تحولات منطقه

اگر در چند شب گذشته غارتگری و تخریب اغتشاشگران محدود به بانک و فروشگاه‌های زنجیره‌ای یا اماکنی بود که به نحوی ارتباط به دولت داشتند، حالا آتش خشم بی‌دلیل آن‌ها به کسب‌وکارهای کوچک و خصوصی رسیده است.

آوار اغتشاش‌ها بر سر مردم / از مغازه شخصی تا بیمار بستری‌شده، قربانیان ویرانی‌طلبی عوامل مزدور شدند
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

اگر در چند شب گذشته غارتگری و تخریب اغتشاشگران محدود به بانک و فروشگاه‌های زنجیره‌ای یا اماکنی بود که به نحوی ارتباط به دولت داشتند، حالا آتش خشم بی‌دلیل آن‌ها به کسب‌وکارهای کوچک و خصوصی رسیده و حالا دیگر فضا، فضای انتقام از دولت و اعتراض به آن نیست و دود این ندانم‌کاری به چشم مردم عادی می‌رود. مردمی که در این شرایط سخت حالا مجبورند بار جبران خسارت به کسب‌وکار و خانه و زندگیشان را نیز به دوش بکشند.

آتشی که دامن خانه‌ها و مغازه‌ها را می‌گیرد!

حالا دیگر آتش از مغازه‌ها به منازل مسکونی رسیده است. موردی که نمونه آن را در محدوده آزادی می‌بینیم. مجموعه‌ای از ساختمان‌ها کنار هم سوخته‌اند و چند کارگر مشغول جمع کردن خاکستر و باقیمانده وسایل هستند.
روایت یکی از مغازه‌داران اطراف این است:«ساعت ۱۱ شب عده‌ای دختر و پسر جوان آمدند و پس از اینکه درِ بانک را شکستند بانک را آتش زدند. آتش از بانک شروع شد و به مغازه طبقه بالا، نانوایی و منزل مسکونی که در مجاورت آن قرار داشت رسید. خوشبختانه داخل خانه کسی نبوده و حادثه تلفات جانی نداشته اما آتش‌سوزی طولانی مدتی که ۱۱ شب پنجشنبه ۱۸دی شروع شد، تا ساعت ۸ صبح جمعه ادامه داشت و همین موجب شد بخش زیادی از ساختمان‌ها بسوزند و دیگر قابل استفاده نباشند».

اعتراض با چاشنی گلوله جنگی

البته کار فقط به آتش زدن خانه‌های مسکونی متوقف نمی‌شود و اغتشاشگران اگر منطقه‌ای را هم آتش نزده باشند از سلاح استفاده کرده و به مردم عادی و منازل مسکونی هم تیراندازی کرده‌اند. این روایت یکی از ساکنان محله امامت مشهد است.
با او جلو خانه‌اش روبه‌رو می‌شوم، جای گلوله روی پنجره منزلش را که طبقه سوم یک آپارتمان است نشان می‌دهد و می‌گوید: شب گذشته همسرم برای گذاشتن زباله‌ها در جلو در حیاط آمده بود، یک فرد مسلح که درست روبه‌روی منزل ما ایستاده بوده اقدام به تیراندازی می‌کند. همین الان هم جای گلوله روی پنجره مانده. همسرم از شدت ترس هول شده و پایش پیچ خورده، یک فرزند یک ساله هم در منزل دارم. اگر این گلوله به یک نفر از ما برخورد می‌کرد چه کسی جوابگو بود؟ اصلاً این خسارت را چطور جبران می‌کردند؟
او ادامه می‌دهد: پنجشنبه شب پاسگاهی در همین منطقه را سوزاندند و چند شب گذشته هم کوچه ما مدام در آشوب و سروصدا بود. اکثراً هم دختر و پسرهای جوان بودند، اصلاً این افراد از کجا آمده‌اند که مسلح هم هستند؟ یعنی بدست آوردن سلاح گرم آن قدر آسان است که حالا ما باید از عابر پیاده‌ای بترسیم؟

وقتی که باد هم با اغتشاشگران همدست می‌شود

در محدوده کوثر هم آتش از یک بانک به منزل مسکونی سرایت کرده و شدت حرارت و آتش به حدی زیاد بوده که رنگ سفید خودرو ال‌۹۰ پارک شده در پارکینگ به زرد تغییر کرده و حتی فروشگاه کنار این خانه مسکونی هم آتش گرفته و خسارت به آن وارد شده است. روایت یکی از مغازه‌داران اطراف این است: «ساعت حدود یک و نیم بامداد شنبه چند گروه اقدام به آتش زدن بانک کردند و به خاطر اینکه شدت باد زیاد بود خانه‌ای که در همسایگی بانک بوده و همین فروشگاه رنت هم آتش گرفت».
شدت خشونت در محدوده وکیل‌آباد بیشتر بوده و آتش مثل ویروس به جان منازل و مغازه‌ها افتاده است، این بار هم قربانی اقدامات عده‌ای معترض‌نما مغازه‌هایی هستند که ابداً ارتباطی به دولت ندارند و کاملاً شخصی اداره می‌شوند. یک رستوران و ویتامین‌سرا که در همسایگی بانک این محدوده بوده‌، دچار خسارت شدید شده‌اند. خودروهای آتش‌نشانی همچنان مشغول خاموش کردن آتش هستند و از اسکلت‌های باقیمانده از ساختمان همچنان دود بلند می‌شود، آتش‌نشان حاضر در محل می‌گوید: شدت خسارت هنوز مشخص نیست و حرارت زیر آوار هنوز در حال آسیب زدن به ملک‌های اطراف است.

کار از آتش گذشته و به انفجار رسیده است

«بانک را آتش نزدند، منفجر کردند» این توصیف یکی از شاهدان عینی از اتفاقی است که شب گذشته افتاده است. مرد جوان همان طور که دارد برای جمع کردن بقایای ساختمان‌های از بین رفته کمک می‌کند، می‌گوید: برای اینکه بانک را منفجر کنند، لوله‌های گاز را باز کردند و وقتی که داخل بانک پر از گاز شده است کوکتل مولوتوفی را از بالای در بانک به داخل انداخته‌اند. شدت انفجار آن قدر زیاد بوده که بخش زیادی از سه مغازه‌ای که در مجاور بانک بوده‌اند سوخته است. از صاحبان مغازه هم خبر ندارم.

بیرون انداختن بیمار از پنجره به قصد نجات

همان طور که مشغول گشتن در محدوده وکیل‌آباد هستم ساختمان چندطبقه‌ای را می‌بینم که شیشه‌هایش کاملاً شکسته و نمای بیرونی‌اش تا حد زیادی تخریب شده است.
«می‌خواستیم پدرم را که مریض است از پنجره بیرون بیندازیم تا در آتش نسوزد. نیمه شب وقتی خواب بودیم، آتش از بانک بغل به خانه ما رسید و پشت بام هم آتش گرفت». این داستان حیرت‌انگیز خانمی است که در این ساختمان مشغول شستن راه‌پله‌هاست.
این بانو با گله‌مندی زیاد می‌گوید: پدرم بیمار است و امکان راه رفتن ندارد. خانه ما طبقه دوم است، اول ایران خودرو را آتش زدند و بعد از چند ساعت دوباره برای آتش زدن بانک آمدند. تمام ساختمان غرق دود بود و من از پنجره با فریاد از مردم داخل خیابان کمک خواستم. به همین خاطر در ساختمان را شکستند و برای نجات ما آمدند.
او همان طور که مشغول شستن دوده‌های آتش از دیوارهای راهرو است، ادامه می‌دهد: پنج مرد پدرم را داخل پتو گذاشتند و نجات دادند. وقتی هم که من و بچه‌های کوچکم را برای درمان بردند دزد به خانه‌ام آمده و حتی درب آپارتمان و سیم‌های تلفن را هم برده است. شهرداری و هیچ جای دیگری هم جوابگوی من نیست. از کجا باید خسارت این همه زیان را بگیرم؟ چرا باید یک عده این طور به اموال مردم آسیب بزنند؟ مگر مشکل آن‌ها با ماست؟
بانک‌های سوخته، پل‌های عابر پیاده آتش‌زده شده و فروشگاه‌های شخصی زیادی از جمله یک مزون لباس عروس با ۱۵ میلیارد تومان خسارت مالی برای صاحبش از دیگر تلفاتی است که در نقاط مختلف شهر دیده می‌شود.

آینده با این معترض‌نماها چگونه است؟

هدف و مقصود این اغتشاشگران بنا به گفته خودشان اعتراض به شرایط معیشتی است و شعارشان هم حفظ حقوق مردم و طلب آزادی برای عموم جامعه است، چند شعار زیبا که شواهد امر و خسارت‌های وارده به مردم دقیقاً خلاف آن‌ها را نشان می‌دهد. حالا پرسش این است کجای آتش زدن تمام زندگی یک خانواده نشانگر آزادی‌خواهی و حق‌طلبی است؟ و اگر این اعمال نماد اعتراض به وضعیت موجود است این شبهه را ایجاد می‌کند که اگر آینده کشور به دست چنین افرادی و به قول خودشان پادشاه آن‌ها بیفتد چه سرنوشتی در انتظار مردم ایران است؟ غیر از این است که آینده یک چنین جنبشی از همین الان معلوم است؟

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha