چه شد که اینقدر به جاده مشهد علاقهمند شدید؟
من همیشه مسیر مشهد را میآمدم. یک مدتی سوخترسان بودم و فقط سوخت جابهجا میکردم. بیشتر رانندهها مسیرهای نزدیکتر را انتخاب میکردند و کمتر کسی حاضر بود تا مشهد بیاید. من اما سوخت میزدم، برمیگشتم و دوباره راه میافتادم. علاقه عجیبی به این جاده دارم. شاید کرایه و درآمد بعضی مسیرهای دیگر بهتر باشد، اما من این مسیر را انتخاب کردهام. آنقدر زیاد به مشهد میآیم که پسرم پشت ماشین نوشته: «کبوتر امام رضا».
در این مسیر هم اتفاق خاصی برایتان افتاده است؟
چند روز پیش با یکی از رفقا در جاده مشهد بودیم. سرعتمان بیشتر از شصت، هفتاد کیلومتر نبود. حدود ساعت دو بعدازظهر بود که دیدم یک ماشین مشکیِ مدلبالا با سرعت زیاد به طرف ما میآید. معلوم بود قصد ندارد کنار بکشد. گفتم: «یا امام رضا، داریم میآییم طرف شما که زیارت کنیم. بگذار با دل خوش و خیال راحت برویم و برگردیم؛ بیگرفتاری.»
یکدفعه دیدم ماشین ما به اندازه دو متر منحرف شد و رفتیم توی خاکی. آن ماشین هم چرخید و در بیابان گردوخاک به پا کرد. ایستادم تا ببینم اتفاقی برای رانندهاش نیفتاده باشد. دیدم نه، راهش را گرفت و رفت.
این رفتوآمدها به مشهد چه حسی برایتان دارد؟
من برکت این مسیر را دیدهام. وقتی میآیم و برمیگردم، انگار سبک شدهام؛ انگار همان چیزی را که دنبالش بودم، پیدا کردهام. رانندگی در جاده مشهد برایم خستگی ندارد. شاید در مسیر دیگری چهار کیلومتر برانم و حسابی خسته شوم، اما وقتی از اصفهان راه میافتم و به مشهد میآیم، اصلاً خستگی احساس نمیکنم؛ سرحالم و سر کیفم.




نظر شما