و این درحالی است که سینماگران ایرانی، کمتر به سراغ شخصیتهای مانایی مانند چمرانها و همتها و باکریها رفتهاند.
و کارگردان محبوب ما فیلم «پدر» را میسازد که نوعی محاکمه رزمندگان است برای این که چرا در مقابل هجوم بیگانه ایستادگی کردند.
همین طور کارگردان محترم دیگر ما فیلمی میسازد که در آن درباره سلامت و صلابت رزمندگان، شک و شبهه ایجاد میشود و بازگشت رزمندگان جز پدید آوردن ناراحتی و غصه و جدایی ثمری ندارد.. یا فیلمی ساخته میشود که تصویری کاریکاتورگونه از قهرمانان جبهه در آن ترسیم شده است. فیلمی که اسوههای جنگ را مشتی معتاد و مارباز و کاسب دنیا پرست و بیمار روانی معرفی میکند!
و یا در سلسله فیلمهای حزبی و جناحی که ساخته میشود، شخصیتهای رزمنده را مستأصل، ناامید، به بن بست رسیده و بدون جذبه و روحیه حماسی نشان میدهند.
البته نمی توان منکر وجود فیلمهای خوب دفاع مقدسی در سالهای اخیر شد، اما با قاطعیت میتوان گفت اکثریت فیلمهای ساخته شده در سالهای اخیر، فاقد قابلیت تثبیت حقایق جنگ و انتقال ارزشهای آن دوران هستند. از همه مهمتر این که این فیلمها در شناساندن شخصیتهای بزرگ دفاع مقدس به مردم و نسل جوان، ناکارآمد نشان دادهاند.
و اما ... «شور شیرین»
خبرگزاریها نوشتند: در چهارمین روز از جشنواره فیلم فجر فیلم سینمایی «شورشیرین» ساخته جواد اردکانی سر وقت و با سالنی که بیشتر صندلیهای آن از تماشاچی پر بود، آغاز شد. شروع خوب فیلم، مخاطب را از همان ابتدا به تماشای ادامه آن علاقمند کرد.
اما هنوز ساعاتی از نمایش فیلم نگذشته بود که میز گردهای منتقدان علیه این فیلم تشکیل شد نقد پشت سر نقد، توگویی که برخی کمر همت بستهاند تا تیشه به ریشه این گونه از فیلمسازی بزنند. اما از آن سو نیز شماری منتقدان به نقد منصفانه فیلم پرداختند.
وقتی فیلم در مشهداکران شد من با خواندن نقدها و با پیش ذهنیتی آشفته، پس از افطاری با خانواده به دیدن فیلم شور شیرین در یکی از سینماهای شهر رفتیم. البته راستش را بخواهید به اکران خصوصی هم دعوت شده بودم اما نرفتم دوست داشتم از گیشه بلیت بخرم و فیلم را ببینم. آن شب تقریباً سالن سینما از تماشاگر خانوادگی پر شده بود. حس من این بود که همه با علاقه خاصی فیلم را دنبال میکنند. در جاهایی از فیلم احساسات بر آنها غلبه میکرد، گریه میکردند و در جایی هم جوانترها دست میزدند و هورا میکشیدند. بعد از تماشای فیلم، فکر میکنم چه خوب است با تنی چند از تماشاگران هم گفت وگو کنم و نظر آنها را درباره «شورشیرین» جواد اردکانی جویا شوم.
حس کردم این واقعا دایی محمود است
خانم «سعیده چوبدار» 21 ساله ،دختر خواهر شهید کاوه که دایی اش را از خواندن کتابها و خاطراتی که از خانواده شنیده است، میشناسد در باره فیلم میگوید: وقتی فیلم را دیدم بازیگر نقش دایی خیلی تلاش کرده بود به شخصیت او نزدیک شود دو بار حس کردم واقعا این دایی محمود است که میبینم و خوشحالی عمیقی را در خود حس کردم. فیلمش خوب بود، شجاعت دایی، تک زدنشان به دشمن و از خود گذشتگی دایی که خود را جلوی همه میانداخت. سعیده باور دارد، شخصیت کاوه از نظر معنوی و ارتباطش با خدا اصلاً نشان داده نشده که این ضعف به نویسنده فیلم بر میگردد.سعیده می گوید اگر کاوه شجاع بود، در اثر ارتباط با خدا بود. اگر کاوه با مردم کردستان مهربان بود در سایه انجام وظیفه به دین و باورهایش بود. اگر کاوه دشمن را با بیرحمی میکشت آن نیز همسو با اعتقادش بود. ای کاش این بعد معنوی هم دیده میشد تا جوانان وقتی فیلم را میبینند بفهمند کاوه چگونه شهید کاوه شد، این که او از چه راهی به خدا وصل شد تا بتواند شهید کاوه شود. دیدن این صحنهها برای جوانان خیلی مهم تر بود اگر نویسنده کمی تأمل میکرد. البته دوستان من هم که فیلم را دیدند میگفتند جای بعد معنوی کاوه در فیلم کمرنگ بود. خانم «طاهره کاوه» خواهر شهید با ابزار خشنودی از ساخت این گونه فیلمها میگوید: هر چند هیبت و شهامت و جبروت محمود را نتوانسته بودند به تصویر بکشند اما به هر حال زحمت کشیده بودند همین که پس از سالها دارند روی این گونه فیلمها و شناساندن شهدا دارند کار میکنند ما خوشحالیم. امیدواریم در سریالی که برای «محمود» میسازند در نشان دادن شخصیتش موفقتر باشند.
ایرادهای داستان را پیش از نوشتن فیلمنامه بر طرف کنید
«سید سعید موسوی» نویسنده کتاب «نبرد آلواتان» در باره زندگی شهید کاوه هم فیلم شورشیرین را دیده است او بر این باور است که فیلم خوب بود اما میتوانست بهتر باشد.
موسوی میگوید: به نظرم شخصیت پردازی کاوه در فیلم ضعیف است. بازیگر نقش کاوه هر چند از نظر چهره بسیار شبیه در آمده اما شخصیت پردازی درستی ندارد. او پیشنهاد میکند، نویسندگان و کارگردانان دفاع مقدس روی انتخاب داستان و نوشتن فیلمنامه با فیلم نامه نویسان حرفهای مشورت کنند و ایرادهای داستان را قبل از نوشتن فیلمنامه بر طرف کنند تا فیلم قوی تری را ارائه دهند. موسوی در ادامه میگوید: خط فیلم برداشتی از نبرد آلواتان با کمی تغییرات است اما بدون هیچ اسمی از کتاب است. البته برای من بحث مالی مطرح نیست اما میتوانستم با تجربهای که از شخصیت کاوه داشتم، مشاوری باشم برای کارگردان تا شخصیت بهتری از کاوه ارائه شود.
کاوه معجزه انقلاب
«حمید رضا صدوقی» نویسنده کتاب «کاوه معجزه انقلاب» و همرزم شهید کاوه در لشگر ویژه شهدا واحد اطلاعات عملیات در باره شور شیرین میگوید: من از نزدیک شجاعت و صلابت کاوه را دیده بودم. کاوه در هر کجا بود محوریت با کاوه بود یکی از فرماندهان ارشد سپاه میگفت که اگر لشگر ویژه شهدا آماده عملیات باشد اما کاوه نباشد آن لشگر آماده عملیات نیست و اگر لشگر آماده نباشد اما محمود کاوه باشد ما روی لشگر به عنوان یک یگان عملیاتی حساب میکنیم. صیاد شیرازی و آبشناسان عباراتی در باره کاوه گفتند که ما انتظار داشتیم اینها را ببینیم. که وقتی از سالن سینما بیرون میآییم از شخصیت کاوه یک حلاوت و شیرینی در جان ما نشسته باشد که افتخار به چنین فرمانده جوانی بکنیم اما متأسفانه حس میکنیم سوژه تا اندازهای تلف شده است این فیلم با کاوهای که ما دیده بودیم تفاوت دارد و یا پیشمرگان کرد مسلمان که نقش پر رنگی در جنگ کردستان داشتند در این فیلم دیده نمیشوند. این سخن رزمندههایی است که در رکاب کاوه میجنگیدند.
وی ادامه میدهد: مشکل سینمای دفاع مقدس پول و اعتبار نیست بلکه مشکل مدیریت و نبود دید و نگرش درست است.
البته در پاسخ آقای صدوقی، آقای اردکانی در یکی از مصاحبههایش گفته است: «بخشی از قصه «شور شیرین» نیروهای ارتشی در کردستان است و انسانهای بزرگی مانند شهید صیاد شیرازی در قصه کاوه وجود دارد. ارتش نه تنها هیچ کمکی به فیلم نکرد بلکه ما را مجبور کرد اسم شهید صیاد را عوض کنیم. این شخصیت در فیلم به نام سرهنگ شیرزاد تغییر یافت. گفتیم چرا باید تغییر دهیم، گفتند شما صیاد را خرج کاوه میکنید! »
کاوه در فیلم کمرنگ است
آقای «مجید ایافت» که در تدوین فیلمنامه شور شیرین همکاری داشته، میگوید: من 40 قسمت فیلمنامه در باره زندگی کاوه را برای ساخت یک سریال نوشته بودم که 3 قسمت از آن را با همفکری آقای اردکانی و آقای شاهمرادی زاده انتخاب کردیم وبرای فیلم شور شیرین سناریوی آن تدوین شد.این فیلم گوشهای از زندگی کاوه است. هیچوقت یک فیلم سینمایی نمیتواند شامل همه زندگی شخصیتی چون کاوه باشد البته این انتقاد به جاست که کاوه در فیلم کمرنگ است به طور قطع این فیلم من و کسانی را که از نزدیک با کاوه بودند اغنا نمیکند اما جوانان از دیدن فیلم لذت بردند و ما این شوق را در جوانان دیدیم.
از رضایتمندی جوانان خوشحال شدم
خانم «مهری اختر دانش» بسیجی 37 ساله که با 16 نفر از دوستانش برای دیدن فیلم به سینما آمده بود، میگوید: با این که فیلم خیلی خاموش و غریب اکران شد هیچ تبلیغاتی نداشت با این همه تماشاگر زیاد دارد. فیلم جوان پسند بود ازدواج ساده در زمان جنگ خیلی توجه مرا جلب کرد خیلی جالب بود و من وقتی از سینما بیرون آمدم از شوق و رضایتمندی جوانان خوشحال بودم او عقیده دارد فیلم شور شیرین دیدنی بود واین فیلمها برای جامعه ما لازم است تا روح سلحشوری در جامعه زنده بماند
یک رویه، نه اتفاق
«مسعود امانی» از تماشاگران « شور شیرین» از تهران در یادداشتی نوشته است: فیلمسازانی مانند طالبی و اردکانی و دیگرانی که سفارش از دلشان میگیرند. بیشک مستعدتر از آنها را میتوان در این سینما یافت اما وقتی به هر دلیلی که فعلا مورد بحثمان نیست شاهد ساخت آثار خوبی از این مستعدترها نیستیم آیا باید بقیهای که به سهم خودشان تلاش میکنند و فیلمهای خوبی هم میسازند را کوبید؟! آیا باید یقه اردکانی را گرفت که چرا هنگامی که کاک خسرو سر سرباز ارتشی را میبرد، آدرنالین ترشح شده در خون مخاطب از بینی اش بیرون نمیزند؟! و اما شور شیرین… روایت بخشی از زندگی شهید محمود کاوه است. شیرمردی که خدا میداند اگر آمریکا یک دانه اش را که نه، حتی یک کپی کمرنگش را هم داشت آنوقت چه مایهای میگذاشت برایش هالیوود. شیرمردی که به حساب و کتاب آن روزها، ضد انقلاب برای سرش دو میلیون تومان جایزه گذاشته بود. روزهایی که چه سهل شده بود سر بریدن…
تصویرسازی خوبی که از رزمندههای ارتشی در کنار بسیجیها و سپاهیها شده بود نیز از نکات ارزنده فیلم است. فیلم ضرباهنگ خوبی دارد؛ شور شیرین فیلمی است که میتوانی با خانوادهات تماشایش کنی و خیالت راحت باشد که به جاده خاکی بیاخلاقی نمیزند تا در تاریکی سینما از شرم سرخ و سفید شوی. البته مثل همه فیلمها ضعف هم دارد که نه اینجانب منتقد حرفهای سینما هستم و نه در مورد این فیلم انگیزه نقد اصولی و درست و درمان را دارم. بگذار برخی افتخار ندهند پول ته جیبشان را خرج شور شیرین کنند. من و رفیقم هادی اما ایده آلمان این است که شب جمعهای سینما شکوفه پر شود از بچههای میدان شهدا و میدان خراسان و اتابک و کیانشهر و بروبچههای پایین؛ فیلم را ببینیم؛ وقتی کاوه و یارانش حال ضد انقلاب را میگیرند سر ذوق بیاییم و وقتی رویگری با قناصه دشمن را میزند برایش کف بزنیم.
در آخر باید گفت که واقعیت این است که درهای عمیق بین سینمای فعلی و سینمای مطلوب انقلاب اسلامی فاصله انداخته و این قبیل فیلمها فقط در صورتی میتوانند این فاصله را پر کنند که ساخت و تولیدشان یک رویه باشد نه اتفاق؛ که از نظر محتوایی و فنی و ساختاری روز به روز رشد کنند.




نظر شما