وداع با آقای شهید ایران

جامعه/ زهرا طوسی: همواره تصور می‌کنیم مادرمان، که هر روز غبار از چهره خانه می‌تکاند و با معجزه نگاه و گاهواره دامنش درد‌هایمان را تسکین می‌دهد فرشته‌ای است اسطوره‌ای و قهرمانی است شکست ناپذیر که باید همه رنج‌ها را در سکوت به جان بخرد تا ما آسوده باشیم.

 «مادر» یک انسان است، او هم «نیاز» دارد
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 ما اغلب یادمان می‌رود او نیز یک انسان است و نیازهای خود را دارد و دریغا که او نیز به خاطر ما از نیازهای خود فراموش می‌کند و می‌گذرد. البته این گذشت نه به نفع مادر است و نه به نفع فرزندان او. پس مادر نباید یک موجود «اسطوره‌ای» باشد. او باید یک انسان باشد به معنای واقعی و با نیازهای واقعی.

  «مادر اسطوره‌ای» یا انسانی به نام مادر
وقتی نام مادر بر زبان جاری می‌شود در ذهن خود فرشته‌ای را تصور می‌کنیم که خستگی ناپذیر است و همیشه در مسیر گذشت و فداکاری برای فرزندش گام بر می‌دارد. این مادر هیچ‌گاه ناراحت نمی‌شود و از همه خواسته و نیازهای خود چشم می‌پوشد تا فرزندش در رفاه و آسایش پرورش یابد.
با «مسعود هنربخش» کار‌شناس ارشد روان‌شناسی بالینی گفت‌وگو می‌کنم. او معتقد است که در عالم حقیقت، نگاه ما به «مادر» نگاهی انسانی است. او زنی است با نیازهای برآورده شده یا نشده، او می‌تواند گاهی غمگین باشد و گاهی شاد و حق دارد خستگی‌اش را در خانه به دیگران اعلام کند و خانه برای او درست مانند بقیه محل آرامش و آسایش باشد.
این کار‌شناس تصریح می‌کند: هر چه انتظار ما از مادر به نگاه دوم که وی را دارای ابعاد انسانی نشان می‌دهد نزدیک‌تر باشد، کار تربیت فرزند آسان‌تر می‌شود و هرچه به سمت مادر اسطوره‌ای حرکت کنیم، ممکن است او را در زیر بار سنگینی قرار دهیم که شانه‌هایش تاب تحمل آن را نداشته باشد.

  ارتباط پسر‌ها با قبیله زنان
هنربخش، با بیان اینکه مادران به دختر‌ها کمک می‌کنند با دنیای زنانه خویش در دوران بلوغ، همسری و مادری آشنا شوند، می‌افزاید: دختران الگوهای رفتاری مادر خویش را در ذهن خود ذخیره و آنچه در زندگی خود پیاده می‌کنند برداشتی است که از رفتارهای او دارند.
وی با اشاره به اینکه ارتباط پسر‌ها با قبیله زنان در سایه ارتباط با مادر شکل می‌گیرد، می‌افزاید: مادران اولین زن زندگی پسران خویش هستند و باید گفت پسر‌ها از طریق دو نفر یعنی مادر و خواهر با دنیای زنانه آشنا می‌شوند و ارتباط‌هایی که پسر‌ها در آینده با قبیله زنان برقرار می‌کنند بشدت تحت تاثیر این ارتباط قرار دارد و اگر در این میان یکی از این دو بخصوص مادر نقش خودش را بدرستی ایفا نکرده باشد، پسر با الگوهای عاطفی لازم برای ارتباط با بانوان غریبه خواهد بود.

 مادرانی «کامل»، «غافل» یا «خسته»
وی توضیح می‌دهد: هم اکنون مادر‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ مادران کامل، مادران غافل و مادران خسته که هر کدام از آن‌ها خصوصیاتی دارند که سبب می‌شود دنیای متفاوتی را برای فرزندانشان رقم بزنند.
هنربخش، با اشاره به اینکه در جامعه امروزی به خاطر تغییر در ساختار اجتماعی، زنان افزون بر مادری نقش‌های دیگری هم برعهده دارند، می‌افزاید: ما اعتقاد داریم زنان هم باید در جامعه حضور داشته باشند و بخش‌هایی از مسؤولیت‌ها را بر عهده بگیرند، ولی مشکل آنجا شروع می‌شود که در خانه به جای نگاه انسانی به مادر، به وی نگاه اسطوره‌ای داشته باشیم.
وی ادامه می‌دهد: در حالی که مادر مقداری از انرژی‌های روانی خودش را در بیرون از خانه سرمایه گذاری کرده و خسته از کار و فعالیت به خانه برگشته از وی انتظار داریم طبق باورهای موجود، او از نیازهای خودش گذشته و بدون ابراز خستگی به امور خانه رسیدگی کند.
وی معتقد است، در چنین شرایطی مادر هیجانات و احساسات خود را نادیده گرفته و بقیه انرژی و توان خود را برای فرزندش سرمایه‌گذاری می‌کند، اما این ارتباط مادر و فرزندی در باطن محتوایی ندارد. مادر در حالی که عملا از عواطف مثبت و لطیف، خالی شده و با هیجانات منفی مانند خستگی و ناامیدی دست و پنجه نرم می‌کند، به اجبار وظایفی را که بر دوشش گذاشته شده انجام می‌دهد.
این روان‌شناس تأکید می‌کند: مادران خسته، مادرانی وظیفه‌شناس هستند که از تمنای مادرانه خالی شده‌اند و به این خاطر در اعماق وجود خود با احساس گناهی همیشگی در حال مبارزه هستند، که مادر خوبی برای فرزندانشان نیستند.

 فرزند؛ اسیر نیازهای سرکوب شده مادر
وی با بیان اینکه در این ارتباط، مادر و فرزند هر دو زندانی و اسیر خواسته‌های سرکوب شده هستند ادامه می‌دهد: مادران خسته به اشکال مختلف فرزندانشان را بدهکار می‌کنند، چون این حس را در فرزند خویش پدید می‌آورند که من به خاطر تو از همه چیز گذشتم. وقتی بچه بدهکار باشد نمی‌تواند خود انگیختگی و استقلال را تجربه کند، این فرزند همیشه به دنبال این است که طوری رفتار کند که مادر می‌خواهد، ولی در باطن و ناخودآگاه خود دچار خشم است، چون نمی‌تواند آن گونه که خود می‌خواهد مسیر زندگی‌اش را طی کند.  وی تصریح می‌کند: روان‌شناسان همیشه معتقدند بهترین هدیه والدین به فرزندان این است که مراقب باشند آرزوهای تحقق نیافته خودشان را از فرزندانشان طلب نکنند.
هنربخش می‌گوید: اگر بپذیریم مادر‌ها نیز یکسری حقوق انسانی دارند و حق دارند همانند بقیه به دیگران «نه» بگویند، اشتباه کنند، بگویند که نمی‌توانند، نمی‌خواهند یا خسته شده‌اند آن موقع خواهیم دید آن‌ها مادرهای بهتری هستند، ولی وقتی ما حقوق آن‌ها را نادیده می‌گیریم، شاهد مادرانی هستیم که با ناخودآگاهی پر از اندوه و خشم، بی‌آنکه بخواهند، نیازهای نسل بعدی خود را نادیده می‌انگارند.

 از خود گذشتگی «مادران کامل»
وی می‌گوید: «مادران کامل» مادرانی هستند که همواره می‌خواهند بدون نقص و کاستی باشند، به خودشان اجازه نمی‌دهند از دست فرزند خود عصبانی شوند، پس در حالی که ناراحت هستند لبخند می‌زنند و بدین شکل به یکسری از احساسات خود اجازه بروز نمی‌دهند و در رنجی مداوم از نیازهای خویش به نفع خانواده چشم می‌پوشند. این مادران با وجود رنجی که از این طرز رفتار می‌برند، از فرزند خود نیز انتظار دارند بدون اشتباه باشند، بدین شکل در عمل امکان رشد طبیعی روحی و روانی را از فرزند خود سلب می‌کنند.

 سانسور پیوسته احساسات مادر و فرزند
وی با اشاره به اینکه «مادران کامل» پیوسته در حال سانسور کاستی‌های وجود خود هستند، بیان می‌کند: احساسات ریشه و قطب نمای درونی هستند که به ما نشان می‌دهد در درون ما چه می‌گذرد، ولی مادران کامل، احساساتی مانند غم و خشم را در خود نادیده می‌گیرند و فرزندان آن‌ها نیز طوری بار می‌آیند که بروز احساسات را نشانه ضعف خود قلمداد می‌کنند. آن‌ها بسیار شکننده بوده و همواره دچار احساسات ناخوشایند مزمن هستند، چون رفتارشان نباید بیانگر عواطف و هیجانات درونی‌شان باشد.
وی تصریح می‌کند: وقتی فرزندان قادر نیستند آنچه را مادر می‌خواهد انجام دهند دو اتفاق می‌افتد، اول اینکه مادر احساس ناتوانی می‌کند و همواره به این می‌اندیشد که مادر خوبی نبوده چون نتوانسته بچه‌های کاملی را تربیت کند، فرزندان نیز دچار نوعی عذاب وجدان می‌شوند که نتوانسته‌اند آن‌گونه که مادرشان از آن‌ها انتظار داشته در زندگی خود بدرخشند.

 «مادران غافل» فارغ از نیازهای کودکان
هنربخش می‌گوید: با اینکه تاکید داریم دنبال «کامل بودن» مادران نیستیم و این را می‌پذیریم که او هم می‌تواند نقص‌هایی داشته باشد، ولی گاهی با مادرانی رو به رو هستیم که از برآوردن نیازهای واقعی کودک خویش نیز غفلت می‌کنند و آسیب‌های جبران ناپذیری به ساختار روانی کودک خود وارد می‌کنند.
وی با اشاره به اینکه مادران در قبال فرزندان دارای نقش مدیر، محافظ و منبع (از لحاظ عاطفی) هستند، می‌افزاید: «مادران غافل»، کسانی هستند که در مسیر زندگی دچار آسیب‌های روحی و جسمی شده‌اند و یا دخترانی بوده‌اند که توسط مادران خویش نادیده گرفته شده‌اند و اکنون این چرخه معیوب توسط آن‌ها تکرار می‌شود.

 سلامت فرزندان در گرو سلامت مادران
وی با تأکید بر اینکه اعمال و رفتار انسان‌ها چه مادران و چه فرزندان همواره باید رنگی از اختیار داشته باشد نه اجبار، تصریح می‌کند: بیشتر زنان امروزی مادرانی کامل هستند که همه منابع و سرمایه‌های روحی و روانی زندگی را به فرزندان خود اختصاص می‌دهند تا با فرستادن آن‌ها به کلاس زبان، ورزش و... از وی انسان موفق و کاملی بسازند.
وی با اشاره به اینکه «مادر اسطوره‌ای» تنها اشتیاقش در وجود فرزندش خلاصه می‌شود به مادران یادآوری می‌کند فرزندان همیشه به دنبال استقلال خود هستند و این جدایی باید به صورت تدریجی اتفاق بیفتد، در غیر این صورت این فرایند طبیعی مختل خواهد شد.
وی به مادران توصیه می‌کند سرمایه‌های وجود خود را مدیریت کرده و آن را در همه ابعاد زندگی تسری بدهند تا ضمن حفظ سلامت روحی و روانی خود در تربیت فرزندان خویش نیز موفق باشند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha