گاهی تغییر از جایی شروع میشود که کمتر کسی نگاهش میکند؛ گاهی از یک روستای دورافتاده، گاهی از یک کارگاه کوچک و گاهی از خانوادهای که فقط به فرصتی برای شروع نیاز دارند. بنیاد برکت از همان نهادهایی است که میکوشد کنار چنین مردمی بایستد و با محرومیتزدایی و آبادانی، راه را برای معیشت بهتر و اشتغال پایدار باز کند. این نهاد برای رسیدن به این هدف، در حوزههایی مانند آموزش، اشتغالزایی و ساخت زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی فعالیت میکند.
برای بررسی گوشهای از وظایف و اقدامهای بنیاد برکت در مسیر خدمترسانی به مناطق کمبرخوردار، به سراغ حجتالاسلام حامد قائنینژاد، تسهیلگر بنیاد برکت در شهرستان گلبهار رفتیم. متن این مصاحبه را در ادامه میخوانید.
مهمترین اولویتها و مأموریتهای مبتنی بر آنها برای بنیاد برکت در خراسان رضوی چیست؟
مأموریت اصلی بنیاد برکت، محرومیتزدایی و آبادانی مناطق، محلات و روستاهاست و این بنیاد از نهادهایی است که پیشتر زیر نظر رهبر شهید و اکنون زیر نظر رهبر معظم انقلاب فعالیت میکند. اینکه تا چه اندازه در این مسیر موفق بودهایم، باید به قضاوت مردم گذاشته شود و باید دید انشاءالله در آینده خداوند تبارک و تعالی چه مقدر کرده است؛ البته این کار زمان هم میطلبد.
اساساً بنیاد برکت قصد رسانهای کردن کارهایش را ندارد، مگر در مواردی که بنا بر وظیفه ناگزیر شود برخی خدمات را برای تسری دادن به جامعه منتشر کند. بنای اصلی فقط بر خدمت است.
معیار شما برای اولویتگذاری مناطق یا موضوعات چیست؟
معیار ما در اولویتگذاری مناطق یا موضوعات، نوع محرومیت و تعداد ساکنان؛ یعنی مخاطبان آن محله، روستا یا منطقه است. هرچه محرومیت بیشتر باشد و جمعیت بیشتری را دربر بگیرد، آنجا برای ورود اهمیت بالاتری پیدا میکند. محرومیتها نیز طبق اسناد بالادستی کشور تعریف میشوند. برای نمونه، اکنون در رأس کشور، معیشت مردم اولویت هر سه قوه است و دغدغه اصلی و تلاش شبانهروزی آنها بهبود معیشت آنهاست؛ بر همین اساس، این موضوع برای بنیاد برکت نیز در اولویت قرار میگیرد.
اعتبارات بنیاد برکت در خراسان رضوی در چه حوزههایی صرف شده است؟
اعتبارات در حوزههایی مانند مدرسهسازی، اشتغالزایی، تهیه بستههای نوشتافزار و ساخت یا تکمیل بناهای فرهنگی، اجتماعی و آموزشی صرف شده است.
بنیاد برکت از قرارگاههای مختلفی تشکیل شده و حدود ۱۱ قرارگاه دارد؛ از جمله قرارگاههای دامپزشکی، محلات، اشتغالزایی، آموزش، پشتیبانی و محرومیتزدایی، معیشت و ورزش و جوانان. هر قرارگاه در حد خودش مبالغ قابل توجهی برای این کارها هزینه میکند.
بسیاری از کسبوکارهای کوچک پس از دریافت تسهیلات با مشکلاتی مانند نبود بازار فروش، افزایش هزینههای تولید و کمبود نقدینگی مواجه میشوند. آیا بنیاد برکت برنامهای برای حمایت از این کسبوکارها پس از راهاندازی دارد؟
بنیاد برکت بهگونهای وارد روستا میشود که زنجیره ارزش آن شغل را از تولید تا فروش و بازار کامل کند؛ یعنی مجموعهای از مردم را گرد هم میآورد که گروهی اختیار تهیه مواد اولیه را داشته باشند، عدهای زحمت تولید را بکشند، گروهی در زمینه ایجاد بازار و برندسازی محصول فعالیت داشته باشند و عدهای نیز بهصورت دائم از آن کسبوکار پشتیبانی کنند.
بنیاد برکت صندوقی طراحی کرده که وامگیرندگان باید یک درصد از مبلغ وام را در آن پسانداز کنند. این صندوق، خودش به اعتباری میان همین وامگیرندگان تبدیل میشود و پول دوباره به جریان میافتد.
افزون بر این، یک تسهیلگر شغلی تا سه چهار سال از شغل ایجاد شده پشتیبانی میکند. پس از پرداخت وام، هر ۶ ماه یک بار به آنها سر میزند و میپرسد: چه کموکسری دارید، چه چیزی سبب شده بمانید و چه چیزی موجب شده پیشرفت کنید. همه این موارد را ثبت میکند. اگر ببیند شغلی دچار ریزش میشود، دوباره از نظر اعتباری آن را تقویت میکند و برای توسعه کسبوکار یا جلوگیری از ورشکستگی و عقبگرد، اعتباراتی را در اختیار صاحبان آن قرار میدهد؛ یعنی اعتباری که پارسال جذب شده، در سال جدید هم در ردیف اعتبارات قرار میگیرد تا آن کسبوکار زمین نخورد. این رصد شغلی به طور دائم ادامه دارد.
بنیاد برکت کسبوکارهای زیانده را نیز شناسایی میکند و به کسانی که قصد دارند وارد کاری شوند که سالهاست در چرخه زیاندهی افتاده، چنین مشاوره میدهد: «اولاً وارد آن نشوید و ثانیاً ما هم حمایت نمیکنیم». ما به کسبوکارهایی بیشتر کمک میکنیم که ریسک کمی دارند، بازارشان مهیاست و به نیازهای ضروری مردم مربوط میشوند؛ زیرا ضریب خطا در آنها پایینتر است. معاونت اشتغال بنیاد برکت به طور دائم این رصد را انجام میدهد و بر این اساس کسبوکارها را رتبهبندی میکند.
چه افرادی با چه شرایطی و از چه مسیری میتوانند از حمایتهای بنیاد استفاده کنند؟ این روند چقدر زمان میبرد؟
با هماهنگی استانداری و فرمانداری یک شهرستان، جلسات کارگروه اشتغال را تشکیل میدهیم. در این کارگروه، مثلاً برای امسال سه یا چهار روستا پیشنهاد میشود که آبادانی و محرومیتزدایی باید در آنها صورت بگیرد. وقتی این روستاها شناسایی شدند، بنیاد برکت با کمک دهیار، شورا، اهالی و هستههای متدین و قوی آن روستا وارد میشود.
سپس یک کارگروه اشتغال روستا تشکیل میشود که اعضای آن همگی از بومیان همان روستا هستند؛ از جمله دهیار، شورا، معتمدین، معلمان و روحانیون. این کارگروه بر اساس ظرفیتهای روستا، سابقه تاریخی و ظرفیتهای موجود، برآوردهای لازم را انجام میدهد و نقشه روستا یا شهرستان نیز تهیه میشود؛ در نهایت برای تقویت یک شغل به اجماع میرسند.
بهعنوان مثال میگویند: اینجا کارگاه خیاطی راه بیندازیم؛ چون از قدیم میان زنان روستا رایج بوده که لباس تولید کنند و برای فروش به شهر ببرند. کارگروه اشتغال روستا به این نتیجه میرسد که یک کارگاه خیاطی در روستا برای ۳۰ نفر شغل ایجاد میکند؛ یعنی ۳۰ نفر از زنان روستا در این کارگاه صاحب شغل میشوند. گروهی مسئولیت تهیه پارچه و لوازم را بر عهده میگیرند، عدهای مسئول فروش و بازاریابیاند و گروهی مسئول دوخت؛ به این ترتیب زنجیره کامل میشود.
پس از آن، افراد واجد شرایط را خود روستا و شورای اشتغال معرفی میکنند. سپس بنیاد برکت همراه آن عزیزان برای بازدید میرود تا بسنجد که آیا چنین ظرفیتی هست، چنین مکانی برای کارگاه وجود دارد و چنین بانوانی برای اشتغال حاضرند و پای کار میآیند یا نه. پس از اینکه همه این موارد اعتبارسنجی و راستیآزمایی شد، اسامی افراد در سایت بنیاد برکت معرفی میشود تا برای دریافت تسهیلات نامنویسی کنند. پس از ثبتنام، تأیید مجری و ارسال پرونده برای کارشناس در تهران، وام پرداخت میشود.
زمان این فرایند بسته به شرایط و اعتبارات متفاوت است. اگر اعتبارات موجود باشد، در مدت ۲۰ تا ۲۵ روز وام به دست متقاضیان میرسد و نامه معرفی به بانک صادر میشود؛ اما اگر اعتبارات هنوز در حال جذب باشد -که این امر به شرایط کشور و استان بستگی دارد- زمان آن تا حدی متغیر میشود و شاید به ۴۰ یا ۶۰ روز برسد. در این حالت کارها را از پیش انجام میدهیم تا بهمحض اعلام اعتبارات، فوراً اسامی متقاضیان را اعلام کنیم و آنها برای دریافت تأییدیه اقدام کنند تا انشاءالله پس از آن اعتبار تخصیص یابد.
بنیاد برکت برای ایجاد فرصتهای اقتصادی در روستاهای خراسان رضوی چه میزان اعتبار تخصیص داده و این اعتبارات از چه منابعی تأمین میشود؟
اعتبارات خراسان رضوی مربوط به هفت مجری میشود و هر مجری اعتبارات خودش را دارد. در حوزه اختیارات خودم، سال گذشته با توجه به جنگ و اینکه اوضاع چندان خوب نبود، نزدیک به ۱۵ میلیارد تومان برای سه روستا اعتبار تخصیص دادند.
اعتبارات از بخشهای مختلفی تأمین میشود؛ بخشی از اعتبارات از استان، قسمتی از خود بنیاد برکت و بخشی نیز از بانکها و با تفاهمنامههای مختلف جذب میشود. میزان اعتبار امسال هنوز مشخص نشده و این ارقام معمولاً آخر سال نهایی میشود. در برخی سالها مبلغ بسیار خوب بوده و در سالهایی دیگر تفاوت داشته است. میزان اعتبارات هر سال با شرایط کشور تغییر میکند و نمیتوانیم رقم دقیقی بگوییم.
بنیاد برکت برای ارزیابی اثربخشی طرحهای خود در خراسان رضوی از چه شاخصهایی استفاده میکند؟ آیا آمار مستندی از میزان اشتغال پایدار و بهبود وضعیت اقتصادی خانوارهای زیر پوشش وجود دارد؟
خراسان رضوی استان پهناوری است و شهرهای بسیاری دارد؛ هر مجری ۷ تا ۱۰ شهر را بر عهده داشته و هر شهری هم یک تسهیلگر دارد. از این طریق، شبکهای حدوداً هزار نفره در کل کشور عهدهدار بحث اشتغال بنیاد برکت است که میتوان آن را شبکه مویرگی نامید. این افراد در تمام روستاهای کشور پراکندهاند و آمار میدانی را بهصورت برخط و بر اساس کد ملی ثبت میکنند؛ یعنی اگر کسی بخواهد پایش اعتبارات را انجام دهد، آمار به واقعیت بسیار نزدیک است.
برای مثال، فرض کنید وارد روستایی شدهایم و میخواهیم بدانیم مشکل اساسی روستا برای رونق کشاورزی و دستیابی جوانان به شغل پایدار چیست. طبق گفته خود اهالی و اهلیتسنجی تسهیلگر، به اجماع رسیدیم که کمبود آب سبب شده روستا دچار رکود و فقر شود؛ یعنی اگر آب باشد، کشاورزی رونق میگیرد، کشاورزان به کشتوکار میرسند، محصول تولید میشود و جوانان سر کار میآیند. نیاز اصلی؛ یعنی کمبود آب و خشکسالی شناسایی شده است.
با توجه به این شرایط میگوییم: باران که نیست. ادارههای مختلف هم مانع چاه عمیق میشوند و اجازه نمیدهند عمق چاه آب خیلی پایین برود؛ زیرا آبهای زیرزمینی ما محدود است و کشاورزان نباید بیمحابا دست به حفر چاه عمیق بزنند. محدودیتهای مختلفی وجود دارد. در ادامه، بارشهای کل سال را بررسی میکنیم و میبینیم طی سال دو ماه این روستا بارش خوبی داشته؛ اما ۱۰ ماه دیگر خشکسالی است. ذخیره آب در همین دو ماه میتواند کمک زیادی بکند و در همین راستا استخرهای ذخیره آب را میسازیم.
پس از این اقدام، وقتی وارد روستا میشویم، تحول در زمینه کشاورزی در آنجا قابل مشاهده است. پیش از ورود بنیاد برکت، روستا دچار خشکسالی بود، جوانانش بیکار بودند و مردمش فقیر. همه به شهر رفته بودند و کارهای خدماتی انجام میدادند. اکنون این همه استخر ذخیره آب ساخته شده و به وضوح و به صورت ملموس میبینیم که کشاورزی در روستا جان گرفته، آن هم با همکاری و همفکری خود مردم.
وقتی انسان ثمره کارش را میبیند، خستگی از تنش بیرون میرود و احساس میکند که الحمدلله اعتبارات در جای خودش به کار رفته و موجب آبادانی و اشتغال پایدار شده است.
مهمترین چالش بنیاد برکت در اجرای طرحهای محرومیتزدایی در خراسان رضوی چیست و برای رفع این موانع چه اقدام مشخصی در دستور کار قرار گرفته است؟
مهمترین چالش این بوده که بنیاد برکت نهادی تعاملی است و باید با نهادهای مختلف تعامل کند و به اجماع برسد؛ از جمله با بانکها، فرمانداریها، اداره کار، اداره صنعت و معدن، جهاد کشاورزی و دیگر ادارههای فعال در عرصه اشتغال. این نهادها باید با هم جلساتی بگذارند و موانع را برطرف کنند.
گاهی نظام بانکی ضوابط خاص خودش را در بحث تضامین دارد. مثلاً بنیاد برکت میخواهد وام بدهد؛ اما پرداخت را به بانکها سپرده است و بانکها که میخواهند به مردم اعتبار بدهند، سختگیریهای خودشان را دارند؛ از جمله در بحث ضامن و شرایط آن، که موجب میشود برخی افراد محروم شوند. ادارههای دیگر هم ضوابطی دارند؛ مثلاً نمیشود هر جایی و با هر معیاری وارد شود؛ اما با مراوده و رایزنی و جلسات مکرر میان مجری، تسهیلگر، رئیس اداره و نهادهای مختلف، این موانع به حداقل میرسد و سعی میکنند برطرف شود.
از میان طرحهایی که در خراسان رضوی حمایت کردهاید، یک نمونه واقعی معرفی کنید؛ افرادی که پیش از حمایت بنیاد بیکار یا گرفتار مشکلات مالی بودند و امروز زندگیشان واقعاً تغییر کرده است. داستان آنها چیست؟
میتوانم روستای دولتآباد را نام ببرم. این روستا منطقهای بکر و دارای ظرفیت خوب برای تولید عسل است و از شاخصهای ممتاز تولید عسل در خراسان رضوی به شمار میرود.
زنبورداران ناگزیر بودند در زمستان کندوها را به مناطق گرمسیری و به سمت جنوب کشور ببرند و به دلیل حساسیت بالای زنبورها، در همین حملونقلها تعداد زیادی از کندوهایشان از بین میرفت. همچنین سیل موجب شده بود ضرر قابلتوجهی به روستاییان وارد شود. وقتی بنیاد برکت از این زنبورداران حمایت کرد، الحمدلله بارقه امیدی در دل آنها پیدا شد؛ چون به گفته خودشان همه در مرز ورشکستگی بودند. زمانی که ما وارد شدیم، میگفتند حتی پول شکر برای تغذیه زنبورها هم برایشان بصرفه نیست. قیمت عسل هم پایین بود و واقعاً صرفه اقتصادی نداشت. این عزیزان به دنبال منابعی بودند که از آنها پشتیبانی کند.
اکنون پس از آن حمایت، زنبورداران بسیار راضیاند. میگویند: «اگر آن تسهیلات نبود و اگر کندوهایمان را افزایش نمیدادیم و این اعتبار را به شغلمان تزریق نمیکردیم، همانجا باید با این شغل خداحافظی میکردیم؛ اما اعتباری که آمد، سرمایهای شد و با آن تعداد کندوها را افزایش دادیم، قیمت عسل هم افزایش پیدا کرد و محصولاتمان را چند برابر کردیم».
بعضی از این بزرگواران فقط ژل رویال و برخی دیگر فقط عسل تولید میکردند، در حالی که میتوان محصولات دیگری همچون مواد آرایشیبهداشتی، مواد دارویی و سایر محصولات را نیز تولید کرد. در همین راستا شرکتهای دانشبنیان به کمک ما آمدند و از این دو محصول، چهار تا پنج محصول دیگر تولید شد و تولید از تکمحصولی به چندمحصولی رسید.
پس از این تحول، روستاییان متوجه شدند که عسل چه محصول باارزشی است. همچنین با افزایش قیمت آن، حاشیه سود بسیار خوبی نصیبشان شد و اکنون همه راضیاند.
آن نارضایتی و یأس گذشته به امید تبدیل شده، بهگونهای که تسهیلات را فقط برای افزایش کندوها و توسعه کار میخواهند؛ یعنی اینقدر رغبت و امید پیدا کردهاند.
تقسیم کار صورت گرفته این فعالیت را به کسبوکاری پایدار و با ضریب سود خوب تبدیل کرده است و اکنون این زنبورداران درصد قابل توجهی از عسل استان را تولید میکنند.





نظر شما