روز گذشته اسحاق هرتزوگ نسبت به آخرین مواضع انتخاباتی ترامپ مبنی بر قطع کمکهای چندمیلیارد دلاری آمریکا به رژیم صهیونیستی تا دیماه موضع گرفت و ابراز نگرانی کرد. از طرفی باید دید حالا که ترامپ شکست خورده و یکی از دلایل رأی آوردن دموکراتها هم فاصله از آیپک و انتقاد از اسرائیل عنوان شده، آیا کمک واشنگتن به تلآویو ادامه خواهد یافت یا نه.بررسی تاریخچه کمکها، فشار سیاسی دموکراتها، نقش لابیهای یهودی و شبکه اهداکنندگان دموکرات و تغییر کانالهای کمک نشان میدهد راهبرد کلان کمک آمریکا به اسرائیل فرونمیپاشد، اما به احتمال زیاد شکل آن از کمک مستقیم و قابل رؤیت به سمت همکاری امنیتی و فناورانه کمسروصداتر میرود؛ کمک کمرنگ نمیشود، ولی کمتر محسوس بوده و همچنان اثرگذار میماند.
تاریخچه کمکهای نقدی و غیرنقدی
تاریخ کمک آمریکا به رژیم صهیونیستی از یک قالب ساده آغاز شد و به یک الگوی پیچیده امنیتی رسید. در سال ۱۹۴۹ نخستین قالب، یک وام صادراتی ۱۰۰میلیون دلاری از بانک صادرات و واردات بود. در دهههای بعد، این کمکها تبدیل به ترکیبی از کمک اقتصادی، کمک نظامی، وام و سپس کمک بلاعوض شد. برآوردهای رسمی و پژوهشی، مجموع کمکهای دوجانبه و بودجه دفاع موشکی را در حدود ۱۷۴ میلیارد دلار به نرخ امروز نشان میدهد. مهمترین قالب حقوقی، تفاهمنامه ۱۰ساله ۲۰۱۶ است که ۳۸ میلیارد دلار تعهد میکند؛ ۳۳ میلیارد دلار تأمین مالی نظامی خارجی به شکل کمک بلاعوض و ۵ میلیارد دلار برای دفاع موشکی. در کنار این قالب، پس از اکتبر ۲۰۲۳ کنگره از مسیر بودجه اضطراری چندین میلیارد دلار اضافه کرد؛ از جمله حدود ۳.۵ میلیارد دلار تأمین مالی نظامی و حدود ۵.۲ میلیارد دلار برای دفاع موشکی و سامانه لیزری «آیرون بیم». این نشان میدهد حتی در چارچوب تفاهمنامه، مقدار واقعی جریان مالی انعطافپذیر بوده است. بنابراین تاریخچه کمک به اسرائیل، تاریخچه «حذف» نیست؛ تاریخچه «تغییر قالب» است.
فشار دموکراتها و بحران آیپک
اما آنچه در این دوره انتخابات آمریکا دیده میشود، فاصله گرفتن بخشی از نامزدهای دموکرات از آیپک است، هرچند این فاصله گرفتن لزوماً به معنای پذیرش قطع کمک نیست. در چرخه ۲۰۲۶، آیپک و کمیته اقدام سیاسی همراه آن رقمی در حدود ۸۴.۱ میلیون دلار هزینه کردند، اما نزدیک به دو سوم این پول به کمپین نامزدهایی رفت که در نهایت شکست خوردند. در میشیگان، تلاش برای جلوگیری از پیروزی عبدل السید، نامزد منتقد اسرائیل، با هزینهای نزدیک به ۳۰میلیون دلار ناکام ماند. در یک انتخابات ویژه در نیوجرسی نیز هزینه ۲.۳میلیون دلاری آیپک علیه یک رقیب میانهرو نتیجه معکوس داد و به تقویت نامزد منتقدتر کمک کرد. این دادهها نشان میدهد برند «حمایت بیقید و شرط» در انتخابات مقدماتی دموکراتها هزینه سیاسی پیدا کرده است.
با این حال، جریان اصلی فشار دموکراتها بیشتر بر «شرطیسازی»، «شفافیت» و «تغییر نحوه مصرف کمک» متمرکز است، نه بر قطع پیوند امنیتی. حتی منتقدان سرسخت آیپک در کنگره معمولاً از قطع کامل کمک سخن نمیگویند و بیشتر بر محدودیتهای حقوق بشری، نظارت بر تسلیحات و پیوند دادن کمک به مسیر سیاسی تأکید میکنند. این تفاوت مهم است، زیرا فشار سیاسی واقعی وجود دارد، اما هنوز به اجماعی برای پایان کمک تبدیل نشده است.
سوروس، شبکه اهداکنندگان و منطق جایگزین
از طرفی حتی یهودیهایی هم که به کمپین انتخاباتی دموکراتها کمک کردهاند متفاوت از جریان غالب یهودیان هستند. برای مثال سوروس و بنیاد جامعه باز او که جزو ابرحامیان دموکراتها بودهاند از دیرباز منتقد آیپک هستند. اما حتی نامزدهای مورد حمایت سوروس هم دنبال قطع کمک امنیتی آمریکا به اسرائیل نیستند؛ رویکرد آنها بیشتر حمایت از راهحل سیاسی، شرطیسازی محدود و تغییر لحن سیاسی است. این تأثیر بیشتر در جهت تغییر «قیمت سیاسی» کمک مستقیم و افزایش فشار برای پنهانتر یا مشروطتر کردن آن است. همین فشار است که انتقال کمک به کانالهای کمحساسیتتر را برای تصمیمگیرندگان جذاب میکند.
تغییر از کمک علنی به همکاری پنتاگون
مهمترین تحول ساختاری همینجاست. کمک مستقیم نظامی در قالب تأمین مالی نظامی خارجی از مسیر وزارت خارجه و قانون کمک خارجی عبور میکند و در معرض بررسیهایی مانند قانون لیحی و بحث علنی کنگره درباره شرایط کمک است. اما طرحهایی در حال شکلگیری است که بخشی از حمایت را به پروژههای مشترک فناوری تسلیحات و همکاری دفاعی زیر چتر قانون اختیار دفاعی و بودجه پنتاگون منتقل کند. در این قالب، هزینهها به جای «کمک خارجی» به عنوان «همکاری» طبقهبندی میشوند، در بودجه پنتاگون جریان مییابند و عملاً از برخی بررسیهای وزارت خارجه و حساسیتهای علنی کنگره خارج میشوند. یک مقام پیشین وزارت خارجه این را نه قطع کمک، بلکه «بازسازماندهی» برای محافظت از جریان سالانه میلیاردها دلار در برابر فروپاشی حمایت عمومی آمریکایی از اسرائیل توصیف کرده است.
این همان نقطهای است که فرضیه اصلی را تأیید میکند. وقتی کمک مستقیم و نقدی از نظر سیاسی پرهزینه میشود، جایگزین آن نه صفر شدن کمک، بلکه تبدیل آن به قراردادهای فناوری، پژوهش مشترک، تولید صنعتی و همکاری دفاعی است. چنین کمکی ممکن است در رسانهها و بحثهای انتخاباتی کمتر دیده شود، اما اثر عملی آن بر توان نظامی و پیوند راهبردی میتواند حفظ شود یا حتی افزایش یابد.
بنابراین پرسش نباید به «آیا کمک آمریکا به اسرائیل قطع میشود» محدود شود. پرسش دقیقتر این است: «کمک آمریکا به اسرائیل با چه برچسبی و با چه سطحی از نظارت عمومی ادامه مییابد؟» شواهد نشان میدهد راهبرد کلان ادامه خواهد داشت، اما شکل آن از کمک نقدی و بلاعوض قابل رؤیت به سمت همکاری امنیتی، فناورانه و صنعتی کمسروصداتر میرود. این نه پایان کمک است و نه صرفاً ادامه وضع گذشته؛ یک جابهجایی حسابشده از «کمک خارجی» به «همکاری راهبردی» است. کمک آمریکا به اسرائیل احتمالاً کمتر دیده می شود، بیآنکه اثر آن کمتر شود.





نظر شما