حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای در پیام خویش خطاب به نخبگان علمی و مدال آوران ورزشی، بار دیگر اهمیت سرمایه انسانی و نقش تعیینکننده آن را در پیشرفت، اقتدار و آینده ایران اسلامی برجسته کردند. تأکید بر مسئولیت نخبگان در کنار قدردانی از تلاشها و دستاوردهای آنان، نشان میدهد که برخورداری از استعداد و توانمندی علمی بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه این ظرفیتها زمانی به سرمایهای مؤثر برای کشور تبدیل میشوند که در مسیر حل مسائل جامعه، تقویت خوداتکایی و ارتقای جایگاه علمی ایران به کار گرفته شوند.
از سوی دیگر، تحقق این چشمانداز تنها بر دوش نخبگان نیست و مسئولان نیز وظیفه دارند با اصلاح سازوکارهای مدیریتی، فراهم کردن زمینه فعالیت و مشارکت مؤثر نخبگان در تصمیمگیریها و حمایت هوشمندانه از آنان، مانع هدررفت سرمایههای انسانی کشور شوند. در همین راستا، برای بررسی ابعاد راهبردی پیام رهبر معظم انقلاب، مسئولیت نخبگان در تقویت اقتدار علمی و الزامات بهرهگیری از ظرفیت آنان، با قاسم جعفری، استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی به گفتوگو پرداخته شده است که در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانیم:
در پیام رهبر معظم انقلاب، اقتدار علمی و فناوری یکی از مهمترین مؤلفههای نقشآفرینی ایران در معادلات و نظم جدید جهانی معرفی شده است. از منظر سیاسی و راهبردی، پیشرفت علمی چگونه میتواند به تقویت قدرت ملی و افزایش نقش ایران در معادلات بینالمللی منجر شود؟
رهبر معظم انقلاب در پیام خویش خطاب به نخبگان و مدالآوران، نکات حیاتی و اساسی را مطرح کردند. نخستین نکته، تأکید بر نقش بیبدیل نخبگان در تقویت اراده ملت ایران است. این تعبیر از دو جنبه اهمیت دارد؛ از یک سو، نوعی تمجید و تکریم از نخبگان و سرآمدان جامعه و تأکید بر ضرورت شناخت و قدردانی از آنان است و از سوی دیگر، مسئولیت مهمی را بر دوش این افراد قرار میدهد. وقتی از نقش بیبدیل نخبگان سخن گفته میشود، به این معناست که آنان باید این نقش را بهدرستی ایفا کنند.
نکته دیگر آن است که همواره باید توجه داشته باشیم هر جا حقی وجود دارد، در کنار آن تکلیفی نیز تعریف شده است. بنابراین، برخورداری از جایگاه نخبگی و بهرهمندی از ظرفیتهای علمی و اجتماعی، در کنار حقوق و امتیازها، مسئولیتهایی را نیز برای افراد به همراه دارد.
موضوع مهم دیگر در پیام رهبر معظم انقلاب، توسعه مفهوم نخبگی است. ایشان در کنار نخبگان علمی و مدالآوران عرصههای مختلف، به مفهوم «بصیرت و جهاد» نیز اشاره میکنند. به این ترتیب، نخبگی را نباید صرفاً در موفقیتهای علمی، کسب مدال یا برخورداری از تخصص دانشگاهی خلاصه کرد؛ بلکه باید آن را در عرصههای گوناگون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز مورد توجه قرار داد.
چند روز پیش، در جمعی از استادان دانشگاه، درباره نقش نخبگان در قبض و بسط ید حاکم اسلامی سخنرانی داشتم؛ در آن بحث تأکید کردم که نخبگی صرفاً به عرصه علمی محدود نمیشود. ما نخبگان سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی نخبگان محلی و قومی داریم که هر یک در حوزه فعالیت خود میتوانند بر جامعه اثرگذار باشند.
برای نمونه، در برخی مناطق، نخبگان محلی و بزرگان یک قوم یا عشیره میتوانند بر تصمیم و انتخاب افراد تأثیر بگذارند. اگر یک فرد صاحبنفوذ و مورد اعتماد مردم، توصیهای در زمینه مشارکت سیاسی یا انتخاب یک گزینه داشته باشد، ممکن است این توصیه بر رفتار جمعی آن منطقه اثر بگذارد. در حوزه اقتصادی نیز نخبگان بازار و فعالان اقتصادی از ظرفیت اثرگذاری برخوردارند. بنابراین، باید نقش همه این گروهها را در شناخت و تحلیل ظرفیتهای نخبگانی جامعه در نظر گرفت.
در کنار این موارد، رهبر معظم انقلاب به افرادی توجه میدهند که با رفتار و عملکرد خود، الگوهای انسانی و اجتماعی میسازند. این افراد نیز میتوانند در شمار نخبگان جامعه قرار گیرند. برای روشن شدن این موضوع میتوان به شهید حسین فهمیده و شهید علی لندی اشاره کرد.
شهید حسین فهمیده، نوجوان ۱۲ یا ۱۳ سالهای بود که در دوران دفاع مقدس، با درک شرایط حساس کشور و احساس مسئولیت در برابر سرنوشت میهن، راهی جبهه شد. امام خمینی(ره) نیز درباره او فرمودند: «رهبر ما آن طفل سیزدهسالهای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم کرد و خود نیز شربت شهادت نوشید.» این نمونه نشان میدهد که نخبگی فقط به سن، مدرک یا جایگاه علمی وابسته نیست؛ بلکه گاهی در تشخیص درست موقعیت و احساس مسئولیت در لحظههای سرنوشتساز معنا پیدا میکند.
نمونه دیگر، شهید علی لندی است که در حادثهای در ایذه، برای نجات یک مادر و دختر که در معرض خطر قرار گرفته بودند، وارد عمل شد و جان خود را برای نجات آنان به خطر انداخت و در حادثه آتشسوزی به دل آتش میزند برای اینکه جان دو نفر را نجات دهد. چنین افرادی نیز به دلیل برخورداری از درک مسئولیت، شجاعت و اقدام بهموقع، در شمار الگوهای برجسته انسانی و اجتماعی قرار میگیرند.
بر این اساس، میتوان گفت نخبه کسی است که در بزنگاههای مهم و سرنوشتساز زندگی فردی و اجتماعی، شرایط را بهدرستی تشخیص میدهد و بدون تعلل، متناسب با مسئولیتی که بر عهده دارد، اقدام میکند. از این منظر، مفهوم نخبگی گستردهتر از موفقیت علمی است و عرصههای مختلف زندگی جامعه را در بر میگیرد.
رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود، نخبگان را به ایفای نقش در تقویت روحیه و امید جامعه فراخواندهاند. به نظر شما، نخبگان علمی و ورزشی در کنار دستاوردهای تخصصی خود، چه مسئولیتی در ایجاد نشاط اجتماعی و تقویت احساس مسئولیت نسبت به مردم و کشور دارند؟
نکته مهم دیگری که در پیام رهبر معظم انقلاب درباره مسئولیت نخبگان مطرح میشود، این است که نخبگان در کنار برخورداری از جایگاه و منزلت اجتماعی، وظایفی نیز بر عهده دارند. یکی از این وظایف، معرفی ملت ایران به جهان و نشان دادن پویایی، نشاط و ظرفیتهای این ملت است. جامعهای که پویا و زنده باشد، میتواند در عرصههای مختلف نقشآفرینی کند و نخبگان باید در معرفی این پویایی و دستاوردهای ملی پیشگام باشند.
مسئولیت دیگر نخبگان، ایجاد شور، نشاط و امید در جامعه است. وقتی یک ورزشکار مدال میگیرد یا یک دانشمند به دستاوردی علمی میرسد، این موفقیت فقط متعلق به خود او نیست؛ بلکه میتواند شادی و امید را در دل مردم ایجاد کند. در آموزههای دینی نیز بر اهمیت شاد کردن دل مؤمنان تأکید شده و ایجاد سرور در دل دیگران، عملی ارزشمند شمرده شده است.
جامعهای که از نشاط و امید برخوردار باشد، در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و حتی در تصمیمگیریهای خود موفقتر عمل میکند و با امید بیشتری به آینده مینگرد. از این رو، نخبگان باید بدانند که دستاوردهای آنان میتواند فراتر از موفقیت فردی، سرمایهای اجتماعی برای کشور باشد.
نکته دیگر، توجه نخبگان به مسئولیتی است که در قبال مردم و منابع عمومی دارند. یکی از مدالآوران ورزشی در گفتوگویی رادیویی چند روز پیش به این موضوع اشاره کرده بود که برای کسب مدال، از امکانات و منابع عمومی کشور بهره برده است و اصطلاحا با پول بیتالمال به این جایگاه رسیده است و باید مدال طلا کسب میکرده است و به همین دلیل خود را در برابر مردم مسئول میداند. همین نگاه باید در میان نخبگان علمی نیز وجود داشته باشد.
برای نمونه، دانشجویی که در یکی از دانشگاههای معتبر کشور در رشته پزشکی تحصیل میکند، باید بداند که موفقیت او صرفاً حاصل تلاش شخصیاش نیست؛ بلکه جامعه نیز با اختصاص امکانات و منابع عمومی در مسیر تحصیل و پیشرفت او سرمایهگذاری کرده است به عبارت دیگر آن دانشجو در دانشگاههایی درس خوانده است که اتفاقا از پول بیتالمال برای آنها هزینه شده چراکه امروز سرانه دانشجویی رشته پزشکی شاید بالای ۲۰۰ میلیون باشد و شما فکر میکنی که مجانی و رایگان درس خواندهاید و بعد دو سال که میخواهد طرح را بگذراند کلی گلایه و شکایت میکند؛ بنابراین، نخبه واقعی کسی است که این مسئولیت را درک کند و دانش، تخصص و توانمندی خود را در خدمت مردم و پیشرفت کشور قرار دهد.
رهبر معظم انقلاب در این پیام بر مسئولیت نخبگان در حل مسائل کشور و حرکت به سمت علم نافع تأکید کردهاند. به نظر شما، نخبگان برای ایفای این مسئولیت چه ویژگیها و رویکردهایی باید داشته باشند؟
عزتبخشی به پرچم کشور نیز یکی از مسئولیتهای نخبگان است. نخستین ویژگیای که هر نخبهای باید داشته باشد، شکرگزاری است؛ چراکه نخبگی یک نعمت الهی است و خداوند متعال در برخی افراد، استعداد و توانمندی بیشتری در یک حوزه خاص قرار داده است. بنابراین، نخستین کسی که باید شکرگزار این نعمت باشد، خود نخبه است. البته خانواده، جامعه، اولیای آموزشی و دولت نیز هرکدام به شیوهای در قبال این استعداد مسئولیت دارند. برای مثال، باید زمینه استفاده درست از ظرفیت نخبگان، اشتغال و فعالیت حرفهای آنان فراهم شود و دولت نیز بهگونهای برنامهریزی کند که این افراد از کشور مهاجرت نکنند و بتوانند تواناییهای خود را در مسیر پیشرفت ایران به کار بگیرند.
نکته دیگری که براساس تجربه دوران نمایندگی مجلس بارها بر آن تأکید میکردم، ضرورت تقویت روحیه صبر و تحمل مشکلات در میان برخی نخبگان است. گاهی افرادی که در المپیادها موفق شدهاند یا رتبههای برتر کنکور را کسب کردهاند، با مواجهه با کوچکترین دشواری، دچار ناامیدی میشوند و حتی تصمیم به ترک فعالیت یا مهاجرت میگیرند. در حالی که نخبه، در کنار شکرگزاری، باید صبر و تابآوری را نیز بیاموزد. این نکته را باید با نگاه خیرخواهانه و بهعنوان توصیهای دلسوزانه به جوانان و نخبگان یادآوری کرد.
اما نکته مهم دیگر در پیام رهبر معظم انقلاب، تأکید بر علم نافع و مسئلهمحور است. صرف برخورداری از استعداد و توانایی علمی برای حل مشکلات کشور کافی نیست؛ بلکه دانش باید در خدمت رفع نیازهای جامعه و تأمین منافع دنیوی و اخروی انسان قرار گیرد. در آموزههای دینی نیز بر اهمیت علم سودمند تأکید شده است «اللَّهُمَّ إِنِّیْ أَسْأَلُکَ عِلْماً نَافِعاً». در روایتی نقل شده که پیامبر اکرم(ص) درباره فردی که اطرافش جمع شده بودند و او را عالم میخواندند، پس از آگاهی از نوع دانستههایش، آن دانش را علم سودمند ندانستند. این آموزه نشان میدهد که ارزش دانش به میزان اثرگذاری و فایده آن برای زندگی انسان و جامعه بستگی دارد.
از این منظر، علم باید یا به بهبود زندگی مادی انسان کمک کند یا در مسیر رشد فکری و معنوی او قرار گیرد. به همین دلیل، رهبر معظم انقلاب از نخبگان انتظار دارند که استعدادهای خود را برای حل مسائل و معضلات واقعی کشور به کار بگیرند. ایشان نیز در پیام خود برای تبیین این موضوع به نمونههای عینی اشاره میکنند؛ از جمله استفاده از توربینهای ساخت داخل در تولید انرژی، بهرهگیری از پهپادهای کشاورزی در حوزههایی مانند پایش جنگلها، پیشگیری از آتشسوزی، سمپاشی و شناسایی آفات، همچنین دستاوردهای حوزه سلولهای بنیادی و فعالیتهای پژوهشگاه رویان در درمان ناباروری و کمک به تحکیم بنیان خانواده.
تولید رادیوداروها و دستاوردهای فضایی و ماهوارهای، از جمله استفاده از ماهوارهها برای سنجش منابع آب و خاک، نمونههای دیگری از کاربرد علم در پاسخگویی به نیازهای کشور هستند. این مثالها نشان میدهد که نخبگان باید در گام نخست، مسائل و نیازهای جامعه را بهدرستی شناسایی کنند، سپس با توجه به اولویتها برای حل آنها برنامهریزی و اقدام کنند.
بنابراین، نخبگان ما هم باید در مرزهای دانش پیشروی کنند و مرزشکنی علمی داشته باشند و هم برای مسائل کشور راهحل ارائه دهند. اگر در چنین مسیری حرکت کنیم، در واقع ارزش علم و جایگاه نخبگی را بهدرستی شناختهایم. البته نکته دیگری که در پیام رهبر معظم انقلاب مورد توجه قرار گرفته، کارنامه موفق انقلاب اسلامی در عرصه علم و فناوری و دستاوردهایی است که در این حوزه به دست آمده است.
ترور دانشمندان و نخبگان ایرانی و تلاش برای ناامیدسازی یا جذب آنان در ساختارهای وابسته، همواره یکی از محورهای دشمنی خارجی با کشور بوده است. این اقدامات چه تصویری از جایگاه علم و فناوری ایران در رقابتهای راهبردی امروز ارائه میدهد و چه درسهایی برای سیاستهای علمی و امنیتی کشور دارد؟
ترور دانشمندان ما نشان میدهد که دشمن بهخوبی از موفقیت و شکوفایی علمی ایران آگاه است، اما نمیتواند پیشرفت و شکوفایی این ملت را تحمل کند. بارها بر این نکته تأکید کردهام که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، جریانهای مخالف تلاش میکردند مردم را از تشکیل حکومت دینی بترسانند. یکی از بهانههای آنان این بود که نیروهای مذهبی و متدین با علم و دستاوردهای علمی مخالفاند و بهجای بهرهگیری از فناوریهای جدید، خواهان بازگشت به شیوههای سنتی زندگی هستند.
در آن زمان این پرسش مطرح بود که اگر حکومت دینی با علم و فناوری مخالف است، چرا امروز همان جریانهایی که چنین ادعایی داشتند، دانشمندان پرورشیافته در دانشگاههای همین نظام را هدف قرار میدهند و برای حذف آنان تلاش میکنند؟ این رفتار نشان میدهد که مسئله اصلی دشمن، مخالفت با پیشرفت علمی ایران است؛ زیرا میداند اگر ظرفیتهای علمی کشور شکوفا شود، ایران میتواند در عرصههای مختلف به جایگاه برجستهتری دست پیدا کند.
از این منظر، رهبر معظم انقلاب از علم بهعنوان یک «فراراهبرد» یاد میکنند. ما در حوزههای مختلف، از جمله امنیتی، دفاعی، اقتصادی و فرهنگی، راهبردهای مشخصی داریم، اما علم و دانش زیربنای همه این عرصههاست. در تعابیر دینی نیز بر جایگاه قدرتآفرین علم تأکید شده است؛ چنانکه در روایات، تعبیر «العلم سلطان» آمده است. علم میتواند زمینهساز اقتدار و پیروزی در عرصههای مختلف زندگی دنیوی و اخروی باشد. قرآن کریم نیز میفرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»؛ یعنی از میان بندگان خدا، عالماناند که خشیت الهی دارند.
بنابراین، علم را باید یک راهبرد فراگیر دانست که در تمام عرصههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تمدنی، آموزشی، زیرساختی و حتی تقنینی نقشآفرین است. تقویت این فراراهبرد نیز نیازمند برنامهریزی و تلاش مستمر در همه این حوزههاست.
نکته دیگری که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید میکنند، ضرورت عبرتآموزی از حوادث و تبدیل تجربهها به تصمیم و اقدام است. امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه میفرمایند: «مَا أَکْثَرَ الْعِبَرَ وَأَقَلَّ الِاعْتِبَارَ»؛ یعنی چه بسیارند عبرتها و چه اندک است عبرتگرفتن. ما گاهی حوادث و تجربههای تاریخی را مرور میکنیم، اما در عمل از آنها درس نمیگیریم.
یکی از درسهای مهم دو جنگ تجاوزکارانه اخیر این است که باید به جریان علمی کشور شتاب بیشتری بدهیم. این حوادث نشان دادند که اتکا به توانمندی داخلی تا چه اندازه اهمیت دارد. در همین زمینه، تجربه شهید حاجیزاده وجود دارد؛ خودم یکبار بهصورت حضوری از این شهید بزرگوار شنیدم که گزارشی درباره پیشنهاد برخی کشورها برای تأمین موشک با قیمت مناسب و در تعداد انبوه به محضر رهبر شهید انقلاب ارائه شده بود، اما پاسخ ایشان این بود که «خودتان بسازید، ولو گران تمام شود».
این راهبرد نشاندهنده اهمیت خوداتکایی در راهبردهای کلان کشور است؛ زیرا وابستگی به دیگران، حتی در شرایطی که امکانات مورد نیاز را در اختیار ما قرار میدهند، میتواند در بزنگاهها به محدودیت و آسیبپذیری منجر شود. علاوه بر این، در عرصه فناوری، دانش فنی و تجربههای کلیدی تولید معمولاً در اختیار کشورهایی است که به فناوری دست یافتهاند و ممکن است همه آن را در اختیار دیگران قرار ندهند. در نتیجه، کشوری که به دانش و فناوری بومی دست پیدا نکرده باشد، همواره در دستیابی به مرزهای پیشرفت با محدودیت روبهرو خواهد بود.
از این رو، یکی از مهمترین درسهای جنگهای اخیر این است که باید در همه زمینههای علمی و فناورانه شتاب بیشتری داشته باشیم. این جنگها باید به عاملی برای سرعتبخشیدن به جریان علم در کشور تبدیل شوند.
رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود بر ضرورت بهکارگیری ظرفیت نخبگان در عرصههای مختلف کشور تأکید کردهاند. به نظر شما، برای استفاده مؤثر از این ظرفیت چه تغییراتی در ساختار تصمیمگیری و مدیریت کشور لازم است؟
نکته دیگری که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به آن اشاره میکنند، اهمیت علوم پایه و علوم انسانی است. وقتی از رشد علمی و نقش نخبگان سخن میگوییم، باید توجه داشته باشیم که همه پیشرفتها از یک جنس نیستند. گاهی ما از دستاوردی بهرهمند میشویم که مانند دریافت آب از یک منبع آماده است، اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، ایجاد سرچشمه و تولید دانش از بنیان است. علوم پایه چنین نقشی دارند و تجربه کشورهای پیشرفته نیز نشان میدهد که رشد در حوزه مهندسی و علوم پایه، از عوامل مهم توسعه آنها بوده است.
برای مثال، پیشرفت در علوم پزشکی بسیار ارزشمند است، اما رشد در حوزههایی مانند معماری و مهندسی، میتواند نشانهای از گسترش ظرفیتهای تمدنی یک جامعه باشد؛ چراکه آثار آن را میتوان در ساختوساز، زیرساختها، فرهنگ و جنبههای مختلف زندگی مشاهده کرد. همچنین علوم پایه، از جمله ریاضیات، زیربنای بسیاری از دانشها و فناوریهای دیگر هستند. بنابراین، توجه به این حوزهها باید در سیاستگذاری علمی کشور جایگاه ویژهای داشته باشد.
موضوع دیگر، بهکارگیری درست ظرفیت نخبگان است. نخبگان دانشگاهی و حوزوی نباید صرفاً در مرحله اجرا به کار گرفته شوند، بلکه باید در مرحله طراحی، برنامهریزی و تعیین خطمشیها نیز نقشآفرینی کنند. گاهی تصور میشود که برای استفاده از یک نخبه کافی است جایگاهی اداری در اختیار او قرار داده شود؛ در حالی که یکی از مهمترین ظرفیتهای نخبگان، قدرت تحلیل و فهم عمیق مسائل است و این توانایی باید در تصمیمسازی و ریلگذاریهای اصلی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
البته استفاده درست از نخبگان به انتخابهای صحیح در بزنگاههای مدیریتی و سیاسی نیز بستگی دارد. در انتخابات مختلف، از جمله انتخابات شوراهای شهر، مجلس و ریاستجمهوری، باید به دیدگاهها، برنامهها و تواناییهای افراد توجه شود. همین مسئله در انتصاب مدیران نیز اهمیت دارد؛ زیرا اگر قرار است از ظرفیت نخبگان استفاده کنیم، باید در انتخاب مدیران و مسئولان، شایستگی و نگاه کارشناسی را ملاک قرار دهیم.
در این میان، یکی از عواملی که ممکن است موجب دلسردی نخبگان شود، قرار گرفتن آنان در ساختارهایی است که مدیران آن شناخت کافی از علم، تخصص و اولویتهای کشور ندارند. برای توضیح این موضوع، میتوان به حکایتی با مضمون روایی در آثار مولوی اشاره کرد: شخصی هنگام خداحافظی با اطرافیان و حیواناتش، از شتری میخواهد اگر در حق او کوتاهی کرده است، ببخشد. شتر میگوید همه رفتارهای او را بخشیده، اما یک مورد را نمیتواند فراموش کند؛ اینکه روزی افسار او را به الاغی سپرده بود. مضمون این حکایت آن است که سپردن هدایت و مدیریت یک ظرفیت ارزشمند به فردی که شایستگی و شناخت لازم را ندارد، میتواند موجب رنجش و از دست رفتن آن ظرفیت شود.
البته همانطور که پیشتر اشاره کردم، نخبگان نیز باید صبر و تابآوری داشته باشند و با هر مشکلی دلسرد نشوند؛ اما در مقابل، حاکمیت هم وظیفه دارد زمینه مناسب فعالیت آنان را فراهم کند. اگر فردی در حوزه پژوهش فعالیت میکند، باید آزادی عمل و امکانات لازم برای انجام پژوهش در اختیارش باشد. نخبه باید بتواند در تصمیمگیریها نقش داشته باشد و از شجاعت و اختیار لازم برای عبور از موانع و شکستن مرزهای علمی برخوردار باشد. بدون فراهم کردن چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت که نخبگان در عرصههای مهم کشور نقشآفرینی مؤثری داشته باشند.
نباید تصور کنیم که فراهم کردن زمینه فعالیت نخبگان صرفاً به معنای استخدام چند نفر از آنان در یک اداره یا سازمان و تأمین هزینههای زندگیشان است. استعداد نخبه، سرمایهای ملی است و باید در مسیر تحول و پیشرفت کشور به کار گرفته شود. مسئله فقط این نیست که فردی شغل و درآمد داشته باشد؛ بلکه باید فرصت و امکان اثرگذاری در عرصههای علمی و حل مسائل کشور برای او فراهم شود.
در همین زمینه، به نظر میرسد وضعیت رشد علمی کشور نیازمند توجه جدی است و نباید اجازه دهیم شتاب پیشرفت علمی، مانند سالهای گذشته، کاهش پیدا کند. مسئولان مربوطه، بهویژه وزیر علوم و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، باید این موضوع را با جدیت دنبال کنند. اگرچه ممکن است در پیام رهبر معظم انقلاب نامی از دستگاه خاصی برده نشده باشد، اما مخاطبان اصلی این تأکیدها، متولیان و تصمیمگیران حوزه علم و فناوری کشور هستند.
رهبر معظم انقلاب اشراف دقیقی بر اهمیت خوداتکایی علمی و استحکام ساخت درونی کشور دارند. اگر میخواهیم در عرصه جهانی حضور مؤثر و جایگاه برجستهای داشته باشیم، باید از نظر علمی به توانمندی درونی برسیم. نخبگان، در صورت برخورداری از فرصت و مجال کافی، میتوانند در تحقق این هدف نقشآفرینی کنند.
ایشان در پیام خود بر ضرورت پیوند زنجیره دانش تا مصرف با مسائل مهم کشور تأکید میکنند و حتی این مسائل را بهصورت مشخص برمیشمارند؛ از جمله آب، خاک، انرژی، غذا و هوش مصنوعی. بنابراین، مسیر حرکت علمی کشور نباید صرفاً تولید مقاله یا دستیابی به دستاوردهای نظری باشد، بلکه باید تمام مراحل تولید دانش تا تبدیل آن به محصول و رفع نیازهای جامعه را دربرگیرد.
همچنین هدفگذاری برای دستیابی به مرجعیت علمی و تبدیل زبان فارسی به زبان علم، از دیگر محورهای مهم این پیام است. به این معنا که ایران باید به جایگاهی برسد که دیگران برای بهرهمندی از دستاوردهای علمی آن، به فراگیری زبان فارسی نیاز داشته باشند. به اعتقاد من، این پیام نقشه راه روشنی برای نخبگان و مسئولان ترسیم کرده و هم ظرفیتها و هم مسئولیتهای هر یک را مشخص ساخته است.
نکته دیگر شیوه تکریم و حمایت از نخبگان است. گاهی تصور میکنیم پاسداشت نخبگان یعنی نام بردن مکرر از آنان، معرفی عمومی و برجسته کردن هویت و موقعیتشان؛ در حالی که این شیوه همیشه به نفع کشور نیست. من در دوران نمایندگی مجلس، بارها این موضوع را به معاون علمی رئیسجمهور تذکر میدادم. یکی از اشکالات این است که با برگزاری برنامههایی مانند المپیادها و کنکور، افراد برتر را با هزینه و سرمایهگذاری عمومی شناسایی میکنیم و سپس با افتخار اسامی و مشخصات آنان را بهصورت گسترده اعلام میکنیم.
این کار در شرایطی که دشمن به دنبال شناسایی و جذب یا از دسترس خارج کردن سرمایههای علمی کشور است، میتواند زمینه سوءاستفاده را فراهم کند. این وضعیت شبیه آن است که فردی محل نگهداری دارایی ارزشمند خود را به سارقان اعلام کند. البته معرفی و تقدیر از نخبگان در برخی موقعیتها میتواند ضروری و مفید باشد، اما باید میان تکریم واقعی و انتشار بیملاحظه اطلاعات آنان تفاوت قائل شد.
در شرایطی که دشمن در پی جذب و بهرهبرداری از ظرفیتهای علمی کشور است، باید شیوههای هوشمندانهتری برای حمایت و تقدیر از نخبگان در نظر گرفت. برای مثال، بهجای تأکید صرف بر جوایز و پاداشهای نمایشی، میتوان امکانات پژوهشی، شغلی و رفاهی لازم را برای رشد و فعالیت آنان فراهم کرد؛ بیآنکه ضرورت داشته باشد همه جزئیات مربوط به این حمایتها و موقعیت افراد بهصورت عمومی اعلام شود.
البته اگر نخبهای به شهرت اجتماعی دست پیدا میکند، باید تمهیدات لازم برای حفاظت از او و صیانت از این سرمایه ملی نیز در نظر گرفته شود. بنابراین، مسئولیت دستگاههای متولی فقط شناسایی و تقدیر از نخبگان نیست؛ بلکه باید زمینه ماندگاری، رشد، امنیت و اثرگذاری آنان را نیز فراهم کنند تا این سرمایههای ارزشمند در خدمت پیشرفت کشور باقی بمانند.




نظر شما