میدانیم در آموزههای دین ما سادهزیستی و پرهیز از دنیا هم ارزش و هم به عنوان موازینی برای حکمرانان توصیه شده است، اما این به معنی کنار گذاشتن فعالیتهای اقتصادی و اصلاح امور معیشتی مردم نیست. اسلام با اصلاح بینشها و روشها در اقتصاد در پی تأمین امنیت و عدالت در زندگی همه مردم جامعه است و اقتصاد را مش و روشی برای اصلاح زندگی فردی و اجتماعی همه مردم جامعه میداند. در ادامه به برخی از شاخصهای اقتصاد اسلامی با توجه و تمرکز بر سیره امام علی(ع) که در خدمت ارتقای زندگی اجتماعی مردم است، خواهیم پرداخت.
مرز میان دوری از دنیا و طلب آن
در آموزههای اسلام، از زمان هبوط حضرت آدم(ع) دنیا فرصتی برای اصلاح، رشد و رسیدن به آخرت است، به همین دلیل هرگز ترک دنیا به معنی کنارهگیری از آن را در توصیهها و متون دینی مشاهده نمیکنیم و آنچه مورد مذمت است دلبستگی به آن است. امام علی(ع) به عنوان خلیفه حکومت اسلامی یکی از ائمه اطهار(ع) بود که برای اصلاح این بینش در میان مردم بسیار تلاش کرد. ایشان پس از قبول حکومت در خطبههای متعددی به این موضوع پرداخته و از این انحراف در میان مسلمانان سخن گفتهاند. حضرت در خطبه ۱۷۸ نهجالبلاغه از فریبندگی دنیا و وعدههای دروغینش به دنیاپرستان سخن میگویند. ایشان در بخش چهارم خطبه به مردم هشدار میدهند گناهان، سبب زوال نعمتها میشود و هیچ ملتی گرفتار بدبختی نمیشود جز به علت گناهانشان و به همین دلیل، همگان را به بازنگری در اعمالشان دعوت میکنند تا از روشهای ناپسند دست بردارند و با اصلاح سیره عملی خود سعادتمند شوند. از دیدگاه حضرت علی(ع) دنیا مذموم نیست و کسی را فریب نمیدهد بلکه دنیاپرستی انسان و دل به دنیا بستن و آن را هدف قرار دادن و از آن عبرت نگرفتن مذموم است. حضرت امیر(ع) در کلامی در این باره میفرمایند: «بهراستی دنیا تو را نفریفته، تو خود فریفته آن شدهای. دنیا هر چیز را که از آن عبرتی توان گرفت، برایت آشکار و از فواید عدالت آگاهت کرد. دنیا که تو را به دردمند شدن تن و نقصان نیرو وعده میدهد، صادقتر و وفادارتر از آن است که به تو دروغ گوید و یا فریبت دهد. ...دنیا چه خوش سرایی است ولی برای کسی که بدان دل نبندد و چه دلپذیر جایی است ولی برای کسی که آن را وطن اصلی خویش نداند» (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۹).
سازوکار دین برای چرخش ثروت
بزرگان دین ما با توصیههای خود و سیره رفتاریشان به عنوان الگویی برای همگان، به جز اصلاح بینش مردم به اصلاح روشهای اقتصادی نیز توجه داشتند. براساس آموزههای دینی، کار و فعالیت اقتصادی نه تنها ناپسند نیست بلکه اگر در راستای شکوفایی جامعه مسلمانان و اصلاح امور خلق باشد، بسیار هم پسندیده است. یکی از مشکلات جامعه، تقسیم نامتعادل ثروت میان افراد است. اسلام فعالیت اقتصادی را به معنی انباشت ثروت میان تعداد کمی از جامعه نمیبیند بلکه با تعیین حدودی مانند خمس و زکات و همچنین ترویج اموری مانند انفاق و قرضالحسنه در پی گشایش معیشت و زندگی همه مردم جامعه است. امام علی(ع) میفرمایند: «...آری، دنیای زودگذر شما را از آخرت که بیشک آمدنی است، دور کرده است. هر آینه شما برادران دینی هستید، چیزی جز ناپاکی درون و زشتی باطن میان شما جدایی نیفکنده است. از این رو است که یکدیگر را در امور یاری نمیکنید و خیر یکدیگر را نمیخواهید و به یکدیگر چیزی نمیبخشید و با هم دوستی نمیورزید... چیست که به اندک چیزی از دنیا که بدست میآورید، شادمان میشوید و از آن همه که از آخرت از دست میدهید، اندوهگین نمیشوید... بهگونهای که گویی دنیا جای درنگ همیشگی شماست و نعمت دنیا برایتان ماندنی است»(نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۲). براساس آموزههای قرآن میدانیم خداوند برای قرض نیکو، اجر کثیر، آمرزش گناهان، تشکر و رضایت الهی را وعده داده است. این به معنای آن است مردم علاوه بر کار و تلاش برای رونق باید در اندیشه کسب روزی حلال و دوری از ربا باشند و همزمان خیر رساندن به دیگران، انفاق و قرضالحسنه را نیز در نظر بگیرند.
تلاش برای رفع نیازها عبادت است
اسلام کار و تلاش را مانند عبادت در راه خدا میداند و ائمه اطهار(ع) با عملشان این امر را تأیید کردهاند. در سیره بزرگان دینی ما همواره تلاش برای معاش ائمه اطهار(ع) ذکر شده است. بهطور مثال امام باقر(ع) در پاسخ افرادی مانند محمد بن مُنکدر که کار کردن ایشان را مخالف با زهد و نوعی دنیادوستی میدانستند، فرمودهاند: «هرگاه مرگ به سراغم بیاید و من در حال کشاورزی باشم، درواقع مرگ در حالی مرا فراگرفته که در مسیر بندگی و عبادت الهی بودهام. انگیزه من از کار و کوشش، این است که خود و خانوادهام را از تو و دیگران بینیاز کنم...»(المحجّة البیضاء، ملامحسن فیض کاشانی، ج ۳، ص ۱۴۲). امام صادق(ع) نیز کار و تلاش در راه تأمین نیازهای ضروری زندگی را همسان با جهاد در راه خدا قلمداد میکردند و میفرمودند: «آن که برای تأمین معاش خانوادهاش تلاش کند، همانند رزمنده در راه خداست» (وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۶۶ ). همچنین ایشان در سخن دیگری کسب روزی حلال را یاریرسان دین دانسته و فرمودهاند: «طلب روزی از [راههای] حلال را هرگز رها نکن؛ چرا که مال حلال یاور تو در دینت خواهد بود» (وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۳۴).
مسلمان همیشه پیش رو را در نظر دارد
در باورهای دین اسلام زمان نقش مهمی دارد، همانطور که ازل وجود دارد، ابد پیش رو بوده و آیندهنگری امری مهم است. امام صادق(ع) همواره توصیه میکردند هر شخصی باید برای آینده خود پسانداز داشته باشد. یکی از یاران امام به نام «مسمع» میگوید: روزی با مولایم حضرت صادق(ع) مشورت کرده و عرض کردم: سرورم! من زمینی دارم که مشتری خوبی برایش آمده و به قیمت مناسب از من میخواهد. امام فرمود:
ای ابا سیار! آیا میدانی هرکسی ملک خود را بفروشد مال او از بین خواهد رفت. عرض کردم: فدایت شوم، من آن را به قیمت خوبی میفروشم و زمین بزرگتری میخرم. امام فرمودند: در این صورت اشکالی ندارد(الکافی، ج ۵، ص ۹۲). آن حضرت میفرمود: از نزدیکترین یاران پیامبر(ص) که شما آنها را به فضل، زهد و تقوا میشناسید، سلمان و ابوذر هستند. شیوه سلمان چنین بود که هرگاه سهمیه سالانهاش را از بیتالمال دریافت میکرد، مخارج یک سالش را ذخیره میکرد تا زمانی که در سال آینده نوبت سهمیهاش برسد. به او اعتراض کردند تو با این همه زهد و تقوا در فکر ذخیره آیندهات هستی! شاید امروز و فردا مرگ تو برسد. سلمان در جواب میفرمود: شما چرا به مردن فکر میکنید و به باقی ماندن نمیاندیشید؟ ای انسانهای جاهل! شما از این نکته غفلت میکنید که نفس انسان اگر به مقدار کافی وسیله زندگی نداشته باشد، در اطاعت حق کندی و کوتاهی میکند و نشاط و نیروی خود را در راه حق از دست میدهد؛ ولی همین قدر که به اندازه نیازش وسیله و مال دنیا فراهم شد با اطمینان و آرامش بیشتری به اطاعت حق میپردازد (وسائلالشیعه، ج ۱۷، ص ۴۳۵).
توانمندسازی در راستای کسب معاش
در دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) افرادی که از نظر مالی وضعیت مناسبی داشتند و همچنین کسانی که در سطح متوسط یا ضعیف قرار میگرفتند، از بیتالمال سهمی برابر دریافت میکردند؛ چراکه اصل عدالت اقتضا میکرد حقوق عمومی بهصورت مساوی توزیع شود. با این حال، آن دسته از افرادی که در شرایط ضعیفتر و با محرومیت بیشتری مواجه بودند، از کمکها و حمایتهای ویژهتری برخوردار میشدند. این امر در کنار تلاش و دوری از کاهلی کارگشاست. در این خصوص در سیره نبوی و علوی آمده است اگر پیامبر اکرم(ص) با فردی فقیر مواجه میشدند که واقعاً عاجز، ناتوان و فاقد توانایی انجام کار بود، از او حمایت میکردند؛ اما اگر با افرادی روبهرو میشدند که توان انجام کار را داشتند ولی ابزار، سرمایه یا وسیله لازم را در اختیار نداشتند و این احتمال وجود داشت که کمکهای بلاعوض به تنبلی و بیتحرکی آنان منجر شود، شیوه برخورد متفاوت بود. ایشان به این افراد ابزار کار داده یا مبلغی در اختیارشان قرار میدادند و تأکید میکردند با تهیه ابزار وارد عرصه کار و تلاش شوند. حتی از آنان میخواستند بعداً مبلغ دریافتی را بازگردانند. این تأکید، نشاندهنده آن است کمکها با هدف توانمندسازی و خروج افراد از چرخه فقر صورت میگرفته، نه ایجاد وابستگی دائمی.





نظر شما