در سالروز و ماهی قرار داریم که هر دقیقهاش برایمان به منزله فرصت است، فرصتی که بتوان خود را به اولیای خداوند و ائمه اطهار(ع) نزدیکتر کرد. امروز شهادت امام موسی کاظم(ع) پدر بزرگوار امام هشتم(ع) است. دورانی که امام هفتم(ع) در آن زندگی میکردند، مصادف با نخستین مرحله استبداد و ستمگری خلفای عباسی بود. در تمام این دوران، امام موسی کاظم(ع) نه تنها دچار انفعال و بیتحرکی نشدند، بلکه با وجود حصر و محدودیتهای مختلف با شیعیان در ارتباط بوده و میراث روایی، فقهی و الگویی از رفتار استراتژیک را برای ما بهجا گذاشتند. به منظور بررسی دقیقتر اقدامات و دریافت پیام ایشان برای امروز خود با آیتالله سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری، مدیر مرکز تخصصی حوزوی جبلالصبر به گفتوگو پرداختهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
مزین به صفاتی منحصربهفرد
آیتالله طباطبایی اشکذری با عرض تسلیت شهادت امام موسی کاظم(ع) به امت اسلام و شیعیان و فرزند بزرگوار ایشان، امام رضا(ع) بیان کرد: امام موسی کاظم(ع) به اعتراف خودی و غیرخودی از نظر شخصیتی دارای ابعاد گوناگون و منحصربهفردی بودند. ابن حجر هیتمی یا هیثمی که از دایره علاقهمندان به ائمه(ع) خارج بود درباره ایشان در کتاب الصّواعق المحرقة بیان میکند: «موسی کاظم در علم و معرفت و کمال و فضل، وارث پدر خویش بود. او از همه افراد پارساتر و داناتر و بخشندهتر بود» (ابن حجر هیثمی، احمد بن محمد، الصّواعق المحرقة، ج۲، ج۵۹۰). امام کاظم(ع) وارث پدر بزرگوارشان از نظر علم و معرفت بودند. در کمال و ارزش، ایشان نسخه جایگزین امام صادق(ع) بودند. در مورد لقبهای امام نیز در کتب تاریخی ذکر شده است: «از صفات والای اخلاقی امام کاظم(ع)، احسان و نیکی به مردم بود. نیازمندان بدو حاجت میبردند و نیاز خویش را از او برمیآوردند و بابالحوائجش میدانستند. لقب مشهور امام(ع) «کاظم» است، به معنای کسی که هنگام خشم، خویشتنداری میکند و خشم خود را فرومیبرد و به آسانی از دیگران درمیگذرد»(قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّه، ج۳، ص۱۱۷).
اما در ادامه برشمردن ویژگیهای امام(ع)، ابنحجر ایشان را دارای حلم معرفی میکند. باید در تفاوت حلم و صبر دقت کرد؛ چرا که صبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نشدن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب. اما حلم آن است که انسان نفس خود را در مشکلات نگه دارد تا غضب در وجودش غلیان نکند و به دیگران صدمهای نزند. صفت حلیم در آیات متعدد به خداوند متعال نسبت داده شده است که ما به واسطه حلم خداوند از غضب الهی در امان هستیم نه از باب صبر. مفسران در توضیح حلیم بودن خداوند، آن را به تأخیر او در عقوبت گناهکاران تفسیر کردهاند که از روی تفضل، لطف و با وجود توانایی بر کیفر ایشان، صورت میگیرد.
شافی برای مردم
در بعد اخلاقی سیره امام موسی کاظم(ع) نیز آیتالله طباطبایی با اشاره به آنچه در کتب تاریخی غیرشیعی آمده است، مطرح کرد: بغدادی در کتاب تاریخ بغداد (۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۲۹) عنوان میکند بابالحوائج نیز از القاب امام موسی کاظم(ع) است، زیرا امام در برآوردن حوائج مردم و درخواست رفع آنها از درگاه خداوند معروف بودند و از ویژگیهای شخصیت ایشان، بندگی بود. امام، عبد خداوند بوده و در زمانه خودشان عابدترین بودند و مردم مدینه او را زَیْنُ المُجتَهدین یعنی زینت تلاشگران مینامیدند (شیخ مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۳۵). سخاوت از دیگر ویژگیهای ایشان بود. معروف است امام به نیازمندان کیسههایی هدیه میدادند که معمولاً در آنها ۱۰۰ تا ۵۰۰ دینار سکه بود. شافعی در کتاب خود به شأن امام(ع) و شبهای باتهجد و عبادتهای زیاد ایشان شهادت میدهد که شبها در حال نماز بودند و روزها با زبان روزه به فقرا و دستگیری از دیگران توجه میکردند، اگر کسی به ایشان بدی میکرد ایشان با خوبی پاسخ داده و با عفو و بخشش رفتار میکردند و لقب «عبد صالح» را از سوی خداوند متعال و مردم دارا بودند.
در حصر و حبس هم نور ولایت روشن بود
کارشناس مسائل دینی و تاریخ تشیع با اشاره به دوران زیست و امامت ایشان بیان میکند: دوران امام(ع) همراه با فشار و در تنگناهای زیاد حاکم زمان یعنی هارونالرشید بود. در میان حکومتهای عباسی شدت سختگیری بر امام کاظم (ع) کمنظیر است. ایشان بخش قابل توجهی از عمر خود را در زندان بودند. مورخان چهار زندان برای ایشان ذکر کردهاند. زندانهایی که هر کدام ویژگیهای داشتند. آخرین زندان، زندانی نمور و تاریک بود. درون زندان، شب و روز قابل تشخیص نبود و امام(ع) با استفاده از علم امامت خود برای عبادت، شب و روز را متوجه میشدند. ارتباط شیعیان با امام(ع) بسیار سخت بود. امام با وجود حبس و محاصرههای سخت، میراث ارزشمندی در شیوه ارتباط با شیعیان با شبکهسازی و همچنین موارد چندی از نامه و کتب برای ما بهجا گذاشتند. ایشان در این فرصت، هم برای خود و هم برای شیعیان اموری را صورت میدادند، چرا که امام در زندان هم که باشند، در حصر هم که باشند، امامتشان جریان دارد و ایشان از جامعه و خود غافل نبودند. با خدای خود به مناجات میپرداختند و راز و نیاز میکردند با این فحوا که «خدایا من همیشه از تو میخواستم در فرصتی ویژه تو را عبادت کنم. اکنون که در زندانم، خدایا شکرت که این فرصت برای من فراهم شده است» یعنی امام حتی در سختیهای زندانهای مختلف در مقابل خداوند، شاکر بوده و در آن شرایط نامساعد به دنبال افزونی کمالات خود و برقراری ارتباط با خدای متعال بودند.
اعلام مواضع در عمق محدودیتها
مدرس حوزه و پژوهشگر دینی با اشاره به سختیهای حبس و حصر امام(ع) عنوان کرد: امام موسی کاظم(ع) زندان را به مدرسه صبر، مقاومت و اراده راسخ تبدیل کردند و به امام عابدین و امام صابرین ملقب شدند. با این رویکرد، امام از زندان برای هارون نامه مینوشتند و از کارهای او غافل نبودند. در منابع اهل سنت این نامه وجود دارد با این مضمون: «ای هارون، فکر نکن من همیشه در سختی، تنگنا، فشار و حصر سیاسی و اقتصادی هستم و تو در آرامش قرار داری. بدان هر روزی که از روزگار سخت من میگذرد از روزگار آسایش تو کم میشود. ما در یک مسیر، عمر را صرف میکنیم؛ من با بندگی خدا روز و شب خود را میگذرانم و تو هر روزت را با طغیان، من و تو با هم به روزی خواهیم رسید که آن روز پایانی ندارد و آن روز قیامت است. در روز قیامت مشخص میشود چه کسی سود برده و چه کسی خسارت دیده است. ممکن است خسارت تو در این دنیا مشخص نشود ولی در روز قیامت این امر مشخص میشود».
ملاحظه کردید که امام(ع) حتی با همه فشارها با ارسال نامه به هارونالرشید موضع سیاسی خود را مشخص کردند. زندان مبدل به مدرسه مقاومت شد. این عملکرد امام برای امروز ما پیامی دارد؛ کسانی که بر باطل حرکت کردند، دشمنی ورزیدند و خواستار به انحراف کشاندن جامعه بودند در روز قیامت متوجه خسارتهایشان میشوند. ممکن است در این دنیا مشخص نشود اما خداوند روز قیامت را برای ما قرار داده است. این نامه اتخاذ موضع سیاسی امام در برابر طاغی زمانه است. امام نگفتند ما در زندان با مصائب زیاد روبهرو هستیم؛ پس کاری نکنیم. اکنون دشمنان با ما سر جنگ برداشتهاند و هر روز به شکلی ما را تحت فشار قرار میدهند. روزی با جنگ، روزی با تحریم و روزی با اغتشاش و اجیر کردن تروریستهای اجارهای و مزدورها؛ ما باید به پیام عملکرد امام موسی کاظم(ع) در آن شرایط سخت توجه کنیم. همانطور که بزرگان انقلاب ما نیز بر همین سیره رفتار کردند. امام خمینی(ره) کتاب تحریرالوسیله را در حصر و تبعید در ترکیه نوشتند و از فضای تبعید استفاده کردند. همچنین رهبر معظم انقلاب در ایرانشهر تبعید بودند ولی توانستند فضایی برای تبلیغ بسازند.
مقابله با انحراف توسط امام دلها
آیتالله اشکذری با اشاره به اهمیت اعلام مواضع در موقعیتهای حساس تاریخی از سیره امام هفتم(ع) بهره گرفته و بیان کرد: امام موسی کاظم(ع) در هر فرصتی مقام امامت خود را به رخ دشمن میکشیدند و سعی داشتند دشمن را از راههای مختلف تضعیف کنند. بنا به نقل ابناثیر «هارون الرشید که در ماه رمضان سال ۱۷۹ به قصد عمره به مکه میرفت، در سر راه خود به مدینه آمد و وارد روضه رسول خدا(ص) شد. وی برای جلب توجه مردم به منظور اینکه رابطه نسبی خویش با رسول خدا(ص) را به رخ آنها بکشد، پس از زیارت مرقد مطهر، به پیامبر(ص) اینچنین سلام داد: السّلام علیک یا رسول الله یا بن عمّ؛ سلام بر تو ای رسول خدا ای پسر عمو. در این هنگام موسی بن جعفر(ع) که در آن مجلس حاضر بود، پیش آمد و خطاب به رسول خدا(ص) گفت: السّلام علیک یا ابة؛ سلام بر تو ای پدر. با شنیدن این سخن، رنگ از رخسار هارون پرید و خطاب به امام کاظم(ع) گفت: هذا الفخر یا ابا الحسن جدّا؛ این مایه افتخار است ای ابوالحسن. پس از آن بود که هارون دستور توقیف و حبس آن حضرت را داد» (الکامل، ج ۶، ص ۱۶۴ و نک: الاحتجاج، ج ۲، ص ۱۶۵؛ روضة الواعظین، ص ۱۸۴؛ الصواعق المحرقه، ص ۲۰۴؛ مرآة الجنان، ج ۱، ص ۳۹۵).
اگر دشمن با ظاهرسازی، خود را به پیامبر اسلام(ص) نسبت میدهد، امام(ع) حرف دشمن را در نطفه خاموش کردند. امام با این حرکت هم بر ارتباطشان با منبع وحی و رسالت تأکید کردند و هم مانع انحراف باورهای جامعه شدند.
البته این اقدامات به منظور تضعیف پایگاه امامت از طرف حاکم زمانه تکرار میشد. ذکر شده سالی در مراسم حج در کنار خانه خدا هارونالرشید با همه دبدبه و کبکبه خود با دیدن امام در تلاشی ناکام به منظور تضعیف جایگاه امامت بیان کرد: «تو همان هستی که مردم پنهانی با تو بیعت کرده و تو را به پیشوایی برگزیدهاند؟ امام فرمودند: «اَنَا اِمامُ القُلُوبِ و اَنْتَ اِمامُ الجُسُوم؛ من بر دلهای مردم حکومت میکنم و تو بر تنها». امام(ع) اول از خود شروع کردند و فرمودند: من بر دلها امامت میکنم و شما چون پول و سرمایه در دست دارید بر جسم مردم؛ دلهای مردم با تو نیست. رهبران الهی امامت بر دلها میکردند و حاکمان زور با قدرتهای دنیوی ظلم میکنند و زور میگویند. مثل ادعاهای ابرقدرتهای امروز که تا بن دندان مسلحاند؛ میتوانند رئیسجمهور یک کشور را شبانه بدزدند؛ نفت و منافع ملی کشورها را ببرند، اما سیطره بر ملتها با کیست؟ جمهوری اسلامی هم دارای قدرت است، اما قدرتی که دلهای مردم را هم با خود دارد. آقای ترامپ قمارباز و نتانیاهو نسلکش با زور در قدرتاند ولی درنهایت حاکمیت بر قلبها مهم است. پیام امام موسی کاظم(ع) برای ما این است ارزش، امامت بر دلهای مردم است. ایشان امام مدرسه مقاومت بودند، امامتی که ولو حوزه جغرافیاییاش در حصر زندانهای حکام زمانه بود.





نظر شما