تحولات منطقه

۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۹
کد مطلب: ۶۷۹۳۵۱

سخنرانی روبیو در آتن، فراتر از بازخوانی تاریخ یونان، پرده از نگاه تمدنی و راهبرد قدرت‌محور دولت ترامپ برمی‌دارد؛ روایتی که با پیوندزدن هویت آمریکا به میراث غرب، برتری‌جویی را توجیه می‌کند و ضرورت هوشیاری ایران و دیگر ملت‌های شرق را یادآور می‌شود.

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

رهبر شهید انقلاب، در طول حیات پر برکت خود بارها دشمن شناسی و معرفی خوی استکباری آمریکا را یکی از محورهای سخنان خود قرار داده بودند، ایشان در ۱۲ آبان ۱۴۰۴ خصومت‌ورزی مستمر آمریکا علیه ملت ایران را در طول سالهای پس از انقلاب نشانه حقانیت فرمایش امام بزرگوار مبنی بر اینکه «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید» دانستند و افزودند: دشمنی آنها صرفاً زبانی نبود و هر چه توانستند از تحریم، توطئه، کمک به دشمنان ذاتی جمهوری اسلامی، تحریک صدام برای حمله به ایرانو کمک همه‌جانبه به او، ساقط کردن هواپیمای مسافری ایران با ۳۰۰ سرنشین، جنگ تبلیغاتی و حمله مستقیم نظامی برای ضربه زدن به منافع ملت ایران انجام دادند چرا که ذات استکباری آمریکا با ذات استقلال‌طلبانه انقلاب اسلامی سازگار نبود و اختلاف آمریکا و جمهوری اسلامی نه یک اختلاف تاکتیکی و موردی، بلکه اختلافی ذاتی است.
امام خمینی نیز در هفتم آبان ۱۳۵۸، با اشاره به نقش آمریکا در مشکلات ملت‌های شرق و حمایت آن کشور از رژیم صهیونیستی، گفته بود: «آقا! تمام گرفتاریهای شرق از این اجانب است؛ از این غرب است؛ از این امریکاست. الآن تمام گرفتاری ما از امریکاست. تمام گرفتاری مسلمین از امریکاست. از این امریکایی است که صهیونیسم را آن طور تقویت کرده است و آن طور دارد تقویت می‌کند، و برادرهای ما را فوج فوج می‌کُشند».
حال سخنرانی مارک روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در آتن، هرچند تحت تأثیر روایتی گزینشی و تقطیع‌شده از تاریخ خشایارشاه قرار گرفت؛ اما فراتر از این اهانت تاریخی، رویارویی تمدنی شرق و غرب در ذهن ترامپیست‌ها را آشکار کرد و تصویری از مانیفست فکری و راهبردی دولت ترامپ نمایش داد.
این سخنرانی، فراتر از ستایش یونان باستان، تلاشی برای بازتعریف هویت غرب، احیای ملی‌گرایی و توجیه راهبرد قدرت‌محور دولت ترامپ است؛ روایتی که در آن، گذشته تمدنی به ابزاری برای صورت‌بندی رقابت‌های امروز و آینده جهان تبدیل می‌شود.
مارک روبیو در سخنرانی ۷ اکتبر ۲۰۲۶ خود در آتن، روایتی از تاریخ یونان باستان ارائه کرد که قرار بود گذشته را به آینده غرب پیوند بزند. او از مقاومت آتنی‌ها در برابر سپاه خشایارشاه آغاز کرد، به میراث فلسفی و سیاسی یونان رسید، از پیوند آن با مسیحیت و شکل‌گیری تمدن اروپا سخن گفت و در نهایت، آمریکا را وارث این سنت تمدنی معرفی کرد. اهمیت سخنان روبیو صرفاً در بازخوانی تاریخ یا ستایش یونان باستان نیست؛ مسئله اصلی، استفاده از یک روایت تاریخی برای تعریف هویت غرب معاصر و توجیه جهت‌گیری راهبردی دولت ترامپ است.
خواندن متن کامل این سخنرانی و درک فضای فکری حاکم بر سیاست‌گذاران آمریکایی ضروری است؛ بااین‌حال، در یک نگاه اولیه می‌توان به چند نکته مهم اشاره کرد.

نکته اول: از قدرت جمهوری اسلامی تا ذلت پهلوی‌چی‌ها

پهلوی‌چی‌ها و مدعیان باستان‌گرایی باید به تناقضی که در آن گرفتار شده‌اند توجه کنند. کسانی که با تکیه بر ایران باستان و میراث تمدنی آن برای خود هویت سیاسی تعریف می‌کنند، امروز با وطن‌فروشی به جریان‌های خارجی دل بسته‌اند که در روایت تمدنی خود، ایران را در جایگاه رقیب و دیگریِ تاریخی غرب قرار می‌دهند.
علاوه بر این اینکه آمریکا خود را نماینده تمدن غرب، از یونان باستان تا جهان مدرن، معرفی می‌کند و سپس ایران را در جایگاه رقیب خود قرار می‌دهد، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی به معنای ایران فعلی در محاسبات راهبردی آمریکا صرفاً یک بازیگر سیاسی معمولی تلقی نمی‌شود.


نکته دوم: تاریخ باستان؛ ابزاری برای هویت‌سازی سیاسی

آمریکای مدرن کشوری با عمر سیاسی حدود ۲۵۰ سال است که تاریخ آن با جنگ، خون‌ریزی و ظلم به بومیان همراه بوده است. این کشور به‌نوعی هویتی خودساخته و غیرریشه‌دار دارد؛ هویتی که مهاجران اروپایی، از جمله کسانی که برای بهره‌برداری از منابع و ثروت‌های این سرزمین به آمریکا آمدند، در شکل‌گیری آن نقش داشتند. به همین دلیل، وزیر امور خارجه دولت ترامپ در آتن، هویت تمدنی آمریکا را به میراث یونان باستان پیوند می‌زند تا برای این کشور هویت‌سازی کند.
در این چارچوب، روایت تقطیع‌شده روبیو از حمله خشایارشاه به آتن نیز اهمیت پیدا می‌کند. او بدون اشاره به حملات اولیه یونانی‌ها به ایران، با برجسته‌کردن تقابل آتنی‌ها با سپاه ایران باستان، صحنه‌ای از رویارویی میان مدافعان یک تمدن و مهاجمان آن می‌سازد.
در این بازنمایی، آمریکا با وجود عمر سیاسی نسبتاً کوتاه خود، وارث تمدنی معرفی می‌شود که ریشه‌های آن به یونان باستان بازمی‌گردد!

نکته سوم: در نگاه تمدنی ترامپ، جایی برای ضعفا نیست

روبیو یکی از ویژگی‌های تمدن یونان و در امتداد آن تمدن غرب را کنجکاوی، جاه‌طلبی برای شناخت و تلاش برای شکوفایی ظرفیت‌های انسانی(البته انسان خدانامحور) معرفی می‌کند. او در ادامه، به مبانی فکری این تمدن می‌پردازد و مهم‌ترین نقد خود به وضعیت امروز غرب را مطرح می‌کند: برخلاف گذشته، این روزها بیش از آنکه دغدغه شکوفایی ظرفیت‌های برترین افراد را داشته باشیم، درگیر تأمین آسایش ضعیف‌ترین‌ها هستیم.
وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه، از اینکه غرب به‌دلیل تأکید بر ویژگی‌های متمایز خود احساس شرم می‌کند، انتقاد می‌کند و ضرورت بازگشت به ملی‌گرایی(ناسیونالیسم) را پیش می‌کشد. البته تجاوز و غارتگری نیز بخشی از تاریخ و عملکرد قدرت‌های غربی است که در روایت روبیو از ویژگی‌های متمایز تمدن غرب نادیده گرفته می‌شود.
روبیو سپس از دوراهی‌ای سخن می‌گوید که به باور او، سرنوشت قرن آینده را رقم خواهد زد: آیا غرب جایگاه خود را در رأس جهان حفظ می‌کند یا به سوی تحلیل‌رفتگی، انقیاد و افول حرکت خواهد کرد؟ پاسخ او، معرفی راهبرد دولت ترامپ است؛ بازپس‌گیری کنترل زنجیره‌های تأمین حیاتی، احیای صنعت و تولید، بازسازی توان دفاعی و رقابت برای کسب برتری در فناوری‌ها و صنایع آینده.
در بخش بعدی سخنانش، روبیو به اتحادها و دشمنی‌های موجود در این راهبرد می‌پردازد و از اروپا دعوت می‌کند تا با این رویکرد همراه شود و نهادها و ائتلاف‌هایی برای مقابله مشترک با تهدیدهای پیش روی غرب شکل دهد. به این ترتیب، سخنرانی او از توصیف یک هویت تمدنی مطلوب فراتر می‌رود و به طرحی سیاسی و راهبردی برای آینده آمریکا و متحدانش تبدیل می‌شود.


نکته چهارم و پایانی: آیا شرق از خواب غفلت بیدار می‌شود؟

روبیو در بخش‌های مختلف سخنرانی خود، ویژگی‌های تمدن مطلوب غرب را توصیف می‌کند و می‌گوید تاریخ یونان تصویری از خود ما به دست می‌دهد. اما این روایت از شکوفایی و برتری تمدن غرب، بدون توجه به بخش مهمی از تجربه تاریخی ملت‌های دیگر، تصویری ناقص به دست می‌دهد.
تمدن غرب، به‌ویژه در دوران معاصر، در کنار دستاوردهای علمی، صنعتی و فکری، سابقه‌ای طولانی از استعمار، برده‌داری، اشغال سرزمین‌ها و بهره‌کشی از ملت‌های دیگر نیز دارد. بخشی از قدرت اقتصادی و جهانی دولت‌های غربی در بستر همین مناسبات سلطه شکل گرفته است.
اما نکته مهم‌تر برای تحلیل سخنان روبیو، توجه به راهبرد «صلح از طریق قدرت» دولت ترامپ است؛ راهبردی که بارها از سوی مقامات این دولت مطرح شده است. روبیو امروز، پس از جنگ‌افروزی‌های فراوان و قتل مظلومانه مردم ایران، از جمله رهبر شهید ایران به همراه خانواده و دختر خردسالش، از برقراری صلح در منطقه سخن می‌گوید!
توصیف‌های روبیو و عملکرد دولت ترامپ، در کنار یکدیگر، تصویری از رویکرد ظالمانه آمریکا ارائه می‌کنند. تقابل میان توجه به برترین‌ها و آسایش ضعیف‌ترین‌ها در سخنان روبیو، در کنار تأکید او بر ضرورت حفظ جایگاه غرب در رأس جهان، این پرسش را برجسته‌تر می‌کند که در نظم مطلوب او، با ملت‌ها و جوامعی که بر استقلال و توانمندی خود تکیه دارند، چگونه برخورد خواهد شد؟
اگر ایران و دیگر کشورهای شرقی نسبت به صورت‌بندی تمدنی و راهبردی قدرت‌های غربی بی‌تفاوت بمانند، ممکن است نه‌تنها در عرصه مادی، بلکه در تعریف هویت، تاریخ و آینده خود نیز به موضعی تدافعی رانده شوند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha