اگر یک هنرمند روی صحنه برود و حرفی از کودکان میناب نزند، فریاد اعتراض بعضیها گوش آسمان را کر میکند، اما وقتی یک مربی ورزشی، هزاران کیلومتر دورتر از وطن، نماد ۱۶۸ کودک جانباخته میناب را با خودش به ناگویا میبرد و حتی در میانه مسابقات، فرصتی پیدا میکند تا برای یک داوطلب ژاپنی از رنج کودکان سرزمینش بگوید، کمتر کسی صدایش را میشنود.این کار را عاطفه کشاورز، سرمربی تیم ملی پاراتکواندو بانوان ایران انجام داده است. زنی که در کنار مسئولیت سنگین هدایت تیم ملی، فراموش نکرده نماینده چه سرزمینی است و چه داغی بر دل مردمش مانده است.او پس از مسابقات در صفحه اینستاگرامش روایتی عجیب از ناگویا نوشته است. از کسب موفقیت تا داغی که هیچوقت فراموش نمیشود.کشاورز با اشاره به حضورش در بازیهای پاراآسیایی ناگویا به یکی از خاطراتش اشاره کرده و نوشته: «یکی از داوطلبان مسابقات با دیدن آویز روی لباسم از من پرسید: این آویز که به لباستان زدهاید، برای چیست؟
برای او توضیح دادم که در کشور من، ایران، یکی از نخستین مکانهایی که مورد حمله قرار گرفت، مدرسهای به نام شجره طیبه میناب بود؛ مدرسهای که ۱۶۸ کودک جان خود را از دست دادند.۱۶۸ رؤیای ناتمام ، کودکانی که هرکدام هزاران آرزو داشتند؛ آرزوی بزرگ شدن، درس خواندن، موفق شدن و ساختن آیندهای زیبا در کنار خانوادههایشان.
و خانوادههایی که از آن روز به بعد، جای خالی فرزندانشان را تا پایان عمر با خود حمل خواهند کرد؛ داغی که هیچ مدالی، هیچ افتخاری و هیچ گذر زمانی نمیتواند آن را جبران کند».
این سرمربی وطن دوست در ادامه روایت کرده که شهروند ژاپنی در واکنش به این اتفاق بسیار اندوهگین شده و در پاسخ به او نوشته است: «به عنوان یک ژاپنی، من به روایت این داستان ادامه خواهم داد تا هرگز فراموش نکنیم چه اتفاقی افتاده است».کشاورز که در ناگویا صدای ایران و میناب بوده، پس از این اتفاق گفته است: «من آن آویز را فقط برای یادآوری یک حادثه به لباس خود نزده بودم؛ نشانهای از سکوت، همدردی و صدای کودکانی بود که دیگر نمیتوانند از آرزوهایشان بگویند.اما در کنار تمام افتخارات ورزشی، قلبم برای کودکانی میتپید که فرصت زندگی کردن، رؤیا ساختن و قهرمان شدن را از دست دادند.هیچ کودکی نباید قربانی جنگ باشد. هیچ مادری نباید با دستان خالی به خانه برگردد و هیچ خانوادهای نباید تا پایان عمر، جای خالی فرزندش را در آغوش بکشد».شاید ساختن قهرمانانی مثل آیلار جامی و زهرا رحیمی و پرورش یک تیم موفق، فقط حاصل دانش فنی و تمرینهای سخت نباشد. پشت این موفقیتها، مربیانی ایستادهاند که پیش از پرورش قهرمان، انسان بودن و مسئولیتپذیری را معنا میکنند.
عاطفه کشاورز با یک نشان کوچک توانست هزاران کیلومتر آن طرفتر، وجدان انسان دیگری را بیدار کند و نشان داد دفاع از وطن و روایت جنایت همیشه نیاز به صدای درون حنجره ندارد.
واقعیت این است که ماه پشت ابر نمیماند؛ گاهی یک آویز کوچک روی لباس یک مربی در فضای حضور جهانی، از تمام مدالهای آویخته بر گردن بعضی قهرمانان که روزه سکوت گرفتهاند، حرف بیشتری برای گفتن دارد.
۵ آبان ۱۴۰۵ - ۰۴:۱۴
کد مطلب: ۱۱۷۲۴۸۹
اگر یک هنرمند روی صحنه برود و حرفی از کودکان میناب نزند، فریاد اعتراض بعضیها گوش آسمان را کر میکند، اما وقتی یک مربی ورزشی، هزاران کیلومتر دورتر از وطن، نماد ۱۶۸ کودک جانباخته میناب را با خودش به ناگویا میبرد.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما