آقای پدر با چشمهایی انبوه از ستاره به رانیای چندروزهاش فکر میکرد و دور از دردانهاش، به عطر گیسوان دخترکش در آن سوی آبها دلخوش کرده بود. صدای خندههای رستم آشورماتوف دیوارها را پر کرد، وقتی مدافع ازبک با شولای آبی، کتری را روی چراغ گذاشت، صدای جوشیدن زندگی را شنید و قصیده سرخوشی را با صدای بلند خواند.
آخرین سکانس از تیمی که تکتک نفراتش برای پیروزی در لیگ نخبگان همه تلاش خود را به کار گرفته بودند، پیش روی ماست. سکانسی که با سر توپ را بیرون کشیدی.
خوشحالم که در آن صحنه حساس از روی خط توپ را با سر برگرداندم و مانع گلزنی الغرافه شدم. این اتفاقها به سادگی رقم نمیخورد و هماهنگی سازمان دفاعی استقلال موجب شده تا بتوانیم راهها را به روی مهاجمان ببندیم.
امسال سبک بازی استقلال جنگجویانه شده
من بهعنوان بازیکن باشگاه بزرگ استقلال به همتیمیهایم افتخار میکنم. آنها چه در الیت و چه لیگ برتر با انگیزه بالایی میجنگند و در طول بازیها تمام کوشش شان را به کار میگیرند. درواقع همه تلاش میکنیم از کیان و اعتبار و پیراهن این باشگاه دفاع کنیم و این عزم جمعی در بازیهای استقلال ملموس و قابل مشاهده است.
راستی شنیدیم دوباره پدر شدی، تبریک.
بله خدا دختری به من داده و شادی را به خانواده ما هدیه کرده است. از این بابت بسیار خرسندم و امیدوارم قدم رانیا خوب باشد و بتوانیم در مصاف با شبابالاهلی بدرخشیم و سومین پیروزی استقلال را رقم بزنیم.
به خانوادهات هم سر میزنی؟
با کادر فنی هماهنگ کردم تا پس از بازی در ورزشگاه راشد دبی چند روز اضافهتر در امارات بمانم و کنار همسر و فرزندانم باشم. اگر خدا بخواهد با اجازه آقا سهراب دو یا سه روز دیرتر از دیگران به ایران برمیگردم تا همچنان در خدمت استقلال باشم. رانیا چشم انتظار من است.
هنوز به تیم ملی فکر میکنی؟
من اگر آمادگیام را با پیراهن آبی استقلال نشان دهم و عملکرد قابل قبولی در خط دفاعی داشته باشم، بیشک دعوت خواهم شد. فراموش نکنید در هر سه بازی ازبکستان در جام جهانی به عنوان بازیکن فیکس به میدان رفتم و ۵۴ بازی ملی در کارنامهام دارم. برای مدافعی با ۳۰ سال سن دور شدن از تیم ملی هنوز زود است.





نظر شما