وداع با آقای شهید ایران

«اروند» آخرین ساخته پوریا آذربایجانی با نگاهی به ماجرای 175 غواص شهید ساخته شده و داستان «یونس»، یک جانباز اعصاب و روان را روایت می‌کند. ه«اروند» هم‌اکنون در گروه سینمایی آفریقا اکران شده است. به همین انگیزه با کارگردان این فیلم به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

«اروند» تمام و کمال، فیلمِ دل است
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

گروه فرهنگ وهنر قدس_صبا کریمی: از آنجایی که ساخت این فیلم در فاصله کوتاهی از تشییع پیکر شهدای غواص صورت گرفته، می‌توان آن را اولین تجربه سینمایی این واقعه قلمداد کرد؛ در حالی که فیلم خیلی کلی به این ماجرا پرداخته است. چرا سراغ این سوژه و با این نگاه رفتید؟

از 2 سال پیش با مهدی داوری (تهیه‌کننده) جلسات متعددی مبنی بر ساخت فیلمی ‌با محوریت دفاع مقدس داشتیم که این مسأله بنا بر دلایل شخصی و علاقه‌ای بود که در واقع به موضوع دفاع مقدس داشتیم. فیلمنامه‌های متعددی هم به دست ما می‌رسید و حتی سناریوهایی سفارش داده شده بود و طرح‌هایی هم خودم نوشته بود م را با هم می‌خواندیم. اما هیچ‌کدام از آنها ما را راضی نمی‌کرد. تا اینکه همان زمان بحث تفحص ۱۷۵ غواص دست‌بسته و بازگشت پیکر آنها پیش آمد. ما فکر کردیم اگر قصه جذابی با این محوریت داشته باشیم، چون موضوع ابعاد ملی دارد، خیلی خوب است. بر همین اساس من یک طرح اولیه نوشتم و داوری هم آن را خواند و پسندید و پس از آن روند ساخت فیلم را آغاز کردیم.

«یونس» یک جانباز اعصاب و روان است و به نظر می‌رسد که انتخاب چنین ویژگیای برای این نقش بدان دلیل بوده که داستان به‌گونه‌ای در خیال و واقعیت راحت‌تر تعریف شود. بر همین اساس می‌توان گفت که داستان مبتنی بر واقعیت نیست. این نوع روایت از کجا شکل گرفت؟

من می‌خواستم داستان را در قالب جریان سیال ذهن تعریف کنم و برای این کار نیاز به یک بستر مناسب برای روایت داستان خود داشتم و اینکه قهرمان داستان بتواند بازی خود را به‌خوبی انجام دهد. یکی از راه‌هایی که این کار بهتر می‌توانست انجام شود این بود که فرد، جانباز اعصاب و روان باشد و سفرهای ذهنی و انتقال کاراکترها در منطق رواییِ درست باشد. علت دیگرش هم به فرامتنی‌بودن ماجرا برمی‌گردد. زمانی که من به آسایشگاه‌ها و محل زندگی این جانبازان رفتم و آن را از نزدیک دیدم، متوجه شدم که وضعیت زندگی آنها واقعاً رضایت‌بخش نیست و دوست داشتم جانبازی را انتخاب کنم که نمایش زندگی‌اش بتواند بخشی از این مظلومیت جانبازان را نشان دهد.

در اوایل فیلم، داستان «لیلا» پررنگ مطرح شده و نیمه‌کاره رها میشود. ضمناً حذف این بخش هم لطمه‌ای به قصه فیلم وارد نمی‌کند و بودنش هم کمکی به روند داستانی نمیکند.

البته که قصه «لیلا» به فیلم کمک می‌کند. «لیلا» که نقشش را طناز طباطبایی بازی می‌کند، این روزها وضعیت پیچیده‌ای دارد و بیشتر از این درگیر کردن «لیلا» در فیلم به صِرف حضور طناز طباطبایی، اتفاق ویژه‌ای نیست. من معتقدم هر کاراکتری را باید به‌اندازه در فیلم خرج کرد. ضمن اینکه من از طناز طباطبایی هم بسیار ممنونم که با شعور و دانایی این نقش را درک کرد و پذیرفت و این همکاری جذاب را رقم زد.

2 سکانس در فیلم وجود دارد که مخاطب را با پرسش مواجه می‌کند. یکی «ابراهیم» پسر نوجوانی است که می‌خواهد از جبهه به خانه برگردد اما شهید می‌شود و در رؤیاهای «یونس» ناراحتی او را می‌بینیم. صحنه بعدی، سؤال «یونس» از مسؤول تیم تفحص است که او را در مواجهه سختی قرار می‌دهد که آیا اگر زمان به عقب برگردد، آیا باز حاضر به جنگیدن هست یا نه؟آیا می‌خواهید زاویه تازه‌ای از نگاه رزمندگان به جنگ را جلوی چشم مخاطب قرار دهید؟

ماجرای من با آدم‌هایی که جنگ رفتند خیلی جهت‌دار نیست. ما ملتی بودیم که فرزندانمان را برای جنگ به میدان فرستادیم و دیدگاه‌های مختلفی هم در این رابطه وجود دارد و به این مقوله به‌شکل‌های مختلفی نگاه می‌شود. کاراکترهای فیلم هم از طیف‌های مختلف جامعه هستند و با نگاه‌های متفاوتی به میدان آمدند اما در نهایت، هدف همه آنها یکی است. اینکه «یونس» می‌گوید من جانباز 70 درصدم و هنوز30 درصد از من باقی مانده، در واقع جواب خیلی از جانبازانی را می‌دهد که برای این مملکت رفتند و جنگیدن و دفاع از وطنشان هم خالصانه بوده است.

طی سال‌های اخیر گرایش فیلمسازان جوان به سینمای دفاع مقدس بیشتر شده است. این نگاه به سال‌های جنگ و دفاع مقدس، نشأت‌گرفته از کجاست؟

من سینمای دفاع مقدس را از رسول ملاقلی‌پور یاد گرفتم و فیلم را هم به آن مرحوم تقدیم کردم. همچنین به دلیل علاقه‌ای که به این ژانر داشتم، این فیلم را ساختم. ضمناً می‌خواستم به آنانی که رفتند، ادای دین کنم. قاعدتاً برای ساخت چنین فیلمی ‌باید از یک سری منابع استفاده کرد که برای من شاخص‌ترین آنها مستندهای «روایت فتح» است؛ البته با نگاهی که وامدار رسول ملاقلی‌پور بود و همچنین کتاب «نورالدین پسر ایران» که خاطرات سید نورالدین عافی بود و به نظرم منبع بسیار خوبی است برای اینکه این فضا را بهتر بشناسیم.

علاوه بر این، بسیار علاقه‌مند بودم که فیلم دفاع مقدسی بسازم که قصه‌اش را دوست داشته باشم. اما برایم بسیار عجیب است که چرا «اروند» با اینکه در عرصه سینمای مستقل ساخته شده، در جشنواره مقاومت در هیچ رشته‌ای کاندید نشد و جای سؤال دارد که چرا بازی درخشان سعید آقاخانی در این فیلم توسط هیأت داوری دیده نشده است. این در حالی است که فیلم ما در آخرین سکانس از جشنواره نمایش داده شد و حتی مسؤولان سالن مجبور شدند برای مخاطبان صندلی اضافه بیاورند. اما با این حال در هیچ رشته‌ای شایسته کاندیدا نشد. قطعا اگر بار دیگر فیلمی‌ در فضای دفاع مقدس بسازم و این سیاست‌ها در جشنواره حاکم باشد، دیگر در آن شرکت نخواهم کرد. اما از تهیه‌کننده و عوامل فیلم تشکر می‌کنم که صادقانه پای فیلم ایستادند. «اروند» تمام و کمال، فیلمِ دل است و نشانه ارادت ما به کسانی که برای این مملکت جنگیدند و فارغ از هر نوع سیاست‌زدگی برای دفاع و خاک کشور از جان خود گذشتند و امیدوارم ما هم دین خود را به آنها ادا کرده باشیم.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha