وداع با آقای شهید ایران

دکتر توماس مک‌اِلوِین / ترجمه: احمد عبدا...زاده مهنه - دانشمندان مسلمان، مسیحی و یهودی همواره بر گفت‌وگو میان ادیان ابراهیمی تأکید کرده‌اند.

آنان که سوار کشتی نوح(ع) نشدند...
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

دکتر «توماس مک‌اِلوِین» (Thomas McElwain)، استاد آمریکایی ادیان در دانشگاه‌های اروپا و آمریکا، در کتاب خود «اسلام در کتاب مقدس» (Islam in the Bible) رویکرد تازه‌ای به این گفت‌وگو دارد. او می‌کوشد با تأکید بر مشترکات این سه دین، ثابت کند که اسلام و تشیع، همان ادامه منطقی ادیان یهود و مسیحیت است. این کشیش سابق فرقه تعمیدی (باپتیست) که به زبانهای کتاب مقدس نیز تسلط دارد، در سال 1988 مسلمان و شیعه شده و نام «علی حیدر» را برای خود برگزیده است.


در قسمت پیش گفتیم که بشر برای هدایت، افزون بر پیامبر به امام هم نیاز دارد تا او را از چگونگی عمل به احکام شریعت آگاه کند. امروز به بررسی مسأله غیبت و نیز اهمیت همراهی با امام می‌پردازیم.
از دید اسلام، خدا پیروی از گواه زنده اراده خود (امام) را در حد پیروی از حجت شفاهی پیامبران الزامی می‌داند. پیروی از دین آدم(ع) و شیث(ع) برای رستگاری کافی نبود؛ بلکه فقط کسانی نجات یافتند که از نوح(ع) پیروی کرده و بر کشتی او سوار شدند. کسانی که عبادتهای خود را با ایمان کامل انجام می‌دادند و مدعی اطاعت از یگانه‌خدای حقیقی بودند، اما از سوار شدن بر کشتی نوح(ع) سر باز زدند، غرق شدند. در زمان حضرت موسی(ع)، رعایت 10 فرمان در مصر کافی نبود؛ بلکه فقط کسانی رستگار شدند که همراه او از میان آبهای دریای سرخ گذشتند. ادعای تعلق به فرزندان ابراهیم(ع) سده اول میلادی کافی نبود؛ بلکه، به عقیده عهد جدید، فقط کسانی رستگار شدند که به عیسی مسیح(ع) ایمان آوردند.
سرگذشت امامان در کتاب مقدس بخشی عجیب دارد که آنها را از دیگران متمایز می‌کند و آن، غیبت است؛ یعنی برخی امامان به‌طور پنهانی از جهان مرئی جدا می‌شدند. کتاب مقدس سه نمونه غیبت را ذکر می‌کند:
پیدایش 24:5 «و خنوخ‌ با خدا راه‌ می‌رفت‌ و نایاب‌ شد؛ زیرا خدا او را برگرفت‌.»
دوم پادشاهان 11:2 «و چون‌ ایشان‌ می‌رفتند و گفت و گو می‌کردند، اینک‌ ارابه آتشین‌ و اسبان‌ آتشینْ ایشان‌ را از یکدیگر جدا کرد و ایلیا در گردباد به‌ آسمان‌ صعود نمود.»
اعمال رسولان 1: 9-11 «و چون‌ این‌ را گفت‌، وقتی‌ که‌ ایشان‌ همی‌نگریستند، بالا برده‌ شد و ابری‌ او را از چشمان‌ایشان‌ درربود. * و چون‌ به‌سوی‌ آسمان‌ چشم‌ دوخته‌ می‌بودند، هنگامی‌که‌ او می‌رفت‌، ناگاه‌ دو مرد سفیدپوش‌ نزد ایشان‌ ایستاده‌، * گفتند: ”ای‌ مردان‌ جلیلی! چرا ایستاده‌، به‌سوی‌ آسمان‌ نگرانید؟ همین‌ عیسی‌ که‌ از نزد شما به‌ آسمان‌ بالا برده‌ شد، باز خواهد آمد، همین‌ طوری‌ که‌ او را به‌سوی‌ آسمان‌ روانه‌ دیدید.“»
در اسلام هم دقیقاً از همین نوع غیبت درباره «امام عصر» سخن به میان آمده است. علامه طباطبایی در صفحه 154 «خلاصه تعالیم اسلام» می‌گوید: «امام مهدی (عج) پس از شهادت پدرش به امر خداوند به غیبت صغری رفت و از طریق نواب اربعه به پرسشهای شیعیان پاسخ می‌داد و مشکلاتشان را حل می‌کرد. نواب اربعه یکی پس از دیگری به منصب والای نیابت امام(ع) می‌رسیدند. امام(ع) پس از آن به غیبت کبری رفت تا زمانی که به امر خدا ظهور کند و پس از آنکه زمین از ظلم و جور پر شده است، عدالت را در تمام جهان اجرا کند.»
بالاترین ویژگی امام، اختیار یا ولایت اوست. درست همچنان‌که انکار پیامبری راستین مهلک است، انکار امام هم شاید مهلک‌تر است. انکار امام و در عین حال چسباندن خود به پیامبر، درافتادن به قانون‌پرستی، نفاق و ظاهرگرایی است.
پس‌ عیسی‌ پیش‌ آمده‌، بدیشان‌ خطاب‌ کرده‌، گفت‌: تمامی‌ قدرت [اختیار در متن اصلی یونانی]‌ در آسمان‌ و بر زمین‌ به‌ من‌ داده‌ شده‌ است. (متی 18:28). برخی مردم زمان عیسی(ع) وجوب اطاعت از ولیّ صاحب‌اختیار منصوب از جانب خدا را نمی‌دانستند و برایشان همین کافی بود که ابراهیم(ع) پدرشان باشد.
متی 19: 16-23 حکایت مرد جوانی را نقل می‌کند که از عیسی(ع) پرسید، چه کند تا به حیات جاودانی برسد. عیسی(ع) اولین قدم، یعنی رعایت احکام را به او یادآور شد. جوان در طول عمر خود احکام را رعایت کرده بود، اما باز هم می‌دانست که چیزی کم دارد و از عیسی(ع) پرسید که چه کم دارد. اینجا عیسی(ع) اصل امامت را با صراحت تمام مطرح کرد: «... اگر بخواهی‌ کامل‌ شوی‌، رفته‌ مایملک‌ خود را بفروش‌ و به‌ فقرا بده‌ که‌ در آسمان‌ گنجی‌ خواهی‌ داشت‌؛ و آمده‌ مرا متابعت‌ نما.» (متی 21:19).
پاسخ عیسی(ع) تسلیم محض در برابر کسی است که از جانب خدا منصوب و از سوی او فرستاده شده است. معیار این نیست که احکام چقدر رعایت شده است. رعایت کامل احکام بدون پذیرفتن امام شاید از ترک همه احکام هم بدتر باشد، چون فرد بدین‌ترتیب می‌پندارد که با رعایت درست احکام، به خدا رشوه داده است. رعایت احکام توسط مرد جوان فقط به گمراهی او کمک می‌کرد. می‌شود احکام را به‌زبان رعایت کرد، ولی ما باید از رعایت احکام فراتر برویم تا خدا را با تمامی دل و تمامی جان و تمامی فکر محبت کنیم. این محبت واجب را می‌توان با تسلیم محض در برابر فرد فرستاده‌شده از سوی خدا به دست آورد.
مسأله امامت چنانکه در کتاب مقدس مطرح شده، به‌تمام درباره نوع رابطه با امام است. فرد قانون‌پرست می‌پندارد که عمل به حق کافی است. اما اگر به حق عمل کردی و در عین حال کسی را انکار کردی که تجسم عینی و نماینده مطلق حق است، نشان می‌دهد که محبت واقعی به حق در وجودت راه ندارد. محبت اصول و آرمانها اگر با نفرت از تجلی مطلق زندگی بر اساس آن اصول و آرمانها درآمیزد، امری منفور خواهد بود. در زمان نوح(ع)، همه کسانی که رعایت کامل احکام را کافی می‌دانستند، گمراه شدند. اما همه کسانی که خود را به نوح(ع) رساندند، صرف‌نظر از میزان پایبندی‌شان به احکام، از طوفان نجات پیدا کردند. اینجا صحبت از همراهی با امام است.
برپایه کتاب مقدس، خدا چنین مقرر کرده، ما باید حجت حی الهی را پیدا کنیم و در محبت، وفاداری و اطاعت خود را به او پیوند بزنیم. به همین دلیل خدا از کسانی سخن می‌گوید که «مرا دوست‌ دارند و احکام‌ مرا نگاه‌ دارند».(1) در اینجا محبت خداست که اول ذکر شده و تعیین‌کننده است. عهد جدید چنین نقشی را به عیسی(ع) می‌دهد. چنین محبتی طبعاً اطاعت را هم به دنبال می‌آورد: «... محبت‌ مسیح‌ ما را فرو گرفته‌ است‌...» (دوم قرنتیان 14:5).
تا اینجا روشن شد که در سراسر کتاب مقدس شخصیتهایی هستند که اراده وحی‌شده خدا را به مرحله عمل و اجرا درمی‌آورند.
به روایت کتاب مقدس، در هر دوره زمانی، کسانی که این حجتهای الهی فرستاده‌شده از سوی خدا را پذیرفتند و از آنان پیروی کردند، در جلب رضایت خدا و اطاعت از او توفیق یافته‌اند.
کتاب مقدس در جریان امامت به قله‌ای می‌رسد که همان مسیحای موعود، عیسی مسیح(ع) است. اصل امامت یا هدایت الهی است که تمام عهد جدید را معنادار می‌کند. بدون چنین شخصیت صاحب‌اختیاری، همان عهد عتیق به اضافه سنت خاخام‌ها، کاملاً کفایت خواهد کرد.
از قسمت آینده سیر تاریخی امامت را در کتاب مقدس بررسی خواهیم کرد.
پی‌نوشت
1. «و تا هزار پشت‌ بر آنانی‌ که‌ مرا دوست‌ دارند و احکام‌ مرا نگاه‌ دارند، رحمت‌ می‌کنم‌.» (خروج 6:20)؛ «و رحمت‌ می‌کنم‌ تا هزار پشت‌ بر آنانی‌ که‌ مرا دوست‌ دارند و احکام‌ مرا نگاه‌ دارند.» (تثنیه 10:5).
 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha