حسن طهرانی مقدم، دانشمند و فرمانده نظامی ایرانی که به «پدر موشکی ایران» شهرت دارد، از چهرههای اثرگذار در شکلگیری و توسعه توان موشکی سپاه پاسداران بود. او فعالیت خود را از سالهای نخست انقلاب و دفاع مقدس آغاز کرد و با تمرکز بر خودکفایی دفاعی، توسعه زیرساختهای فنی و تربیت نیروهای متخصص را دنبال کرد. طهرانی مقدم ششم آبان ۱۳۳۸ در تهران متولد شد و ۲۱ آبان ۱۳۹۰ در حادثه انفجار پادگان بیدگنه ملارد به شهادت رسید.
حسن طهرانی مقدم که بود و چرا پدر موشکی ایران نام گرفت؟
نام حسن طهرانی مقدم با یکی از مهمترین تحولات نظامی ایران در سالهای پس از انقلاب گره خورده است؛ حرکت از اتکا به تجهیزات محدود و وارداتی به سمت ایجاد ظرفیتهای داخلی برای توسعه و پشتیبانی سامانههای موشکی. او در دورهای مسئولیتهای فنی و نظامی خود را دنبال میکرد که جنگ ایران و عراق، نیاز به تقویت توان دفاعی و مقابله با حملات موشکی عراق را به مسئلهای جدی تبدیل کرده بود.
نقش او تنها به فعالیت در حوزه موشک محدود نبود. سازماندهی توپخانه سپاه، ایجاد ساختارهای تخصصی، پیگیری پروژههای تحقیقاتی و تأکید بر پرورش نیروهای فنی از جمله بخشهای مهم کارنامه او به شمار میروند.
به همین دلیل، لقب «پدر موشکی ایران» بیش از آنکه صرفاً به یک دستاورد مشخص اشاره داشته باشد، بیانگر نقش او در پایهگذاری و پیشبرد روندی سازمانیافته برای توسعه توان موشکی کشور است؛ روندی که با همکاری شمار زیادی از متخصصان و مجموعههای دفاعی ادامه یافت.
تولد و تحصیلات حسن طهرانی مقدم در تهران
حسن طهرانی مقدم ششم آبان ۱۳۳۸ در محله سرچشمه تهران و در خانوادهای مذهبی متولد شد. پدرش، محمود طهرانی مقدم، خیاط بود و خانواده در سالهای کودکی او به محلههای شکوفه و بهارستان نقل مکان کردند. او دوران ابتدایی و متوسطه را در همین مناطق گذراند.
مسجد و فعالیتهای فرهنگی و مذهبی نیز بخش مهمی از سالهای نوجوانی او را تشکیل میداد. طهرانی مقدم به همراه برادرانش در گروه سرود مسجد زینب کبری(س) فعالیت داشت؛ گروهی که بنا بر روایتهای منتشرشده، در مراسم استقبال از امام خمینی(ره) در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ نیز حضور یافت.
او در سال ۱۳۵۶ تحصیلات هنرستانی خود را به پایان رساند و در رشته صنایع، با تمرکز بر برش قطعات صنعتی، به تحصیل ادامه داد. آموزش فنی و آشنایی با مسائل صنعتی، بعدها در مسیر فعالیتهای نظامی و تحقیقاتی او اهمیت بیشتری پیدا کرد.
از مبارزات انقلاب تا حضور در سپاه پاسداران
همزمان با گسترش اعتراضات علیه حکومت پهلوی، طهرانی مقدم نیز به فعالیتهای انقلابی پیوست. در روایتهای مربوط به زندگی او، به مشارکتش در فعالیتهای مخفیانه و ساخت نارنجکهای دستی در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اشاره شده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، او فعالیت حرفهای خود را در مجموعههای انقلابی ادامه داد و در تیرماه ۱۳۵۹ به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. نخستین مسئولیت رسمی او، فعالیت در حوزه اطلاعات منطقه سه سپاه شمال کشور بود.
با آغاز جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹، نیاز به سازماندهی نیروها و تقویت توان رزمی کشور افزایش یافت. طهرانی مقدم نیز بهتدریج از مسئولیتهای اولیه فاصله گرفت و وارد حوزه سازماندهی توان پشتیبانی آتش شد؛ حوزهای که بعدها زمینه فعالیت گستردهتر او در برنامه موشکی را فراهم کرد.
نقش حسن طهرانی مقدم در شکلگیری توپخانه سپاه
تجربه سالهای نخست جنگ نشان داد که برخورداری از نیروی انسانی و تجهیزات محدود، بدون سازماندهی و پشتیبانی مؤثر، پاسخگوی نیازهای میدان نبرد نیست. کمبود امکانات و ضرورت افزایش قدرت آتش، سپاه را به سمت ایجاد ساختارهای منسجمتر در حوزه توپخانه سوق داد.
طهرانی مقدم از جمله فرماندهانی بود که در این مسیر نقش داشت. او برای ساماندهی آتش پشتیبانی و ایجاد ساختارهای توپخانهای تلاش کرد و در آموزش نیروها، استفاده از تجهیزات موجود و سازماندهی ظرفیتهای عملیاتی مشارکت داشت.
این تجربه، اهمیت برنامهریزی فنی، تعمیر و نگهداری تجهیزات و تربیت نیروهای متخصص را برای او برجسته کرد. در واقع، نیازهای دوران جنگ زمینهای فراهم آورد تا مسئله تأمین تجهیزات از خارج، به موضوع گستردهتری یعنی ایجاد توان داخلی برای پشتیبانی و توسعه فناوری دفاعی تبدیل شود.
آغاز برنامه موشکی ایران با مسئولیت حسن طهرانی مقدم
یکی از نقاط عطف زندگی حرفهای طهرانی مقدم، مأموریت راهاندازی و سازماندهی فرماندهی موشکی زمینبهزمین سپاه در آبان ۱۳۶۲ بود. این مأموریت در شرایطی به او سپرده شد که حملات موشکی عراق به شهرها و مراکز مهم ایران، ضرورت ایجاد توان پاسخگویی را بیش از پیش آشکار کرده بود.
در آن مقطع، محدودیت دسترسی به تجهیزات و دشواری تأمین پشتیبانی فنی، از موانع مهم توسعه ظرفیت موشکی ایران به شمار میرفت. تلاشهای اولیه در این حوزه با امکانات محدود و اتکا به همکاریهای خارجی همراه بود؛ اما بهتدریج، ایجاد توان فنی داخلی به یکی از اهداف اصلی این برنامه تبدیل شد.
بر اساس روایتهای منتشرشده، نخستین موشک ایران در چارچوب این تلاشها در ۲۱ اسفند ۱۳۶۳ به سمت کرکوک عراق شلیک شد. این رویداد را میتوان یکی از نقاط مهم در روند شکلگیری توان موشکی سپاه دانست.
با این حال، توسعه یک برنامه موشکی تنها به شلیک موشک محدود نمیشود. ایجاد تجهیزات زمینی، سامانههای پشتیبانی، امکانات تعمیر و نگهداری و تربیت نیروی متخصص نیز از بخشهای ضروری این فرایند است؛ حوزههایی که در روایت کارنامه طهرانی مقدم مورد تأکید قرار گرفتهاند.
از شهاب تا فاتح ۱۱۰؛ کارنامه موشکی شهید طهرانی مقدم
در گزارشهای مربوط به تاریخ برنامه موشکی ایران، نام طهرانی مقدم با پیگیری و مدیریت شماری از پروژههای توسعه موشکی، از جمله برنامههای مرتبط با خانواده شهاب، پیوند خورده است. این پروژهها در دورهای دنبال شدند که ایران در تلاش بود ظرفیتهای فنی و عملیاتی خود را در حوزه موشکی گسترش دهد.
در کنار برنامههای مرتبط با موشکهای شهاب، توسعه سامانههای مبتنی بر سوخت جامد نیز از موضوعات مهم این مسیر بود. پروژه فاتح ۱۱۰ از جمله برنامههایی است که در روایتهای مربوط به توسعه توان موشکی ایران و فعالیتهای طهرانی مقدم مورد اشاره قرار میگیرد.
اهمیت این پروژهها را باید در چارچوب شکلگیری یک مجموعه فنی و صنعتی بررسی کرد. توسعه سامانههای موشکی به دانش مهندسی، آزمایشهای متعدد، زیرساختهای تولیدی و پشتیبانی و همکاری گروههای تخصصی نیاز دارد. بنابراین، کارنامه طهرانی مقدم را نمیتوان جدا از فعالیت دیگر متخصصان و نهادهای فعال در این حوزه ارزیابی کرد.
چرا خودکفایی دفاعی به اولویت طهرانی مقدم تبدیل شد؟
یکی از محورهای اصلی فعالیت حسن طهرانی مقدم، کاهش وابستگی به تأمینکنندگان خارجی و تقویت توان مهندسی داخلی بود. تجربه جنگ نشان داده بود که محدودیت در دسترسی به تجهیزات یا قطعات مورد نیاز میتواند توان عملیاتی را تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، خودکفایی تنها به تولید یک محصول نظامی محدود نمیشد؛ بلکه به معنای ایجاد مجموعهای از دانش فنی، نیروی انسانی متخصص، امکانات تحقیقاتی و توانایی رفع مشکلات و توسعه تجهیزات بود.
در سالهای بعد، توسعه مراکز تحقیقاتی و تقویت ساختارهای جهاد خودکفایی در همین چارچوب دنبال شد. طهرانی مقدم در این مسیر بر پیگیری مستمر پروژهها و تبدیل نیازهای عملیاتی به مسائل قابل بررسی و حل فنی تأکید داشت.
این رویکرد، اهمیت دیگری نیز داشت: تجربه و دانش فنی نباید به افراد محدود بماند، بلکه باید در قالب گروههای تخصصی و زیرساختهای پایدار منتقل شود تا فعالیتهای پژوهشی با تغییر مسئولان نیز ادامه پیدا کند.
روایت رهبر انقلاب از تعهد کاری شهید طهرانی مقدم
در کنار فعالیتهای نظامی و فنی، خاطرات منتشرشده از شهید طهرانی مقدم به روحیه پیگیری و مسئولیتپذیری او نیز اشاره دارند.
محمد طهرانی مقدم، برادر این فرمانده شهید، در یکی از روایتهای خود از سخنی نقل کرده است که به گفته او، رهبر انقلاب در بازدید از مجموعه جهاد خودکفایی سپاه درباره عملکرد حاج حسن بیان کرده بودند: «تاکنون هر قولی را که حاج حسن آقا به ما داد، وفا کرد.»
این خاطره در روایت خانواده شهید، نشاندهنده اعتماد شکلگرفته به توانایی او در پیگیری مسئولیتها و به نتیجه رساندن پروژههاست. پروژههایی که در بسیاری از موارد با محدودیت منابع، دشواریهای فنی و نیاز به پیگیری طولانیمدت همراه بودند.
در روایتهای دیگری که از سوی خانواده او منتشر شده، به آشنایی طولانیمدت رهبر انقلاب با طهرانی مقدم و شناخت روحیه پیشرفتخواه او اشاره شده است.
زندگی شخصی حسن طهرانی مقدم؛ کمکهای پنهانی به نیازمندان
تصویر حسن طهرانی مقدم در خاطرات خانوادهاش تنها به فرماندهی و فعالیتهای فنی محدود نمیشود. برادر او در روایتهایی که پس از شهادتش منتشر شده، از کمکهای مالی و پنهانی وی به افراد نیازمند سخن گفته است.
بر اساس این روایتها، طهرانی مقدم در تأمین هزینههای ضروری برخی خانوادهها، تهیه جهیزیه و فراهم کردن امکان دریافت وام مشارکت میکرد. بخشی از این کمکها از طریق صندوق قرضالحسنهای انجام میشد که برای استفاده افراد نیازمند در نظر گرفته شده بود.
محمد طهرانی مقدم همچنین گفته است که پس از شهادت برادرش، افرادی به خانواده مراجعه کردند و از حمایتهایی سخن گفتند که در زمان حیات او کمتر دربارهشان صحبت شده بود.
این خاطرات، وجه دیگری از شخصیت او را در کنار فعالیتهای حرفهای و مسئولیتهای نظامی ترسیم میکنند؛ وجهی که در آن، کمک به دیگران بدون تأکید بر شهرت یا دیدهشدن اهمیت داشت.
آخرین مسئولیتهای شهید طهرانی مقدم در جهاد خودکفایی سپاه
در دهه ۱۳۸۰، مسئولیتهای مهمتری در حوزه دفاعی به طهرانی مقدم واگذار شد. او در سال ۱۳۸۴ بهعنوان جانشین فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه منصوب شد و در سال ۱۳۸۵ نیز مسئولیت سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.
فعالیت در این مجموعه، ادامه همان مسیری بود که از سالهای جنگ آغاز شده بود: توسعه دانش فنی، پیگیری طرحهای تحقیقاتی و تقویت ظرفیتهای داخلی برای تأمین نیازهای دفاعی.
در این دوره، طهرانی مقدم همچنان در کنار نیروهای متخصص فعالیت میکرد. شکلگیری و پیشرفت چنین پروژههایی به همکاری گروههای مختلف مهندسی و پشتیبانی نیاز داشت و به همین دلیل، تربیت نیروی انسانی و حفظ تجربههای فنی از موضوعات مهم این مسیر بود.
شهادت حسن طهرانی مقدم در حادثه بیدگنه ملارد
حسن طهرانی مقدم در ۲۱ آبان ۱۳۹۰ در پی انفجار در پادگان شهید مدرس در منطقه بیدگنه ملارد به شهادت رسید. در این حادثه، شماری از همکاران او نیز جان باختند.
شهادت او در زمانی رخ داد که مسئولیت سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده داشت و فعالیتهای مرتبط با توسعه فناوریهای دفاعی را دنبال میکرد. خبر این حادثه، نام یکی از چهرههای شناختهشده برنامه موشکی ایران را بار دیگر در کانون توجه قرار داد.
با درگذشت طهرانی مقدم، فعالیتهای فنی و سازمانی مرتبط با برنامه موشکی متوقف نشد و نیروهای متخصص در مجموعههای مربوط، مسیرهای تحقیقاتی و توسعهای را ادامه دادند.
میراث حسن طهرانی مقدم برای صنعت موشکی ایران
بررسی زندگی و فعالیتهای حسن طهرانی مقدم نشان میدهد که جایگاه او تنها با یک پروژه یا یک دوره تاریخی تعریف نمیشود. از سازماندهی توپخانه سپاه در سالهای دفاع مقدس تا راهاندازی ساختار موشکی و پیگیری برنامههای خودکفایی، کارنامه او با تلاش برای ایجاد ظرفیتهای پایدار فنی و سازمانی همراه بود.
در ارزیابی این میراث، باید نقش همزمان فرماندهان، مهندسان، پژوهشگران و مراکز دفاعی را نیز در نظر گرفت. توسعه یک صنعت تخصصی حاصل فعالیت یک فرد بهتنهایی نیست؛ با این حال، افرادی که در مراحل اولیه برای شکلگیری ساختارها، هدایت پروژهها و پرورش نیروهای متخصص تلاش میکنند، میتوانند نقشی ماندگار در مسیر آن داشته باشند.
حسن طهرانی مقدم، متولد ششم آبان ۱۳۳۸ و شهید ۲۱ آبان ۱۳۹۰، از چهرههایی است که نامش در تاریخ معاصر ایران با شکلگیری برنامه موشکی سپاه و تأکید بر خودکفایی دفاعی پیوند خورده است. لقب «پدر موشکی ایران» نیز بازتاب همین جایگاه در روایتهای مربوط به تاریخ صنعت دفاعی کشور است.




نظر شما