بهگزارش قدس آنلاین، صدور فتوای رهبر شهید انقلاب درباره حرمت کاربرد تسلیحات هستهای طی سالهای گذشته، گفتوگو درباره این موضوع را با چالش مواجه کرده و گاه طرح نظرات متفاوت، بهمعنای مخالفت با این فتوا تلقی میشود.واضح است ما تا زمانی که این فتوا اعتبار داشته باشد موظف به تبعیت عملی از آن هستیم؛ اما حرمت سلاح، بهمعنای حرمت گفتوگو درباره آن نیست! گفتوگوها فرصتی هستند برای بررسی همه ابعاد موضوع و سنجیدن مصالح و مفاسدی که ممکن است موضوعاً زمینه بازنگری را فراهم کند. ضمن اینکه اصل فتوا و مبانی فقهی آن نیز در محافل علمی و به دست دانشوران فقهی قابل بررسی است.واقعیت این است که جنگها و بهویژه تسلیحات و جنگهای مدرن که با جنگ نابرابر و کشتار جمعی گره خورده، با میراثهای اخلاقی و انسانی ما نسبتی ندارند و با قواعد الهی که زمین را بهعنوان میراث معرفی میکند و به آبادانیاش حکم کرده در تعارض است.اما واقعیت جهان که طبق سنتهای الهی مدیریت میشود، همواره اقتضائات دیگری داشته و ازاینرو امر شدهایم به «اعدوا لهم مااستطعتم من قوه» و «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم» تا بتوانیم در برابر تعدیات دشمنان و جنگافزارهای مختلف، دفاع بازدارنده داشته باشیم. آمادگی دفاعی، صرفاً یک انتخاب میان گزینههای مطلوب نیست؛ بلکه ضرورتی است برای جلوگیری از تحمیل اراده دشمن.
این نگاه در اوایل دوره صفویه نیز در مخالفت با سلاحهای آتشین خود را نشان داد که به شکستهای مقطعی از عثمانی انجامید. شکستهایی که گرچه با تهیه توپ و تفنگ از طریق شرکای خارجی جبران شد، ولی بهنظر میرسد این عقبماندگی تسلیحاتی تا صدها سال باقی ماند و در صنایع نظامی ما نهادینه شد.
این در حالی است که صنایع نظامی بهواسطه حرکت بر لبه فناوری و پیوندی که با ظرفیتهای صنعتی، علمی و فناورانه دارند، بهعنوان صنعت پیشرو مطرح هستند و هر گونه محدودیت تحقیق و توسعه در این صنایع، فارغ از کاربرد و استفاده از سلاح، به تضعیف توان صنعتی کشور در رقابتهای جهانی میانجامد.البته سلاح هستهای منحصر در کاربرد آن بهعنوان سلاح کشتار جمعی نیست. انواع تاکتیکی این سلاح، امکان محدود کردن قدرت انفجار و دامنه آثار آن را فراهم آورده و کاربردهای آن در جنگ فضایی برای ضربه زدن به زیرساختهای ماهوارهای دشمن، اساساً ارتباطی با کشتار ندارد.
بنابراین نمیتوان همه صورتهای مسئله را با یک پیشفرض ثابت پاک کرد. در دنیایی که همه قدرتهای نظامی یا حتی اقتصادیاش تسلیحات اتمی را در خزانه دارند و یا مستظهر به چتر امنیتی یکی از قدرتهای اتمی هستند، نمیتوان به سادگی از کنارش گذشت و امنیت ملی و آینده مردم را به سرنوشتی نامعلوم سپرد.اما گذشته از همه اینها و در میانه جنگ وجودی همهجانبهای که درگیرش هستیم، فکر کردن به بمب اتمی دیگر یک گزینه فانتزی نیست! در برابر دشمنی که بارها به نابودی ما تصریح کرده و گاهی هم به اشارت از بمباران اتمی سخن گفته، نهایتاً به این پرسش باید پاسخ داد که حد و حدود تصعید تنش به کجا ختم میشود و در صورت جنگ اتمی چه راهکاری در پیش داریم؟
دشمنی که به بهانه تسلیم ژاپن و ادعای پایان یک جنگ بیپایان و امنیت جهان از بمب اتم استفاده کرده، محال است که برای تسلیم ایران و باز کردن تنگه هرمز به نفع اقتصاد جهان چنین حماقتی را تکرار کند؟ چنین احتمالی، هرچند اندک، نمیتواند از دایره محاسبات امنیت ملی حذف شود.
خبرنگار: محمد ولایی




نظر شما