برای بیماری که هر روز به انسولین نیاز دارد، دسترسی به دارو فقط به معنای پیدا کردن آن در داروخانه نیست؛ مبلغی که در نهایت از جیب میپردازد نیز میتواند تعیینکننده باشد. درحالی که مسئولان از تولید داخلی، پوشش بیمه ای و تأمین انسولین سخن میگویند،گزارشهایی از افزایش چند برابری پرداخت بیماران برای برخی نسخهها منتشر شده است؛ شکافی که نشان میدهد برای سنجش دسترسی به دارو، موجودی بازار به تنهایی کافی نیست.
برآوردهای منتشرشده در آبان ۱۴۰۴ نشان میدهد حدود ۷.۵ میلیون نفر در ایران به دیابت مبتلا هستند؛ جمعیتی که بخش قابل توجهی از آنها برای کنترل بیماری به دارو، آزمایشهای دورهای و مراقبت مستمر نیاز دارند؛ در چنین شرایطی، افزایش هزینه یک قلم دارو میتواند به تنهایی فشار مالی تازهای به خانواده وارد کند؛ به ویژه برای بیمارانی که همزمان چند دارو مصرف میکنند یا درآمد ثابتی دارند.
علیرضا استقامتی، رئیس هیئت مدیره انجمن دیابت گابریک،هشدار می دهد که بیماران دیابتی معمولاً چند دارو مصرف میکنند و افزایش قیمت حتی یک قلم دارو نیز میتواند هزینه درمان آنها را بالا ببرد. او همچنین از بیمارانی گفته که به دلیل گرانی، از پزشک میخواهند داروهای پرهزینه برایشان تجویز نشود. استقامتی بر ضرورت توجه به هزینه پرداختی بیماران و پوشش بیمهای نوارهای تست قند خون، به ویژه برای مبتلایان به دیابت نوع یک، تأکید کرد.
این هشدار، مسئله ای فراتر از قیمت یک دارو را مطرح میکند: آیا حمایتهای موجود، هزینه واقعی زندگی با دیابت را پوشش میدهند؟ برای پاسخ، باید علاوه بر قیمت انسولین، مخارج جانبی درمان و سهمی را که بیمار از درآمد خود به آن اختصاص میدهد، بررسی کرد.
وقتی قیمت دارو افزایش مییابد، سهم بیمار چه میشود؟
در شهریور ۱۴۰۵، مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو، درباره افزایش هزینههای تولید دارو و مسئولیت دولت در حمایت از بیماران توضیح داد که قیمت دارو تابعی از نرخ ارز و هزینههای تولید است. او تأکید کرد تعیین قیمت باید به گونه ای باشد که تولید ادامه پیدا کند، اما دولت و دستگاههای مرتبط نیز باید از مردم در برابر افزایش قیمتها حمایت کنند.
پیرصالحی با اشاره به مشکلات ناشی از تأخیر در پرداخت مطالبات بیمه ای گفت نمیتوان بازار دارو را با تأخیر در پرداخت های بیمه ای اداره کرد. او درباره انسولین نیز توضیح داد که افزایش قیمت دارو لزوماً به معنای افزایش پرداخت بیمار نیست و هزینه انسولین قلمی تولید داخل برای بیمار میتواند حدود ۶۰ هزار تومان در ماه باشد؛ درحالی که تهیه نمونههای خارجی ممکن است هزینه بیشتری داشته باشد.
این توضیح، تفاوت مهمی را روشن میکند؛قیمت درج شده برای دارو با مبلغ نهایی پرداختی بیمار یکسان نیست؛ با این حال، رقم اعلام شده برای انسولین داخلی را نمیتوان به تمام بیماران و همه نسخهها تعمیم داد؛ زیرا نوع انسولین، مقدار تجویزشده، تعداد قلم موردنیاز، پوشش بیمهای و شرایط نسخه در هزینه نهایی اثرگذارند.
از سوی دیگر، رسول نظری فرد، داروساز و مؤسس داروخانه بیماران خاص،از افزایش پرداخت برخی بیماران برای انسولینهای خارجی خبر داده است. به گفته او، مبلغی که سال گذشته برای بعضی نسخهها حدود ۱۰۰ هزار تومان بود، در سال جاری در برخی موارد به دو تا سه میلیون تومان رسیده است. او در مقابل، هزینه تهیه برخی انسولینهای قلمی داخلی را به مراتب کمتر توصیف کرده است.
این ارقام، اگرچه تصویری از تفاوت تجربه بیماران ارائه میدهند، برای نتیجه گیری درباره تمام نسخه های انسولین کافی نیستند. برای مقایسه دقیق باید مشخص شود هر رقم مربوط به چه برند و نوعی از انسولین، چه تعداد قلم و چه میزان پوشش بیمه ای است. بااینحال، اختلاف گزارش شده نشان میدهد که میانگین پرداخت بیماران ممکن است تفاوتهای پنهانی را در تجربه گروههای مختلف مصرف کننده مخفی کند.
نسخهای که بیش از ۲۴ برابر گران تر تمام شد
در یک گزارش منتشر شده یکی از روشن ترین نمونه ها برای نشان دادن اهمیت سهم پرداختی بیمار،نشان می دهدهزینه پرداختی برای ۱۵ قلم انسولین نوومیکس فلکسپن در یک داروخانه ، از ۱۵۹ هزار و ۲۵۰ تومان در اواسط اردیبهشت به سه میلیون و ۹۰۹ هزار و ۲۵۰ تومان رسید؛ افزایشی بیش از ۲۴ برابری در مبلغ پرداختی بیمار طی حدود ۵۰ روز.
در همان گزارش آمده است که ارزش کل اقلام دارویی نسخه از حدود ۹ میلیون و ۶۸۶ هزار تومان به ۱۳ میلیون و ۴۳۶ هزار تومان افزایش یافته بود؛ یعنی حدود ۳۸.۷ درصد رشد. گزارش، ثابت ماندن بخشی از تعهد بیمه و اضافه شدن ردیف «تفاوت» به مبلغ پرداختی بیمار را از عوامل اصلی جهش هزینه از جیب معرفی می کند.
این نمونه، به تنهایی وضعیت همه بیمه شدگان یا تمام انواع انسولین را نشان نمیدهد؛ اما اهمیت یک نکته را برجسته میکند: هزینهای که بیمار میپردازد، ممکن است بسیار سریعتر از قیمت خود دارو افزایش پیدا کند. اگر سقف تعهد بیمه متناسب با تغییر قیمتها اصلاح نشود، بخشی از افزایش هزینه بهجای بیمه گر مستقیماً به بیمار منتقل میشود.
برای خانواری که درآمدش با چنین سرعتی افزایش نمییابد، حتی اگر دارو در داروخانه موجود باشد، دسترسی مالی به آن میتواند دشوارتر شود. به همین دلیل، ارزیابی سیاستهای دارویی نباید فقط به میزان تولید، واردات یا قیمت رسمی دارو محدود بماند؛ تغییرات سهم پرداختی بیماران نیز باید به صورت مستمر منتشر شود.
نوار تست قند و سوزن؛ هزینههایی بیرون از نسخه انسولین
هزینه زندگی با دیابت به داروی اصلی محدود نمیشود. بسیاری از بیماران برای پایش قند خون به نوار تست و سوزن مخصوص نیاز دارند و برخی نیز باید هزینه تجهیزات یا خدمات مراقبتی دیگری را بپردازند. این مخارج، به خصوص برای کسانی که نیازمند اندازه گیری مکرر قند خون هستند، میتواند در طول ماه رقم قابل توجهی ایجاد کند.
مریم آزادی، معاون دفتر خدمات تخصصی سازمان بیمه سلامت ایران، در توضیح حمایتهای این سازمان از تجهیزات پایش قند خون اعلام کرده بود که برای تهیه دستگاه گلوکومتر از محل صندوق بیماران خاص و صعبالعلاج، تا سقف ۴۰۰ هزار تومان در هر پنج سال امکان پرداخت وجود دارد. به گفته او، هزینه نوار تست قند خون برای حداکثر ۱۰۰ عدد در ماه تا سقف ۱۴۰ هزار تومان قابل پوشش است و برای سوزن لانست نیز با رعایت شرایط تعیین شده، حمایتهایی در نظر گرفته شده است. این حمایتها از مسیرهای مشخص بیمهای و با ارائه مدارک یا ثبت درخواست در سامانه نسخه نویسی قابل پیگیریاند.
البته این ارقام باید با هزینههای جاری بازار و ضوابط معتبر در زمان تهیه گزارش تطبیق داده شوند؛ زیرا سقف تعهد بیمه لزوماً با کل هزینه واقعی بیمار برابر نیست؛ همچنین میزان مصرف تجهیزات در همه بیماران یکسان نیست و نیاز درمانی باید با نظر پزشک تعیین شود.
اگر هزینه واقعی خرید نوار تست از سقف پوشش بیمه بیشتر باشد، بیمار باید مابهالتفاوت را بپردازد. در نتیجه، برای محاسبه بار مالی دیابت لازم است دو عدد جداگانه بررسی شود: هزینه کل اقلام موردنیاز و مبلغی که پس از اعمال حمایت بیمه ای برعهده بیمار باقی میماند.
این تفکیک به ویژه برای بیماران کم درآمد اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است هزینه انسولین آنها نسبتاً پایین باشد، اما مجموع مخارج دارو، پایش قند خون، مراجعه پزشکی و آزمایشها همچنان فشار زیادی بر بودجه خانوار وارد کند.
بیمه چه میزان از فشار مالی را کم میکند؟
آمارهای منتشرشده از سوی سازمان بیمه سلامت نشان میدهد انسولین سهم مهمی از هزینههای دارویی این سازمان دارد. فرشید عابدی، معاون پیشگیری و خدمات پایه سلامت سازمان بیمه سلامت ایران، در اظهاراتی درباره هزینه داروهای بیماران دیابتی اعلام کرده بود که در سال مورد اشاره، هزینه دو قلم انسولین به حدود هزار میلیارد تومان رسیده و مجموع هزینه پرداختی برای انواع انسولین در سال قبل حدود دو هزار میلیارد تومان بوده است. این ارقام از اهمیت مالی تأمین انسولین برای نظام بیمه ای حکایت دارند، هرچند برای مقایسه با وضعیت فعلی باید دوره زمانی و اقلام مشمول هزینه به دقت مشخص شوند.
در سوی دیگر، اظهارات رئیس سازمان غذا و دارو درباره تأخیر در پرداخت مطالبات بیمه ای نشان میدهد حمایت از بیمار تنها به تعیین درصد پوشش محدود نیست. اگر منابع مالی بیمهها به موقع تأمین نشود یا تعهدات آنها با افزایش قیمت دارو هماهنگ نباشد، ممکن است فاصله میان قیمت دارو و مبلغ قابلپرداخت از سوی بیمه بیشتر شود.
بنابراین، برای سنجش عملکرد بیمهها باید به چند پرسش پاسخ داد: چه درصدی از هزینه هر فرآورده را بیمه میپردازد؟ این درصد براساس قیمت روز محاسبه میشود یا سقف ثابتی دارد؟ آیا پوشش بیمهای برای مقدار تجویزشده بیمار کافی است؟ و اگر نسخهای شامل انسولین خارجی یا فرآورده ای با هزینه بالاتر باشد، چه میزان از تفاوت قیمت برعهده بیمار قرار میگیرد؟
پاسخ روشن به این پرسشها میتواند تصویر دقیقتری از میزان حمایت واقعی بیمهها ارائه دهد؛ تصویری که از بیان یک رقم کلی برای پوشش بیمهای بسیار کاربردیتر است.
دسترسی واقعی؛ ترکیب موجودی، توان خرید و تداوم درمان
در بحث دسترسی به انسولین، مسئولان سازمان غذا و دارو برعرضه فرآوردههای تولید داخل و امکان استفاده از گزینههای جایگزین تأکید کردهاند؛ در عین حال، جایگزینی یک فرآورده با نوع دیگر نباید صرفاً براساس تفاوت قیمت انجام شود. نوع انسولین، مدت اثر، مقدار مصرف و شرایط بالینی بیمار در انتخاب دارو اهمیت دارند و هر تغییر باید با نظر پزشک صورت گیرد. پایینتر بودن قیمت یک محصول، بهتنهایی به معنای مناسببودن آن برای همه بیماران نیست.
در نهایت، مسئله اصلی این است که دسترسی به انسولین را نمیتوان فقط با پاسخ به این پرسش سنجید که «دارو در بازار هست یا نه؟». باید مشخص شود بیمار میتواند داروی تجویزشده را به مقدار کافی، در زمان مناسب و با هزینهای متناسب با توان مالی خود تهیه کند یا خیر.
معیار موفقیت سیاستهای حمایتی در حوزه دیابت فقط تأمین دارو نیست؛ این است که بیمار بتواند درمان مورد نیازش را به طور مستمر ادامه دهد، بدون آنکه هزینه آن او را ناچار به چشم پوشی از سایر نیازهای ضروری زندگی کند.





نظر شما