به گزارش قدس، سید احسان خاندوزی امروز در «اجلاسیه بینالمللی مجاهدان در غربت» و همایش بینالمللی «استکبارستیزی در اندیشه امام شهید» که در مرکز نمایشگاهها و همایشهای آستان قدس رضوی برگزار شد، با بیان اینکه امروز روز ملی مبارزه با استکبار جهانی است. امسال این روز، رونمایی از میوه و میراث رهبر شهید ماست، اظهار کرد: در ایام شاهد رسوایی بینالمللی و شکستن هیمنه جهانی استکبار و عزت مجاهدان، و نفرتی جدید، نوظهور، جوان و بیننسلی از چهره عریان استکبار زمین و زمان هستیم. آیا صدای شکستهشدن استخوانهای استکبار زمانه را نمیشنوید؟
رئیس کارگروه اقتصادی دفتر مقام معظم رهبری در ادامه درباره «معماری یک اقتصاد ضداستکباری» گفت: استکبارستیزی اقدامی آگاهانه برای بازپسگیری حق تصمیمسازی و رها کردن ملتها از حلقهای است که در آن سیاستها نه بر مبنای منافع ملت، بلکه بر اساس خواست قدرتهای مسلط شکل میگیرد.
وی افزود: استکبار در اقتصاد بسیار ظریفتر و پیچیدهتر است و در پی تصرف «امکان تصمیم» است. میخواهد حلقههای حیاتی تصمیمگیری، تدبیر، تولید و تسویه را چنان به خود گره بزند که ملت بدون اجازه او نتواند بیندیشند، بسازند و مقاومت کنند. هدف استکبار نهادینهکردن وابستگی و خلأ نظارتی است تا قدرت ملت از درون تحلیل برود و اراده بیرونی، بینیاز از شمشیر و بمب و اف۳۵، جای اراده مردم بنشیند.
خاندوزی خاطرنشان کرد: هر سیاستی که توان ملی را افزایش دهد و حلقههای وابستگی را کاهش دهد، استکبارستیزانه است؛ و هر سیاستی که قدرت را از درون تحلیل ببرد یا گرههای وابستگی ایجاد کند، حتی اگر شعارش ضداستکباری باشد، در عمل بازی در زمین استکبار است.
رئیس کارگروه اقتصادی دفتر مقام معظم رهبری درباره تعریف قدرت ملی در اقتصاد و وابستگی عنوان کرد: قدرت ملی در اقتصاد یعنی موتور پیشرفت عادلانه باید در دست مردم و حاکمیت باشد؛ یعنی نظارت بر نهادهای مالی، پولی و تجاری، توان تولید و توان تصمیمگیری مستقل. وابستگی نیز یعنی جایی که حاکمیت نتواند نظارت خود را اعمال کند؛ جایی که یک بازیگر خارجی میتواند با یک تصمیم، اقتصاد کشور را تحت فشار بگذارد؛ و جایی که منابع ملی بهجای تقویت تولید و بنیه مردم، به عامل تبعیض و رانت تبدیل شود.
وی درباره تفکیک سطح شعار از سطح ساختار نیز بیان کرد: استکبارستیزی به اعلام مواضع سیاسی محدود نمیشود. سطح عملیاتی کردن آن در این است که نظم بانکی، نظام تجاری، نظام ارزی و تخصیص منابع و بودجه در کشور به ساختارهای ضداستکباری و تقویتکننده بنیه ملی مجاهدان کمک کند. اگر ساختارها گرههای وابستگی را بازتولید کنند، شعارهای ضداستکباری بیاثر است. به تعبیر دقیقتر، گفتن «مرگ بر استکبار» در حالی که تسویههای تجاری کشورهای مسلمان وابسته به مراکزی است که خزانهداری آمریکا بر آنها اشراف و سلطه دارد، یک تناقض ساختاری است. از اینرو استکبارستیزی عملیاتی را باید از سطح موضعگیری به سطح معماری، توسعه و گسترش داد.
خاندوزی درباره استکبار بهمثابه ساختار قدرت نیز گفت: استکبار اقتصادی وابستگی را نه امری حاشیهای، بلکه بهمثابه یک ساختار قدرت بازتولید میکند؛ یا از طریق انحصار نقاط گلوگاهی حیاتی را با ایجاد خلأهای نظارتی متوقف میکند. یعنی نقطهای که بهظاهر حاکمیت وجود دارد، اما ناتوان است و از عهده مدیریت جریانهای قدرت برنمیآید. مصداقهای آن را امروز در حوزههای نفتی، ارزی، بانکی و خودرویی مشاهده میکنیم. یعنی قدرت بیرونی، بینیاز از حضور نظامی، از درون ساختارها و در لحظه تصمیم، اراده ملت را گروگان میگیرد.
رئیس کارگروه اقتصادی دفتر مقام معظم رهبری وابستگی را به سه لایه سختافزاری، نرمافزاری و لایه اقتصاد سیاسی، یعنی ذینفعان وابستهماندن تفکیک کرد و درباره لایه سختافزاری، گفت: انحصار تولید، بخشهای استراتژیک، قطعات خاص، فناوریها و امثال آن در این لایه قرار دارد، ظاهراً در این لایه تولید وجود دارد، اما امکان تولید در اختیار نقطهای بیرون از کشور است. این همان وابستگی راهبردی است.
وی درباره لایه نرمافزاری وابستگی نیز بیان کرد: استکبار پیش از آنکه بازار بفروشد، سلیقه میسازد. با تبلیغات، برند و سیاستهای برتریگرایانه، مصرفگرایانه و تجملگرایانه، آنچه را منافع استکبار است در درون لانه ما نهادینه میکند. مد صرفاً سلیقه نیست؛ ابزاری برای وابستهکردن یک ملت است.
خاندوزی درباره لایه اقتصاد سیاسی یا ذینفعان وابستهماندن نیز عنوان کرد: کاملترین شکل وابستگی آن است که ملت استقلال را محرومیت ببیند و وابستگی را پیشرفت؛ به تعبیر قدیمی، نفت را مادهای بدبو بیابد که باید از آن خلاص شد، و ترکمانچای را قراردادی قابل تحسین بداند. اینجا دیگر سخن از فشار بیرونی نیست؛ سخن از آینهای وارونه است که تسلیمشدن را افتخار و زنجیر را زیور میبیند. استکبار از اعمال قدرت بینیاز میشود، زیرا معیار سنجش صلاح و فساد، یعنی ارزش و ضدارزش، را از درون تسخیر کرده است. این همان نقطهای است که تحقیر و تسلیم در زبان رسانهها به «عقلانیت» ترجمه میشود و وابستگی بدون آنکه مردم احساس وابستگی کنند، بازتولید میشود.
رئیس کارگروه اقتصادی دفتر مقام معظم رهبری با بیان اینکه متأسفانه با جریانهایی در داخل کشورهای اسلامی و حتی کشور خودمان مواجهایم که در وابستهماندن ایران ذینفعاند و منفعتشان در همین است، گفت: سیاست اقتصادی استکبارستیزانه آن است که همزمان بتواند سختافزار استکبارستیزی، نرمافزار استکبارستیزی و نیروهای اقتصاد سیاسی، یعنی نیروهای تحول و تغییر، را بازپس بگیرد و به درون جبهه استکبارستیزان بازگرداند.
وی درباره سازوکار تقویت جبهه استکبار از درون با اشاره به اینکه مدتهاست در کشور گفته میشود که نباید بند ناف تسویههای ارزی کشور به اراده حاکم امارات گره خورده باشد، که در واقع تحت فشار آمریکا تصمیم میگیرد، اظهار کرد: تقویت جبهه استکبار لزوماً با اقدام آشکار علیه منافع ملتهای آزاده رخ نمیدهد؛ بلکه از طریق ایجاد خلأ نظارتی، وابستگیهای راهبردی و رانتسازی کار خود را پیش میبرد. وقتی یک نهاد مالی بزرگ از نظارت خارج میشود، یا نظام ارزی به یک کانال خارجی گره میخورد، یا تولید ملی زیر فشار واردات تحلیل میرود و بنیه تولیدی کشور کاهش مییابد، طرف مقابل بدون نیاز به اقدام نظامی از درون به اهرم فشار دست مییابد. این همان بازی در زمین استکبار است؛ نه لزوماً خیانت، بلکه بیاثر شدن حاکمیت در نقاط حیاتی.
خاندوزی درباره معماری نهادی در دوره جدید و پیش رو نیز گفت: دستگاه فکری رهبر شهید ما از جهت سازگاری و هماهنگی در اجزا کمنظیر بود. ایشان که پیشگام مقابله با استکبار در عرصه سیاست بینالملل و منطقه و تقویت نهضتهای آزادیبخش در جهان اسلام بودند، همزمان پشتیبان الگویی از اقتصاد بودند که دال مرکزی آن مقاومت و تابآوری بود: متکی بر نیروهای تولید ملی و دانشبنیان و مشارکت گسترده مردم، مدلی کاملاً عدالتمحور و بیتعارف در مبارزه با فساد است؛ مدلی که وزن تعاملات خارجی را به کشورهای همسایه، همسو، مسلمان و جنوب جهانی میداد، نه به بازتعریف در مدارهای وابستگی به آمریکا.
رئیس کارگروه اقتصادی دفتر مقام معظم رهبری خاطرنشان کرد: تابآوری ایران در ۱۵ سال اخیر، در برابر پرفشارترین تحریمها در تجارت و نفت، بلوکهشدن منابع ارزی، بیرونراندن از روابط رسمی بانکی، دو جنگ بیسابقه، محدودیتهای انتقال کالا و تهدید سایر کشورها به عدم تعامل با ایران، این تابآوری محصول و ثمره دستگاه فکری رهبر شهید ما در برخی ابعاد اقتصاد است. در عین حال، راز ناکامیهای ما در برخی ابعاد دیگر، مانند ارزش پول ملی و ارز، ناتمامماندن پروژههای کریدور شمال–جنوب، یا نوسان در استفاده از ظرفیت اقتصادهای شرقی و نوظهور، معلول عدم تداوم همان دستگاه فکری در تدابیر دستگاههای اجرایی کشور است. اگر آن دستگاه فکری در نظامات اجرایی کشور استمرار پیدا میکرد و محقق میشد، شاهد این پیامدها نبودیم.
وی با اشاره به اینکه با این تبیین مسیر آینده واضح است، بیان کرد: تکمیل آن نظم اقتصادی که با تولید ناکارآمدی و فساد، حامیان داخلی برای استکبار میپروراند، و آن نظم اقتصادی که با گروگانگرفتن نقاط تصمیم، عملاً در زمین استکبار بازی میکند. تکلیف ما با این مؤلفههای نظم اقتصادی روشن است. دوره رهبری سوم انقلاب اسلامی، با ظهور مردم مبعوث برای ایران و تثبیت قدرت ایران مستقل در منطقه غرب آسیا، دورهای خواهد بود که به فضل خدا ابعاد تحققنیافته اقتصاد ضداستکباری با سرعت بیشتر و ملاحظه کمتر محقق خواهد شد؛ و به سمت اقتصادی خواهیم رفت که بیش از مواضع اعلامی، در معماری نهادیاش با حرکت مردم ایران برای ایرانِ مستقل و مبارزه با استکبار جهانی سازگار خواهد بود.






نظر شما