درباره همه چيز آمار ميدهد از ميزان واردات گرفته تا تعداد کالاي مصرفي در صنعت نفت و از ميزان نفوذ مواد مخدر گرفته تا ميزان بدهيهاي کشورهاي مختلف.
نقدي از نماي نزديک با نقدي سخنرانيها متفاوت است. خودش ميگويد رسانهها بيشتر حرفهاي سياسي و جنجالي را دوست دارند وبه همين دليل بيشتر آن بخشها را برجسته ميکنند وگرنه بسيج بيش از همه چيز در حوزه خدمت رساني و تعليم و تربيت فعال است. قرار مصاحبه آنقدر زود بود که نماز صبح را در محل دفتر سردار خوانديم. يک دفتر ساده و کاغذ و کتاب هايي که تمام ميز کار او را پر کرده اند، همه تصويري است که عکاس ما ميتواند از آن عکس بگيرد.
وقتي سردار حرف ميزند، نگاه من متوجه چاي خوش رنگ روي ميز است. ميپرسد سرد شده؟
مي گويم نه. بيشتر به رنگ خوب آن نگاه ميکنم.
ميگويد: ايراني است. مال همين شمال خودمان.
سردار شما به چه کسي بسيجي ميگوييد؟ آيا بسيجي بايد کارت و پرونده داشته باشد؟
ببينيد، همه مردم ايران بسيجي هستند. مگر استثناهايي. اين فرموده رهبر ماست؛ البته بسيجي بودن هم مراتب دارد مثل مراتب ايمان. يکي در قله است و يکي هم مثل من آن کف است. يکي هر لحظه آماده است که با زندگي خود فداکاري کند و يکي هم مثلاً دلش با بسيج است و از پيروزيهاي کشورش و اسلام و انقلاب خوشحال ميشود يا اينکه در چسباندن يک پوستر کمک ميکند؛ اينها همه بسيجياند.
رهبر معظم انقلاب ميفرمايند: بسيجي يعني اميرالمومنين(ع)که همه زندگي اش وقف اسلام بود. خب اين هم يک بسيجي است که در قله است. ما همه مردممان را بسيجي ميدانيم بجز افراد خيلي اندکي که اهل خير و تفکر نيستند. ما حتي کساني که ممکن است، گاهي انسان خطايي از آنها ببيند بسيجي ميدانيم، چون ميخواهند در جهت خير حرکت کنند، ولي ممکن است در جاهايي هم خطا کنند.
شما ببينيد در کشورهاي مختلف وقتي حوادث غير طبيعي رخ ميدهد، معمولاً واحدهاي سازماني هستند که وارد عمل ميشوند، اما در اينجا ما وقتي با حادثه اي روبه رو ميشويم، هزاران نفر از مردم بدون اينکه مسؤوليتي داشته باشند وارد عمل ميشوند و از جان و دل خدمت ميکنند.
اين روزها حس ميشود که بسيج خيلي وارد کار فرهنگي شده است. چرا اين رويکرد در بسيج به وجود آمده و چرا احساس کرديد که بايد رويکرد خود را به اين سمت ببريد؟
وظيفه بسيج پر کردن خلأهاست. مردم براي اينکه کشور اداره شود، دولتي را انتخاب کرده وبر سرکار آورده اند، منتهي اين دولت با توجه به شرايط متفاوت نمي تواندهمه ماموريت خودش را به طور کامل به اتمام برساند، مگر با حمايت مستقيم مردم.
ممکن است در شرايط عادي نياز به حضور آحاد مردم و بسيج نباشد، اما در شرايط غيرعادي، تجربه دفاع مقدس نشان ميدهد که اگر مردم به صحنه نيايند، اتفاقات ناگواري ميافتد که امروز در عرصه فرهنگ هم همينطور است.
ما نهادها و دستگاههاي زيادي داريم که کار فرهنگي انجام ميدهند، اما وقتي دشمن از جنگ نظامي عاجز شد، وارد حوزه فرهنگ شد و به جاي لشکرهاي نظامي شبکههاي ماهوارهاي راه انداخت و شبکههاي اجتماعي را در جامعه گسترش داد يا اينکه به جاي سلاحهاي شيميايي از مواد مخدر استفاده کرد، شمن به جاي آرايش نظامي به يک جنگ فرهنگي روي آورده است.
در شرايط عادي دستگاههاي فرهنگي کشور ميتوانند کار را پيش ببرند، اما ما اکنون با گستردگي زياد درگير جنگ فرهنگي هستيم؛ اکنون بيش از 170 شبکه ماهوارهاي فارسي زبان به طور رايگان براي مردم ما برنامه پخش ميکنند.
بيش از 2 هزار کانال ماهواره اي به زبانهاي غيرفارسي در دسترس مردم قرار دارد؛ همچنين هزاران رسانه وظيفه تخريب و
شبهه افکني ميان مردم ما را بر عهده دارند؛ از اين رو بايد قاطبه مردم و بسيج مانند دوران دفاع مقدس وارد صحنه شود و جلوي چنين هجمه اي را بگيرند.
شما ميدانيد که الان بيش از 30 ماهواره در فضاي ايران برنامههاي مختلف پخش ميکنند؛ همچنين 80 شبکه راديويي به زبان فارسي مشغول تخريب اذهان عمومي مردم ما هستند. غرب امروز توليد مواد مخدر در افغانستان را چندين برابر کرده است و در کشورهاي پيرامون ما که امکان توليد مشروبات الکلي وجود دارد، براي قاچاق آن به داخل کشور اقدام کرده است.
آنها به توليدکنندگان مشروبات الکلي و قاچاقچيان پاداش يا يارانه ميدهند تا مشروب بيشتري وارد کشور کنند. اينها بر ضد ملت ما اتفاق افتاده؛ از اين رو بدون حضور مردم در اين نبرد شکست خواهيم خورد.
بسيج هم به عنوان يک سازمان مردمي و شکل دهنده حرکت عظيم ملت وظيفه دارد که وارد اين جنگ شود و نهايت تلاش خود را براي حفاظت از مرزهاي عقيدتي و فکري مردم و خانوادهها به کار برد الحمدلله در اين خصوص عمليات بسيار بسيار بزرگي هم انجام شده است و اثربخش هم بوده است. اکنون بزرگ ترين شبکه تربيتي جهان به نام حلقههاي صالحين در ايران وجود دارد.
ما امروز بيش از 200 هزار حلقههاي تربيتي داريم و حدود4 تا5 ميليون بسيجي در اين حلقهها حضور دارند و آموزش ميبينند، اين حلقهها و اين آموزشها خانوادهها و آموزش گيرندهها را از حرکت تخريبي دشمن مصون ميدارد؛ همچنين ما گروههاي جهادي بسيار زيادي داريم که در سراسر کشور و در نقاط محروم دست به سازندگي و انجام کار خير ميزنند، به طوري که فقط در بسيج دانشجويي بيش از 3 هزار گروه فرهنگي در قالب اردوي جهادي وجود دارد، به همين تعداد و بيشتر نيز در ساير اقشار بسيج حضور دارند .
اينها حرکت هايي است که در دنيا بي نظير است و بايد قدر آن را بدانيم و نهايت تلاش را براي رشد و قوت آنها به کار ببنديم.
حرکت گروههاي جهادي نيز کار بزرگي است، زيراکه بيش از 3 هزار گروه فرهنگي دانشجويي هم در همين راستا فعال اند و
راه اندازي گروه جهادي محلات نيز در دست اقدام است.
برگزاري يادوارههاي شهدا نيز فرهنگ ساز و بيداربخش است از اين رو، سالانه بيش از 15 هزار يادواره داريم که دامنه اثرگذاري آنها وسيع است و همين اثر براي کنگرههاي شهدا نيز ديده ميشود.
همچنين است توليدات فراواني که با برگزاري جشنوارههاي فرهنگي در حوزههاي مختلف فيلم، مستند، پويانمايي، بازيهاي رايانهاي و هنرهاي ديجيتالي و ... انجام ميشود.
علاوه بر اين، سالانه بيش از 300 عنوان کتاب تأليفي داريم که بيشتر آنها به جانبازي، ايثارگري و فرهنگ مقاومت اختصاص دارد يا حرکت کاروانهاي راهيان نور با سالانه 5 ميليوين نفر زائر در مناطق عملياتي؛
به گونه اي که سال گذشته حداقل
600 هزار دانش آموز به اين زيارت از مناطق دفاع مقدس مشرف شدند و همه اين حرکتها عظيم فرهنگي توسط بسيج سازماندهي و اجرا ميشود.
همچنين است، نمايش بازسازي واقعه غدير، برگزاري همايش سه سالههاي حسيني، سازماندهي اجتماعات عظيم مردمي و .. که بسيج يا باني و يا رکن اساسي آنهاست و زمينه حضور سالانه ميليونهاي نفر در اين برنامههاي فرهنگي را فراهم ميکند. اگر اينها نباشد ملت در برابر تهاجم فرهنگي دشمن، تنها ميماند!
با توجه به آنکه برخي معتقدند رونق اقتصادي به ورود سرمايه گذاران خارجي نياز دارد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نبايد در اين باره دخالت زيادي داشته باشد! ورود بسيج چقدر ميتواند در حوزه اقتصاد مقاومتي اثربخش عمل کند و در اين زمينه چه دستاوردهايي را داشته است؟
در پاسخ به اين افراد ابتدا بايد بدانيم
سرمايه گذاري خارجي در داخل کشور با چه شرايطي انجام ميشود، چراکه اقتصاد و سرمايه قانون خاص خود را دارد و با سياست در آن تحولي رخ نميدهد و با سياسي کاري نميتوان چنين تحولي را رقم زد، بلکه نياز به تحول اقتصادي در اين باره است.
يعني اگر بخواهيم تحول اقتصادي را رقم بزنيم با گفت و گوي سياسي سرمايه وارد کشوري نميشود و از هر اقتصادداني هم بپرسيم همين را ميگويد.
کشورهايي که امروز در حال تنازعاند، سرمايههايشان به سمت يکديگر ميرود و با هم درگير ميشوند؛ براي مثال آمريکا و چين در نقاطي به نزاع و کشمکش ميرسند، با اين وجود سرمايههاي آمريکا به شکل عظيم در حال ريخته شدن به بازار چين است، چراکه سرمايه داران بزرگ صرفاً به دنبال سود هستند و اگر جايي مسايل سياسي بر اين سود سايه بيندازد، صرفاً از بُعد امنيتي و تأمين جان است نه براي سياست به معناي اصلي آن.
از اين رو، تا زماني که سرمايه در ايران در امور توليدي سودآور نشود، وارد شدن سرمايه خارجي براي رونق اقتصاد کاري باطل است.
ما بايد بتوانيم سرمايه داخلي را به سمت توليد سوق دهيم نه اينکه در کشور ما دلالي، خريداري و نگهداري ارز، سکه بازي و ... سودآور باشد! از اين رو، خارجي کجا بايد
سرمايه گذاري کند؟
سرمايه ما در بخش مولد کم است و زماني خارجي سرمايه با خود ميآورد که توليد ما مولد و اين سرمايه گذاري سودآور باشد، اما وقتي 870 هزار ميليارد تومان سرمايه و نقدينگي در دست مردم داريم و آنها خود به دليل مولد نبودنِ سرمايه گذاري و مديريت ناصحيح و ناکارآمد اقتصادي، حاضر نيستند، اين سرمايه را به توليد تزريق کنند، چطور خارجي حاضر به سرمايه گذاري ميشود؟ متأسفانه دلال بازي به جاي توليد در اقتصاد ما سودآور است!
در بهترين شرايط طي 36 سال گذشته
4 ميليارد و 800 ميليون دلار سرمايه خارجي وارد کشور شده که آن هم در اوجِ درگيريهاي سياسي ايران با غرب رخ داده است؛ متأسفانه حتي در اوج اين درگيريها و وادادگيها که دولت اصلاحات انجام داد و حتي پلمب
هسته اي رخ داد و زماني که گزينههاي نظامي مطرح ميشد، ما 2 ميليارد و 800 ميليون دلار سرمايه گذاري خارجي داشتيم که بيشتر آنها نيز در بخشهاي مولد نيست يا در بخش نفت و گاز بود براي خروج سريع تر اين مواد سوختي يا راه اندازي هايپرمارکتها براي ايجاد بازار فروش محصولات خود تا وابستگي ما به آنها بيشتر شود.
از اين رو، تعالي و رشد اقتصاد ايران به اقتصاد مقاومتي و فعال کردن ظرفيتهاي داخلي بستگي دارد؛ همه حرف ما اين است که اين ظرفيتها فعال شود تا سرمايه گذارهاي خارجي نيز تشويق به آمدن شوند، بدون آنکه هيچ گونه باج سياسي به کسي بدهيم!
بايد توجه داشت سرمايه گذاران خارجي رقم خاصي از سرمايه را وارد نميکنند،
3-2 ميليارد دلار تنها يک درصد از بودجه کشور ماست!
پس براي ورود انبوه سرمايههاي خارجي به يک کشور بايد انقلابي اقتصادي رخ دهد، دستمزدها پايين بيايد و بهره وري بشدت بالا رود نظير آنچه در چين به وقوع پيوست.
سرمايهها گذاري هايي که در اقتصاد مالزي و سنگاپور از سراسر دنيا ميشود، بسيار بالاتر از حجم بودجه و توليد ناخالص ملي اين کشورهاست؛ بنابراين در رقم مورد نظر براي جذب سرمايه گذاريهاي خارجي، افق خاصي وجود ندارد که بخواهيم برايش دست و پا بزنيم.
ما کار اقتصادي نکرده ايم، برخي کشورها همچون چين شبکه توليد محصولات خانگي را راه انداخته اند و تقريباً به صورت رايگان و بدون هيچ گونه هزينه سربار و صرفاً با تأمين هزينه مواد اوليه و دستمزد کارگر بازار جهاني را در اختيار گرفته اند.
در چنين کشوري با اين حدِ بالاي بهره وري، سرمايههاي جهاني سرازير ميشود. اما چنين افقي در کشور ما وجود ندارد؛ براي مثال هم کارفرما و هم کارگران درصددند از قانون کار فرار کنند، علاوه بر اين، مالياتهاي سنگيني که وضع ميشود و نيز مقرارت سختگيرانه براي توليد، عجيب و غريب و مانع آفرين است، براي نمونه، داشتن 5 هزار مترمربع زمين براي پرورش ماهي! در حالي که در چين مردم در حوض خانه هاشان، ماهي پرورش ميدهند.
با چنين وضعيتي سرمايهها به سودآوري نميرسد که خارجيها به اندازه اي سرمايه وارد کنند که بر اقتصاد ما اثر داشته باشد و حداقل سالانه به 50 ميليارد دلار سرمايه گذاري خارجي نياز داريم که بر اقتصادمان تاثير مثبت بگذارد.
بنابراين، تا سازوکارها، مقررات و روابط اقتصاد به نفع توليد تغيير ندهد، چنين اتفاقي محال است؛ حتي هر حرکت سياسي اي که رخ دهد، زيرا که سياستمداران سرمايه ندارند، بلکه سرمايه در دست سرمايه داران است. اگر سازوکارهاي توليد در کشور ما بسيار سودآور باشد و بعد دولتي مانع براي حضور
سرمايه داران در عرصه اي بسيار سودآور شود، ميتوان مداخله کرد، اما اينجا وضعيت اين گونه نيست و شاهد اين مدعا هم تعطيلي
15 هزار کارخانه است، وقتي 20 ميليارد دلار کالا وارد کشور و کارخانههاي ما ورشکسته ميشود. متأسفانه صنعت نفت ما نيز بخش اعظم قطعات خود را از خارج، وارد ميکند، حتي بنزين را از خارج ميآوريم.
وقتي تصميم بر واردات خارجي است، ديگر صنعت و توليد ما سودآور نميشود که
سرمايه گذار خارجي تشويق به حضور در آن شود. البته بسيج راهکارهايي را پيشنهاد کرده به دولت قبلي و فعلي اما بناي دولتهاي ما به استفاده از مردم نيست، و بروکراسي اداري مانع اين استفاده ميشود.
بسيج کمک کار دولتها بعد از جنگ تحميلي بوده و هميشه در کنار دولت بوده نه در برابر آن اين جفاست که بگوييم چنين نبوده؛ سدهاي بزرگ، جادهها و بزرگراه ها، پالايشگاهها و ... ساخته شده جاي وابستگي پيمانکاران خارجي را پُر کرده است و اين سخنان را ابطال ميکند. براي همين دولتها به قرارگاه سازندگي مرتباً درخواست ميدهند، زيرا کار را ارزان تر و باکيفيت تر انجام ميدهد و جالب آنکه حقوقش نيز با تأخير و کمتر پرداخت ميشود.




نظر شما