اما این شبها شاهد پخش سریال « کلا ه پهلوی » از شبکه یک سیما هستیم، سریالی که نزدیک به یازده سال از زندگی دری صرف ساختن آن شده است. صحبت از کلاه پهلوی این روزها داغ داغ است، ما هم به همین بهانه با سید ضیاءالدین دری به گفتوگو نشستیم. دری بدون هیچ گونه اما و اگری پذیرفت که دقایقی را مهمان ما در این صفحه باشد.
آقای دری میدانم که قضاوت در خصوص سریال کلاه پهلوی خیلی زود است و ما هم در این مصاحبه قصد یک چنین کاری را نداریم، ولی خوانندگان ما دوست دارند در خصوص درگیریهای شما از زمان نوشتن فیلمنامه کلاه پهلوی تا زمان تولید سریال بیشتر بدانند.
- هسته اولیه ساخت این سریال برمیگردد به سال 61 که در واقع یک سابقه 30ساله دارد و در سال 65 هم به صورت کتاب ودر قطع یک فیلم سینمایی با همین اسم وشخصیتها اصلی ولی کمی محدودتر(به لحاظ شخصیتها) که درفیلمنامه وجود داشت منتشرشد.
در مقطع دیگری و بعد از سریال «کیف انگلیسی» ساخت این کار در دستورکار صدا و سیما قرارگرفت تا به صورت سریال ساخته شود. من در اواخرسال 79 طرح دویست صفحهای فیلمنامهای را بر اساس آن فیلمنامه سینمایی که سال 65 منتشر شده بود، به شبکه یک ارایه کردم.
در واقع آن خلاصه داستان دویست صفحهای به این چیزی که شما الان میبینید تبدیل شد و خب در این میان یکسری اظهارنظرها هم شد، یکسری صحنهها تغییرکرد وبرخی دیالوگها عوض شده ولی با این همه چارچوب درامی که شاهد آن هستید به همان شکل باقی ماند و از سال 80 تا 82 هم که در واقع یک دوره سه ساله است متن سه باربازنویسی شد. و سرانجام در اواخر سال 82 برای ساخت تصویب شد؛ البته ما ازسال 83تا 85 زمانی را طی کردیم تا بودجه ساخت در اختیارمان قرار بگیرد، هرچند در این دو سال مبالغی بابت پایهگذاری دکورها هزینه شده بود، ولی به هر صورت کار به صورت رسمی از 15 تیرماه سال 85 آغاز شد و تا امسال به طول انجامید.
ساخت سریال کلاه پهلوی در یک فاصله زمانی یازده ساله اتفاق افتاده است. شما میتوانستید از این فیلمنامه یک فیلم سینمایی بسازید ویک زمان کمتری را صرف این کاربکنید؟
- اصلاً فیلمنامه این کاریک فیلمنامه سینمایی بود، چون اصلاً کار من فیلمسازی است، ولی خب چون هزینهای برای ساخت این کار در اختیارم قرار نگرفت مجبورشدم سریال کلاه پهلوی را در تلویزیون بسازم، چون همانطور که میدانید کار تلویزیون انبوه سازی است.
البته الان هم میشود سینمایی این کار را ساخت، ولی باید بودجهای دلاری داشته باشد اگرهمان زمان این سریال بودجهای دلاری میداشت ما میتوانستیم از یکی دو بازیگر بین المللی هم استفاده کنیم و میشد وارد رقابتهای بین المللی شد و کار را در دنیا نمایش داد. ولی این مقدار در اختیارم قرار نگرفت و من مجبورشدم با همین شرایط کارکنم، چون دوست داشتم مردم حداقل شاهد این تصاویر، اتفاقات و داستانها از طریق رسانه ملی باشند، ولی به هر جهت چون کلاه پهلوی سینمایی ساخته شد راضی هستم.
فیلمنامه کلاه پهلوی بر اساس مستندات تاریخی نوشته شده یا فرضیاتی هم در کار بوده است؟
- وقایعی که در این سریال میبینید من درآوردی نیست، همهاش وقایع تاریخی و واقعی است منتها این وقایع در یک شهرستان فرضی اتفاق میافتد، چون مردم ما عادت ندارند. اگر مثلاً ما بگوییم اینجا زرند، قم یا فلان شهرستان است، آدمهایی که از آن زمان چیزهایی به خاطر دارند ازآنجایی که اصول درام را نمیشناسند توقع دارند اتفاقی را که در کوچه پس کوچه شهرستانشان اتفاق افتاده هم در فیلم ببینند.
بنابراین برای جلوگیری از برخی انتقادات غیر تخصصی از یک شهر فرضی استفاده کردیم و گرنه صحنهای در این سریال نیست که ما به ازای بیرونی نداشته باشد.
از اینها گذشته چون مطمئن بودم بعد از پایان کاربرخی مدعی میشوند که در واقع حوادث از زندگی آنها برداشت شده است، برای همین در تیتراژ ناگزیر باید اعلام میکردیم که هر گونه مشابهت اسمی کاملاً تصادفی است.
آقای دری، کلاه پهلوی ژانری اجتماعی دارد یا سیاسی؟
- سیاست از زندگی آدمهایی که وارد قرن بیست ویکم شدهاند، خارج نیست. شما نمیتوانید سیاست را از زندگی روزمره مردم جدا کنید. چون از آغاز قرن 20 که در واقع مدرنیسم در زندگی اروپاییها و آمریکاییها ظاهر میشود وبعد هم وجوه بیرونیاش به کشورهای جهان سوم تحمیل میگردد، بنابراین هر کاری که انجام بدهیم نمیتوانیم بگوییم که یک کارسیاسی نیست. ولی اجازه بدهید یک توضیح دیگر بدهم ببینید، وقتی ما میخواهیم مثلاً در خصوص هلوکاست فیلم یا سریالی بسازیم میشود سیاسی، در واقع موضوع کار یک موضوع سیاسی است اما وقتی ما میآییم داستانی را مثل یک رمان اجتماعی که زندگی یک شهروآدمهای آن را در برمیگیرد و از قضا وقایع سیاسی هم که درآن زمان حادث شده است و روی زندگی روزمره مردم تأثیر گذاشته است، به تصویر میکشیم نمیتوانیم بگوییم یک اثر سیاسی است، چون به نظرم یک کاری مثل کلاه پهلوی پیش از اینکه یک اثر سیاسی باشد یک درام اجتماعی است در بستر تاریخ که در واقع سیاست دوران به آن تحمیل میشود.
بخشی از لوکیشنهای سریال در کشور فرانسه تصویر برداری شده است؛ در این زمینه با مشکل خاصی مواجه نبودید؟
- نه تنها من که هر کدام از همکاران که برای تصویربرداری به خارج از کشور میروند با مشکلات زیادی مواجه میشوند واین مشکلات حتی بعد از بازگشت به کشورهم ادامه مییابد. طبیعی است که این مشکلات وجود داشته باشد، از قبیل انتخاب لوکیشن، بودجه و... خیلی چیزهای دیگر.
مثلاً یکی از مشکلات ما در خصوص انتخاب بازیگران بود. من در این کار تا آستانه مذاکره با «ژراردپاردیو» بازیگرسرشناس فرانسوی برای بازی در نقش «تره گانو» پیش رفتم، ولی خب چون پولش را نداشتیم و نمیتوانستیم قیمت این بازیگر را پرداخت کنیم نتوانستیم به توافق برسیم و گرنه کافی بود که او در این مجموعه بازی کند. ما به راحتی میتوانستیم این سریال را به کشور فرانسه یا دیگر کشورهای اروپایی با قیمت خوب بفروشیم.
ولی قیمت این هنرپیشه بالا بود و ما امکانش را نداشتیم. حالا بماند که آقای دپاردیو با کلفتش، سگهایش، ماشینش و... خودش میشد یک تیم که باید هزینه هایشان را هم ما پرداخت میکردیم.
برای همین آمدیم و با بازیگران درجه دو فرانسه مذاکره کردیم که البته این را هم بگویم که همین بازیگران هم همه سر شناس و قدرتمند هستند که خوشبختانه با علاقهمندی کارکردند.
تعداد زیاد بازیگرانی که در هر پلان این سریال وجود دارد، یکی از موارد نادری است که در اینگونه سریالها دیده میشود، مطمئنا مدیریت این همه بازیگر آن هم در یک پلان برای کارگردان کار آسانی نیست.
- بله دقیقاً! تا اینجای کار(در فرانسه) که شما دیدید من بودم ودو دستیارکه هر دو پسران من بودند وباید به کمک همین دو نفربسنده میکردم. برای سفر به فرانسه ما باید برای صرفه جویی درهزینه با حداقل افراد کار میکردیم ولی با این وجود با یک گروه بزرگ 30 نفره به اروپا سفرکردیم.
اجازه بدهید این را هم بگویم که درهمان سکانس افتتاحیه سریال که شما دیدید بالای هفتاد نفر جلو دوربین حضور داشتند؛ میتوانید فکر کنید با آن تعداد بازیگر برای من کارگردان چه اتفاقی میتواند بیفتد؟ درواقع میتوانم بگویم که آن مهمانی عظیم هشتاد درصد از قسمت اول مجموعه بود که ظرف چهار روزدر رزیدانت سفارت جمهوری اسلامی تصویر برداری شد.
حالا در ادامه خواهید دید که هشتاد درصد از سکانسهای سریال بیش از چند بازیگر و هنرور جلو دوربین بازی میکنند، البته این روش من بوده که در کیف انگلیسی شروع کردم و در کلاه پهلوی ادامه دادم، چون فکر میکنم مردم ما خسته شدهاند از اینکه صحنههایی را ببینند که فقط دو هنرپیشه مرتب و تند تند با هم صحبت کنند. مردم دوست دارند که زندگی را در پس زمینه عکسها و یا جلو تصاویر ببینند.
البته میتوانم بگویم که این میزان کاربا این جمعیت نه تنها در سریال سازی که در سینمای ما هم بیسابقه است، هرچند برخی از همکارانم اخیرا در فیلمهای سینمایی به این موضوع توجه نشان دادهاند که امیدوارم تداوم یابد تا سینمایمان را از صحنههای خالی از بازیگر نجات دهند.
حالا که صحبت از بازیگران شد، خوب است بگویید چطور به یک بازیگری مثل امیر علی دانایی آن هم برای نقش حساسی چون فرخ رسیدید؟
- همیشه اینطوری بوده است. مرحوم فردین هم وقتی میخواست برای اولین باربازی کند کار اولش بوده است؛ بالاخره باید از یک جایی شروع میکرده. سینما و تلویزیون ما به چهرههای جدید نیاز دارد. امیر علی دانایی به لحاظ تیپ وقد و قواره و پتانسیل اولیه و داشتن لهجه مناسب انتخاب خوبی بود.
اما یک بحثی هست آیا شما میخواهید بگویید چون این کار اول دانایی است کار خوبی نیست؟ ولی من این سؤال را از شما میکنم، آیا این جوان تازه کار توانسته از پس نقش بربیاید؟ باید اینطوری به کار او نگاه کنیم. من از میان بازیگران هم نسل امیر علی دانایی بازیگری که نظرم را جلب کند ندیدم، البته مواردی بود و توافقاتی هم شد برخی هم آمدند و رفتند ولی ته دلم راضی نبودم تا سرانجام قسمت کار به دانایی رسید و او هم الحق توانست از عهده نقش بر آید.
اما بازیگر نقش فرخ باید یکسری ویژگیها میداشت که بخشی از آن را گفتم. مورد دیگر اینکه این بازیگر باید در اختیارپروژه وکارگردان میبود. باید حرف شنوی میداشت که دانایی این کار را انجام داد چون فرخ جزو آن نقشهایی بود که باید همیشه جلو دوربین میبود و من نیاز داشتم که بازیگربا علاقهای این نقش را بازی کند که تماماً در اختیارکار وکارگردان باشد نه اینکه مرتب بگویم صحنههای مرا بگیرید که باید زودتر بروم. پس طبیعی است که دانایی بهترین گزینه بود.
همچنین من باید برای سینما و تلویزیون ایران این قدم را برمی داشتم و با پول بیت المالی که در اختیارداشتم، هنرپیشههایی را به سینما و تلویزیون کم بازیگرمان معرفی میکردم و به آنان فرصت میدادم تا خودشان را به خوبی نشان بدهند. دانایی و دیگر بازیگران جوان با بازی در این سریال به بازیگران نسبتاً پختهای تبدیل شدند.
البته نا گفته نماند که ما در کلاه پهلوی بجز امیر علی دانایی از بیش از 50 نفر از بازیگرانی استفاده کردیم که برای اولین بارجلو دوربین قرار گرفتند.
میزانسنها در فیلمنامه وجود داشت یا سر صحنه طراحی میشد؟
- من معمولاً فیلمنامه را وقتی مینویسم خواننده میتواند صحنهها را درآن به وضوح ببیند یعنی تقریباً در صورت امکان تصویری مینویسم، البته میزانسنها در فیلمنامه میآیند و من برای هرعکس یک صفحه فیلمنامه دارم.
به عنوان آخرین پرسش بفرمایید، نظرتان در خصوص بازخوردهای سریال تا به اینجای کار و جبهه گیریهای مختلفی که انجام شده چیست؟
- من فیلمساز مستقلی هستم و بعد از انقلاب سعی کردهام از حیثهای مستقل سیاسی باقی بمانم، ضمن حمایت از اصول انقلاب در طول این سالها کار کردهام واز هیچ رانت و باند بازی برای ساپورت خودم بهره نبردهام. و عادتی هم به این شیوه کارکردن ندارم. من میدانم که عدهای از همان ابتدا میخواستند که دری را بکوبند، عدهای حتی نقدشان را قبل از پخش نوشته بودند اشکالی ندارد من نمیدانم چرا اجازه نمیدهیم مردم خودشان ببینند و تصمیم بگیرند. جواب هر کاری با مردم است. فرصت برای نقد کلاه پهلوی زیاد است، بگذارید مردم کار را ببینند و خودشان قضاوت کنند و منتقدان واقعی هم نقد اصولیشان را بنویسند.
من از طریق این روزنامه منتسب کردنم را برای اینکه میخواستم پاسخ علما را بدهم رد میکنم. چون فکر میکنم برخی میخواهند خودشان این کار را بکنند و مرا بهانه کردهاند.



نظر شما