از جاده مشهد به تربت حیدریه، بالاتر از «رباط سفید» میپیچیم به جاده روستای «گونجوک». از لب جاده تا گونجوک، 10 کیلومتر راه است، اما راه معدن از گونجوک نیست. این را یکی از اهالی گونجوک میگوید و تپه های سرخ دوردست را نشان میدهد و میگوید، باید کوه سرخی را رد کنید، معدن پشت همین کوه است. اما با ماشین شما نمی شود رفت. بروید سمت دیزباد و از آن جا کج کنید سمت سلطان آباد. میافتیم توی راه خاکی که از دل کشت و کارهای دشت ما بین نیشابور و تربت حیدریه میگذرد. چند کیلومتری را هم موازی خط آهن مشهد - تهران رانندگی میکنیم تا سرانجام به «دیزباد» و جاده مشهد - نیشابور میرسیم. از کنار شهرک ایران خودرو، سرانجام جاده روستایی «حسین آباد» را پیدا میکنیم که از حاشیه چند روستا میگذرد که آخرین آنها، سلطان آباد نمک است، معلوم میشود. پیش از رسیدن به معدن نمک، در شعاع چند ده کیلومتری، دور آن چرخیدهایم.
نمک زیر لایه های رس
سلطان آباد، روستای نسبتاً بزرگی است و مردانی که در این بعد از ظهر، در معبر اصلی روستا رو به آفتاب نشسته اند و گپ میزنند. نشانی را میپرسیم و راه مان را به سمت معدن کج میکنیم. معدن نمک، فاصله چندانی با روستا ندارد و راه آن از دل زمینهای کشاورزی میگذرد؛ دو طرف راه خاکی، زمینهایی است که توانسته اند از شوری خاک دور بمانند. دشت تا پیش از رسیدن به تپه ماهورهایی که به ورودیهای معدن ختم میشود، هموار است. پس از آن هر چه است، تپه های رسی قرمز رنگ است و سنگ و صخره های تیره رنگ؛ بی آنکه حتی یک بوته گیاه در آنها یافت بشود. شکل ماورایی تپهها و رنگشان نشان میدهد که جنس آن با تپه های دیگر متفاوت است و این، ویژگی گنبدهای نمکی است که با لایه هایی از خاک رس، پوشانده شده اند، لایه های رسی که در نبود پوشش گیاهی، گذر آب باران، رویشان شیار انداخته است.
گنبدهای نمکی، حاصل فعل و انفعالات زمین شناختی هستند و محل تجمع بلورهای نمک. البته بلورهای نمک چندان خالص نیستند و املاح دیگری هم با خود دارند و درصد همین املاح، رنگ سنگهای تقریبا شفاف نمک را تعیین میکند که میتواند طیفی از سفید مایل به آبی تا کِرِمی مایل به گل بهی داشته باشد. سنگهای نمک معدن سلطان آباد بیشتر کرمی رنگ هستند. از روستا تا اولین ورودی معدن، هفت کیلومتر راه است.
برف در تپه های بی آب و علف
ماشین را حاشیه جاده خاکی و پرت افتاده معدن رها میکنیم و میافتیم توی شیار تپه ماهورها که به ورودی معدن میرسد. رودخانه نمک، اولین چیزی است که در مسیر رسیدن به معدن نمک، میبینید. رودخانه ای پر پیچ و خم، که خط سفید کج و معوجی را در دل تپه ماهورها کشیده است. سفیدی این رودخانه نمکی، از دور به برف میماند، اما برف در دل این تپه های خشک بی آب و علف، نمی تواند واقعیت داشته باشد. واقعیت آن است که آنچه این مسیر مورب سفید را شکل داده، بلورهای خالص نمک است که از رسوب آب خروجی معدن، حاصل شده است.
آبی که از لایه های بالا به دل گنبد های نمکی نفوذ میکند، حالا پس از حل کردن بلورهای نمک در خود، از سنگ و صخره های معدن، بیرون آمده و هر جا که توانسته، نمک خالص را که رسوب داده است.
آبهایی که از کف معدن بیرون میروند، در ادامه همین رودخانه برفی را میسازند که بسته به میزان بارندگی ها، میتواند چند صد متری درازا داشته باشد. بلورهای نمک در کف رودخانه نمکی هم اَشکال ریز، اما متنوع درختی را میسازند که در جهت مسیر باد خم شده است؛ درختهای سست نمکی که با پا گذاشتن روی آن، براحتی خرد میشوند تا باز در اولین بارندگی و تبخیر، دوباره بوته های ریز ریز سفیدی را تشکیل بدهند که جنگلی ذره بینی از بلورهای نمک ساخته است.
بازی باران و نمک
سنگهای دندانه دندانه بیرون معدن هم تیز است و هم ترسناک. «دندانهای دیو»، نام مناسبی برای سنگهای نمکی است که در ورودی معدن پراکنده اند. این دندانه های زیبا و رعب انگیز، حاصل بازی باران و نمک است.
باران، بیشتر از هر چیز دیگری میتواند تخته سنگهای نمکی را که از معدن بیرون آورده شده اند، فرسایش بدهد. تخته سنگهایی که بیرون معدن مانده اند، با اولین باران، شروع به فرسایش میکنند. به خاطر جنس بلوری سنگها و ویژگی های خاص بلور نمک، شکل فرسایش سنگهای نمک، شکل متفاوتی است. سنگ نمکی که زیر باران مانده باشد به زودی شکل دندانه دندانه پیدا میکند، آن هم دندانههای تیز و نازکی که کاملاً میتواند برنده باشد. دندانه های متنوع سنگهای نمکی باران خورده، زیبایی منحصر به فردی دارد که تنها میشود آن را در معادن نمک دید. به هر حال همیشه، بخشی از سنگهای خروجی از معدن تا پیش از انتقال به کامیونهای باربری، زیر باد و باران میمانند و همین ها به زودی، دندان های تازه دیو خواهند شد.
به نظر میرسد، معدن کاوان نمک هم ترجیح داده اند، بعضی از این سنگهای درشت دندانه دندانه را جابه جا نکنند. در این جغرافیای خشک و خالی و خشن، زیبایی هایی از این دست میتواند لحظات بهتری را برای کار در معدن نمک بسازد.
تالاری با تزیینات رسوبی
معدن نمک سلطان آباد معبرهای جدیدی دارد که کامیون و بولدوزر، در آن رفت و آمد میکنند. اما بخشهای قدیمی تر معدن حفرههای سیاه و تاریکی است که راه خود را در دل سنگ و صخره های کوه باز کرده است. هر معدن نمک، ده ها حفره است که نقبی به دل گنبد نمکی زده است. کار در معدن نمک به این شکل است که ابتدا مسیر صخرههای نمک تشخیص داده میشود، سپس، بخشی از دل کوه، چاشنیگذاری شده و منفجر میشود. آن وقت کارگران معدن، سنگهای خرد شده را بار گاری دستی ها میکنند و به کمک واگنهای کوچک ریلی به بیرون از معدن میآورند تا بار کامیونها بشود و به کارخانه های تهیه نمک استاندارد فرستاده شود.
دالان های معدن، مسیرهای پر پیچ و خمی است که در مسیر رگه های صخره های نمکی، در دل کوه کشیده شده است. در این میان، بخشی از مسیرهای معدن هم هست که حالا دیگر نمکی برای استخراج ندارد. یکی از این دالانها، قدیمی ترین دالانی است که در معدن نمک وجود دارد؛ دالانی که صدها سال پیش، مورد استفاده اجداد معدن کاو سلطان آبادیها بوده است. این دالان، بیشتر از آنکه به سبک معدنهای امروزی، تونلی تنگ و تاریک باشد، تالار سنگی بزرگی است که بلندی سقف آن و تنومندی ستون های سنگی اش، آدم را به یاد خانه های دیو در اوسنه های کودکی میاندازد؛ تالاری سنگی که روزنه های نور، گوشه و کنارش را روشن کرده اند. در و دیوار تالار، پر از شکلهای عجیب و غریب و با این حال دیدنی است که همین رسوب نمک ساخته است.
هنر باستانی اهالی سلطان آباد
تالار سنگی دیو و تزیینات رسوبی اش، حالا خانه ده ها کبوتر است که لابهلای سنگ و صخره های سقف و دیواره معدن، آشیانه کردهاند. انگار کبوترها منتظر بوده اند تا دیو قصه ها، سرای سنگی اش را خالی کند تا آنها بتوانند فارغ و آسوده، در جا به جای آن، آشیانه کنند. تالار سنگی ساکت است. نه هوهوی باد میآید و نه صدای پتک معدن کاوان. تنها پِرپِر کبوترها که گاه از گوشه ای به گوشه ای میپرند، میتواند سکوت سنگی تالار تاریک و روشن را بیاشوبد. اما داستان آب و نمک، حتی در این گوشه متروک معدن، همچنان بی وقفه در جریان است. در جا به جای آن میشود انبوه تزئینات نمکی را دید که سعی کرده اند، سیاهی سرای دیو را به سفیدی نمک، مهمان کنند. قندیل های نمکی، کپه های گل کلمی نمک و چکیده ها و چکنده های سفید نمک، تقریباً همه جا دیده میشوند.
در تاریک و روشن تالار، میشود برق سفیدی نمک را دید که مثل نوری سفید در دل سیاه تاریکی میدرخشد. تالار، نقبهایی هم دارد که هر کدام، پس از چند متری پیشروی در دل کوه، متوقف ماندهاند. اینجا درست در دل یک گنبد عظیم نمکی است. نظم دقیق چند ستون سنگی تالار و حفرههایی که به این و آن سوی کوه باز شده اند، هنر معدن کاوان قدیمی سلطان آباد را نشان میدهد که بی هیچ نقشه مهندسی، در دل سنگی کوه نمک، تالاری دل باز درست کرده اند که هنوز هم میتواند هر بیننده ای را ساعتها مجذوب خود کند. این هنر باستانی اهالی سلطان آباد نمک است؛ هنری بی نظیر حاصل همنشینی انسان و نمک.
گنبدهای نمکی در ایران
گروه طبیعت: اغلب گنبدهای نمکی در نواحی گرمسير تشکيل میشوند. گنبدهای نمکی ایران در استانهای فارس و هرمزگان، سمنان، خراسان و برخی از جزیرههای ایرانی خلیج فارس دیده میشود. گنبد نمکی جاشک در حد فاصل دو شهرستان دشتی و دیر در استان بوشهر، گنبد نمکی پل در جزیره هرمز، گنبد نمکی سیاهو در کیلومتر 55 محور بندر عباس به سیرجان، گنبد نمکی قشم(غار نمکدان)، گنبدهای نمکی سمنان در منطقه گچساران، گنبد نمکی کنارسیاه در ۹۰ کیلومتری جنوب شرقی شیراز در منطقه فیروزآباد، گنبد نمکی کرموستج لار، گنبد نمکی گچین بندرعباس و گنبد نمکی نهند ماکو از گنبدهای نمکی شناخته شده در ایران هستند.




نظر شما