از تأسیس نخستین مدارس سیار در ایران به دستور سلطان محمد خدابنده الجایتو حدود ۷۰۰ سال و از نقطه عطف آموزش عشایری در ایران یعنی روزی که محمد بهمن بیگی، نخستین مدرسه عشایری را در سیاهچادر سنتی خویش بر پا کرد بیش از ۷۳ سال میگذرد.
امروز به گفته مسئولان دستگاه تعلیم و تربیت، بیش از ۲۱۲هزار دانشآموز در ۲هزار و ۲۱۵ مدرسه عشایری در کشور تحصیل میکنند.
کودکانی که همراه با کشاورزی و دامداری، در مدارسی کوچکتر، محرومتر و با امکاناتی کمتر از مدارس شهرها و حتی روستاها برای دستیابی به آرزوهای کودکانهشان درس میخوانند.
به نظر میرسد با وجود تمام تلاشهای انجام شده بهمنظور تحقق شعار دیرپای عدالت آموزشی، هنوز تا رسیدن به هدف تحقق فرصتهای یکسان تعلیم و تربیت در جغرافیای سرزمینی و از میان برداشتن مرزهای تبعیض و نابرابری راه بسیار زیادی باقی است.
چندی پیش علی محبتی، مدیر آموزشوپرورش عشایر کهگیلویه و بویراحمد گفته بود: بیش از ۲۶۰ مدرسه عشایری داریم که از کمترین امکانات برخوردارند؛ برخی از این مدارس در چند سال گذشته حتی سقفی بالای سر دانشآموزان خود نداشتهاند. در روزهای بارانی، دانشآموزان و معلمان مجبور میشوند به خانه یا چادر عشایر پناه ببرند، در غیر این صورت، مدرسه باید تعطیل شود. برخی فرزندان ما وقتی برای تحصیل از خانه دور میشوند، گاهی تا پاسی از شب به خانه بازنمیگردند و حتی ممکن است یک یا دو شب نتوانند به خانه برگردند.
بهانههای کافی برای ترک تحصیل
کارشناسان در بررسی چالشهای تعلیم و تربیت کوچنشینان در ایران به عواملی همچون ناسازگاری سبک زندگی با برنامه درسی عشایری، نبود معلمان با تجربه، بالا بودن هزینههای جاری مدارس ابتدایی عشایری، کمبود امکانات زیرساختی برای آموزش، قرار گرفتن در مناطق سختگذر، ویژگیهای فرهنگی و... اشاره کرده و این عوامل را بخشی از چالشهای پیش روی ادامه تحصیل در مدارس عشایری میدانند.
همین بهانهها نیز برای ترک تحصیل این گروه از دانشآموزان، بهویژه در میان دختران کافی است، بهطوری که گفته میشود بیش از ۵۰درصد دختران دانشآموز مناطق عشایری پس از مقطع ابتدایی ترک تحصیل میکنند.
عباس پاپیزاده، رئیس سابق سازمان امور عشایر ایران و نماینده مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از نابرابری آموزشی در کشور، میگوید: در حالی که استعدادهای فراوانی در میان دانشآموزان روستایی و عشایری وجود دارد، متأسفانه نظام آموزشی ما بهگونهای پیش میرود که فرزندان خانوادههای با استطاعت مالی بالاتر، با استفاده از کلاسهای تکمیلی، دورههای فوقبرنامه و مؤسسات آموزشی خاص، از فرصتهای بیشتری برای موفقیت در رقابتهای تحصیلی و ورود به دانشگاه برخوردار هستند. در مقابل، دانشآموزان مناطق روستایی و عشایری بهدلیل ناتوانی مالی، عملاً از این رقابت نابرابر بازمیمانند.
نبود امکانات و فرصت برابر موجب تضییع حق آنان میشود، براساس قانون اساسی و قوانین آموزشی کشور، وزارت آموزش و پرورش موظف است فرصتهای برابر تحصیلی را در سراسر کشور فراهم کند، اما متأسفانه این وزارتخانه نهتنها به تعهدات خود در مناطق محروم عمل نکرده بلکه حتی وظایف جاری خود را نیز بهدرستی انجام نمیدهد.
در روزهای آموزش مجازی، مدارس عشایری عملاً تعطیل بودند؛ چراکه اینترنت، تجهیزات و حتی آنتندهی در بسیاری از مناطق وجود نداشت. دانشآموزان این مناطق نه تبلت داشتند، نه گوشی هوشمند، بنابراین از آموزش مجازی محروم ماندند. این وضعیت، مصداق آشکار بیتوجهی به عدالت آموزشی و تضییع حقوق دانشآموزان عشایری است.
متأسفانه وزارت آموزش و پرورش در عمل بهگونهای رفتار میکند که هرجا صدای اعتراض بلندتر باشد، توجه بیشتری نشان میدهد؛ در حالیکه مناطق روستایی و عشایری بهدلیل نداشتن تریبون رسانهای، کمتر دیده میشوند. این رویکرد ناعادلانه باید اصلاح شود تا عدالت آموزشی در معنای واقعی آن تحقق یابد.
چرا آموزش عشایر مهم است؟
در اسناد بالادستی کشور به آموزش عشایر کوچنشین توجه ویژهای شده است؛ برای مثال در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به موضوع آموزش عشایر و توانمندسازی دانشآموزان ساکن در مناطق محروم، روستاها، حاشیه شهرها، عشایر کوچنشین و همچنین مناطق دو زبانه با نیازهای ویژه، با تأکید بر ایجاد فرصتهای آموزشی متنوع و با کیفیت اشاره شده است.
همچنین در سند برنامه درسی ملی آمده است: برنامه درسی و تربیتی باید ضمن تأکید بر ویژگیهای مشترک، به تفاوتهای ناشی از محیط زندگی (شهری، روستایی، عشایری، فرهنگی و جغرافیایی)، جنسیتی و فردی دانشآموزان (استعدادها، تواناییها، نیازها، علایق) توجه کرده و از انعطاف لازم برخوردار باشد.
برنامه درسی در برخورد با فرهنگ ملی و خردهفرهنگها باید نقش فعال، وحدتگرا و تعالیبخشی ایفا کند، همچنین پاسخگوی نیازهای متنوع اجتماعی باشد.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش بهتازگی در جمع دانشآموزان عشایر کشور گفته است: موضوع دانشآموزان عشایر از چند منظر برایمان مهم است؛ یک منظر آن توسعه عدالت بوده که بالاترین مصداق آن، توجه به عشایر و دانشآموزان عشایر است. وظیفه حکومت دینی است که این امر را در اولویت قرار دهد. عشایر و بخشهای محروم کشور استعدادهای فوقالعاده دارند و به واسطه بیعدالتی، نتوانستیم این استعدادها را شکوفا کنیم.
در حوزه عشایر تمام تلاش خود را میکنیم تا آنچه مورد نیاز دانشآموزان عشایر در حوزه آموزش است را با اولویت در اختیار آنها قرار دهیم. این وظیفه ماست و به آن افتخار میکنیم. فرهنگ اصیل جامعه ما را فرهنگ عشایر ما تشکیل میدهد.
رضوان حکیمزاده، معاون وزیر آموزش و پرورش هم با بیان اینکه آموزش عشایر نمادی از عدالت آموزشی و ایجاد فرصت دسترسی برای کودکان عشایر است، اظهار میکند: به دنبال این هستیم که از بوم عشایر برای کودکان عشایری معلم جذب کنیم. سهمیهای برای خدمت در مناطق عشایری اختصاص داده شده، اما در گذشته به این موضوع که حتماً نیرو از میان دانشآموزان عشایری جذب شود، توجه کافی نشده و همین مسئله موجب شده بود برخی نیروهایی که از این سهمیه استفاده میکنند، به دلیل آشنا نبودن با زیستبوم عشایر، ماندگاری لازم را نداشته باشند.
امیر مهردادی، مدیرکل دفتر توسعه عدالت آموزشی و آموزش عشایری هم از توسعه مدارس شبانهروزی در نواحی روستایی و عشایری با هدف کاهش تعداد دانشآموزان بازمانده از تحصیل خبر داده و عنوان میکند: بیش از ۶۰ درصد مدارس روستایی به شیوه کوچکمقیاس ساخته شدهاند و در مناطق دشوار، مرزی و عشایری، بیش از ۲۰۰ مدرسه تکدانشآموزی فعالیت دارند.
در سال تحصیلی گذشته، ۲۵۱ مدرسه شبانهروزی و در سال تحصیلی جاری نیز ۲۷۶ مدرسه به فعالیت خود ادامه میدهند و برای سال آینده بیش از ۳۰۰ مدرسه شبانهروزی در مناطق عشایری و روستایی آماده شده است.
از سوی دیگر، رئیس سازمان امور عشایر کشور هم از اجرای طرحی با همکاری وزارت ارتباطات، شرکت ارتباطات زیرساخت، اپراتورها و وزارت آموزش و پرورش میگوید تا دانشآموزان مدارس شبانهروزی عشایری بتوانند از محتوای آموزشی و امکانات آموزشی برخط بهرهمند شوند.
به گفته جهانبخش میرزاوند، با همکاری وزارت ارتباطات، هدفگذاری شده تا پایان دولت چهاردهم تمامی راهها و سکونتگاههای عشایری زیر پوشش تلفن همراه قرار گیرند.
وی با اشاره به برنامههای این سازمان برای ارتقای مهارتآموزی دانشآموزان عشایری میگوید: آموزشهای مهارتی باید متناسب با ظرفیتها و نیازهای جامعه عشایری توسعه پیدا کند تا دانشآموزان پس از دانشآموختگی بتوانند علاوه بر ادامه تحصیل، در حوزههای مختلف وارد بازار کار شوند.
در همین راستا، برنامههایی برای تربیت بهورز عشایری، تکنسین دامپزشکی و کارگزار بیمه از میان فرزندان عشایر در حال پیگیری است و همکاری با سازمان فنی و حرفهای نیز برای توسعه آموزشهای مهارتی دنبال میشود.
میرزاوند همچنین از پیگیری برای احیای سهمیه کنکور دانشآموزان عشایری خبر میدهد و اضافه میکند: تلاش میکنیم فرصتهای آموزشی و مسیرهای پیشرفت تحصیلی برای دانشآموزان عشایری بیش از گذشته فراهم شود.
آنچه باید کرد
کارشناسان برای بهبود شرایط آموزشی در مدارس عشایری راهکارهای متفاوتی را پیشنهاد میکنند. اولویت قرار دادن مطالب ویژه بومی و محلی کتابهای درسی برای دانشآموزان عشایر، ارتقای زیرساختهای آموزشی بهویژه ساختمانها، تجهیزات، کتابخانه و اینترنت، ارتقای کیفیت تدریس و افزایش تعداد معلمان ماهر و با تجربه میتواند بهبود چشمگیری در عملکرد و تحصیلات دانشآموزان داشته باشد.
همچنین برای این مدارس میتوان برنامههای آموزشی ویژه و متناسب با نیازها و شرایط خاص آنها ارائه کرد تا دانشآموزان بتوانند از بهترین منابع آموزشی استفاده کنند؛ برنامههای حمایتی مانند کلاسهای تقویتی، راهنمایی تحصیلی، مشاوره تحصیلی و تربیتی و دسترسی به منابع آموزشی متنوع میتواند به ارتقای سطح تحصیلی دانشآموزان کمک کند.
برای مدارسی نیز که با مشکلات مالی مواجهاند، میتوان با ارائه حمایتهای مالی از سوی دولت، سازمانهای غیرانتفاعی و اهداف خیریه، بهبود شرایط آموزشی و تحصیلی آنها را تضمین کرد.




نظر شما