«بابا، مگه خدا هم خونه داره؟ پس چرا میگیم مسجد خونه خداست؟ خدا توی مسجد زندگی میکنه؟»
ببین پسر گلم، وقتی میری مسجد، میبینی آدمهای زیادی اونجا جمع شدن؛ بعضیها نماز میخونن، بعضیها قرآن میخونن و بعضیها هم دعا میکنن. همه این آدمها برای عبادت و حرف زدن با خدا به مسجد میان. حالا یه سؤال ازت دارم: مگه نمیتونیم توی خونه خودمون هم نماز بخونیم و با خدا حرف بزنیم؟ پس چرا مسجد اینقدر مهمه؟
برای اینکه مسجد یه جای ویژه برای عبادت و یاد خداست. آدمها اونجا کنار هم جمع میشن، نماز میخونن، دعا میکنن و بیشتر به یاد خدا میافتن. برای همین به مسجد میگیم «خونه خدا».
اما شاید بگی: «بابا، یعنی خدا هم توی مسجد زندگی میکنه؟» نه عزیزم! بیا یه کم فکر کنیم. ما وقتی خونه داریم، یعنی یه جای مشخص داریم که توش زندگی میکنیم، غذا میخوریم و استراحت میکنیم. اما آیا خدا هم مثل ما به اتاق و تخت و خونه نیاز داره؟ مثلاً اگه خدا بخواد از مسجد به جای دیگهای بره، باید از مسجد خارج بشه؟
نه قشنگم! خدا مثل ما نیست که به یه جای مشخص نیاز داشته باشه. خدا به هیچ مکانی احتیاج نداره و هیچ جایی از او پنهون نیست. فرقی نمیکنه توی خونه باشی، توی مدرسه یا توی حیاط بازی کنی؛ خدا همیشه از تو و کارهایی که انجام میدی باخبره.
حالا یه مثال برات بزنم. وقتی میگیم «این خونه، خونه پدربزرگه»، یعنی اون خونه به پدربزرگ تعلق داره؛ نه اینکه هر وقت اسمش رو آوردیم، حتماً باید پدربزرگ داخل خونه باشه! وقتی هم میگیم مسجد خونه خداست، منظورمون اینه که این مکان برای خدا و عبادت او ساخته شده، نه اینکه خدا داخل مسجد زندگی میکنه.
تازه عزیزم، میدونی چه کار قشنگیه؟ اینکه ما میتونیم هر جا که هستیم با خدا حرف بزنیم. مثلاً وقتی توی اتاقت هستی و دلت برای مامان تنگ شده، میتونی از خدا بخوای که همیشه مراقبش باشه. یا وقتی یه اتفاق خوب برات میافته، میتونی از خدا تشکر کنی. برای این کارها لازم نیست حتماً به مسجد بری؛ خدا همه جا از حال ما باخبره.
پس پسر گلم، مسجد خونه خداست، نه به این معنی که خدا اونجا زندگی میکنه؛ بلکه چون جای عبادت و نماز و یاد خداست، بهش خونه خدا میگیم. خدا به خونه و مکان نیاز نداره و هر جا باشیم، میتونیم باهاش حرف بزنیم و ازش کمک بخوایم.




نظر شما