تحولات منطقه

برای اهل قلم و اندیشه، بازخوانی راهبردی پیام‌های هدایتگرانه رهبر معظم انقلاب اسلامی در مقاطع حساس تاریخی، صرفاً یک کنش ژورنالیستی یا مرور سخنان نیست.

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

برای اهل قلم و اندیشه، بازخوانی راهبردی پیام‌های هدایتگرانه رهبر معظم انقلاب اسلامی در مقاطع حساس تاریخی، صرفاً یک کنش ژورنالیستی یا مرور سخنان نیست؛ بلکه تلاشی پژوهشگرانه برای فهم هندسه کلان بقا و پیشرفت ملی است. آنچه در تحولات و هجمه‌های سنگین سال‌های اخیر و رویارویی‌های پیچیده دشمنان علیه فرهنگ و خاک ایران اسلامی به عیان‌ترین شکل ممکن جلوه کرده است، تمرکز تمام‌عیار جبهه استکباری دشمن بر نقطه اتکای تاریخی و ستون فقرات هویت ما بود؛ نخبگان علمی، پیشینه فرهنگی غنی و فرهنگ و تمدن اسلامی ایران زمین.
دشمن به تجربه دریافته تمدن‌های کهن و ریشه‌دار را نمی‌توان تنها با جنگ‌افزار نظامی فروپاشید، مگر آنکه جوهره درون‌زای تحول‌آفرین آن، یعنی مغزهای متفکر، استعدادهای برتر و سرمایه انسانی آن از کار بیفتد یا به تاراج برود.
در چنین آوردگاهی، مفهوم «نخبه» دیگر در تعاریف مرسوم و ایزوله دانشگاهی محدود نمی‌ماند. نخبه، آن پیشران فکری و مهارتی است که استعداد و هوش ممتاز خود را به آرمان ارتقا و سربلندی میهن پیوند زده است. رسالت و وظیفه نخبگانی امروز ایجاب می‌کند هر فرد در هر جایگاه، ساحت و جغرافیایی که قرار دارد، از آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌ها تا سنگرهای اندیشه‌ورزی، تولید و عرصه عمومی سهم خود را در حفظ و اعتلای بنای رفیع ایران به بهترین وجه ایفا کند. نخبگی، موضعی از مواضع پایداری تمدنی است و این وظیفه خطیر، شالوده هدایت‌های داهیانه‌ای است که در این بیانات به دقیق‌ترین شکل ترسیم شده است. در ادامه مروری بر این محتوای بی‌همتا به عنوان چراغ راه آحاد ملت ایران داریم.
با توجه به آغاز پیام رهبر معظم انقلاب در رثای دخت پیامبر(س) و تسلیت ایام فاطمیه باید اذعان کرد یکی از جلوه‌های درخشان و راه‌گشای فرهنگ فاطمی، ارائه نقشه راه برای حرکت‌های بزرگ اجتماعی است؛ فرهنگی که حضور آگاهانه در میدان‌های مبارزه و جهاد، مشارکت در حرکت‌های مردمی، تلاش برای اعتلای جامعه و حتی اراده معطوف به پیشرفت در عرصه‌های علمی را با خدمتگزاری متواضعانه و بی‌منت پیوند می‌زند. از این منظر، جامعه فاطمی صرفاً یادآور مجموعه‌ای از فضائل فردی نیست، بلکه می‌تواند الهام‌بخش الگویی تمدنی برای جامعه‌ای باشد که در آن، ایمان، معرفت، مسئولیت اجتماعی، پیشرفت و خدمت به مردم در امتداد یکدیگر قرار می‌گیرند.

بخش نخست: توسعه افق نخبگی؛ از استعداد فردی تا بصیرت و جهاد تمدنی

در پیام رهبر معظم انقلاب، بازتعریف مفهوم نخبگی و عبور دادن آن از مرزهای محدودِ سنتی مدنظر قرار می‌گیرد؛ اینکه نخبگی نه یک انحصار صنفی، بلکه هر نوع ممتاز بودنِ تعالی‌بخش در مسیر سربلندی میهن است. متن شریف بیانات در این فراز چنین تصریح می‌کند: «ایران عزیز ما در این مقطع زمانی، بیشتر مظهر اراده و امید است و نقش نخبگان و جوانان با استعداد و توانمند ایرانی در این امید و پیشرفت و قدم نهادن در مسیر آینده درخشان آن، بی‌بدیل است. اما جغرافیای نخبگی، منحصر در ساحت علم و فناوری یا ورزش و انواع مهارت‌ها نیست. هر نوع ممتاز بودنِ مثبت و مطلوب می‌تواند نخبگی را تحقق بخشد. این روزها ما شاهد جلوه نخبگیِ زبدگانی از مردمان این سرزمین هستیم که با نظر به افقی وسیع‌تر در راه اعتلای پرچم مقدس وطن خود مجاهدت به‌عمل می‌آورند؛ اینان نخبگان بصیرت و جهاد هستند».
این بخش از پیام، مرزهای مفهومی نخبگی را به شکلی بنیادین دگرگون می‌کند. از نگاه یک پژوهشگر، تقلیل نخبگی به ضریب هوشی یا افتخارات آکادمیک محض، نوعی نگاه تقلیل‌گرایانه است. وقتی جغرافیا و قلمرو نخبگی گسترش می‌یابد، «بصیرت» و «مجاهدت برای اعتلای وطن» خود به والاترین سطح از تمایز مثبت بدل می‌شود. در هنگامه تقابل تمدنی و تلاش بدخواهان برای القای حس انفعال و ناامیدی، هر فردی که با درک درست از افق تاریخی، اراده و امید ملی را زنده نگه می‌دارد، در تراز یک نخبه اثرگذار ظاهر شده است. این پیوند میان استعداد و مسئولیت انسانی، سنگ‌بنای شکل‌گیری «نخبگان بصیرت و جهاد» است.

بخش دوم: شکرانه عملی نبوغ؛ حل مسائل واقعی جامعه در برابر انزوای خودمحورانه

آنچه از فحوای قسمت بعدی پیام دریافت می‌شود این است که تبیین نسبت میان موهبت الهی نخبگی و تکالیف پیرامونی آن ضروری است. نخبه راستین هرگز تافته جدابافته نیست، بلکه دانش و نبوغ خود را به پیشرانی برای گره‌گشایی از چالش‌های ملموس زندگی مردم بدل می‌کند. بیانات رهبر معظم انقلاب در این خصوص چنین است: «نخبه شخصی نیست که به صِرف دارا بودن استعداد و هوش قابل توجه همچون تافته‌ای جدا بافته تنها به امیال زودگذر و شخصی فکر کند؛ نخبه آن شخصی است که دغدغه رشد استعدادش را دارد و خود را یک عنصر مؤثر در جامعه تعریف می‌کند و از استعداد و ظرفیّتش برای رشد خود و جامعه‌اش به‌صورت توأمان استفاده می‌نماید...». در این محور، نخبگی از ساحت یک برتری انتزاعی به میدان اقدام راه یافته و به تعبیر رهبر معظم به «شکر عملی» و مسئولیت اجتماعی فراخوانده می‌شود. نخبه بومی و متعهد، هوش خداداد را ابزاری برای رفاه‌طلبی شخصی یا استعفای روحی از جامعه نمی‌داند، بلکه ارزش دانش را در آزمون دشوار حل چالش‌های زیست‌بوم خود معنا می‌کند. برشمردن دستاوردهای راهبردی از پزشکی رویان تا آب‌شیرین‌کن‌ها، ماهواره‌ها و امنیت غذایی، نشان می‌دهد نخبگی حقیقی در متن جامعه تجلی پیدا می‌کند و نتیجه پیوند زدن پژوهش‌های نظری با دردهای عینی و ساختارهای زیربنایی ایران عزیز است.

فراراهبرد «اَلعِلمُ سلطان»؛ نقشه راه جامع جهش علمی و مرجعیت نوین

محور پایانی و غایی، در فلسفه و چرایی کینه‌توزی استکبار جهانی علیه نخبگان ایرانی و تبیین نقشه جامع علمی برای عبور از گلوگاه‌ها و رسیدن به مرجعیت تمدنی است. بیانات رهبر معظم با ترسیم الزامات پنج‌گانه، مسیر آینده را این‌گونه هدایت و روشن می‌فرماید:
«ایران قوی بر پایه اقتدار علمی و فناوری استوار است و این محور، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های نقش‌آفرینی ایران در معادلات و نظم جدید جهانی است. پس کلید هرچه قوی‌تر شدن آن، مرزشکنی و راه‌حل‌گشایی نخبگان در مسائل علمی کشور است». این فراز اوج نگاه تمدن‌سازانه و آینده‌پژوهانه است. جنگ‌های اخیر، ماهیت ترور و تخریب نخبگان را آشکار کرد و نشان داد سلطه‌گران بیش از هر چیز، از استقلال فکری و شکستن انحصار علمی توسط ایران در هراس‌اند. پاسخ راهبردی به این تروریسم علمی و توطئه ناامیدسازی، نه توقف، بلکه تسریع خیزش علمی با تکیه بر پنج گام عملیاتی است.
این پنج گام، نقشه راهی برای تک تک آحاد ملت ایران با پشتوانه علمی و فرهنگی چندهزار ساله است؛ مردمی که با باورهای دینی خود در زیر سایه امام رئوف(ع) با پشتکار و مقاومت، نام ایران اسلامی را برای آیندگان به خوبی حفظ خواهند کرد. این پنج محور را می توان در این چند گزاره خلاصه کرد:
۱. بازگشت به زیربناهای اصیل دانشی با اولویت‌بخشی به علوم پایه و علوم انسانی.
۲. عبور از دانش مصرفی و جسارت مرزشکنی در مجهولات و مسائل حل‌نشده جهانی.
۳. شکوفاسازی تخیل علمی و نوآوری با شجاعتِ پیمودن راه‌های نرفته.
۴. تقویت ساخت درونی و استقلال زیرساختی جهت کنشگری اثرگذار فراسرزمینی.
۵. تحقق هم‌افزایی کامل میان دانشگاه و صنعت از مسیر اقتصاد دانش‌بنیان و انتقال دانش به عرصه سیاست‌گذاری.
این زنجیره معرفتی و عملیاتی، تضمین‌کننده تحقق فراراهبرد اصیل «العِلمُ سُلطان» و تبدیل دوباره زبان و تمدن ایرانی به یکی از مراجع اصلی تولید علم در جهان معاصر است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha