موضوع تعدد نهادها و دستگاههای فعال در عرصه قرآن و نبود یک متولی واحد برای سیاستگذاری و راهبری فعالیتهای قرآنی، ازجمله مباحثی است که طی سالهای اخیر بارها از سوی فعالان و پیشکسوتان این عرصه مطرح شده است. موافقان ایجاد مدیریت واحد معتقدند پراکندگی مسئولیتها و موازیکاری دستگاهها، مانعی جدی در مسیر تحقق اهداف قرآنی کشور است و ساماندهی این ظرفیتها میتواند به انسجام و اثربخشی بیشتر برنامهها منجر شود.
با این حال، تحقق مدیریت واحد صرفاً به معنای تجمیع ساختارها و واگذاری مسئولیتها به یک نهاد یا جریان مشخص نیست؛ بلکه صلاحیت، کارآمدی و توان مدیریتی متولی احتمالی نیز از اهمیت اساسی برخوردار است. در همین زمینه، سیدمحسن موسویبلده، پیشکسوت قرآنی کشور و مدرس قرآن کریم، با نگاهی انتقادی به وضعیت مدیریت فعالیتهای قرآنی، معتقد است اگر قرار باشد مدیریت یکپارچه به جریانی سپرده شود که پیشتر در اداره این حوزه موفق عمل نکرده است، بهتر است فعلاً چنین وحدتی شکل نگیرد.
آنچه در ادامه میآید گفت وگو با این پیشکسوت قرآنی درباره چالشهای مدیریتی و ضرورت آسیبشناسی ساختار فعالیتهای قرآنی کشور است.
برخی پیشکسوتان قرآنی، بر این باورند که نبود متولی واحد و مدیریت منسجم در فعالیتهای قرآنی کشور، یکی از عوامل اصلی بروز چالشها و موازیکاریها در این حوزه است. ارزیابی شما از این دیدگاه چیست و تا چه اندازه نبود مدیریت واحد را در وضعیت فعلی فعالیتهای قرآنی مؤثر میدانید؟
ممنونم از دغدغه خبرگزاری ایکنا نسبت به این مسئله بسیار مهم. تردیدی نیست که در هر جریان و فعالیتی در یک کشور، وجود نظم و مدیریت واحد و منسجم میتواند به ساماندهی بهتر امور کمک کند. بنابراین، من هم در حالت ایدهآل معتقدم که فعالیتهای قرآنی کشور باید از یک مدیریت واحد برخوردار باشند.
اجازه بدهید بهعنوان کسی که از سال ۱۳۴۲ و دوران دبستان وارد عرصه آموزش و فعالیت قرآنی شدهام و اکنون در سال ۱۴۰۵ همچنان در این حوزه حضور دارم، صریح و بیپرده صحبت کنم. ما در حوزه قرائت و تلاوت قرآن با وضعیتی مواجه شدهایم که متأسفانه باید بگویم گاهی شرایط بهگونهای است که انسان احساس میکند با یک مجموعه بدسرپرست مواجه است. با وجود اعتقاد به ضرورت مدیریت واحد، به دلیل برخی واقعیتهای تلخ موجود در فضای قرآنی کشور، در شرایط فعلی معتقدم بهتر است فعالیتهای قرآنی تحت مدیریت واحد قرار نگیرند. باید توجه کنیم که وقتی از جامعه قرآنی صحبت میکنیم، منظورمان صرفاً جامعه قرائت و تلاوت قرآن نیست؛ بلکه جامعه قرآنی مفهومی گستردهتر دارد و قاریان، حافظان، مفسران، عالمان و دیگر فعالان این عرصه را دربرمیگیرد. بنابراین، نمیتوان جامعه قرآنی را به یک بخش یا یک جریان خاص محدود کرد.
مسئله من این است که ما در حوزه قرائت و تلاوت قرآن با وضعیتی مواجه شدهایم که متأسفانه باید بگویم گاهی شرایط بهگونهای است که انسان احساس میکند با یک مجموعه بدسرپرست مواجه است. حتی میتوانم بگویم در برخی شرایط، نبود سرپرست بهتر از داشتن سرپرستی است که اجازه نمیدهد، ظرفیتها و توانمندیهای موجود بهدرستی به کار گرفته شوند.
منظورم این است که اگر قرار باشد مدیریت یکپارچه فعالیتهای قرآنی کشور به جریانی واگذار شود که تاکنون فرصت و مسئولیت اداره این حوزه را داشته، اما نتوانسته است عملکرد قابل قبولی از خود نشان دهد، چه تضمینی وجود دارد که در آینده بتواند این مسئولیت را بهدرستی انجام دهد؟
به همین دلیل، با وجود اینکه مدیریت واحد را یک آرمان و ایدهآل میدانم، معتقدم تا زمانی که این واقعیتها وجود دارد، بهتر است برای ایجاد ساختار واحد شتاب نکنیم. اگر قرار باشد همه فعالیتها زیر نظر جریانی قرار بگیرد که کارنامه آن در این زمینه چندان موفق نبوده است، نبود مدیریت واحد را به چنین وحدتی ترجیح میدهم.
با توجه به این انتقادها، به نظر شما پیشکسوتان، خادمان و فعالان قرآنی برای اصلاح این وضعیت و حرکت به سمت مدیریت مطلوب چه مسئولیتی بر عهده دارند؟ آیا لازم است جامعه قرآنی برای تغییر این شرایط مطالبهگری کند؟
هرکدام از ما باید تلاش خودمان را برای نزدیک شدن به شرایط ایدهآل انجام دهیم. همین صحبتهایی که اکنون با شما دارم، خودش نوعی اقدام در همین مسیر است.
شما از من میپرسید که فعالان قرآنی چه کاری باید انجام دهند؛ من همین الان کاری انجام دادم. درباره یک مسئله صحبت کردم، اشکال را توضیح دادم و تلاش کردم آسیب موجود را نشان دهم.
ما در حوزههای مختلف، مفهومی به نام فیزیولوژی و مفهومی به نام پاتولوژی داریم. فیزیولوژی به عملکرد صحیح و طبیعی یک مجموعه اشاره دارد و پاتولوژی به معنای آسیبشناسی و بررسی اختلالات و مشکلات آن است. اگر بخواهیم درباره عملکرد مطلوب جامعه قرآنی صحبت کنیم، ابتدا باید ببینیم این جامعه در وضعیت فعلی چه آسیبهایی دارد و چه عواملی مانع رسیدن آن به شرایط مطلوب شده است. من در این گفتوگو تلاش کردم یکی از این آسیبها را بیان کنم؛ آسیبی که به اعتقاد من، در صورت نادیده گرفتن آن، حتی ایجاد ساختار واحد نیز نمیتواند مشکل فعالیتهای قرآنی کشور را حل کند. بنابراین، پیشکسوتان و خادمان قرآن باید درباره این مسائل صحبت کنند، واقعیتها را بیان کنند و اجازه ندهند که صرفاً با تغییر عنوانها و ساختارها، تصور کنیم مشکلات برطرف شده است.
بنابراین، شما با اصل مدیریت واحد مخالف نیستید، بلکه معتقدید پیش از تحقق آن باید درباره صلاحیت و کارآمدی متولی این مدیریت اطمینان حاصل شود؟
دقیقاً همینطور است. من با اصل مدیریت واحد مخالف نیستم؛ اتفاقاً آن را ایدهآل میدانم، اما مسئله این است که چه کسی و با چه کارنامهای قرار است، این مدیریت را برعهده بگیرد.
وحدت تشکیلاتی بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده موفقیت باشد. اگر مدیریت واحد در اختیار مجموعهای قرار بگیرد که پیشتر نتوانسته از عهده مسئولیت خود بهخوبی برآید، طبیعتاً نمیتوان انتظار داشت که صرفاً با ایجاد یک ساختار متمرکز، مشکلات برطرف شود. به همین دلیل، تأکید من بر ضرورت آسیبشناسی پیش از هرگونه تصمیمگیری درباره ساختار مدیریتی فعالیتهای قرآنی است. باید ابتدا مشکلات را بشناسیم و برای آنها راهحل پیدا کنیم و بعد درباره شکل مدیریت و متولی آن تصمیم بگیریم.
من حرفم را صریح مطرح کردم؛ امیدوارم این صحبتها بهانهای برای تأمل بیشتر درباره وضعیت مدیریت جامعه قرآنی کشور باشد.
خبرنگار: وهاب خدابخشی



نظر شما