اما درست برخلاف این تصور، شورجه آدمی است کم ادعا که در صورت درست بودن انتقادات وارد شده به فیلمهایش، نه تنها آنها را میپذیرد، بلکه سعی میکند به شما در یافتن تصویری جامع نسبت به مفهومی که درباره اش تحقیق میکنید، یاری برساند. با شورجه درباره ویژگیهای سینمای ارزشی گفتگو کرده ایم.
درباره سینمای ارزشی یا سینمایی که مذهب، بنیان فکری آن را تشکیل میدهد، تعاریف فراوانی وجود دارد. به نظر شما آیا میتوان تعریفی واحد برای این گونه سینمایی درنظر گرفت؟
- بگذارید همین اول کار نکته ای را به شما بگویم و آن هم اینکه متاسفانه در سینمای ما، فرهنگ غلطی باب شده آن هم با این مضمون که «فیلمهای ارزشی، لزوما فیلمهایی هستند سرسنگین که قصد دارند بار محتوایی خود را به واضح ترین شکل ممکن بیان کنند»، در صورتی که به نظر من، تمام فیلمهایی که دارای پیام و حرف اخلاقی برای مخاطب باشند، فیلم ارزشی هستند.
اینکه فکر کنیم تنها فیلمهایی که تاریخ اسلام را مرور میکنند، فیلم مذهبی هستند، صددرصد نادرست است. اتفاقاً بارها رخ داده که یک درام اجتماعی، زیباتر از یک اثر تاریخی/مذهبی، اندیشههای اسلامی را تبیین کرده است. پس حتما نباید برای ساخت فیلمهای ارزشی به سراغ تاریخ اسلام و البته دریافت بودجههای کلان دولتی(!) رفت. شما اگر فیلمساز کاربلدی باشید، میتوانید یک فیلم کودک را طوری بسازید که مذهبی باشد. میتوان فیلمهایی بسازید در ترویج اخلاق اسلامی و برخوردهای اجتماعی، به گونهای کاملاً غیرمستقیم.
پس این مسأله که گروهی تبیین ارزشهای اسلامی را در گرو ساختن پروژههای فاخر و البته پرهزینه میدانند رد میکنید؟
- آن فیلمها هم جای خود را دارند، اما اینکه کل سینمای ارزشی را معطوف کنیم به این دسته فیلمها، صددرصد اشتباه کرده ایم. اگر فیلمسازی بتواند آموزههای اسلام برای زندگی در شرایط بحرانی را به فیلم تبدیل کند، شک نکنید که فیلمش ارزشمدارترین فیلم خواهد بود. فیلم ارزشی ساختن، در محدوده یک ژانر نمیگنجد. این تعریف، از ژانر تاریخی/مذهبی گرفته تا اجتماعی، ملودرام، کودک، دفاع مقدسی و خانوادگی را دربرمی گیرد.
پس چرا کمتر پیش آمده تا نگرههای مذهبی را در آثار غیرتاریخی ببینیم؟مشکل از مدیران بوده؟!
- مطمئنا سیاستگذاران هم بدشان نمیآید اصول اخلاقی اسلام در ساختار محتوایی فیلمها دیده شود، اما فیلمسازان ما هم باید دغدغه این را داشته باشند که به دنبال ترویج اندیشههای معنوی بروند. وقتی سینماگر دغدغه دین را نداشته باشد، مدیر فرهنگی چه میتواند بکند؟ همین ممیزی که این روزها جریان دارد و باعث میشود مثلا به جای سالی صد فیلم، پنجاه فیلم تولید شود، عمده نگاهش بر این مبنا بوده که اندیشههای غیردینی در جریان فیلمها دیده نشوند، ولی همین ممیزی هم حواشی فراوانی را ایجاد کرده!
فکر میکنید واقعا دلیل اصلی ممیزی آثار سینمایی، فقط برمبنای محتوای دینی یا به قولی نگاه ارزشمدار آنها بوده؟
- قاعده باید چنین باشد، حالا اینکه چنددرصد آن اجرایی میشود، به من مربوط نیست! ممیزی (آن هم از نوعی که در کشور ما جریان دارد) میبایست مجالی باشد برای توجه بیشتر به آثاری که آموزههای اخلاقی/اسلامی را شالوده کار قرار داده اند.
شما طوری صحبت میکنید که انگار دلیل اصلی فقر سینمای ارزشمدار ما، سینماگرانی هستند که دغدغههای ارزشی ندارند!
- نمی توانم همه فیلمسازان را متهم کنم، اما میتوانم بگویم که تنها برخی از فیلمسازان هستند که دغدغه اجتماع اطراف خود را دارند، ضمن اینکه نگرش آدمهای مختلف به یک موضوع واحد هم تفاوت میکند. مثلا توجه به مشکلاتی مانند گرانی، ترافیک، تورم، تحریم و فشارهای خارجی وارده به کشور، دغدغه بسیاری از فیلمسازان است که مطمئنا در صورت نگاه درست، میتواند زمینه ساز تولید آثار ارزشی هم بشود، اما این را هم باید در نظر گرفت که سبک سخن گفتن هم تفاوت میکند و نوع گفتن هم فرق میکند. به عنوان مثال آدمی داریم مثل فرجا... سلحشور که به شدت صریح صحبت میکند و فیلمسازی دیگر که متعادلتر پیش میرود. این را هم باید بگویم که نگاه برخی از سینماگران ما به سینما صرفا سرگرم کنندگی است و برای همین، پیام اخلاقی برایشان اولویت چندانی ندارد.
...اما سینمایی که نتواند سرگرم کند نمیتواند مخاطب داشته و به تبع آن پیام خود را برساند!
- سرگرم کردن خوب است، اما از سرگرم سازی هم باید هدف داشت. اینکه کل فیلم را با دیالوگهای سطحی پر کنی و ناگهان در تیتراژ پایانی، روایتی از یکی از ائمه معصوم نقل کنی، چه معنایی دارد جز سوء استفاده از آن روایت، برای دور زدن ممیزی؟! باید سینمایی داشته باشیم که هم سرگرم کند و هم پیام اخلاقی بدهد، ولی متاسفانه هنوز نتوانسته ایم آثار فراوانی به این شکل داشته باشیم که هر دو وجه را تامین کند.
چرا نتوانستهایم به چنین سینمایی برسیم؟
- از جمله معضلات سینمای ما ضعف سناریو است. سناریست قوی به دو عنصر نیاز دارد: یکی دغدغه مندی و دیگری تخصص در دراماتیک کردن آموزههای اخلاقی/اسلامی. گفتناش ساده است، اما اینکه بتوانی آموزه ای اسلامی را در قالب یک داستان امروزی به تصویر بکشی، کار سادهای نیست. دقیقاً به همین دلیل است که پیامهای اخلاقی فیلمهای ما این قدر پررنگ شده اند و اغلب از زبان کاراکترهای اصلی بیان میشوند. البته در این حیطه تلاشهایی شده که هنوز به نتیجه نرسیده.
مدیران فرهنگی ما که به این ایراد اذعان دارند چرا سعی نمیکنند با پرورش گلخانه ای تعدادی جوان مستعد، زمینه ای برای تربیت تعدادی فیلمنامه نویس متبحر فراهم کنند؟
- در این حیطه نه تنها دانشکدههای هنری فراوانی داریم که رشته فیلمنامه نویسی را تدریس میکنند بلکه آموزشگاههای آزاد زیادی هم داریم که تدریس فیلمنامه نویسی را در دستور کار قرار دادهاند، اما اینکه از این همه آموزشگاه چه درمی آید، مهم است و برای بررسی این مسأله باید نظارتی کامل بر عملکرد دانشکدهها و آموزشگاههای سینمایی انجام شده و دریافت که چرا از یک دوره پنج ساله آموزشی حتی پنج فیلمنامه نویس قوی هم درنیامده است؟! این زیاد خوب نیست که دانشگاه هنر ما بودجه هنگفت دولتی داشته باشد، اما فارغ التحصیلان آن، آثاری بسازند که نه تنها ارزشی نباشد، که در راستای اهداف دشمن باشد! باید واقعا یک کار نظارتی جدی انجام شده و بررسی کرد آموزشگاههای هنری ما چه تعداد فیلمنامه نویس پرورش داده اند که کاملا دغدغه دین داشته اند.
۲۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۴
کد مطلب: ۶۳۹۰۳
هنر هفتم/حامد مظفری - بسیاری از مخاطبان و حتی منتقدانی که از نزدیک با جمال شورجه آشنا نیستند، گمان میکنند که این فیلمساز به لحاظ فکری، در اظهارنظرات خویش کاملا یکسویه عمل میکند و نگاهی بسته به موضوع دارد ...
زمان مطالعه: ۱ دقیقه




نظر شما