تحولات منطقه

سواد رسانه‌ای دیگر مهارتی محدود به خبرنگاران یا کاربران حرفه‌ای فضای مجازی نیست؛ ضرورتی عمومی است که از خانواده و مدرسه آغاز می‌شود و تا محیط کار، تصمیم‌گیری‌های اجتماعی و مشارکت مسئولانه شهروندان ادامه می‌یابد.

وقتی دروغ، لباس واقعیت می‌پوشد  /  ضرورت سواد رسانه‌ای در عصر هوش مصنوعی
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

هم‌زمان با آغاز هفته سواد رسانه ‌ای و اطلاعاتی، از ۲ تا ۸ آبان ‌ماه، بار دیگر این پرسش مطرح می‌شود که در روزگاری که اخبار جعلی، تصاویر دست‌ کاری‌ شده و محتوای تولید شده با هوش مصنوعی در چند ثانیه منتشر می‌شوند، چگونه می‌توان میان واقعیت و فریب تمایز گذاشت؟ سواد رسانه‌ای دیگر مهارتی محدود به خبرنگاران یا کاربران حرفه ‌ای فضای مجازی نیست؛ ضرورتی عمومی است که از خانواده و مدرسه آغاز می‌شود و تا محیط کار، تصمیم ‌گیری‌های اجتماعی و مشارکت مسئولانه شهروندان ادامه می‌یابد.

گسترش رسانه‌ های دیجیتال، دسترسی به اطلاعات را آسان‌تر از هر زمان دیگری کرده است؛ اما دسترسی بیشتر، الزاماً به معنای آگاهی بیشتر نیست؛ درفضای امروز، هر کاربر می‌تواند هم‌ زمان مصرف‌ کننده، تولید کننده و بازنشرکننده محتوا باشد. همین تغییر، ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای را دوچندان کرده است؛ مهارتی که به افراد کمک می‌کند پیام‌ها را بفهمند، منابع را ارزیابی کنند، انگیزه‌های پشت محتوا را بشناسند و پیش از باور کردن یا انتشار یک ادعا، درباره اعتبار آن پرسش کنند.

هفته سواد رسانه ‌ای و اطلاعاتی در سال ۲۰۲۶ با شعار «همه ما نقش داریم؛ سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی برای مردم» از سوی یونسکو برگزار می‌شود. این شعار بر مسئولیت جمعی در ارتقای آگاهی رسانه ‌ای تأکید دارد؛ مسئولیتی که تنها بر دوش مدارس یا نهادهای فرهنگی نیست و رسانه‌ها، پلتفرم ‌های دیجیتال، خانواده‌ها، دانشگاه‌ها و خود کاربران را نیز دربرمی‌گیرد.

سواد رسانه‌ای؛ فراتر از توانایی استفاده از ابزارها

سواد رسانه‌ ای گاهی با توانایی کار کردن با تلفن همراه، حضور در شبکه‌های اجتماعی یا جست‌ وجو در اینترنت اشتباه گرفته می‌شود؛ درحالی که این توانایی‌ها تنها بخشی از مهارت‌های مورد نیاز در جهان دیجیتال‌اند؛ فرد باسواد رسانه‌ای باید بتواند درباره محتوایی که می‌بیند، می‌شنود یا می‌خواند، پرسش‌های اساسی مطرح کند: چه کسی این پیام را تولید کرده است؟ هدف آن چیست؟ چه اطلاعاتی ارائه شده و چه بخش‌هایی نادیده مانده است؟ آیا منبع دیگری این ادعا را تأیید می‌کند؟

در این چارچوب، سواد رسانه‌ ای به معنای بی‌اعتمادی مطلق به رسانه‌ ها نیست؛ همان‌طور که پذیرفتن بی ‌چون‌ وچرای هر پیام نیز نشانه آگاهی محسوب نمی‌شود. هدف، شکل‌ گیری اعتماد سنجیده و متناسب با شواهد است. مخاطب باید بتواند تفاوت میان خبر، تحلیل، تبلیغ، نظر شخصی و محتوای سرگرم‌ کننده را تشخیص دهد و بداند حتی یک رسانه معتبر نیز ممکن است دچار خطا شود.

این مهارت در زندگی روزمره کاربرد مستقیم دارد؛ تصمیم درباره سلامت، خرید، سرمایه‌ گذاری، انتخاب مسیر تحصیلی یا قضاوت درباره یک رویداد اجتماعی ممکن است تحت تأثیر اطلاعات منتشرشده در فضای مجازی قرار گیرد. بازنشر یک شایعه نیز می‌تواند به اعتبار و زندگی شخصی افراد آسیب بزند یا نگرانی عمومی ایجاد کند؛ بنابراین، سواد رسانه‌ای علاوه بر توانایی تحلیل محتوا، با مسئولیت‌ پذیری فردی و اجتماعی پیوند دارد.

هوش مصنوعی و اخبار جعلی

ظهور ابزارهای هوش مصنوعی، تولید متن، تصویر، صدا و ویدئو را سریع‌ تر و ساده‌تر کرده است؛ این فناوری فرصت‌های ارزشمندی برای آموزش، خلاقیت و دسترسی به دانش فراهم می‌کند، اما هم‌زمان امکان تولید محتوای جعلی و باورپذیر را نیز افزایش می‌دهد. تصویر ساختگی یک رویداد، صدای تقلید شده از یک فرد یا ویدیویی که چهره و گفتار اشخاص را دست‌ کاری می‌کند، ممکن است در نگاه نخست واقعی به نظر برسد.

سیدمرتضی موسویان، رئیس هیأت‌ مدیره انجمن سواد رسانه‌ای ایران، در نشستی تخصصی تأکید کرده است که هوش مصنوعی قواعد تولید و توزیع محتوا را تغییر داده و مخاطب امروز باید توانایی بیشتری برای تشخیص، تحلیل و ارزیابی پیام‌ها داشته باشد. به گفته او، مقابله با اطلاعات نادرست تنها از مسیر حذف یا محدودسازی محتوا امکان ‌پذیر نیست و آموزش مخاطبان برای شناسایی منبع و بررسی اعتبار ادعاها اهمیت اساسی دارد.

حمید ضیایی‌پرور، فعال حوزه ارتباطات و پژوهشگر هوش مصنوعی، نیز بر ضرورت تفکیک اخبار جعلی از خطاهای رسانه‌ای تأکید میکند و می گوید:هرخبر نادرستی لزوماً جعلی نیست؛ در اخبار جعلی، معمولاً تولید یا انتشار محتوا با قصد فریب، گمراه‌ سازی یا اعمال نفوذ همراه است. این تمایز اهمیت دارد، زیرا برخورد با اشتباه سهوی باید با مواجهه با فریب عمدی تفاوت داشته باشد.

درعمل، راستی ‌آزمایی باید به عادتی روزمره تبدیل شود: بررسی تاریخ انتشار، جست‌ وجوی منبع اصلی، مقایسه خبر با چند منبع مستقل، بررسی تصاویر و پرهیز از بازنشر محتوایی که صرفاً به دلیل هیجان‌انگیز بودن توجه جلب می‌کند. البته هیچ نشانه ظاهری به‌ تنهایی جعلی بودن یک محتوا را ثابت نمی‌کند؛ ارزیابی باید بر شواهد و منابع معتبر تکیه داشته باشد.

آموزش از کودکی آغاز می‌شود

سواد رسانه‌ ای را نباید به دوره‌ ای کوتاه در نوجوانی یا کارگاهی مناسب بزرگسالان محدود کرد؛ آموزش این مهارت می‌تواند از سال‌ های نخست کودکی آغاز شود؛ البته نه با ارائه مفاهیم پیچیده، بلکه با تمرین‌های ساده و متناسب با سن. برای کودکان خردسال، گفت ‌وگو درباره تفاوت داستان و واقعیت، شناخت تبلیغات و یادگیری این نکته که هر چیزی در صفحه نمایش درست نیست، نقطه شروع مناسبی است.

در دوره دبستان، دانش‌آموزان می‌توانند با کمک معلم و والدین، منبع یک تصویر یا خبر را بررسی کنند، درباره هدف یک آگهی تبلیغاتی حرف بزنند و یاد بگیرند پیش از انتشار عکس یا اطلاعات شخصی، از بزرگ ‌تر مورد اعتماد خود راهنمایی بگیرند. در دوره متوسطه، آموزش باید به موضوعاتی مانند شایعه، حریم خصوصی، ردپای دیجیتال، فشار همسالان در شبکه‌های اجتماعی، سوگیری رسانه‌ ای و محتوای تولید شده با هوش مصنوعی گسترش یابد.

برای جوانان و بزرگسالان نیز سواد رسانه‌ ای اهمیت دارد؛ زیرا مواجهه با اخبار سیاسی و اقتصادی، تبلیغات تجاری، کلاهبرداری‌های اینترنتی و اطلاعات گمراه ‌کننده به گروه سنی خاصی محدود نیست. سالمندان نیز ممکن است به آموزش‌هایی درباره پیام‌های جعلی، لینک‌های مشکوک، جعل هویت و حفاظت از اطلاعات مالی نیاز داشته باشند.

نقش خانواده در این فرایند تعیین‌کننده است؛ ممنوعیت و محدودیت به‌ تنهایی نمی‌تواند جای آموزش را بگیرد. والدینی که درباره محتوای دیده‌شده با فرزندان گفت‌ وگو می‌کنند، پرسشگری را تشویق می‌کنند و خودشان پیش از بازنشر خبر آن را بررسی می‌کنند، الگوی عملی مناسبی در اختیار کودکان قرار می‌دهند. مدرسه نیز باید از آموزش صرفاً نظری فاصله بگیرد و مهارت‌های رسانه‌ ای را در فعالیت‌های درسی، گفت ‌وگوهای گروهی و پروژه‌ های عملی بگنجاند.

آموزش مؤثر چگونه است؟

یکی از چالش‌های آموزش سواد رسانه‌ ای، فاصله میان دانستن مفاهیم و توانایی به‌ کارگیری آن‌هاست؛ ممکن است فرد تعریف خبر جعلی را بداند، اما هنگام مواجهه با پیامی هیجان ‌انگیز، بدون بررسی آن را برای دیگران بفرستد. به همین دلیل، آموزش مؤثر باید تمرین‌ محور، مستمر و متناسب با نیاز هر گروه باشد.

برای مثال، می‌توان دو روایت متفاوت از یک رویداد را در کلاس بررسی کرد و از دانش‌آموزان خواست تفاوت تیترها، انتخاب تصاویر، منابع و زاویه روایت را مشخص کنند. تحلیل یک آگهی تبلیغاتی، بررسی منشأ یک عکس، مقایسه خبر در چند رسانه و شناسایی نشانه‌های جعل در محتوای تولید شده با هوش مصنوعی نیز می‌تواند بخشی از آموزش باشد. هدف این تمرین‌ها، تحمیل یک برداشت مشخص نیست؛ بلکه تقویت توانایی استدلال، پرسشگری و ارزیابی شواهد است.

محمدصادق افراسیابی، مدیرعامل انجمن سواد رسانه‌ای ایران،بر ضرورت مستمر بودن آموزش این حوزه تأکید کرده و آموزش مقطعی را برای ارتقای سواد رسانه‌ ای کافی ندانسته است. این رویکرد نشان می‌دهد که سواد رسانه‌ای باید به فرایندی پیوسته در آموزش عمومی تبدیل شود؛ فرایندی که اصحاب رسانه، مدیران، معلمان و عموم مردم را دربرگیرد.

برای تحقق این هدف، تربیت مربیان متخصص، به‌ روزرسانی محتوای آموزشی و همکاری نهادهای آموزشی، رسانه‌ای و فناوری ضروری است البته چنین برنامه‌هایی زمانی اثربخش خواهند بود که آموخته‌ها به تمرین‌های واقعی و قابل استفاده در زندگی روزمره پیوند بخورند.

مسئولیت مشترک؛ از کاربران تا رسانه‌ها و پلتفرم‌ها

تأکید بر مسئولیت فردی نباید به معنای نادیده گرفتن نقش رسانه‌های حرفه‌ ای، پلتفرم ‌ها و نهادهای سیاست‌ گذار باشد؛ کاربران برای ارزیابی اطلاعات به منابع شفاف، اصلاح خطاهای آشکار و دسترسی به آموزش قابل اعتماد نیاز دارند. رسانه‌ها نیز باید در انتشار اخبار، ذکر منبع، تفکیک خبر از نظر و اصلاح اشتباهات خود مسئولانه عمل کنند. پلتفرم‌ها می‌توانند با شفافیت بیشتر درباره تبلیغات، سازوکارهای پیشنهاد محتوا و نحوه مدیریت گزارش‌های کاربران، به کاهش انتشار اطلاعات گمراه‌ کننده کمک کنند.

در کنار این اقدامات، نباید سواد رسانه‌ای به ابزاری برای بی‌اعتماد کردن مخاطبان به هر رسانه مخالف یا متفاوت تبدیل شود. آموزش واقعی، توانایی بررسی ادعاهای موافق و مخالف را تقویت می‌کند و به افراد می‌آموزد که اعتبار یک پیام را نه براساس هم‌سویی آن با باورهای شخصی، بلکه بر پایه شواهد و کیفیت منبع بسنجند. همچنین، حفظ حریم خصوصی، رعایت حقوق دیگران و توجه به پیامدهای بازنشر محتوا باید بخشی جدایی‌ناپذیر از این آموزش باشد.

آموزش سواد رسانه‌ ای فرصتی برای جلب توجه عمومی است، اما موفقیت آن را نمی‌توان با شمار نشست‌ها و کارگاه‌های برگزارشده سنجید؛ معیار مهم‌تر، تغییر رفتار کاربران است: آیا پیش از بازنشر خبر مکث می‌کنند؟ آیا منبع را بررسی می‌کنند؟ آیا می‌توانند تبلیغ را از اطلاع‌ رسانی تشخیص دهند؟ آیا هنگام مواجهه با محتوای مشکوک، به‌ جای واکنش عجولانه، شواهد را می‌سنجند؟

در نهایت، سواد رسانه‌ ای نسخه ‌ای برای حذف خطرهای فضای دیجیتال نیست؛ مهارتی برای مواجهه آگاهانه ‌تر با آن‌هاست. در جهانی که هر روز ابزارهای تازه‌ ای برای تولید و انتشار محتوا پدید می‌آیند، آموزش باید همپای فناوری پیش برود و از کودکی تا بزرگسالی ادامه داشته باشد. شهروند آگاه کسی نیست که هرگز فریب نمی‌خورد، بلکه کسی است که می‌داند چگونه پرسش کند، چگونه اعتبار اطلاعات را بسنجد و چگونه مسئولانه در گردش اطلاعات مشارکت داشته باشد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha