تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: پس از ترور حسنعلی منصور، محمدرضا پهلوی نخست وزیری را به امیرعباس هویدا، برادر زن منصور ومعاون دبیرکل حزب ایران نوین داد، ولی شاید هیچ گاه محمدرضا فکرش را نمی کرد که این نخست وزیر بتواند مدت 13 سال این پُست را در اختیار خود نگه دارد، امری که از مشروطه تا آن زمان سابقه نداشت!

تاراج بیت المال به سبک وزیر 13 ساله!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

امیرعباس هویدا، برخاسته از یک خانواده ی برجسته ی بوروکرات که سابقه اش به سیصد سال پیش می رسید و شایع بود که در دوره ی قاجار به مسلک بابی گرویده است، برای خدمات حکومتی تربیت یافت، و برای تحصیل علوم سیاسی به لبنان فرستاده شد.
او پس از بازگشت به ایران، در اواخر دهه ی 1320 شمسی، پیشینه ی موفقیت آمیزی در خدمات دیپلماتیک، شرکت ملی نفت ایران و حزب ایران نوین به هم زد و در 7 بهمن 1343 به نخست وزیری رسید و تا 16 مرداد 1356 در آن سِمَت ماند که در تاریخ معاصر ایران طولانی ترین دوره ی نخست وزیری محسوب می شد. هویدا درطی دوران نخست وزیریش به کارهای فراوانی دست زد ولی شاید یکی از بی شرمانه ترین کارهای وی، تاراج بیت المال بود!
تبهکاری و غارت ثروت های ملی و تعرض به بیت المال مهم ترین شاخصه روزگار اقتدار محمدرضا پهلوی بود و دوران سیزده ساله زمامداری امیرعباس هویدا در تمام مدت سی و هفت سال دیکتاتوری شاه متمایز و برجسته تر از ادوار زمامداری دیگر نخست وزیران او بود.

هویدا در دوران نخست وزیری طولانی خود که از عصر مشروطه تا آن زمان سابقه نداشت، از یک امتیاز مهم برخوردار شد و آن اینکه درست در نیمه دوران نخست وزیریش عایدات نفتی ایران که هرگز به یک میلیارد دلار نرسیده بود، بر اثر یک سلسله فرآیندهای جهانی چندین و چند برابر شد و به رقم های نجومی 12 میلیارد و 20 میلیارد و 24 میلیارد رسید. اما متأسفانه این درآمدهای بی سابقه به جای اینکه صرف کارهای زیربنایی و عمران کشور شود، هزینه ریخت و پاش ها، فامیل بازی ها و حیف و میل ها شد و به تاراج باند مافیای داخلی یا اجانب دندان تیزکرده رفت. از جمله این غارت ها، تدارک جشن های پرهزینه با صدها میلیون دلار هزینه بود که توسط شاه و دولت انجام می گرفت و نیز خریدهای تسلیحاتی سردرگَم، که پول های نفتی را مجدداً به آمریکا و دیگر کشورهای غربی برمی گرداند.

در ایام نخست وزیری هویدا حد و مرزی برای غارت بیت المال وجود نداشت و هر کس بسته به موقعیت اجتماعی و شغلی خود و میزان نزدیکی اش با دربار و دیگر مراکز قدرت، دست تعرض به بیت المال می گشود و می کوشید تا به هر طریق ممکن از این نَمد، کلاهی برای خود دست و پا کند. این وضعیت پس از افزایش ناگهانی قیمت نفت اوپک و چند برابرشدن درآمد ایران، ابعادی گسترده تر و بی حساب و کتاب تری به خود گرفت. ارتشبد حسین فردوست متولی امور اطلاعاتی و جاسوسی رژیم شاه و رییس سازمان بازرسی شاهنشاهی که به اقتضای شغل و موقعیت اداری اش در جریان اینگونه غارت ها و حیف و میل ها بود، در این مورد می نویسد:
«در دوران مسؤولیتم در بازرسی متوجه شدم که اصولاً موارد سوء استفاده و حیف و میل نهایت ندارد. در دوران سیزده ساله نخست وزیری هویدا همه می چاپیدند و هویدا کاملاً نسبت به این وضع بی تفاوت بود. در صورتی که یکی از مهمترین وظایف رییس دولت جلوگیری از فساد و حیف و میل اموال دولتی است. در هیچ زمانی به اندازه زمان هویدا فساد گسترده نبود و او چون جلب رضایت محمدرضا را می طلبید، نمی خواست کسی- و در نهایت محمدرضا- را از خود ناراضی کند و به همین دلیل نیز صدارت او طولانی شد.
از سال 1350 تا سال 1357 تنها در بازرسی (قسمت تحقیق آن) 3750 پرونده سوءاستفاده کلان تشکیل شد که عموماً به دادگستری ارجاع شد. من هر دو ماه یکبار از طریق افسر دفتر ویژه که مسؤول پیگیری پرونده ها بود پیشرفت کار را سؤال می کردم، ولی اصلاً پیشرفتی وجود نداشت و صفر بود... همه پرونده ها به دستور شفاهی نخست وزیر به وزیر دادگستری بایگانی می شد و محمدرضا نیز اهمیتی به این امر نمی داد و از نظر او بی ایراد بود.»

در این دوران، هر یک از قدرتمندان، عرصه ای را برای چاپیدن و غارت برگزیده بودند. یکی، اجرای طرح های عمرانی، نظیر ساختمان سدها و فرودگاه ها و جاده ها را «مونوپل» خود کرده بود و سازمان برنامه بدون انجام هیچ گونه تشریفات معمول، نظیر آگهی در جراید و برگزاری مناقصه، تمام اینگونه طرح های عمرانی را به شخص یا افراد معینی می داد و آن شخص هم با کشیدن ده تا بیست درصد بر مجموع قیمت معین شده از سوی مهندسین مشاور سازمان برنامه، آن طرح ها را به یک فرد دیگر و یا در شرکت های ساختمانی واگذار می کرد و بدین ترتیب میلیون ها تومان به جیب افراد معینی می رفت بدون اینکه هیچ کاری انجام داده باشند. خاطرات ارتشبد فردوست گوشه کوچکی از این آشفتگی را نشان می دهد؛ وی می نویسد:
«کمبود سیمان از معضلات کشور بود و قیمت آن بشدت بالا می رفت. محمدرضا دستور داد که علت تحقیق شود. معلوم شد که ارتش مقدار زیادی سیمان را برای مصرف نظامی خود تخصیص داده و در نتیجه در بازار آزاد، سیمان کم و قیمت آن گران شده است. ولی ضمن تحقیق، یک انبار بزرگ سیمان کشف شد و در پیگیری مسئله چند انبار دیگر نیز به دست آمد که در آن ها صدها هزار کیسه سیمان احتکار شده بود. معلوم شد که این سیمان ها متعلق به مجید اعلم دوست محمدرضا (که بی وقفه هر شب با او بود) است. گزارشی تهیه شد که مجید اعلم صدها مقاطعه از سازمان برنامه گرفته و پس از تصویب پروژه ها، سیمان مربوطه را از سازمان برنامه اخذ کرده و سپس پروژه ها به دیگران واگذار کرده است و بدین ترتیب هم صاحب ده ها هزار کیسه سیمان شده و هم بیست درصد ارزش کل پروژه ها سود اخذ نموده است. او سیمان را به قیمت دولتی کیسه ای 75 ریال اخذ و به قیمت کیسه ای 250 تا 320 ریال در بازار آزاد می فروخت... من پرونده را همراه با نامه ای به دادگستری تحویل دادم، ولی در آنجا بایگانی شد...»

در ایام زمامداری هویدا غارتگری منحصر به خرید از خارج و گرفتن «پورسانتاژ» و یا سازش با سران سازمان برنامه نبود. در این دوران منابع طبیعی ایران هم لگدکوب حرص و آز دولتمردان و عناصر وابسته به دربار و الیگارشی ایران شده بود، به نحوی که آمده است:
«در شرایطی که اکثریت مردم ایران از دریا فقط شناخت و تصویر ذهنی داشتند، برخی از طبقات متوسط و کم درآمد ایرانی به دنبال یک سال کار و کوشش برای چند روز مرخصی و استراحت عازم مناطق شمالی کشور می شدند و در زیر آلونک های حصیری به مساحت سه در چهار به نام «پلاژ» با پرداخت شبی شصت یا هفتاد تومان بیتوته می کردند، سردمداران رژیم، بلندپایگان لشکری و کشوری، مدیران موسسات مالی و صنعتی وابسته، هر یک صدهزار متر زمین، نازشست خیانت خود را می گرفتند و چه بسا که از راه سوداگری همین زمین های مفت به چنگ آمده هر یک میلیون ها تومان بر ارقام ثروت خود افزودند...»
کارگزاران دولت هویدا برای فریب و اغوای مردم و برای سرپوش گذاشتن بر روی این یغماگری با تبلیغات در مطبوعات و دیگر رسانه ها اعلام کردند که قطعات صدهزار متری اراضی جلگه ای حاشیه دریای خزر به کسانی که متعهد به اجرای طرح های دامداری یا کشاورزی مدرن و صنعتی باشند، واگذار خواهد شد.
به دنبال این اعلامیه، مردم ساده دل و خوش باور، درخواست های خود را به وزارت کشاورزی ارسال داشتند. اما اندک زمانی بعد، نام عده ای از وابستگان رژیم پهلوی به عنوان کسانی که مستحق دریافت این اراضی تشخیص داده شدند، در جراید انتشار یافت.
تعداد این افراد 750 نفر بود و همگی آنان از میان امراء و افسران بلندپایه ارتش، مدیران ساواک، فراماسونرها و روتارین ها و کلان سرمایه داران، بانکداران و بازرگانان برجسته و صاحبان صنایع وابسته انتخاب شده بودند که اسامی تعدادی از آن ها عبارت بود از:
_حیدرعلی ارفع؛ معاون سابق وزارت کشاورزی، سناتور انتصابی، عضو کلوپ روتاری ایران و وزیر کشاورزی کابینه «شریف امامی» در سال 1357؛
_امیرهوشنگ امیرمتقی؛ معاون اسدالله علم در دربار شاهنشاهی؛
_ارتشبد غلامعلی اویسی؛ فرماندار نظامی تهران و جلاد 17 شهریور 1357؛
_عبدالرضا انصاری؛ وزیر کشور کابینه هویدا و رییس دفتر اشرف پهلوی؛
_ارتشبد ازهاری؛ نخست وزیر دولت نظامی شاه در آستانه انقلاب؛
_کریم پاشا بهادری؛ رییس دفتر فرح پهلوی و وزیر مشاور و معاون نخست وزیر در کابینه هویدا؛
_ویکتوریا بهرامی؛ سازمان دهنده مجله اطلاعات بانوان؛
_دکتر محمد سام؛ وزیر کشور هویدا و استاندار گیلان؛
_دکتر محمد مهدی سمسار؛ سردبیر روزنامه های کیهان و رستاخیز؛
_سپهبد اسدالله صنیعی؛ وزیر جنگ کابینه هویدا و پیرو فرقه ضاله بهاییت؛
_هرمز قریب؛ رییس تشریفات سلطنتی؛
_دکتر هادی هدایت؛ وزیر آموزش و پرورش کابینه هویدا؛
_سپهبد ناصر مقدم؛ آخرین رییس سازمان امنیت در زمان شاپور بختیار؛
_رکن الدین همایون فرخ؛ مسؤل امور سندیکاها در تشکیلات فراماسونری در ایران.

 

منابع:
1- آبراهامیان، یراوند. ایران بین دو انقلاب، تهران.
2- معتضد، خسرو. هویدا سیاستمدار پیپ، عصا، گل ارکیده، تهران. جلد دوم.
3- فردوست، حسین. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران. جلد اول.
4- ملکی، حسین. اسنادی در شناخت هویت جبهه مستکبرین و عناصر ضد انقلاب، تهران.
5- نیمه پنهان. سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست، دفتر پژوهش های موسسه کیهان، تهران.

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha