر اصلی صادرات کشاورزی و فلزات اوکراین را هدف گرفته و کییف نیز با حمله به پایانههای غلات روسیه پاسخ داده است. در نتیجه، دو کشوری که رویهم حدود ۱۷ درصد غلات معاملهشده در بازار جهانی را تأمین میکنند، با اختلال گسترده در مسیرهای معمول صادرات خود مواجه شدهاند. این دیگر صرفاً محاصره صادرات اوکراین نیست؛ نبردی دوطرفه است که در آن زیرساختهای تجاری به اهداف نظامی و اقتصادی تبدیل شدهاند.
روسیه مسیر جایگزین دارد؛ اوکراین زیر فشار میرود
با وجود خسارتهای واردشده به صادرات روسیه، مسکو توانسته بخشی از تجارت خود را به مسیرهای دیگر منتقل کند. در سپتامبر، صادرات گندم روسیه از مسیر بالتیک به رکورد ۱.۴ میلیون تن رسید. بنادر بالتیک ۵۴ درصد صادرات دریایی غلات این کشور را جابهجا کردند و مسیر خزر نیز سهم مهمی در انتقال محمولهها، بهویژه به مقصد ایران، دارد.
وضعیت اوکراین بهمراتب دشوارتر است. مسیرهای جایگزین شامل راهآهن، کامیون و بارجهای رود دانوب، تنها ۵۰ تا ۵۵ درصد ظرفیت بنادر دریایی را جبران میکنند. صادرات غلات این کشور در سپتامبر به ۱.۲۸ میلیون تن سقوط کرد؛ ۴۵ درصد کمتر از سال قبل. صادرات گندم نیز ۵۵ درصد کاهش یافت و بانک ملی اوکراین کسری صادرات نیمه دوم سال را حدود ۲.۵ میلیارد دلار برآورد کرده است.
فشار فقط به دولت محدود نیست؛ کشاورزان یا محصولات خود را پایینتر از هزینه تولید میفروشند یا ناچارند غلات را در انبار نگه دارند. این وضعیت میتواند توان مالی بخش کشاورزی و انگیزه کشت فصل بعد را تضعیف کند. روسیه نیز از اختلال صادرات آسیب میبیند، اما درآمدهای نفتی و مسیرهای جایگزین، ضربه را برای مسکو قابلتحملتر میکنند.
غلات به اهرم فشار در جنگ انرژی تبدیل میشود
مهمترین تحول، پیوند خوردن امنیت بنادر دریای سیاه با حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه است. بر اساس گزارش شورای روابط خارجی آمریکا، مسکو توقف حملات به زیرساختهای انرژی خود را به هرگونه آتشبس دریایی گره زده است. به این ترتیب، غلات دیگر فقط کالایی برای صادرات نیست؛ به ابزار چانهزنی در جنگ انرژی تبدیل شده است.
این معادله برای کییف دشوار است. حملات به پالایشگاههای روسیه یکی از معدود ابزارهایی است که توانسته بهطور ملموس به اقتصاد مسکو آسیب بزند. در مقابل، بازگشایی بنادر اوکراین ممکن است مستلزم توقف همین حملات باشد. فشار واشنگتن برای پایان دادن به حملات به تأسیسات انرژی روسیه، با هدف کاهش قیمت سوخت، نیز میتواند دامنه انتخابهای اوکراین را محدود کند.
اگر توافقی بر مبنای «غلات در برابر پالایشگاهها» شکل بگیرد، صادرات دریایی ممکن است احیا شود و ورود همزمان ذخایر انباشتهشده دو کشور به بازار، قیمت گندم را کاهش دهد. اما چنین توافقی برای اوکراین هزینه راهبردی دارد؛ بازیابی درآمد صادراتی در برابر کنار گذاشتن ابزاری که در جنگ اقتصادی علیه روسیه مؤثر بوده است.
اروپا؛ بازندهای که هزینه بحران را میپردازد
اروپا در این بحران هم از افزایش قیمتها آسیب میبیند و هم با پیامدهای سیاسی اختلال در تجارت غلات روبهروست. شاخص قیمت غلات فائو در سپتامبر نسبت به سال قبل ۱۷.۲ درصد افزایش یافت. افزایش هزینه حملونقل و اختلال در عرضه دریای سیاه، فشار بیشتری بر بازارهای غذایی وارد میکند؛ بهویژه آنکه اروپا اکنون تأمینکننده جایگزین بسیاری از خریداران غلات این منطقه شده است.
وابستگی اتحادیه اروپا به اوکراین نیز قابلتوجه است؛ این کشور بزرگترین تأمینکننده ذرت اتحادیه است و ۹۲ درصد واردات روغن آفتابگردان آن را تأمین میکند. در عین حال، انتقال غلات اوکراین از مسیر زمینی، تنشهای داخلی اروپا را تشدید میکند. اعتراضهای پیشین کشاورزان لهستانی و بازبینی مقررات عبور و انبارش غلات در این کشور نشان میدهد که بحران دریای سیاه میتواند به مناقشهای بر سر منافع کشاورزان اروپایی تبدیل شود.
زمستان پیش رو آزمونی تعیینکننده خواهد بود. اگر صادرات اوکراین در اکتبر به بیش از ۲ میلیون تن برسد، مسیرهای جایگزین احتمالاً در حال گسترشاند؛ اما سقوط آن به زیر ۱.۵ میلیون تن، فشار برای توافقی میان صادرات غلات و توقف حملات به پالایشگاهها را افزایش میدهد.
در نهایت، بحران دریای سیاه نشان میدهد که جنگهای امروز فقط در میدانهای نبرد یا بازارهای انرژی تعیین تکلیف نمیشوند. وقتی بنادر بسته میشوند و مسیرهای تجاری از کار میافتند، هزینه جنگ به قیمت نان، درآمد کشاورزان و ثبات اقتصادی کشورهایی منتقل میشود که خود در خط مقدم نبرد نیستند.




نظر شما