تحولات منطقه

امام علی (ع) در خطبه ۱۸۱ نهج‌البلاغه عوامل بدبختی و تیره‌روزی گروه گمراه خوارج را تشریح می‌کند تا دیگران در این دام نیفتند.

گفتارهایی از نهج‌البلاغه
عواقب ترک امام در کلام امیرالمؤمنین علی(ع)
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

امام علی(ع) تنها فردی است که از میان همه گذشتگان که سخنی از آنها به‌جا مانده، به آخرین مرحله فصاحت و بلاغت رسیده و گفتار او اقیانوس بیکرانه‌ای است که سخن هیچ مبلغی به پای آن نخواهد رسید.

سخنانی که در قالب خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌ها گردآوری شده و مفسران دینی تفسیرهایی در رابطه با آن‌ها داشته‌اند که هرکدام از یک دید و سلیقه به این موضوعات پرداخته‌اند، بر این منوال ما در ایکنا بر این شدیم که ابتدا تفسیری از خطبه‌ها و حکمت‌های امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه در اختیار مخاطبان قرار دهیم که برای رسیدن به این هدف از منابع مختلفی مانند اصول کافی، جلد ۸، مصادر نهج‌البلاغه، جلد ۱ استفاده می‌شود که در ادامه با موضوع «ترک امام و پیوستن به خوارج» آن را می‌خوانید.

امام علی(ع) در خطبه ۱۸۱ نهج‌البلاغه می‌فرماید: «وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ (علیه السلام) وَ قَدْ أَرْسَلَ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِهِ یَعْلَمُ لَهُ عِلْمَ أَحْوَالِ قَوْمٍ مِنْ جُنْدِ الْکُوفَةِ قَدْ هَمُّوا بِاللِّحَاقِ بِالْخَوَارِجِ وَ کَانُوا عَلَی خَوْفٍ مِنْهُ (علیه السلام)؛ فَلَمَّا عَادَ إِلَیْهِ الرَّجُلُ قَالَ لَهُ أَ أَمِنُوا فَقَطَنُوا أَمْ جَبَنُوا فَظَعَنُوا؟ فَقَالَ الرَّجُلُ بَلْ ظَعَنُوا یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ. فَقَالَ (علیه السلام) : بُعْداً لَهُمْ کَما بَعِدَتْ ثَمُودُ، أَمَا لَوْ أُشْرِعَتِ الْأَسِنَّةُ إِلَیْهِمْ وَ صُبَّتِ السُّیُوفُ عَلَی هَامَاتِهِمْ لَقَدْ نَدِمُوا عَلَی مَا کَانَ مِنْهُمْ. إِنَّ الشَّیْطَانَ الْیَوْمَ قَدِ اسْتَفَلَّهُمْ وَ هُوَ غَداً مُتَبَرِّئٌ مِنْهُمْ وَ مُتَخَلٍ عَنْهُمْ، فَحَسْبُهُمْ بِخُرُوجِهِمْ مِنَ الْهُدَی وَ ارْتِکَاسِهِمْ فِی الضَّلَالِ وَ الْعَمَی وَ صَدِّهِمْ عَنِ الْحَقِّ وَ جِمَاحِهِمْ فِی التِّیهِ. سخنی از آن حضرت(ع)، مردی از اصحاب خود را فرستاد تا بداند که آیا جماعتی از سپاه کوفه که می‌خواستند به خوارج بپیوندند ولی از آن حضرت بیم داشتند، اکنون چه می‌کنند. چون آن مرد نزد او بازگشت، پرسید: آیا ایمن شده‌اند و مانده‌اند یا ترسیده‌اند و رفته‌اند؟ پاسخ داد: یا امیرالمؤمنین(ع) رفته‌اند. آن گاه، امام فرمود: از رحمت خدا دور باشند، آنسان، که قوم ثمود دور گشتند. اگر سر نیزه‌ها به سوی ایشان گرفته شود و شمشیرها بر فرقشان فرود آید، از آنچه کرده‌اند پشیمان می‌شوند. امروز خواست شیطان جدا کردن و پراکندن ایشان بود و چنان کرده است. فرداست که از ایشان بیزاری جوید و از آنان کناری گیرد. بس است ایشان را بیرون شدن از طریق هدایت و افتادن در ورطه ضلالت و کوری و اعراض از حق و سرکشی در وادی گمراهی.»

برای آگاهی از اشاراتی که در این گفتار امام علی(ع) آمده لازم است شأن ورود آن را قبلًا بدانیم. ماجرا چنین بود که مردی به نام «خِرّیت بن راشد» از قبیله «بنی ناجیه» بعد از ماجرای حکمیت با سی نفر (و طبق روایت طبری سیصد نفر) از یارانش نزد امام علی(ع) آمد و با جسارت خاصی به حضرت عرض کرد: «وَاللَّهِ یا عَلیُّ لا أُطیع أَمْرَکَ وَ لا أُصلّی خَلْفَکَ وَ إنّی غَداً مُفارِقُکَ؛ به خدا سوگند ای علی من فرمان تو را اطاعت نمی‌کنم و پشت سرت نماز نمی‌خوانم و فردا از تو جدا خواهم شد».

امام(ع) به او فرمود: «ثَکَلَتْکَ أُمُّکَ إذاً تَعْصی ربّکَ وَ تَنْکِثُ عَهْدَک وَ لاتَضُرّ إلّا نَفْسَکَ؛ مادرت به عزایت بنشیند! با این کار معصیت خدا می‌کنی و پیمان خویش را می‌شکنی و تنها به خویشتن ضرر می‌زنی». بگو ببینم چرا این کار را می‌کنی؟ او گفت: برای اینکه افراد را به حکمیت درباره کتاب خدا پذیرفتی و در برابر حق ضعف نشان دادی، هنگامی که به پیروزی نزدیک بودی، به همین دلیل من از تو جدا می‌شوم. فرمود: بیا تا من نکته‌هایی از کتاب خدا را به تو بیاموزم و درباره سنت پیامبر(ص) با تو سخن بگویم و اموری از حق را برای تو بگشایم که من از آن آگاه ترم شاید آنچه را اکنون انکار می‌کنی بپذیری و از آنچه آگاه نیستی آگاه شوی. او گفت: (اکنون آمادگی ندارم) من نزد تو خواهم آمد. فرمود: مراقب باش شیطان تو را فریب ندهد و جهل و نادانی تو را سبک سر نسازد. به خدا سوگند اگر به سخن من گوش فرا دهی تو را به راه راست هدایت می‌کنم.

این مرد سبک مغز تصمیم گرفت با قوم خود به خوارج بپیوندد و به سرنوشت شوم آنها گرفتار شود. و به‌دنبال همین ماجرا بود که امام(ع) یکی از یاران خود را برای تحقیق حال به‌دنبال او فرستاد شاید از تصمیم زشت خود منصرف شده باشد؛ ولی چیزی نگذشت که فرستاده امام(ع) خبر آورد که او با یارانش کوفه را به سوی خوارج ترک کرده‌اند.

سخن از گروه کوچک نادان و متعصبی است که به امام(ع) خرده می‌گرفتند که چرا به حکمیت در برابر قرآن تن دادی!؟ حال آنکه آنها و امثالشان بودند که برای پذیرش این امر در ماجرای صفین امام را تحت فشار قرار دادند و بدتر از آن اینکه به‌دنبال این اعتراض از امام(ع) که کانون هدایت بود بریدند و به خوارج، سرچشمه تعصب و ضلالت پیوستند. امام(ع) در این سخن عوامل بدبختی و تیره روزی این گروه گمراه را تشریح می‌کند تا دیگران در این دام نیفتند، می‌فرماید: «از رحمت خدا به دور باشند همانگونه که قوم ثمود از رحمتش دور شدند»؛ این تعبیر ممکن است اشاره به همان تعبیری باشد که در قرآن مجید درباره قوم ثمود آمده، که در آیه ۲ سوره مبارکه هود می‌فرماید: «نفرینی است برای قوم سرکش و بت پرست شعیب» و نیز می‌تواند اشاره به جهات مشترکی باشد که بین این قوم گمراه و قوم شعیب و قوم صالح وجود داشت؛ آنها مردم بسیار متکبر و خودخواه و لجوجی بودند که داستانشان در قرآن مجید در سوره‌های متعدد از جمله سوره هود آمده است. (۱)

سپس می‌افزاید: «آگاه باشید آنها (افراد غافل و بی‌خبری هستند که) اگر نوک نیزه‌ها به سوی آنان متوجه شود و شمشیرها بر فرقشان ببارد از گذشته خود پشیمان خواهند شد (آری) شیطان امروز از آنها درخواست تفرقه و جدایی کرده، ولی فردای قیامت از آنها بیزاری می‌جوید و خود را کنار خواهد کشید». این سخن در حقیقت اشاره به همان چیزی است که در قرآن مجید بارها درباره طاغیان غافل آمده است که وقتی سوار کشتی شده و میان امواج خروشان دریا گرفتار می‌شوند پرده‌های غفلتشان کنار می‌رود و به خدا متوجه می‌شوند ولی هنگامی که به ساحل نجات می‌رسند باز در همان خواب غفلت فرو می‌روند. همچنین اشاره به چیزی است که قرآن مکرر بیان فرموده که در روز قیامت شیطان و پیشوایان گمراه از پیروان خود بیزاری می‌جویند.

و در ادامه این سخن می‌فرماید: «آنها را همین بس که از طریق هدایت خارج شدند و به گمراهی و کوری بازگشتند. راه حق را سد کردند و در وادی جهل وضلالت گام نهادند»؛ اشاره به اینکه نتیجه آن لجاجت و خیره سری سرگردانی در وادی ضلالت و دور شدن از مسیر هدایت است و این عاقبت شومی است که هر انسان لجوج و خیره سر و جاهل و بی خبر برای خود فراهم می‌کند.

قابل توجه است که امام علی(ع) حتی نسبت به افراد لجوج و متعصب و بدزبان نیز مهربان بود و تا می‌توانست در اصلاح آنان می‌کوشید و هرگاه مواعظ سودمند، مؤثر واقع نمی‌شد آن‌ها را با سخنانی کمی خشن‌تر سرزنش می‌کرد و سرانجام کارشان را در دنیا و آخرت به آنان نشان می‌داد شاید به راه حق بازگردند. (۲)

منابع:

اصول کافی، جلد ۸

مصادر نهج‌البلاغه، جلد ۱

منبع: خبرگزاری ایکنا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha