حجتالاسلام والمسلمین مصطفی رضایی پژوهشگر حوزه مهدویت در پاسخ به این پرسش که اکنون در چه مرحلهای از فرآیند زمینهسازی ظهور قرار داریم، اظهار کرد: اگر بخواهیم این مسیر را مرحلهبندی کنیم، پس از «ملت منتظر» باید به «امت منتظر» برسیم و پس از آن، مرحله «جهان منتظر» شکل میگیرد. بنابراین، هنوز نمیتوان گفت فرآیند به نقطه نهایی رسیده است.
وی افزود: حتی دستاوردهای ایجادشده در سطح ملی نیز نیازمند مراقبت و استمرار هستند، زیرا دشمن با عملیات شناختی و جنگ نرم تلاش میکند همین دستاوردها را تضعیف کند. بنابراین، آمادگی یک وضعیت ثابت نیست و باید بهصورت مستمر تقویت شود.
رضایی با اشاره به نشانههای ظهور گفت: یکی از آسیبهای جدی در مطالعات مهدویت، «علامتمحوری» است. بخشی از روایات مربوط به نشانههای ظهور از نظر سند، دلالت و حتی تطبیق با یکدیگر شرایط متفاوتی دارند و نمیتوان با استفاده از چند روایت، شخصیتها و حوادث معاصر را بهصورت قطعی با نشانههای ظهور تطبیق داد. بهطور نمونه، اینکه یک شخصیت سیاسی مانند ترامپ را سفیانی بدانیم یا یک توافق سیاسی را بهعنوان نشانه قطعی ظهور معرفی کنیم، روش علمی و قابل اتکایی نیست. رهبر شهید انقلاب نیز در دیداری با متخصصان حوزه مهدویت، نسبت به چنین نگاههایی هشدار دادهاند. مسئله اصلی ما باید آمادگی برای ظهور باشد، نه اینکه دائماً بهدنبال پیدا کردن مصداق برای نشانهها باشیم.
این پژوهشگر حوزه مهدویت اظهار کرد: در اینجا ضرورت «آیندهپژوهی مهدوی» مطرح میشود. آیندهپژوهی متعارف معمولاً با متغیرهایی سروکار دارد که قطعی نیستند و براساس روندها، احتمالات آینده را بررسی میکند، اما در آیندهپژوهی مهدوی اصل ظهور قطعی است و آنچه متغیر است، مسیر رسیدن به ظهور و شرایطی است که انسانها باید در آن نقشآفرینی کنند.
وی افزود: بنابراین، آیندهپژوهی مهدوی باید به ما کمک کند که بدانیم چگونه از مرحله ملت به مرحله امت و از مرحله امت به مرحله آمادگی جهانی برسیم، چه زمانی نیاز داریم، چه منابعی لازم است و چه کیفیتی از آمادگی باید ایجاد شود. متأسفانه این نوع نگاه در مراکز پژوهشی ما هنوز به اندازه کافی شکل نگرفته است.
رضایی در پاسخ به پرسشی درباره مفهوم «فتح مکه» در فرآیند ظهور گفت: منظور از فتح مکه در این بحث، فتح جغرافیایی مکه یا حتی یک منطقه خاص مانند یمن نیست، بلکه یک تعبیر تمدنی است. همانطور که در تاریخ اسلام، بعد از جنگ احزاب و سپس فتح مکه یک تحول بزرگ اتفاق افتاد، در فرآیند تمدنی نیز پس از شکست صهیونیسم، باید وارد مرحله جدیدی شویم.
وی ادامه داد: بعد از کنار رفتن این مانع، مسئله اصلی ساخت تمدن جدید خواهد بود. اگر این تمدن بتواند در عرصههای مادی و معنوی پیشرفت خود را نشان دهد و مردم جهان ثمرات آن را ببینند، گرایش عمومی به اسلام و جریان منجی افزایش خواهد یافت و مردم گروهگروه به این مسیر خواهند پیوست.
این پژوهشگر حوزه مهدویت تصریح کرد: تمدن جدید باید بتواند تمدن غرب را در سطح گفتمان، فرهنگ، دانش، علوم انسانی، سبک زندگی و سایر عرصههای نرم هضم و پشت سر بگذارد. صرف پیروزی نظامی یا برخورداری از قدرت سخت نمیتواند ما را به تمدن مهدوی برساند.
جهان در ۱۵ سال آینده چگونه است
وی در پاسخ به این پرسش که جهان در ۱۵ سال آینده چه وضعیتی خواهد داشت، گفت: جمهوری اسلامی ایران میتواند در این بازه زمانی به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل شود و در جمع تصمیمگیران اصلی جهان قرار بگیرد. در جنگ جهانی دوم، ایران حتی در میز تصمیمگیری قدرتهای بزرگ جایگاهی نداشت، اما امروز ظرفیتهایی ایجاد شده که میتواند جایگاه ایران را در معادلات جهانی تغییر دهد.
رضایی افزود: با این حال، مسئله مهمتر از قدرت سخت، تحول درونی و تمدنی است. اقتصاد و فرهنگ باید بازسازی شوند و در صورت کاهش هژمونی آمریکا، ابزارهایی مانند تحریم نیز بخش زیادی از کارآمدی خود را از دست خواهند داد. برای خنثی کردن تحریم، همانطور که در بیانات امام خمینی(ره) نیز بر آن تأکید شده، باید قدرت ایجاد کرد.
وی ادامه داد: ۱۵ سال آینده باید دوره جدی بازسازی اقتصادی و فرهنگی باشد. در این میان، حوزه فرهنگ اهمیت ویژهای دارد، زیرا یکی از مهمترین عرصههای آسیبپذیری ما در جنگ شناختی است و دشمن تلاش میکند با اثرگذاری بر افکار عمومی، سبک زندگی و نظام ارزشی جامعه، روند تمدنسازی را مختل کند.
این پژوهشگر حوزه مهدویت درباره تطبیق عنوان «نفس زکیه» با رهبر شهید انقلاب نیز گفت: در روایت، نفس زکیه شخصیتی است که در نزدیکی کعبه به شهادت میرسد و این عنوان در معنای اصطلاحی و روایی، یک نشانه مشخص است. بنابراین، نمیتوان این عنوان را بهعنوان همان شخصیت روایی درباره رهبر شهید انقلاب بهکار برد. البته اگر «نفس زکیه» بهعنوان یک تعبیر لغوی به معنای انسان پاک و تزکیهشده استفاده شود، اشکالی ندارد، اما تطبیق آن با نشانه روایی صحیح نیست.
رضایی در پاسخ به پرسشی درباره نقش دیگر کشورهای اسلامی در زمینهسازی ظهور اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران بهدلیل برخورداری از یک مرکزیت سیاسی و تمدنی، محور اصلی این حرکت است. هر تمدنی برای شکلگیری نیازمند مرکز است و امروز محور مقاومت در فلسطین، یمن، عراق و لبنان نیز بهتدریج در حال نزدیک شدن به این مرکزیت است.
وی افزود: البته مسئله فقط به این کشورها محدود نمیشود. کشورهای دیگری مانند کویت، امارات، عربستان و بحرین نیز باید بهتدریج در این گفتمان تمدنی و زمینهساز ظهور نقش پیدا کنند. تحقق امت اسلامی نیازمند آن است که مرزهای ساختهشده در دوره استعمار و تقسیمبندیهای تحمیلی، جای خود را به یک نگاه مشترک تمدنی بدهد.
این پژوهشگر حوزه مهدویت در پاسخ به پرسشی درباره نقش چین و روسیه در این معادلات گفت: چین و روسیه امروز میتوانند شرکای مهم جمهوری اسلامی ایران باشند، اما نباید تصور کرد که آنها الزاماً با نگاه مهدوی حرکت میکنند. نظام فکری و تمدنی این کشورها متفاوت است و بیشتر بر مبنای منافع ملی و قدرت مادی حرکت میکنند.
وی افزود: در عین حال، انتقال قدرت از غرب به شرق یکی از روندهای مهم جهان امروز است و ایران، چین و روسیه میتوانند در شکلگیری یک قطب جدید جهانی نقش داشته باشند. با این حال، این فرآیند نیازمند زمان و کار جدی است و صرف برخورداری از قدرت اقتصادی یا نظامی نمیتواند پایان مسیر باشد.
اسلام؛ رقیب تمدنی دنیای غرب
رضایی با اشاره به نظریه برخورد تمدنها اظهار کرد: غرب، اسلام را صرفاً یک رقیب نظامی نمیداند، بلکه آن را یک رقیب تمدنی میبیند. بنابراین، تقابل نیز صرفاً در عرصه نظامی نخواهد بود و در حوزههای نرم، علمی، فرهنگی، رسانهای و اندیشهای ادامه خواهد داشت.
وی تصریح کرد: پس از اینکه در حوزه قدرت سخت به یک توازن برسیم، تازه بخش مهمی از کار آغاز میشود. باید در حوزه گفتمان، علوم انسانی، دانشگاه، پژوهش، تولید دانش و معرفت تمدنی تحول ایجاد کنیم. در این زمینه هنوز با کاستیهای جدی مواجه هستیم.
این پژوهشگر حوزه مهدویت در پاسخ به این پرسش که آیا اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی میتواند ظهور را جلو بیندازد، گفت: نباید تصور کنیم که هر اقدام شرورانه آمریکا بهصورت مستقیم ظهور را جلو میاندازد. مسئله را باید در یک روند تاریخی و تمدنی بزرگتر دید. جبهه ایمان و جریان توحیدی در طول تاریخ از ضعف به سمت قدرت حرکت کرده و در مقابل، هژمونی آمریکا نیز وارد مرحله افول شده است.
وی افزود: تقابل موجود تنها یک جنگ سخت نیست، بلکه لایههای سخت و نرم، آشکار و پنهان را دربرمیگیرد. حتی رفتارهایی مانند سیاستهای ترامپ میتواند روند افول آمریکا را تشدید کند. شهید ابومهدی المهندس نیز بر این باور بود که دوران ابرقدرتی آمریکا با ترامپ وارد مرحله پایان خواهد شد. رفتار نتانیاهو نیز با تشدید جنایتها و فشارها، میتواند نفرت جهانی از رژیم صهیونیستی را افزایش دهد.
بیانیه گام دوم انقلاب؛ سند مهم رهبر شهید ایران
رضایی درباره بیانیه گام دوم انقلاب گفت: بیانیه گام دوم از اسناد مهم رهبر شهید انقلاب است که با بهرهگیری از دیدگاههای اندیشمندان و با نگاهی به گذشته و آینده جمهوری اسلامی تدوین شده است، اما متأسفانه در جامعه بیشتر به یک شعار تبدیل شده و کمتر به یک چارچوب عملیاتی برای برنامهریزی تبدیل شده است.
وی ادامه داد: این بیانیه از یکسو دستاوردهای گذشته انقلاب را تبیین میکند و از سوی دیگر مسیر آینده را نشان میدهد. بخش مهمی از این مسیر به مسائل اقتصادی، فرهنگی و عرصههای نرم و تمدنی مربوط میشود، اما برای عملیاتی کردن آن هنوز برنامهریزی جدی و فراگیری صورت نگرفته است.
این پژوهشگر حوزه مهدویت در پاسخ به این پرسش که مردم چه نقشی در فرآیند زمینهسازی ظهور دارند، اظهار کرد: مردم یکی از اصلیترین عناصر این فرآیند هستند. نباید تصور کنیم که همه امور بر عهده ساختار حاکمیت است. ولایت فقیه نیز در قانون اساسی یک مدیر اجرایی برای جزئیات کشور نیست، بلکه وظیفه هدایت کلان، سیاستگذاری و نظارت بر جهتگیریها را بر عهده دارد.
وی افزود: رهبر جامعه اسلامی مفاهیم و جهتگیریهای اصلی را مطرح میکند تا مردم آنها را مطالبه و در عرصه اجتماعی عملیاتی کنند. تأکید مکرر بر مفهوم «ملت مبعوث» نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ یعنی مردم باید بدانند که نقش آنها در این مسیر صرفاً حضور منفعلانه نیست.
مردم باید فعال، مطالبهگر و در صحنه باشند
رضایی تصریح کرد: مردم باید فعال، مطالبهگر و در صحنه باشند. اگر حضور مردم وجود نداشته باشد، حتی اگر رهبری شرایط و اولویتهای لازم را بیان کند، تحقق آنها با مشکل مواجه خواهد شد. البته هنوز در این زمینه کاستیهایی وجود دارد و باید افراد بیشتری وارد این عرصه شوند.
وی ادامه داد: این حضور و مطالبهگری نیز باید در چارچوبی باشد که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید کردهاند؛ یعنی بدون توهین، تهمت، سیاهنمایی، هتک حرمت و تخریب. جامعه برای حرکت تمدنی نیازمند حضور فعال مردم است، اما این حضور باید مسئولانه و اخلاقی باشد.
این پژوهشگر حوزه مهدویت در جمعبندی سخنان خود گفت: مهدویت یک قدرت زنده، فعال و پویا در صحنه جهانی است و اگر مهدویت را خارج از معادلات جهانی تعریف کنیم، در حقیقت تصویری ناقص از مهدویت ارائه کردهایم.
وی افزود: نگاه علامتمحور و تلاش برای تطبیق دائم شخصیتها و حوادث با نشانههای ظهور، ما را به وظیفه عملی نمیرساند. آنچه امروز باید دنبال شود، مهدویت تمدنی و زمینهساز است؛ یعنی ساختن جامعه و تمدنی که بتواند خود را برای ظهور آماده کند.
رضایی تأکید کرد: این تمدنسازی دو بخش سختافزاری و نرمافزاری دارد. در بخش سختافزاری، مقابله با تهدیدهای آشکار و ایجاد قدرت برای عبور از موانع موجود اهمیت دارد و در بخش نرمافزاری، باید در حوزه گفتمان، تولید علم، سبک زندگی، هنر، رسانه، علوم انسانی و جنگ شناختی کار جدی انجام شود.
وی در پایان اظهار کرد: هدف نهایی، صرفاً پیروزی در یک جنگ یا شکست یک رژیم نیست، بلکه باید قدرت تمدنی ایجاد کنیم و جامعه را مرحلهبهمرحله از «ملت منتظر» به «امت منتظر» و سپس به «جهان منتظر» برسانیم؛ مسیری که در نهایت به ظهور حضرت ولی عصر(عج) منتهی خواهد شد.



نظر شما