شاردن در 16 نوامبر 1643 میلادی در پاریس به دنیا آمد و هنوز 22 ساله نشده بود که پدرش وی را برای تجارت الماس به هند فرستاد و از ایران عبور کرد تا به سورات برود و همان سال دوباره به ایران بازگشت و مدتی در اصفهان ماند و هنوز مدت شش ماه از اقامتش نگذشته بود که راهی فرانسه گردید. هر چند کار اصلی ژان شاردن، داد و ستد سنگ های قیمتی بود ولی شاردن به مطالعه ی زبان های شرقی به ویژه زبان فارسی بی اعتنا نبود و از این رو به تحقیق در آداب و رسوم و مذاهب پرداخت به نحوی که خود او می نویسد: «... برای دومین بار به این سفر بزرگ (سفر به ایران) تن دادم، که برای گسترش شناسایی هایم در زبان ها، آداب و رسوم، مذاهب، هنر، تجارت و تاریخ شرقی هاست...»
این سفرنامه نویس فرانسوی در قسمتی از ساحتنامه ی خود درباره ی نحوه و آداب و نوع غذاهای مورد استفاده ی مردم و به ویژه نان ها مورد استفاده در دوره ی صفوی می نویسد:
نان ایرانیان به مانند گالت (نوعی نان شبیه به تافتون) نازک است و چندین نوع می باشد.
نان معمولی را در اجاق های گردی (تنور) که در دل خاک بمانند گودال عمیقی، در حدود چهار تا پنج پا و به قطر دو پا کنده شده می پزند. این نان را به دیواره تنوره می چسبانند و ضخامت آن به قدر انگشت نیز نمی باشد، لذا در مدت کمتر از یک ربع ساعت پخته می شود. به علاوه یک قسم نان دیگری دارند که آن را لواش خوانند، که گرد است و به بزرگی یک بشقاب گرد می باشد، و بمانند پوست آهو نازک و روی صفحه فلزی (ساج و یا در تنور مثل تافتون) پخته می شود.
قسم دیگر سنگک است که به معنی نان سنگریزه می باشد، چون آن را در کوره هایی که بمانند اجاق های اروپایی ساخته شده و کف آن از سنگریزه هایی به درشتی گردو (فندق) به قدر دو انگشت مستور گشته است، می پزند، این نان (سنگک) از نان معمولی (تافتون) ضخیمتر نمی باشد و شکل آن دراز و یک لیور و نیم وزن دارد. نانوایان برای صرفه جویی در سوخت هیزم آن را روی سنگریزه می پزند، چون سنگریزه ها حرارت را خوب جذب و حفظ می کنند و زودتر خمیر را می پزند، اما بعضی جاهای این نان کمتر از قسمت های دیگر پخته است.
به طور کلی “نان ایران سفید و خوب است و همگی بدون خمیر مایه تهیه می گردد”. در خانه های متمکن، روزانه دو بار نان می پزند و آرد کردن گندم و خمیر کردن و پختن آن وظیفه غلامان است.
صبحانه ی صفویه ای
شاردن پس از ذکر ویژگی های نان دوره ی صفویه که بی شک آرزوی هر یک از مردم دوره ی فعلی است! درباره ی نحوه و آداب صبحانه ی مردم این دوره می نویسد:
صبحانه اشخاص متوسط عبارت است از یک دانه از نان های مذکور، که در یک سینی چوبین منقش براق، با مقداری پنیر، و کاسه ماستی و کاسه دوغی و چند میوه، مخصوصاً خربزه آراسته شده است. در صورتی که اشخاص دیگری نیز حضور داشته باشند، برای هر یکی، یک سینی به ترتیب مذکور آراسته و تقدیم می دارند. پنیر را در ایران سخت و سفت تهیه نمی کنند، بلکه همان طوری که ما (اروپاییان) کره را در کوزه نگه می داریم، آن ها نیز آن را در پوست بزی محافظت می کنند، و در موقع لزوم، تقریباً بمانند گردی مصرف می نمایند.
معمولاً این پنیر (ریز و خرد) را با ماست مخلوط می کنند و مخصوصاً در فصول گرم سال با رازیانه و بنه و بعضی اوقات با رستنی های ریزی که مزه کنگر دارد می آمیزند، و بعد از صرف صبحانه در فنجانی بمانند آب شیر می نوشند، این وصف چاشت اشخاص عادی بود، اما اشخاص متمکن و بزرگ علاوه بر خوردنی های سبک مذکور، هنگام صبحانه انواع و اقسام میوه، مربا و شیرینی و پالوده که ترکیبی است از نشاسته و شکر، دوشاب، کلوچه قندی کوچولو، و بعضی اوقات قطعاتی گوشت قیمه میل می کنند، البته این غذای اخیر مخصوص مجالس جشن و عروسی، و سور و ضیافت است که صبحانه خوراک گوشتی می دهند، پس از صرف این ها، خوردنی هایی که در ترکیبشان گوشت به کار رفته و تکه تکه و ریز است صرف می کنند.
علاوه هنگام خوردن چاشت هیچکس بر سر سفره نمی رود، بلکه برای هر نفری در سینی مخصوص در محل جلوس، صبحانه تقدیم می دارند و این ترتیب معمول به ایرانیان، اعم از بزرگان و کوچکان است. سینی چاشت را در همان جا که نشسته اند، بدون سفره و دستگاه خوان به حضور شما می آورند. فقط در مجالس جشن و سرور و ضیافت که بشقاب، کاسه یا جام بسیار است، سفره پهن می کنند، چون این همه در یک سینی نمی تواند جای بگیرد و به علاوه اغذیه گوشتی و چربی داری وجود دارد.
منابع:
1- عظیمی قریب، شکوه. روزنه ای به تاریخ ایران در سده های گذشته، تهران: سهامی انتشار، 1377.
2- نوربخش، سیدمسعود. با کاروان تاریخ، تهران: ایرانشهر، 1370.
3- شاردن، ژان. سفرها به ایران و سایر نقاط شرق.
4- شاردن، ژان. سیاحتنامه شاردن.




نظر شما