تحولات منطقه

ازسال‌ های ابتدایی مدرسه تا آستانه کنکور، کتاب‌های کمک‌ آموزشی به بخشی جدانشدنی از زندگی تحصیلی بسیاری از دانش‌آموزان تبدیل شده‌اند؛بازاری که با وعده موفقیت بیشتر و عقب نماندن از رقبا، هرسال خانواده‌های بیشتری را به خرید منابع تازه ترغیب می‌کند.

مدرسه کافی نیست یا بازار سیر نمی‌شود؟ / وقتی کیف دانش‌آموز زیر بار تجارت کمک ‌درسی ها سنگین می‌شود
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

ازسال‌ های ابتدایی مدرسه تا آستانه کنکور، کتاب‌های کمک‌ آموزشی به بخشی جدانشدنی از زندگی تحصیلی بسیاری از دانش‌آموزان تبدیل شده‌اند؛بازاری که با وعده موفقیت بیشتر و عقب نماندن از رقبا، هرسال خانواده‌های بیشتری را به خرید منابع تازه ترغیب می‌کند. اما در شرایطی که هزینه آموزش برای خانوارها سنگین ‌تر شده، این پرسش جدی‌تر از همیشه مطرح است: این کتاب‌ها واقعاً به یادگیری کمک می‌کنند یا به هزینه‌ ای اجباری و باری اضافه بر دوش دانش‌آموزان و والدین تبدیل شده‌اند؟

بازار کتاب‌ های کمک‌ درسی دیگر محدود به دانش‌ آموزان سال‌های پایانی دبیرستان و داوطلبان کنکور نیست؛ حالا دانش‌آموزان دوره ابتدایی نیز با کتاب‌ های کار، آزمون‌های طبقه‌ بندی‌ شده، مجموعه‌های تمرین و منابع مکمل روبه‌ رو هستند؛ کتاب‌هایی که گاهی از همان سال‌های نخست تحصیل، برنامه روزانه کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در بسیاری از خانواده‌ها، خرید این منابع نه براساس نیاز مشخص آموزشی، بلکه از نگرانی عقب ماندن فرزند از دیگر دانش‌آموزان انجام می‌شود؛ نگرانی‌ ای که بازار آموزش مکمل به‌ خوبی از آن بهره می‌برد.

البته نمی‌توان همه کتاب‌های کمک‌آموزشی را غیرضروری دانست؛برخی از این منابع، اگرمتناسب با سطح یادگیری دانش‌آموز و با تشخیص معلم انتخاب شوند، می‌توانند فرصت تمرین بیشتر، مرور درس‌ها و رفع اشکال را فراهم کنند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که کتاب کمک‌ آموزشی از یک ابزار اختیاری و مکمل، به ضرورتی نانوشته تبدیل می‌شود؛ ضرورتی که گاه دانش‌آموز بدون آن احساس می‌کند از برنامه درسی عقب افتاده و خانواده نیز تصور می‌کند برای موفقیت فرزندش چاره‌ای جز پرداخت هزینه بیشتر ندارد.

وقتی مکمل آموزشی به کالای ضروری تبدیل می‌شود

گسترش این بازار فقط نتیجه نیاز آموزشی دانش‌ آموزان نیست؛ بخشی از آن به رقابت فشرده‌ای برمی‌گردد که میان خانواده‌ها، مدارس و مؤسسات آموزشی شکل گرفته است. در چنین فضایی، کتاب‌های کمک‌ درسی با عنوان‌هایی مانند «آمادگی آزمون»، «تقویت هوش»، «تیزهوشان» و «تسلط بر درس» عرضه می‌شوند و پیام ضمنی بسیاری از تبلیغات این است که کتاب درسی به ‌تنهایی کافی نیست. همین تصور می‌تواند خانواده را به خرید چندین منبع برای یک درس سوق دهد؛ حتی زمانی که دانش‌آموز هنوز در فهم محتوای کتاب درسی مشکل دارد.

شهرام جمالی، کارشناس آموزشی، درباره ورود مؤسسات و کتاب‌های کمک‌درسی به دوره ابتدایی، از منافع تجاری این حوزه انتقاد کرده و ممنوعیت فعالیت مؤسسات در این مقطع را اقدامی در جهت حمایت از کودکان دانسته است. او در همان اظهارات، به آمار اعلام‌ شده درباره تولید و توزیع بیش از ۴۰ میلیون جلد کتاب کمک‌ درسی و کمک‌ آموزشی اشاره کرده بود؛ آماری که به گفته او، ابعاد اقتصادی این بازار را نشان می‌داد.

تعبیر «مافیای کتاب‌های کمک‌ آموزشی» در نقدهای مطرح‌ شده درباره این بازار بارها به کار رفته است؛ اما آنچه می‌توان با اطمینان بیشتری درباره‌ آن صحبت کرد، شکل‌گیری بازاری بزرگ با منافع اقتصادی قابل توجه است؛ بازاری که درآن نگرانی خانواده‌ها از آینده تحصیلی فرزندان می‌تواند به تقاضای مستمر برای خرید کتاب، آزمون و بسته‌های آموزشی تبدیل شود.

این چرخه زمانی نگران ‌کننده ‌تر می‌شود که خرید کتاب نه از مسیر تشخیص نیاز واقعی دانش‌آموز، بلکه با توصیه‌های کلی، تبلیغات یا احساس رقابت با دیگران انجام شود. در این وضعیت، خانواده ممکن است چند منبع مشابه تهیه کند و دانش‌آموز نیز به‌ جای تمرکز بر یادگیری عمیق، ناچار شود حجم زیادی از تمرین‌ها و تست‌ها را حل کند. در نتیجه، ابزار کمک‌ آموزشی می‌تواند به عاملی برای افزایش فشار روانی و فرسودگی تحصیلی تبدیل شود.

عدالت آموزشی زیر سایه توان مالی خانواده‌ها

یکی از مهم‌ترین پیامدهای گسترش بازار منابع مکمل، تأثیر آن برعدالت آموزشی است؛ وقتی موفقیت تحصیلی در ذهن خانواده‌ها با خرید کتاب‌های بیشتر، شرکت در آزمون‌های گران ‌قیمت و استفاده از خدمات مؤسسات خصوصی گره می‌خورد، توان مالی خانواده‌ها به عاملی اثرگذارتر در رقابت آموزشی تبدیل می‌شود. دانش‌آموزی که خانواده‌اش امکان خرید منابع متنوع یا ثبت ‌نام در کلاس‌های تکمیلی را دارد، از امکاناتی برخوردار می‌شود که ممکن است برای همکلاسی او فراهم نباشد.

محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزشی، بر ضرورت توجه به نابرابری فرصت‌ها و اثر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر دسترسی دانش‌آموزان به آموزش باکیفیت تأکید کرده است. مسئله کتاب‌های کمک‌ درسی نیز در همین چارچوب قابل بررسی است: اگر دسترسی به منابع مکمل به ‌تدریج به معیاری برای موفقیت تبدیل شود، شکاف میان خانواده‌های برخوردار و کم ‌برخوردار می‌تواند در فضای مدرسه بازتولید شود. در چنین شرایطی، رقابت آموزشی دیگر صرفاً بر پایه استعداد، تلاش و کیفیت تدریس شکل نمی‌گیرد و امکانات اقتصادی خانواده نیز در آن نقش پیدا می‌کند.

این مسئله در شرایط اقتصادی دشوار اهمیت بیشتری دارد؛ هزینه خرید کتاب‌های کمک ‌درسی، به ‌ویژه وقتی برای چند درس و چند پایه تحصیلی تکرار شود، می‌تواند سهم قابل توجهی از بودجه آموزشی خانوار را مصرف کند. خانواده‌ای که برای تأمین هزینه‌های روزمره با محدودیت روبه ‌رواست، در برابر یک انتخاب دشوار قرار می‌گیرد: آیا باید از خرید این کتاب‌ها صرف‌ نظر کند و نگران عقب‌ ماندن فرزندش باشد، یا برای همراهی با فضای رقابتی مدرسه، هزینه‌ای فراتر از توان خود بپردازد؟

از سوی دیگر، تعدد منابع لزوماً به معنای یادگیری بهتر نیست؛ دانش‌آموزی که هنوز در فهم یک مفهوم پایه‌ای مشکل دارد، با دریافت چند کتاب تمرین و تست ممکن است فقط با حجم بیشتری از تکلیف مواجه شود. در چنین شرایطی، آنچه بیش از خرید کتاب تازه ضرورت دارد، شناسایی دقیق اشکال یادگیری و دریافت آموزش متناسب با نیاز دانش‌ آموز است.

ابتدایی؛ خط قرمز ورود کتاب‌ها و آزمون‌های بیرونی

ورود کتاب‌های کمک‌ آموزشی به دوره ابتدایی، از آن جهت حساسیت‌ برانگیز است که این دوره بیش از هر چیز باید بر شکل‌گیری مهارت‌های پایه، پرورش خلاقیت، تجربه یادگیری و ایجاد علاقه به درس متمرکز باشد. تبدیل سال‌های نخست مدرسه به دوره‌ای برای تست‌ زنی و آمادگی زودهنگام آزمون‌های رقابتی، می‌تواند فرصت تجربه و یادگیری متناسب با سن کودک را محدود کند.

رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش‌وپرورش،با استناد به مصوبه ۹۵۱ شورای عالی آموزش‌وپرورش تأکید کرد ورود کتاب‌های کمک ‌آموزشی و برگزاری آزمون‌های هفتگی از سوی مؤسسات در دوره ابتدایی ممنوع است. او همچنین با انتقاد از تحمیل بار اضافی یادگیری به دانش‌آموزان و معلمان، تصریح کرد که کودکان نباید به منبع درآمد مؤسسات آموزشی تبدیل شوند. این موضع نشان می‌دهد سیاست رسمی آموزش ‌وپرورش در دوره ابتدایی، مقابله با تحمیل منابع و آزمون‌های بیرونی به مدارس است.

حکیم‌زاده پیش‌تر نیزاز نقش تکالیف شبانه در تحمیل کتاب‌های کمک ‌آموزشی به دانش‌آموزان انتقاد کرده و گفته بود در برخی مدارس از دانش‌آموزان خواسته می‌شد هر شب چند صفحه از این کتاب‌ها را حل کنند. او در همان زمان از ممنوعیت استفاده از کتاب‌های کمک‌ آموزشی و آزمون مؤسسات خصوصی در دوره ابتدایی سخن گفته بود. تکرار این موضع در سال‌های بعد، نشان می‌دهد مسئله ورود منابع بیرونی به دبستان‌ها همچنان یکی از دغدغه‌های سیاست‌ گذاران آموزشی است.

البته باید میان ممنوعیت ورود کتاب‌های کمک‌ درسی به مدارس ابتدایی و خرید آزادانه کتاب از سوی خانواده‌ها تفاوت قائل شد. ممنوعیت اعلام ‌شده ناظر براستفاده و تحمیل این منابع در مدرسه و فعالیت مؤسسات در این مقطع است؛ بنابراین نمی‌توان آن را به معنای ممنوعیت کلی عرضه و فروش کتاب در بازار دانست. با این حال، وقتی خانواده‌ها از مدرسه یا فضای رقابتی پیرامون آن پیام می‌گیرند که برای موفقیت کودک به منابع بیشتری نیاز است، مرز میان انتخاب آزادانه و خرید ناشی از فشار اجتماعی چندان روشن باقی نمی‌ماند.

کتاب درسی کافی نیست؟ نگاه آموزش‌وپرورش به منابع مکمل

در سوی دیگر این بحث، این پرسش مطرح است که آیا کتاب‌های درسی به ‌تنهایی می‌توانند نیازهای آموزشی همه دانش‌آموزان را پاسخ دهند؟ پاسخ ساده و یکسانی برای همه پایه‌ها و درس‌ها وجود ندارد. برخی دانش‌آموزان به تمرین بیشتر نیاز دارند، برخی با شیوه‌های متفاوت آموزش بهتر یاد می‌گیرند و گاهی یک منبع تکمیلی استاندارد می‌تواند به فهم بهتر موضوع کمک کند؛ بنابراین مسئله اصلی، حذف مطلق هر نوع منبع مکمل نیست، بلکه انتخاب آگاهانه و جلوگیری از تبدیل آن به تکلیف اجباری و تجاری است.

ابراهیم سحرخیز، معاون سابق آموزش متوسطه وزارت آموزش‌ و پرورش، در اظهاراتی میان کتاب کمک‌آموزشی واقعی و منابعی که صرفاً در خدمت آمادگی کنکور هستند، تمایز قائل شده بود. او گفته بود کتاب‌های کمک‌ آموزشی، اگر به معنای واقعی به آموزش کمک کنند، می‌توانند برای دانش‌آموزان ضروری باشند و آنان را به خلاقیت و نوآوری سوق دهند؛ اما در عین حال هشدار داده بود که بسیاری از این کتاب‌ها مورد تأیید آموزش ‌و پرورش نیستند و آسیب‌های ناشی از رویکرد کنکوری حتی به دوره ابتدایی نیز رسیده است. این دیدگاه بر یک نکته مهم دست می‌گذارد: ارزش یک کتاب را نباید از عنوان کمک ‌آموزشی یا تعداد تمرین‌ها و تست‌های آن نتیجه گرفت؛ معیار، کیفیت محتوا و نقشی است که در یادگیری واقعی ایفا می‌کند.

درهمین راستا، سازمان پژوهش و برنامه‌ ریزی آموزشی نیز سازوکاری برای ارزیابی منابع آموزشی و تربیتی دارد. براساس توضیحات رسمی سامانه رشد، مطابق مصوبه ۸۲۸ شورای عالی آموزش‌ و پرورش، ورود منابع آموزشی و تربیتی به فضاهای آموزشی به تأیید سازمان پژوهش و برنامه ‌ریزی آموزشی وابسته است. این سامانه منابع را از نظر هماهنگی با برنامه درسی، اعتبار علمی، تناسب با ویژگی‌های رشدی دانش‌آموزان و کیفیت محتوایی بررسی می‌کند. درعین حال، در توضیحات همین سامانه تصریح شده که کتاب‌های کمک‌درسی دوره ابتدایی از این مسیر برای استفاده در مدارس مستثنا هستند، زیرا استفاده از آنها در مدارس این دوره ممنوع اعلام شده است.

علی لطیفی، رئیس سازمان پژوهش و برنامه ‌ریزی آموزشی، نیز در اظهاراتی از رویکرد افزایش فعالیت‌ها، تمرین‌ها و تکالیف در کتاب‌های درسی پایه‌های اول و دوم ابتدایی سخن گفته است. به گفته او، هدف این است که با غنی‌تر شدن محتوای کتاب‌های درسی، دست معلمان و خانواده‌ها برای آموزش بازتر شود و نیاز به استفاده از کتاب‌های کمک ‌آموزشی کاهش یابد. این رویکرد در واقع می‌کوشد بخشی از نیازی را که خانواده‌ها برای آن به بازار منابع مکمل مراجعه می‌کنند، از طریق تقویت کتاب درسی پاسخ دهد.

معلم؛ راهنمای انتخاب یا مسیر ورود به بازار؟

یکی از مسیرهای مهم ورود کتاب‌های کمک‌ آموزشی به زندگی دانش‌آموزان، توصیه معلمان است. گاهی معلم برای جبران کمبود تمرین یا کمک به دانش‌آموزانی که در یک درس ضعف دارند، کتابی را معرفی می‌کند. چنین توصیه ‌ای اگر براساس شناخت از سطح کلاس، نیاز واقعی دانش‌آموز و کیفیت منبع باشد، می‌تواند مفید واقع شود،اما زمانی که معرفی کتاب به همه دانش‌آموزان یک کلاس تعمیم داده می‌شود، بدون آنکه تفاوت سطح یادگیری و شرایط اقتصادی خانواده‌ها در نظر گرفته شود، ممکن است به خریدی ناخواسته و هزینه ‌زا تبدیل شود.

در این میان، باید میان معرفی یک منبع از سوی معلم و الزام دانش‌آموز به تهیه آن تفاوت گذاشت. معلم می‌تواند منابع متنوعی را برای مطالعه بیشتر پیشنهاد کند، اما این پیشنهاد نباید به تکلیف اجباری یا معیاری برای ارزیابی دانش‌آموز تبدیل شود؛ به‌ویژه در دوره ابتدایی که مطابق موضع رسمی آموزش‌وپرورش، ورود کتاب‌های کمک‌درسی و آزمون‌های مؤسسات به مدارس ممنوع است.

هزینه‌ای که فقط روی جلد کتاب نوشته نشده است

گرانی کتاب‌های کمک‌ آموزشی تنها به قیمت درج‌ شده روی جلد محدود نمی‌شود؛خانواده‌ای که برای هر درس یک کتاب مکمل تهیه می‌کند، ممکن است در طول سال با هزینه‌های دیگری مانند آزمون‌های آزمایشی، کلاس‌های تقویتی و بسته‌های آموزشی نیز روبه‌رو شود. این هزینه‌ها در کنار مخارج اصلی تحصیل، از جمله لوازم‌التحریر، رفت‌ وآمد و سایر نیازهای مدرسه، فشار اقتصادی بیشتری ایجاد می‌کنند. برای خانواده‌های کم‌درآمد، حتی خرید چند کتاب در یک مقطع تحصیلی نیز می‌تواند دشوار باشد.

مشکل دیگر آن است که خرید منابع متعدد همیشه بازده متناسبی ندارد. دانش‌آموز ممکن است کتاب‌هایی را تهیه کند که بخش زیادی از مطالبشان با یکدیگر یا با کتاب درسی هم‌پوشانی دارد و در نهایت فرصت کافی برای استفاده درست از هیچ‌کدام پیدا نکند. در چنین شرایطی، خانواده هزینه می‌کند، دانش‌آموز زیر بار تکلیف بیشتر می‌رود و نتیجه آموزشی نیز لزوماً بهتر نمی‌شود.

بازار کتاب‌های کمک‌آموزشی از نیاز واقعی آموزش جدا نیست، اما نمی‌توان آن را صرفاً بازاری برای پاسخ به این نیاز دانست. در کنار ناشرانی که منابع باکیفیت و مفید تولید می‌کنند، رقابت تجاری و تبلیغات نیز در شکل‌گیری تقاضا نقش دارد. به همین دلیل، نظارت بر کیفیت منابع، شفافیت در معرفی کتاب‌ها و جلوگیری از تحمیل خرید به خانواده‌ها اهمیت دارد. آموزش‌وپرورش نیز باید میان حق انتخاب خانواده برای تهیه کتاب و مسئولیت مدرسه در جلوگیری از تبدیل آموزش به بازاری برای فروش منابع مختلف، مرز روشنی ترسیم کند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha