وداع با آقای شهید ایران

سید حسین امـامی - یکی از مهم‌ترین و زیباترین ویژگی‌های عرفان اسلامی «حقیقت محمدیه» است. مراد از حقیقت محمدیه ذات احدیت به اعتبار تعین اول و مظهر اسم جامع ا... است.

محمـد (ص) ، کمـال پیـامبـری است
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

حقیقت محمدیه در حقیقت یکی از مهم‌ترین نظرات عرفای مسلمان نسبت به پیامبر اعظم حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) است. از ابن عربی نقل شده که می‌گوید: «بدان پدر نخستین، در عالم روحانیت، پدر آدم و عالم، حقیقت محمد(ص) و روح اوست، پس اصل و اساس ارواح ما، روح محمد(ص) است. در نتیجه وی نخستین پدر روحی و آدم نخستین پدر جسمی است.» به هر حال عرفان اسلامی، نگاهی خاص به خاتم پیامبران دارد. در گفت‌وگو با دکتر غلامرضا اعوانی، رئیس هیأت مدیره انجمن حکمت و فلسفه ایران، رئیس انجمن بین‌المللی فلسفه اسلامی، عضو هیأت مدیره فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های فلسفه جهان و استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه شهید بهشتی، مروری اجمالی بر جایگاه پیامبراعظم(ص) در عرفان اسلامی شد، که از نظر شما می‌گذرد.
***
نخستین پدر روحی

ابن عربی معتقد است پیامبر(ص) نخستین پدر روحی و آدم (ع) نخستین پدر جسمی است.
یکی خط است از اول تا به آخر در او خلق جهان گشته مسافر
شاعر تشبیه می‌کند که همه خلایق مثل کاروان هستند و انبیاء(ع) همانند ساربان هستند که این قافله را هدایت می‌کنند «و از ایشان سید ما گشته سالار/ هم او اول و هم او آخر در این کار» حضرت رسول(ص) قافله‌سالار و کاروان‌سالار همه انبیاء(ع) هستند، چنانچه خود آن حضرت اشاره فرمودند به مقام خویش «من پیامبر بودم هنوز گل آدم سرشته نشده بود و آدم میان آب و گل بود.» و قرآن هم به این مسأله اشاره دارد، اگر واقعا آیات درباره شخصیت حضرت رسول(ص) در قرآن کریم را به دقت مورد بررسی قرار گیرد، این مسأله به خوبی تأیید می‌شود.
«و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم.» رحمت در این آیه، وجود عام است. همچنین در آیه 156 سوره أعراف آمده است «رحمتم همه چیز را فرا گرفته است.» یعنی هر چیزی که شیئیت و وجود دارد، رحمت بر او شامل می‌شود. از وجود در زبان قرآن به رحمت تعبیر می‌شود، رحمت معنایی عام‌تر، شامل‌تر و زیباتر از وجود است. حضرت رسول(ص) برای ما، زمین و آسمان و برای هر شیء و برای همه عوالم وجود رحمت است، این آیات معنای حقیقت محمدیه که در ابتدای بحث بیان کردیم را تأیید می‌کند. اگر کسی این آیات را به دقت بررسی کند متوجه می‌شود حضرت رسول(ص) رحمتی برای همه موجودات است، یعنی حقیقت ایشان این گونه است. «و راستى که تو را خویى والاست.» خداوند خلق و اخلاق حضرت رسول(ص) را عظیم معرفی کرده است، یعنی کم هستند مواردی که از زبان خداوند عظیم بیان شده، یکی از این چیزها اخلاق حضرت رسول(ص) است که ایشان مظهر تام و تمام اسماء و صفات الهی است.
***
در عرفان اسلامی گفته می‌شود که حضرت رسول(ص) رابطه میان حق و خلق است، این عبارت به چه معناست؟
حضرت رسول اکرم(ص) از حیث وجودی و تکوینی عالی‌ترین مقام را در میان همه مخلوقات دارند. ارتباط میان حق و خلق، به واسطه‌ای نیاز دارد، مقام خالقیت با مقام مخلوقیت آن چنان با هم ارتباط ندارد؛ یعنی میان آ‌نها نوعی تباین وجود دارد، مثل همان دو دریایی است که در سوره رحمان به آن اشاره شده است «دو دریا را به گونه‌اى روان کرد که با هم برخورد کنند میان آن دو حد فاصلى است که به هم تجاوز نمی‌کنند.» برای اینکه دو دریایی که با هم تباین دارند، به هم بیامیزند که در اینجا بحر مواج خالقیت و بحر مخلوقیت مدنظر است، باید بین آنها واسطه‌ و برزخی باشد که علت ارتباط این دو با یکدیگر باشد، یعنی حقایق از آن گنجینه و خزانه غیب برسد و برعکس، یعنی واسطه‌ای وجود داشته باشد؛ یعنی حضرت رسول(ص) از نظر ابن عربی فقط شفاعت در گناهان را ندارد، علاوه بر آن مقام شفاعت در وجود هم دارند و واسطه بین حق و خلق است. پیروان ابن عربی این تفکر را از ابن عربی گرفتند و حضرت رسول(ص) را مخلوق اول یا به تعبیری تجلی یا تعین اول و یا واسطه بین حق و خلق نامیدند، چون ایشان اولین برزخ هستند که جامع همه برزخها و از وجود هستند، از ایشان به حقیقت محمدیه و «برزخ‌البرازخ» تعبیر کردند.
پیروان ابن عربی در این باره بیانات بسیار مختلفی دارند که خلاصه آنها این است که حقیقت حضرت رسول(ص) پیش از وجود زمینی، وجود احمدی، وجود ملکوتی و الهی ایشان وجود داشته که جامع همه حقایق حقیقت و فیض حضرت حق از مرتبه ذات به مرتبه فعل و تکوین به واسطه آن حقیقت و وجود مبارک ایشان بوده است و همیشه خواهد بود و محدود به وجود زمانی ایشان نمی‌شود. در واقع همه مخلوقات و تعینات عالم از طریق آن حضرت فائض و صادر می‌شود، یعنی همان طور که خداوند در قرآن می‌فرماید: «و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه‌‌هاى آن نزد ماست و ما آن‌را جز به اندازه‌اى معین فرو نمى‌فرستیم.» در واقع حضرت رسول(ص) کلید خزائن غیب و حق است که به واسطه ایشان فائض می‌شود.
ابن عربی معتقد است جمیع مراتب وجودی، اجزای حقیقت محمدی اند و در صورت همه، معنی آن حضرت است که ظهور یافته، یعنی آن سان که جمیع موجودات مظهر اسم حضرت حق تعالی می‌باشند مظهر اسم انسان کامل نیز هستند، شرح این اعتقاد چیست؟
ابن عربی عالم را بر حسب تجلی اسماء بیان می‌کند، موضوع اسم‌شناسی و مسأله اسم‌الاسماء در قرآن کریم یکی از کلیدهای فهم قرآن است و اسم‌شناسی که در قرآن آمده است، در هیچ کتاب مقدس دیگری نیامده است، واقعا علم‌الاسماء و احصای اسماء، حقایق اسماء در قرآن کریم واقعا عجیب است. ابن عربی معتقد است کامل‌ترین تعریفی که از انسان شده آن چیزی است که در قرآن آمده است، «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا» یعنی خداوند همه اسماء را به انسان آموخت و او را مظهر همه اسماء خویش قرار داد، البته اینها در وجود انسان کامل تحقق دارد. بهترین تعریفی که از انسان شده هم این آیه است. انسان کامل جمیع اسماء و صفات الهی است، یعنی مظهر جمیع اسماء هم اسم ا... است، یعنی عبدا... و مظهر اسم ا... است.
مرتبه عبودیت و جامعیت و کاملیت به اعلی مرتبه در حضرت رسول(ص) بروز یافته و اخلاق ایشان اخلاق الهی است، اخلاق به تعبیر قرآن یعنی همان ظهور اسماء و صفات الهی است، یعنی ظهور اسماء و صفات در وجود مبارک حضرت رسول(ص) ظهور کامل یافته است.
حضرت رسول(ص) تجلی همه اسماء و صفات الهی است.

آن حضرت چگونه به این مقامها دست یافت؟
تجلی اسماء و صفات الهی امکان ندارد، مگر تحقق به مقام عبودیت، چون عبودیت حضرت رسول(ص) به مقام اعلی و کمال رسیده است، به طوری که ما از ایشان به «عبده و رسوله» تعبیر می‌کنیم، این به خاطر این است که عبدی بر روی زمین نبوده که در عبودیت کامل‌تر از حضرت رسول(ص) باشد. بنابراین ایشان تجلی همه اسماء و صفات الهی است. حضرت رسول(ص) خاتم انبیاء است، یعنی چیزی را به کمال می‌رساند که از چیزی آغاز شده است، نقطه پایان خط، خط را به کمال می‌رساند که تمام آن نقاط با آن نقطه پایانی به کمال می‌رسند، ایشان کمال پیامبری است، خاتم هستند، یعنی حقیقت ایشان جامع حقیقت همه انبیاء(ع) است و دینی را که آورده‌اند دین جامع است و به همین جهت یک دین جهانی است و جامعیت دارد و به این دلیل است که اسلام به نبوت و رسالت همه انبیاء(ع) ایمان دارد.
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «پیامبر (خدا) بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است‌ و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و کتابها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند (و گفتند:) (میان هیچ یک از فرستادگانش فرق نمی‌گذاریم‌.» تنها در قرآن کریم به این امر اشاره شده که میان پیامبران فرقی نیست. قرآن کریم جامع همه کتب است و کتب دیگر را نفی نمی‌کند، قرآن به معنای خواندن است اما خواندن به معنای جمع کردن حقایق است، یعنی جامع و فرقان است. قرآن کریم، جامع همه حقایق کتب الهی است و حضرت رسول(ص) خلاصه تمام موجودات و سرور و خاتم همه انبیاء(ع) است. نام احمد، نام جمله انبیاء است/ چون که صد آمد نود هم پیش ماست.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha